Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

آغاز تاریخ اسماعیلیه در افغانستان PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - تاریخــــــی
نوشته شده توسط نجیب الله جویا   
پنجشنبه ، 9 مهر 1388 ، 10:25

نجیب الله جویامقدمه:

فرقة اسماعیلیه یکی از شاخه‌های درخت تنومند و پربار تشیع است که پس از وفات امام صادق (ع) پدیدار شد و در امتداد تاریخ، به آیین عرفانی و باطنی و جریان فلسفی خاص تبدیل گردید. این فرقه از همان آغاز در گوشه گوشه جهان اسلام نفوذ پیدا کرد و نقش بس مهمی در تکوین تمدن اسلامی و ایجاد میراث علمی، فرهنگی و فلسفی آن ایفا نمود که دوره امپراتوری فاطمیان را میتوان دوره درخشان این فرقه نامید.


هم اکنون، «اسماعیلیان پس از شیعیان دوازده امامی، دومین جماعت بزرگ مسلمانان شیعی و سومین جمعیت بزرگ اسلام را درجهان تشکیل می‌دهند، و امروز به عنوان مسلمانان شعیه امامی اسماعیلی در بیش از بیست و پنج کشور، در آسیا، آفریقا، اروپا و آمریکا پراکنده هستند و افغانستان یکی از این کشورها است و از دیرها موطن اسماعیلیان بوده است.

امرزه اسماعلیان جهان تحت رهبری مستقیم امام حاضرشان نورمولانا شاه کریم الحسینی به پیشرفت های بزرگ علمی، فرهنگی،کلتوری، اقتصادی وسیاسی دست یافته اند اما در باب اسماعیلیان افغانستان تاکنون کاری صورت نگرفته و وضعیت ایشان در هاله‌ای از ابهام باقی مانده است. به دلیل عدم شناخت از عقاید اسماعیلیان این کشور، انواع افسانه‌ها و شایعات به ایشان نسبت داده شده است که در این میان،این رسالت محققین ونویسندگان است که در تفکیک بین عقاید واقعی و خرافات داده شده به آنها را بصورت درست ارزیابی نموده ومهرواقعیت ها را درپای ان بگذارند و سقم نسبت های داده شده به ایشان را ازصفحه تاریخ پاک سازند.

خوش بختانه در نوشتار حاضر تلاش شده است که نقطه آغازی برای پژوهش در این موضوع ترسیم شود. با توجه به کمبود منبع در این زمینه، این نوشتار فقط می‌تواند به عنوان طرحی هرچند ناقص در باب مطالعه تاریخ و عقاید اسماعیلیه افغانستان تلقی شود.

آغاز ورود اسماعیلیه به افغانستان

به نظر میرسد حضور اسماعیلیه در افغانستان تاریخ بلندی ‌دارد. طبق روایاتی، امام محمدبن اسماعیل فرزند امام اسماعیل پس از وفات امام جعفرصادق (ع) مکه را به علت اینکه عباسیان متعهد گردیده بودند که وی را به شهادت برسانند ازاین رو ناگزیر بشکل بسیار سری و مخفیانه مکه را به سوب ری ترک گفت زیرا درآنجا ازقبل جامعه کوچک شیعی وجود داشت و امام در آنجا بطورسری به فعالیت ها یش ادامه داد. وی تعدادی ازداعیان خود را به قندهار، هرات، هند و سند برای تبلیغ کیش اسماعیلی اعزام نمود. بنا بر نقل دیگر، زمانی که امام محمدبن اسماعیل درری و دماوند (یا نهاوند) به سر می برده است او موفق به دعوت اسحاق بن عباس الفارسی حاکم ری به کیش اسماعیلی گردیده بود که بعداها زمام امور دعوت درری نیزبه عده اوگذاشته شده بود. این نیز قابل ذکر است که اسحاق خواهرش فاطمه بنت عباس الفارسی را به عقد امام محمد بن اسماعیل درآورده بود، اسحاق که ازجانب عباسیان به حیث حاکم در ری مقرر گردیده بود هارون الرشید خلیفه عباسی به او نامه فرستاد تا امام را دستگیرنموده و به حضوراودر بغداد بفرستد زیرا او ازجانب جاسوس هایش اطلاع یافته بود که امام محمدبن اسماعیل درایالت ری بصورت بسیار آزادانه فعالیت می نماید اما اسحاق الفارسی ازامرهاروالرشید سربازمی زند وهارون‌الرشید باشنیدن این خبر یک دسته ازسپاهیانش را برای دستگیری اسحاق وامام به ری فرستاد سپاهیان عباسی اسحاق را دستیگرنمودند و وی بلاخره در اثر شکنجه های شدید سپاهیان عباسی فوت نمود، اما امام محمدبن اسماعیل که توسط اسحاق از این موضوع اطلاع یافته بود به نیشاپور وفرغانه (در تاجیکستان‌ کنونی) می رود ودرآنجا به دعوتش ادامه میدهد و قاضی شمس الدین را برای تبلیغ به هرات ومناطق همجوار آن میفرستند

در قرن سوم، ناحیه ری تقریبا پایگاه مرکزی دعوت اسماعیلی در منطقه جبال بود. در آن زمان یکی از فقهای اهل سنت به نام زعفرانی، مردم ری را بر ضد دعوت اسماعیلیه شوراند و غیاث رهبر دعوت اسماعیلیه در ری را مجبور به فرار به طرف خراسان کرد. به گفته خواجه نظام الملک در سیاست‌نامه، «این غیاث که از ری بگریخته بود و به خراسان شده، به مرو مقام گرفت ودرآن جا امیرحسین علی مروزی را دعوت کرد و اجابت یافت». غیاث در حدود سال 280 هجری به مرو الرود (بالا مرغاب امروز در شمال افغانستان) رفت و امیرحسین بن علی مروزی را به کیش اسماعیلی درآورد. بسیاری از مردم در نواحی مجاور مرو الرود (طالقانِ افغانستان)، فاریاب، هرات، غور و غرجستان) نیز بر اثر نفوذ این امیر قدرتمند که بعدها خود یکی از داعیان اسماعیلی شد، بدین مذهب گرویدند، شروع وآغاز تاریخ اسماعیلیه در افغانستان رادر این زمان دانسته اند.

امیرحسین بن علی مروزی که از امیران و صاحب منصبان مهم دستگاه سامانی بود، از سال 307 تا 312ق به عنوان داعی اسماعیلی در خراسان فعالیت می‌کند و پایگاه دعوت را از نیشابور به مرو الرود منتقل می‌نماید. فعالیت اسماعیلیه در غور و غرجستان (در مرکز افغانستان کنونی) نیز در پایان قرن سوم هجری و در زمان حکومت امیر اسماعیل سامانی به وسیله فردی به نام ابوبلال اوج می‌گیرد که با سرکوب و عکس العمل سریع و شدید وی مواجه می‌شود.

اگرچه اسماعیلیان با سرکوب شدید امیر اسماعیل سامانی مواجه گشتند و حسین مروزی نیز به دستور امیر نصر سامانی دستگیر و زندانی شد، جنبش اسماعیلیه در مناطق یاد شده نه تنها از بین نرفت، بلکه بر اثر تلاش دانشمند بزرگ وداعی مشهور اسماعیلی احمد نسفی، جانشین حسین مروزی، در خراسان و ماوراء النهر گسترش یافت؛ تا اینکه به دربار سامانیان وارد شد و حتی امیر نصر سامانی خود نیز دعوت اسماعیلیان را پذیرفت.

اسماعیلیه افغانستان در زمان غزنویان، غوریان و سلجوقیان

سلطان محمود غزنوی (409 ـ 377 هـ.ش) که دامنه حکومتش از قزوین (در ایران) تا دریای ستلج (هندوستان شمالی) و از خوارزم تا دریای عرب گشوده بود، در تمام مناطق قلمرو خود به قلع و قمع شیعیان مخصوصاً اسماعلیان پرداخت. محمود، اسماعیلیان بسیاری از ساکنین شهر ری را به دار زد. به همین ترتیب، محمود غزنوی با اسماعیلیان غور و دیگر نواحی افغانستان نیز با شدت بسیار برخورد نمود. وی با تکفیر اسماعیلیان غور، به قلع و قمع آنان می‌پرداخت.

با یک نگاه گسترده وبه طرح جهانی اسماعیلی در می‌یابیم که خراسان یک جزیره مستقل و مناطق اسماعیلی نشین در افغانستان امروزی و ماوراءالنهر، همه زیرمجموعه این جزیره بوده است. شاهد این مطلب این است که ناصرخسرو خود را حجت خراسان می‌خواند، و در عین حال، عمدتاً فعالیت های او در شمال افغانستان (بلخ) و شمال شرق (بدخشان) بوده است. در حالی‌که ایوانف، با تکیه بر اطلاعاتی درباره جمعیت اسماعیلیه، از بدخشان به عنوان یک جزیره مستقل یاد می‌کند. ابوالمعالی از داعی ‌یی در غزنی نام می‌برد که هم شأن حسن صباح و ناصرخسرو و از مؤسسان نهضت اسماعیلی در آن مناطق بوده است.

طبق نظر سوم، بدخشان، ری (ایران) و مناطق جنوبی افغانستان، باید هرکدام جزیره‌ای جداگانه و مستقل از خراسان بوده باشند، و این خود دلالت بر فعال بودن اسماعیلیه در غزنی (پایتخت حکومت غزنویان) دارد. مارشال گ. هاجسن نیز به این تقسیم‌بندی سه گانه جغرافیایی در سرزمین های ایران ـ خراسان و ماوراءالنهر اذعان دارد، ولی احتمال می‌دهد که این تقسیم‌بندی، مدت درازی دوام نداشته است.

در دوره پس از تجزیه افغانستان امروزی به دو دولت غوری و غزنوی، اسماعیلیان، سلطان علاءالدین حسین سلطان غور را به کیش خود درآوردند و با کمک او آزادانه به تبلیغ آیین خود پرداختند. امر دیگری که در گسترش تشیع در غور و غرجستان مؤثر بود، علاقه امرای آن به اهل‌بیت بوده است که قزوینی نیز بدان اشاره دارد.

با این حال، رابطه اسماعیلیه پس از سلطان علاءالدین حسین غوری با فرزند او سیف الدین محمد و فقهای اهل سنت تیره گردید، زیرا نشان آشکاری از وضعیت نامناسب اسماعیلیه افغانستان در این مقطع است. سیف الدین محمد غوری، همه داعیانی را که پدرش در سال 534ق از غزنی دعوت کرده بود و نیز بسیاری دیگر از کسانی را که تازه به این کیش درآمده بودند، از دم تیغ گذراند. حکمرانان غوری پس از او نیز بارها علیه اسماعیلیه دست به اقدامات جنگی زدند.

نفوذ فقهای اهل سنت در دستگاه حکومتی سلاطین بعدی غور، شاید از عوامل مهم سخت‌گیری ایشان بر اسماعیلیه بوده است. سیف الدین که بر غور و مناطق ضمیمه آن حکومت می‌کرد، شافعی شده بود و برادرش شهاب الدین که بر غزنی و مناطق اطراف آن حکومت می‌کرد، حنفی شده بود. در حدود سال 557ق از فقهای بلخ و سمرقند سؤال شده بود که با اسماعیلیانی که قصد توبه دارند، چگونه باید رفتار کرد. ملایم‌ترین جواب ها این بوده است که آنان باید تمامی کسانی را که و به کیش خویش در آورده‌اند، به مذهب تسنن برگردانند. ولی عموماً توبه فرد اسماعیلی پذیرفته نمی‌شد و برای او چاره‌ا‌ی جز مرگ نبود؛ به این دلیل که صریح‌ترین اظهارات ممکن بود در اندیشه فرد اسماعیلی، قابل تعبیر به معنای مغایری باشد.

ناصرخسرو و اسماعیلیه افغانستان

بدون تردید بزرگ‌ترین نقش را در گسترش کیش اسماعیلی و تعمیق تعالیم آن در افغانستان ناصرخسرو داشته است. وی که متکلمی دانشمند، فیلسوفی توانا، جهانگردی ادیب و شاعری نامور در زبان فارسی بود، در سال 394ق در بلخ متولد شد.

ناصرخسرو، پس از دوران جوانی و تحول عظیم روحی، سفر هفت ساله‌ای را به قصد حج آغاز می‌کند و در آخر این سفر، به دیدار ابوتمیم معدبن علی المستنصر بالله، خلیفه فاطمی در مصر نایل می‌آید و با داعی الدعات، مؤید الدین فی دین شیرازی رابطه دوستی برقرار می‌کند. وی قبل از این سفر به کیش اسماعیلی درآمده بود. ناصرخسرو سه سال در قاهره ماند و به عنوان داعی تعلیم و تربیت یافت و در سال 444ق به بلخ بازگشت و به عنوان داعی،یا به گفته خودش «حجت خراسان»، کار خود را آغاز کرد و پایگاه سرّی خود را در بلخ مستقر ساخت. اما پس از مدت کوتاهی، موفقیت های او دشمنی علمای سنی را که از پشتیبانی حکمرانان سلجوقی برخوردار بودند برانگیخت. سنیان او را به الحاد متهم کردند و قرمطی و رافضی خواندند، خانه او را ویران کردند و حتی قصد جانش را نیز داشتند. سرانجام، او را مجبور کردند تا خانه خود را ترک کند و به دره یمگان در بدخشان پناه ببرد. یمگان در آن زمان جزء قلمرو امیر خودمختار بدخشان، علی بن اسد بود که مذهب اسماعیلی و رابطه نزدیکی با ناصرخسرو داشت.

در یمگان نیز ناصرخسرو به تبلیغات اسماعیلی خود ادامه داد و در همان حال، مکاتبات خود را با داعی الدعات، مؤید الدین فی دین شیرازی و مرکز دعوت فاطمی در قاهره حفظ کرده بود. مطابق روایات محلی اسماعیلیان امروز بدخشان که از ناصرخسرو به عنوان «شاه سید ناصر» نام می‌برند و هنوز برای او احترام بسیاری قائل‌اند و برخی از آثارش را حفظ کرده‌اند، این ناصرخسرو بود که مذهب اسماعیلی را در بدخشان رونق بیشتری ‌بخشید. بدخشان پس از این یکی از مراکز اسماعیلیه و پایگاه اسماعیلیان نزاری پس از تخریب قلعه الموت در ایران شد و به گنج خانه نوشته‌های نزاری تبدیل گردید.

ناصرخسرو دست کم تا هفتاد سالگی زنده بود و در یمگان در تاریخ نامعلومی بعد از سال 465ق درگذشت. قبر او که بر فراز تپه کوچکی قرار دارد، در یمگان و در قریه امروزی حضرت سید نزدیک فیض آباد (پایتخت بدخشان افغانستان) واقع شده است. ساکنان محلی که مقبره را همچون زیارتگاهی پاس می‌دارند و مدعی‌اند که سید و از اعقاب ناصرخسرو هستند، در نهایت شگفتی، همه، سنیان متعصبی هستند که شدیداً اسماعیلیان بدخشان و جاهای دیگر را از آمدن به زیارت مقبره منع می‌کنند. آن ها همچنین معتقدند که جدشان، ناصر، یک پیر صوفی و مانند خودشان سنی مذهب بوده و هیچ رابطه‌ای با اسماعیلیه نداشته است.

اسماعیلیان افغانستان در قرون اخیر

ابهامات و کمبود اطلاعات:

متأسفانه، درباره تاریخ جدید اسماعیلیه افغانستان اطلاعات چندانی در دست نیست. نه محققان خارجی در این زمینه کار مناسبی ارائه داده‌اند و نه مورخان افغانستان به تاریخ و تحولات اسماعیلیه افغانستان بذل توجه نموده‌اند. خود اسماعیلیان افغانستان نیز از قرن یازدهم به بعد و پس از خیرخواه هراتی و سهراب والی بدخشانی، نویسنده و شخص مطلع قابل توجهی نداشته‌اند. اسماعیلیان افغانستان در دوره‌های اخیر تا حدی از لحاظ علمی و فرهنگی در انحطاط افتادند و سرشان را در لاک تقیه فرو بردند و این تقیه دوام دار کار را برای محققین دو چندان مشکل ساخته است وعلت این همه را شرایط نامساعد وفزاه سخت تعسب دا نسته شده است.

 آغاخان‌ها و اسماعیلیان افغانستان

آغاخان محلاتی که رهبر(امام) نزاریان و از نوادگان رهبران (امامان) انجدان بود، در زمان فتحعلی شاه قاجار با حکومت درگیر شد و در سال 1258ق به افغانستان هجرت نمود. آغاخان در قندهار مستقر شده بود و نمایندگان پیروانش از بدخشان و اماکن دیگر دور او جمع شدند. جوامع اسماعیلی این مناطق اکنون می‌کوشیدند تا تماس های مستقیم‌تری با امام خویش برقرارنمایند.

اما حملات انگلیس در افغانستان و جنگ های شدید درقندهار سبب شد که آغاخان افغانستان را ترک و به سند هجرت نماید.

 عبدالرحمن خان و سرکوب اسماعیلیان

عبدالرحمن خان که در استبداد گوی سبقت را از همه حکام افغانستان برده بود، به طور گسترده به قلع و قمع شیعیان پرداخت. طبیعتاً مظالم عبدالرحمن بر اسماعیلیان افغانستان نیز بی سابقه بوده است.

در سال 1305هـ. اسماعیلیان به دلیل استنکاف از پرداخت مالیات، توسط عبدالرحمن تحت تعقیب قرار می‌گیرند. هزاره‌های اسماعیلیِ مناطق ترکمان، پارسا و شیخ علی (مناطقی در ولایت پروان) سرکشی می‌کنند و با حاکم محلی خود درگیر می شوند و او را زندانی می‌‌کنند. در سال 1306هـ.. مناطق که اسماعیلی نشین بودند، توسط دولت سرکوب و حمداًً از جایی به جایی کوچ داده می‌شوند. این مناطق عمدتاً در ولایت بدخشان بوده است (مثل رستاق، شغنان، دوشان، حضرت امام و...).

اسماعیلیان، یا به تعبیر ملا فیض محمد کاتب هزاره، «هزاره های آغاخان محلاتی مشرب»، از مناطق شیخ علی و تاله و برفک در سال 1307هـ. به تمرد از حکومت پرداختند و در پی آن، حکومت به سرکوب آنان می پردازد و در این سرکوب، غیر اسماعیلیان منطقه نیز به کمک نیروهای دولتیِ اعزام شده از کابل برمی خیزند. پس از مدتی در همین سال درگیری شدید دیگری بین نیروهای دولتی و اسماعیلیان از طوایف «کرم علی»، «علی جم» و «نیک پی» (از هزاره های شیخ علی) اتفاق می افتد. در ادامه جنگ های شدید، سرانجام هزاره‌های اسماعیلی به سنگلاخ ها و مغارات و سوراخ های کوه ها پناه می‌برند و عبدالرحمن دستور می‌دهد که جنگجویان دولتی همه اموال ایشان را تملک کنند و اسیران را به کابل بفرستند.

دو درگیری شدید دیگر نیز در همان سال بین اسماعیلیان شیخ علی و نیروهای اعزامی دولتی از کابل پیش می‌آید و در نتیجه، حکومت عده‌ای از هزاره‌های اسماعیلی را از شیخ علی به فیض آباد بدخشان، چندین خانواده را به دره نعلبک دوآب و تعدادی ازخانوده های اهل ترمیشی را به بلخ و مزار شریف تبعید می‌کند و عده ای هم به کوه ها پناه می برند. برخی از اسماعیلیان شیخ علی نیز به گرشک و لهوگرد در هرات تبعید می شوند و تعدادی هم درکارگاه های پرده بافی، کرسباس بافی، کارخانه های چرم گیری و حکاکی به حیث برده و غلام به کار گمارده می‌شوند.

در سال 1308هـ. نیز بین نیروهای دولتی و اسماعیلیان هزاره شیخ علی درگیری پیش می آید که در اثر آن، اسماعیلیان به شدت سرکوب می‌شوند وبه افسران دستورداده می شود که، اموال، حیوانات، زنان و دختران ایشان را تملک کنند. اما این خودسری افسران ظاهراً مورد پسند عبدالرحمن واقع نمی شود و دستور به بازگرداندن اموال و زنان و دختران اسماعیلیان می دهد. اسماعیلیان که دیگر رمقی برای مقابله با دولت نداشتند، با هر وسیله ای می خواستند حکومت را از خود راضی کنند؛ به همین جهت، اموالی را که افسران و نظامیان از آن ها به تاراج برده بودند، حتی پس از دستور عبدالرحمن به بازگشت آن، به حکومت و شاه بخشیدند تا شاید باعث دل نرمی حضرت والا نسبت به خودشان شوند، این همه مظالمات و حق تلفی ها سبب گردید که اسماعلیان افغانستان نه تنها نتوانستند اصول طریقه شان را علنن آشکارو نشرنمایند بلکه انواع افسانه‌ها و شایعات به ایشان نسبت داده شده است.

جغرافیای انسانی امروز اسماعیلیان افغانستان

وضعیت خفقان و استبداد و سرکوب های شدید اسماعیلیان به دست حاکمان کشور در سده‌های اخیر سبب شد که اسماعیلیان سر در لاک خود فرو ببرند و با پنهان کاری و لزوم حفظ اسرار، برای شهروندان افغانستان ناشناخته باقی بمانند. اما آن گونه که قرائن نشان می‌دهد، اسماعیلیان هرچند در مقیاس محدود، در اکثر شهرهای افغانستان حضور دارند. ایشان در برخی موارد خود را اثناعشری معرفی می‌کنند و در موارد دیگری، در پوستین سنیان یا صوفیان سنی درآمده‌اند و تشخیصشان برای دیگران تا اندازه‌ای مشکل است؛ هرچند در برخی ولایات مذهب خود را آزادانه آشکار می‌کنند. آنچه مسلم است، شیعیان اسماعیلی در ولایات ذیل حضور دارند:

1.   بدخشان:

 از زمان ناصرخسرو به بعد، تمرکز بیشتر اسماعیلیان در بدخشان و نواحی آن بوده است. اسماعیلیان نزاری بدخشان بیشترین اسماعیلیان افغانستان هستند. بر اثر تعیین مرز بین روسیه و انگلیس، تماس اسماعیلیان با رهبرانشان کم شد. آخرین تماس آغاخان سوم بامریدانش در این مناطق، در سال 1923 بود که در این سال وی پیر سبزعلی (متوفای 1938م) را که از مردم خوجه بود، به عنوان سفیر خویش در بدخشان منصوب کرد.

نظام شورایی متحدالشکل و هیأت های وابسته آن که بر اساس «قانون اساسی مسلمانان شیعه امامی اسماعیلی» در سال 1986م توسط شهزاده کریم آقاخان چهارم و چهل نهمین امام اسماعلیان ایجاد شد، جماعت های اسماعیلی بدخشان افغانستان و تاجیکستان و دیگر اسماعیلیان افغانستان را در بر نگرفته است، چنان‌که اسماعیلیان ایران وچین نیز از شمول آن خارج‌اند. این جوامع از طریق نظام های دیگری که مبتنی بر کمیته‌های خاص است اداره می‌شوند. در سال های اخیر، توجه خاصی به امور مذهبی، اجتماعی و اقتصادی اسماعیلیان بدخشان می‌شود.

سنت ادبی خاص جماعت نزاری بدخشان و نواحی مجاور آن، لایه‌های متعددی از ادبیات اسماعیلی را عرضه می‌دارد. ایشان کتاب های از آثار اصلی ناصرخسرو، آثار فارسی دوره الموت و بعد از الموت، از جمله رسالاتی را که تلفیق آرای اسماعیلی را با اندیشه‌های صوفیانه نشان می‌دهد، و آثار ناشناخته‌ای را که انتساب آن ها به نزاریان قطعی نیست، برای ما حفظ کرده‌اند و نقش بسیار مهمی در حفظ ادبیات نزاری که به زبان فارسی نوشته شده است، داشته‌اند.

آن ها در سید بودن ناصرخسرو تردیدی به خود راه نمی‌دهند و اسناد و مدارکی نیز در این زمینه ارائه می‌کنند. قبر ناصرخسرو امروزه به عنوان یک زیارتگاه در یمگان مطرح است، ولی بیشتر زائران و خادمان آن اهل سنت‌اند که معتقدند سید و از اولاد شاه سید ناصرند.

یکی از خصوصیات اصلی بدخشانیان است که عنوان اصلی کتاب را نمی‌آورند و تعداد ابواب یا فصول آن را عنوان قرار می‌دهند. آنان کتاب روضة التسلیم، منسوب به خواجه نصیرالدین طوسی را که به 28 تصور تقسیم شده است، تصورات نام نهاده‌اند. کتاب صحیفة الناظرین سید سهراب ولی بدخشانی که به 36 صحیفه تقسیم شده است، سی و شش صحیفه نام گرفته است؛ چنان که یکی از کتب اصلی ناصرخسرو نیز به شش فصل شاه سید ناصر معروف است.

در مقدمه تاریخ بدخشان به نقل از استاد خلیل الله خلیلی راجع به مقبره ناصرخسرو مطالبی درج شده است که به آگاهی افزون‌تر از نفوذ مذهب اسماعیلیه و جایگاه آن در بدخشان کمک می‌کند.

2. اسماعلیان کابل:

 در ولایت کابل و نواحی آن نیز تعدادی زیادی اسماعیلی حضور دارند که ایشان نیز تا قرن یازدهم و دوازدهم هجری پیرو سلسله نزاری محمدشاهی بوده‌اند، ولی پس از آن به سلسله قاسم شاهی گرویده‌اند و از امامان آغاخانی پیروی می‌کنند.

3. اسماعلیان بامیان:

 در ولایت بامیان، اسماعیلیان در مناطق ذیل زندگی می‌کنند:

1. شیبر

 2. شنبل

 3. عراق

 4 کالو

5 درّة شکاری حاجی کاظم زیدانی می‌گوید:

در مناطقی چون درّة شکاری و بامیان، آثار قلعه‌های مخروبه زیادی به جای مانده است که به نظر می‌رسد از آن اسماعیلیان بوده‌اند. زیرا باقلاع «الموت» و سایر قلعه‌های اسماعیلی شباهت دارند.

4. میدان وردک:

 در ولایت وردک و میدان نیز اسماعیلیان در مناطق ذیل حضور دارند:

1. سیاه سنگ؛

2. شینه

3. بهسود.

 اسماعیلیان بهسودی همانند اثناعشری ها، مراسم محرم و عزاداری برپا می‌دارند و در آداب خود تفاوت چندانی با اثناعشری ها ندارند،

5. پروان:

 بعد از ولایت بدخشان، یکی از مراکز پرتراکم اسماعیلیه، ولایت پروان است و بیشتر اسماعیلیان امروزی که در ولایت کابل زندگی میکنند از پروان بدانجا نقل مکان کرده‌اند. بیشترین مناطق اسماعیلی نشین در پروان، درّة شیخ علی و سرخ پارسااست که شامل این طوایف هزاره می‌شود:

1. علی جم؛

 2. کرمعلی؛

3. نیک پی

 چنان که قبلاً هم گفته شد، در اثر تنش های طوایف شیخ علی و سرخ پارسا با حکومت عبدالرحمن جابر، بسیاری از خانواده‌های این طوایف در مناطق غربی و شمال شرقی افغانستان تبعید و پراکنده شدند.

6. بغلان:

 در ولایت بغلان، اسماعیلیان در این فرمانداری ها سکونت دارند:

1. دوشی؛

2. دره نیک پی

3 تاله؛

 4. برفک؛

 5. درّة کیان؛

6. کیله‌گی؛

7. لرخاب

درّة کیان از مناطق مهم اسماعیلی نشین است که برخی تصور می‌کنند اسماعیلی ها عمدتاً در این منطقه حضور دارند. به همین جهت، گاهی در محاورات به اسماعیلی های افغانستان «کیانی‌ها» گفته می‌شود. دلیل آن هم این است که در دوره‌های اخیر، رهبری اسماعیلیان افغانستان به دست سادات خانواده کیانی بوده است ولی واقعیت اینست که کیان و یا کیانی یک خانواده کوچک است.

هزاره ها ویا نکپی ها از وقتی که ستاره قدرت سیاسی شان افول میکند همواره مورد تاراج سیستماتیک اقتصادی از طرف عناصرر حرفه ای سیاسی،اقتصادی، مذهبی نیز قرارگرفته است.

علی رغم انکه توان پرداخت هیچ یک از وجوهات مشروعه ومعروفه را نداشته اند از طرف داعیان ومتولیان مذهب وسیادت، اما مجبور بودند همه آنها را بپردازند ورنه ازدم تیغ کفر وارتداد وبی حرمتی به سید،فقیه، ائمه و حاکم، جان سالم بدربرده نمی توانستند.

 همین شرایط زمینه وفرصتی شد برای آنها یکه به نام سید حرفه مذهب داری را خوب یادگرفته بودند تا امورات مذهبی وبه تبع آن اقتدار سیاسی وفرصتهای اقتصادی این جامعه را بصورت کنترات درانحصار خود درآورند و بالای این مردم بیچاره حکومت شاهی نمودند.

 این متولیان مذهب اضافه بر قوانین ماثورمذهبی بدعتهای نیز در این قوانین بنام مذهب داشتند.

 از آن جمله رابطه پیرـ مریدی است که ابتدا جنبه اختیاری داشته وبعدها اجباری شده بود. هرهزاره یا نیکپی باید از میان افرادی موسوم به سید ها یکی را بعنوان پیر انتخاب نمایند ود ستورات ویرا در زندگی شخصی خود اجرا مینمودند ودرعوض سالانه سهمی از اموال خود را جبرا به پیر خود اهدا میکردند طوریکه مناطق هزاره ها بین سیدها تقسیم شده بود وهرسید تعدادی مرید هزاره داشت که هرسال برای جمع آوری سهمیه خود از میان مریدان یک، تا دو چوپان استخدام میکردند که رمه حاصل از جمع آوری گوسفندان مریدان را برایش نگهداری کند بدون در نظر داشت حقوق انسانی شان.

 این در حالی بود که همان مریدان، خود به نان شب شان محتاج بودند وچه بسا بجای نان علف میخوردند اما سیستم تاراج بنام رابطه پیر ـ مریدی چنان هزاره ها را مسحور وافسون زده کرده بود که هزاره ها ادای آنرا مقدم بر خود وعیال خویش میدانستند.

 وقتی این متولیان چیره دست مذهب، از خارج به درون جامعه هزاره نفوذ میکند دیگرتعصب،کینه وبرتری طلبی نژادی نیز انگیزه تاراج این جامعه را در آنها تقویت میکند که دیگر هیچ رحم ومروتی نمی ماند و به فجایع انسانی وتاریخی هزاره ختم شده وریشه های حیات این جامعه راازدرون میخشکاند و هیچ ترحم به حال این مردم بیچاره نداشتند و ندارند و در شرایط فعلی هم تلاش های به خرج میدهند که بالای مردم به همین منوال حکمفرمایی نماید.

امروز مردم دنیا به این عقیده رسیده است که دیگر هیچ تفاوت بین انسان وجود ندارد به جز از علم و معرفت انسان پس این کینوران باز هم میخواهد تمام میثاق های ملی و بین المللی را نا دیده بگیرند رابطه پیرمریدی یک نوع کاست اجتماعی رانیز در جامعه هزاره بوجود آورده بود.هزاره ها حق نداشتند درحیطه اختیارت مریدان وارد شود ویا از نژاد آنها دختر بیگیرند.

7. کنر، لغمان، کاپیسا و ننگرهار:

 در این استان ها اسماعلیان به تعداد بسیار کم وپراگنده زندگی میکنند و در آداب خود تفاوت چندانی با اهل تسنن ندارند،

8. سمنگان:

 در ولایت سمنگان، اسماعیلی ها درمناطق چون پشت بند، دره صوف و روی دو آب زندگی می‌کنند.

9. زابل:

 در ولایت زابل، طوایف پاینده محمد (دادخان، صحبت خان و محمد خان) که از طوایف دایچوپان می‌باشند، اسماعیلی هستند.

غیر از ولایت های نامبرده، در ولایت های قندهار، فاریاب، جوزجان، بلخ و... نیز احتمالاً گروه هایی از اسماعیلیان حضور دارند که اطلاع تفصیلی از آن ها در دست نیست. مذهب اسماعیلی به ویژه در ولایت قندهار ریشه دیرینه دارد. آقا محمدخان با حمایت اسماعیلیان، سپاهی تشکیل داد و آهنگ فتح هرات را داشت. در زمان عبدالرحمن خان جابر نیز تعدادی از خانواده‌های اسماعیلی شیخ علی و سرخ پارسا از ولایت پروان به قندهار، گرشک و... تبعید شدند.

لازم است یادآوری شود که از نظر تمایزات نژادی، اسماعیلیان بدخشان تاجیک، نورستانی ها یونانی تبار و سایر اسماعیلیان افغانستان عمدتاً از نژاد هزاره و بخشی هم از سادات هستند. اسماعیلیان قندهار نیز احتمالاً از سه نژاد هزاره، بلوچ و پشتون‌اند.

 وضعیت فرهنگی و جهان بینی امروز اسماعیلیان افغانستان

از باورهای اسماعیلیان امروز افغانستان اطلاعات دقیق و زیادی در دست نیست اما دراواخر شهزاده کریم آغاخان چهارم و چهیل نهمین امام اسماعلیان جهان با ایجاد بنیاد ها و موسسات در بخشهای مختلف فرهنگی، تعلیمی، صحی واقتصادی در تفاهم با دولت افغانستان ایجاد نموده است و امید است که در جهت احیایی فرهنگ اسماعیلیان افغانستان نیزکوشش های مؤثرصورت گیرد تا این جماعت مظلم و سخت ستم کشیده درطول تاریخ بتوانند مانند سایر شهروندان افغانستان آزادانه زندگی کنند وازهمه حقوق شان برخوردارباشند.  

اطلاعات غیراسماعیلیان افغانستان درباره عقاید اسماعیلیان بسیار محدود است و حتی اثناعشری ها دیدگاهی بسیار منفی درباره آن ها دارند درحالیکه اثناعشری ها خود گاه گاهی مورد توهین وتحقیر شدید سنی های تند روقرا رمیگیرند

حاجی کاظم یزدانی، از مورخان معاصر افغانستان، که تا اندازه‌ای در باب اسماعیلیه و عقایدشان تحقیق کرده است، می‌گوید:

شاید قریب سه درصد از جمعیت افغانستان، شیعه اسماعیلی باشند... شیعیان اسماعیلی افغانستان از محروم‌ترین و مظلوم‌ترین طبقات این کشور بوده‌اند و در طول تاریخ، مصائب و آلام بی‌شمار دیده‌اند. علاوه بر آنکه از طرف رژیم های وقت افغانستان تحت فشار قرار می‌گرفتند، اکثریت ملت افغانستان نیز آنان را یک فرقه غالی و حتی مشرک پنداشته، انواع توهین و تحقیر و آزار را در حقشان روا می‌داشتند. حتی شیعیان دوازده امامی که خود مورد توهین و تحقیر از طرف اکثریت قرار می‌گرفتند، اسماعیلی ها را از خود طرد می‌کردند؛ در صورتی که اسماعیلی ها اتهام غلو را همواره رد نموده اند و خود را مسلمان واقعی می‌دانند.

اسماعیلیان امروز در افغانستان برای شان جماعت خانه های ساخته اند که سه وقت درآن جا میروند و به عبادت (نماز) میپردازند.

صدمه فرهنگی طالبان به اسماعیلیان و میراث مکتوب افغانستان

از فرهنگ ستیزی طالبان نه کتابخانه‌ها در امان بود، نه موزه‌ها و نه بت های بامیان و دیگر آثار باستانی و فرهنگی بسیار باقدمت افغانستان.

برخی از کتابخانه‌ها که دربرگیرنده آثار خطی نفیس افغانستان بود، از جمله کتابخانه‌های ولایت بدخشان و دره کیان، در اختیار اسماعیلیان این کشور قرار داشته است. بسیاری از کتبی که در این کتابخانه‌ها نگهداری می‌شد، تک نسخه بوده است که متأسفانه برخی از آن ها برای همیشه از دست رفته است.

یکی از نزدیکان سیدمنصور نادری، فرزند سید نادرشاه کیانی مشهور به سید کیان ازجمله رهبران فرقه اسماعیلیه در افغانستان، خاطرنشان می‌ساخت که وقتی آقای نادری از کتابخانة ملی ایران درخواست کتاب برای کتابخانه خود در دره کیان نمود، کتابخانه ملی از ما لیست کتب موجود در کتابخانه را خواست تا کتاب هایی را که ما نداشته باشیم بدهند. وقتی لیست کتاب های موجود درکتابخانه دره کیان را دادیم، آن ها وحشت زده شدند، زیرا کتاب هایی در لیست ما بود که اصلاً در ایران وجود نداشت و شناخته شده نبود.

همین کتابخانه با هزاران جلد کتاب نفیس و نایاب و کم یاب خود، وقتی در سال 1377 به دست طالبان افتاد، به آتش کشیده شد و تمام کتاب های آن سوزانده و یا به غارت برده شد.

دولت جدید افغانستان و آغاز فصل جدید برای اسماعیلیان

سقوط طالبان و روی کار آمدن دولت انتقالی اسلامی در افغانستان، به تمام مردم این کشور، از جمله اسماعیلیان، فرصت داد تا نفسی تازه کنند و به امید فردای بهتر بنشینند. اوضاع از جهاتی شکننده می‌نماید، اما همین فضای نسبتاً آزاد در مدت شش سال و نیم پس از سرنگونی طالبان، مجال تحرک دوباره برای بسیاری از شهروندان، فرهنگیان و گروه های گوناگون این کشور را فراهم نمود. اسماعیلیان این مرز و بوم نیز در این مدت آشکارا جانی تازه گرفتند و به تکاپو برای بهبود اوضاع سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ـ مذهبی خویش افتادند.

در پاییز سال 1381، آغاخان چهارم چهیل نهمین امام اسماعیلیان در کابل و بدخشان به بازدید از پیروان خود شتافت و پس از چند سال محرومیت اسماعیلیان افغانستان از دیدار او، پیروان افغانی‌اش به استقبال او رفتند. آقاخان چهارم در این سفر با حامد کرزای، رئیس دولت انتقالی افغانستان، و سایر دولتمردان در کابل نیز دیدار کرد و از آن ها وعده همکاری با پیروانش را دریافت نمود و متقابلاً خود وعده همکاری با دولت کابل در پروژه‌های بازسازی این کشور را سپرد.

در 22 آذر سال 1381، شصت و ششمین سالگرد تولد شهزاده کریم آغاخان چهل نهمین امام اسماعیلیان از سوی اسماعیلیان افغانستان در شهر کابل در مسجد جامع اسماعیلیان این شهر (جماعت خانه) گرامی داشته شد. در مراسم بزرگداشت ازسال تولد آغاخان، عده کثیری از اراکین دولتی علما ودانشمندان وسطح رهبری اسماعیلیان افغانستان، سخنرانی نمودند و بر لزوم رعایت حقوق اقلیت های مذهبی در قانون اساسی جدید تأکید کرد است و درشرایط فعلی نسبتا وضعیت مردم اسماعیلی خوب است تعصبات رنگش را از دست داده است.

تشکر

Advertise your business here. Click to contact us.
  • ابومسلم
    آقای نوسنده باتقدیم این مقاله خواسته تااین فرقه گمراه(اسماعلیه)رادوباره برای نشرعقایدباطلشان بیدار س ازدوازمظلومیت ایشان صحبت نموده درحالیکه ازظالمترنن افرادجامعه جهانی بشمار میروندکه خون هزارهامسلمان  رادرزمان تسلط کمونستهاریزاندندکه البته میتوان کشتن بهترین مبارزین اول جهادرادردره "منجان" ول سوالی "کران ومنجان" را بطورنمونه پیش [color=fکرد.
  • ابومسلم
    ازعقاید اسماعلیه:توسل جستن به فردغائب که همانا آغاخان است وآن را حاضروناضردانستن درحالیکه این مخالف شرع وعقل سلیم است.2-عدم ایمان به مبادئ اسلام پنجگانه همچو نماز،روزه،زکات وغیره وآنهارا عبارت ازحفظ ا سرار ورموز جماعت دانستن.3-درمیان حلال وحرام فرق نگذاشتن.4-عدم پابندی به اجکام اسلام بطورمطلق نزدایشا ن نه نمازی وجود داردونه حجی و نه روزه ای.
  • ناشناس
    این مذهب کاملا مسخره است.دروست بیاد دارم زمانیکه منصور نادری چند روزی در خانه قبادی واقع گذر حیات شه ر مزارشریف امده بود.مریدانش حتی پاهایشرا میبوسیدند.در حالیکه موصوف یک ادم شرابخور زنکه باز و 4 عیب ش رعی بود و است.پس این چگونه مذهب است که بزرگانش چنین هستند.و گذشته از همه . پیروان این مذهب یا طریقه در هر حکومتی بلی گو هستند با کمونیست کمونیست با مجاهد مجاهد و با فاشسیت های بابا خیل فاشیست بلاخره م علوم نشد که شما کی هستید؟ویا چه هستید؟و یگانه چیزیکه شما یاد دارید فقط دست بوسی و پابوسی است وبس.که این هم تا بحال جواب نداده و نمیدهد.تشکر .ا. از مزارشریف
  • Atmer  - SALAM
    نویسنده محترم:

    آیا شیطان چراغق در بین شان که رواج است حقیقت دارد
  • ص نظری
    از مادرت پرسان کو
  • هادی  - با نوشتن نظر باید عفت قلم را درنظرداشت


    اسماعیلیان یکی از فرقه های برومند مذهب تشیع است که تاریخ درخشان وافتخار افرین دارد .
    تاریخ درخش ان اسماعیلیان باعث فخر نه تنها جوامع اسلامی بلکه مایه فخر وسربلندی تمام بشریت است .

    درعصر کنونی ج امع الازهر یکی از مراکز بزرگی اسلامی است باید بدانیم که این مرکز بزرگ درزمان امپراطروی اسماعیلیان بن ا شده است ، هیج کس نمیتواند خدمات شایان خلفای فاطمی را که درراه ترقی ورشد فرهنگ اسلامی انجام یافته انکار کرد .
    هم اکنون رهبر جهانی اسماعیلیان شهزاده کریم آغاخان درسراسرجهان کمک های بشردوستانه خودرا اعزام میدادرد که از دیدهیچکس پوشیده نبوده ودرجوامع اسلامی چنین رهبری که فارغ ازهمه جریانهای سیاسی بو ده تنها برای رشد وترقی بشریت می اندیشد سراغ نداریم
    .

    واحد احدی
    ایران

  • ملیحه  - تصمیم گیری


    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    با عرض سلام و یا علی مدد



    درود بی کران بر پیشگاه مقدس صاحب ال زمان مولانا شاه کریم الحسینی (آقاخان چهارم)
    و درودهای بی کران خدمت تمام خواهران و برادران روحانی و مسلمان اسماعیلیه ی جهان!!! امیدوارم که تمامی شما در زیر سایه ی مولای زمان صحت و سلامت باشید.

    براد ر روحانی عزیز واحد احدی از ایران بسیار تشکر از پاسخ زیبا و منطقی شما در برابر نظریات سایرین.
    از خوا ندن نظریه ی زیبای شما بسیار خوشحال و خرسند شدم بخاطریکه نظریه ای را که شما نوشته اید نشان دهنده ی عق ل و فهم و درک درست شما می باشد.
    من نمی دانم که چرا بعضی از افراد بدون مطالعه و بدون علم داشتن نسبت به چیزی دست به تصمیم گیری عجولانه می زنند و خود را در ملا عام بد نام و نادان جلوه می دهند.
    من از تمامی کسانی که درباره ی مذهب مقدس اسماعیلیه اطلاعات درست ندارند می خواهم که عمیقا در این باره تحقیق کنند و هیچگاهی عجولانه تصمیم نگیرند و بر علیه مذهبی نتازند چون ضرب المثل است که می گویند عجله کار شی طان است و نکته ی دیگر اینکه برای تصمیم گرفتن درباره ی این گونه موارد انسان به مدت زمان زیادی نیاز دا رد که تصمیم نهایی بگیرد.
    من نمی دانم این افرادی که در اینجا نظریات خود را ارائه داده اند چندین سال در این باره تحقیق کرده اند که چنین نظریه ای را بالاخره در این جا ارائه داده اند که در اکثر جاها متن هایی را که نوشته اند نشان از بی اطلاعی و کم خبری و تصمیم گیری عجولانه ی آنها است. امیدوارم که همه ی ما اول تحقیق کنیم بعد فکر کنیم و بعد تصمیم نهایی را درباره ی هر چیزی ارائه بدهیم.
    از تمامی شما خوان ندگان گرامی می خواهم که اول تامل و تعمق کنید و بعد نظریات خویش را در این جا ارائه کنید.
    در جواب آقا ی ابومسلم باید بگویم که فحش و دشنام دادن شما خود نشان نادانی شما و متعصب بودن شما می باشد و نظریه ی انسان نادان و متعصب قابل قبول اهل تفکر و اهل علم نمی باشد.
    در جواب آقای ناشناس باید بگویم که سید من صور نادری ربطی به اسماعیلیه افغانستان ندارد او هم فقط یک اسماعیلی هست که من در اینجا نمی خواهم حرف ر ا طویل بسازم. صرف می خواهم بگویم که امام ما آقاخان است و هیچ ربطی به جناب آقای سید منصور نادری ندارد او هم یک اسماعیلیه هست دیگه اش به ما ربطی ندارد که چطور اسماعیلیه ای است.
    امام خود مفسر دین و قرآن است و ضرورتی ندارد که کس او را بفهماند که تو امام هستی بنابراین باید طبق شریعت عمل کنی. خود امام تم صمیم می گیرد و شریعت را و دین و قرآن را تفسیر می کند. لطفا کمی فکر کنید اگر عقل در سرتان است.
    امام قطب دایره ی عالم امکان است و خود بر هر چیز دانا و توانا است.


    با تشکر و احترام
    ملیحه
  • ابومسلم"کرانی"
    آقای احدی نمیداند که موسسهای امدادی آغاخان موسسهای خیری رایگان ازطرف آغاخان نیست،بلکه آخاخان صرف درم قابل پول انگفتی که دریافت میکندکار مینمایدباصطلاح"تکه دار"است،امدادهای بین المللی رادرمقابل پول زیادی به مردم میرساند،که این درذات خودتجارت بزرگی بوده دارای سودی سرشاری است. به هرحال بفرض اینک ه آغاخان کمک مالی کنددلالت به صحت این مذهب نمیباشد!!!
  • ابومسلم"کرانی"
    دراینکه اسماعلیهاخودرا شیعه مینامند شکی نیست!ولی هرگیزپیروان اهل بیت "رضی الله عنهم"که درراس ایشان علی رضی الله عنه قرارداردشده نمیتوانند،زیرا علی رضی الله عنه وهمه اهل بیت ازپابندترین مردم به احکام دین وازباتقواترین مردم بودنددرحالی که آغاخانیهامشرک وبه دین هیچ ارتباطی ندارند،نماز،روزه..وغی ره هیچ مبفهومی نزدشان ندارد!اصلانمیدانند قرآن چیست وازچه بحث میکند!عجبتر اینکه در میان ایشان هیچ حاج ی وحافظ فرآن وجود ندارد میدانید چرا؟زیرا باین چیزها ایمان ندارند!!!
  • ملیحه
    ببخشید جناب آقای ابومسلم
    چنانچه از گفته های شما به نظر می رسد شما بین اسماعیلی ها سرشماری (احصائیه انجام داده اید)کرده اید و دیده اید که اسماعیلی ها حاجی و یا قاری قرآن ندارد. نمی دانم باز چرا شما کو رکورانه قضاوت کرده اید.
    من خودم یک اسماعیلی هستم و تمام مسائل مذهبی و دینی خود را می دانم و در ضمن یک قاری و حافظ قرآن هستم و چنانچه خودم اسماعیلیه هستم می بینم که در بین اسماعیلی های ما حاجی های بسی ار زیاد و همچنان زبردست ترین حافظان قرآن و قاریان قرآن بیشماری وجود دارد. پس شما چطور می گویید که وج ود ندارد؟؟؟؟؟؟؟؟؟ لطفا بدون تحقیق حرف نزنید چون این نشان دهنده ی قضاوت یک انسان جاهل و نادان است نه یک انسان عالم و عاقل. این نشان دهنده ی تعصب و تحجر یک انسان نادان می باشد. لطفا این مسائل را درک کنی د و خود را بد نام نسازید.
    با حلوا حلوا دهان شیرین نمی شود.


    باتشکر و احترام
    ملیحه
  • ابومسلم"کرانی"
    احدی ازازهریادنموده ولی ازفجایع بزرگی که -این فرقه که بنامهای" قرامطه،نزاریه،حشاشون"یادمیشدن دودر قلعه "الموت"متمرکزبودند- بالای اهل اسلام آوردندوخون هزارهامسلمان راریزاندندیاد آوری نمی کندکه از سیاه ترین صفحات تاریخ جهان اسلام بشمار میرود.
    براستی این فرقه ازسلام فرسنگهافاصله داشته و اسلام ازایشان بیزاراست،لذادامن پاک اسلام عزیزرا-داغدارکردن -بانسبت دادن این فرقه گمراه بآن جرمیست سن کین ونابخشودنی!!
  • ملیحه
    ابومسلم عزیز
    در طول تاریخ افراد متحجر و متعصب زیادی بودند که سعی و تلاش داشتند تا اسماعیلیه را بد ن ام سازند که خود شما هم یکی از این افراد در زمان حاضر می باشید.
    چنانچه از حرف های شما معلوم می شود ش ما از پیش خدا آمده اید و خبر دارید که اسلام از اسماعیلیه بیزار است، در حقیقت اسلام از مذهب اسماعیلیه بیزار نیست این خودت هستی که نظر شخصی خود را ارائه می دهی این نظر اسلام نیست.
    آقاخان هرجا که برود پ یشتاز است؛ چرا که او از نسل حضرت علی علیه سلام و حضرت فاطمه ی زهرا سلام الله علیها و از نواده ی پیام بر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم می باشد.


  • محمد کریم حسینی  - جناب .... این هم جواب همه نظریات شما...



    آقای ابومسلم
    من شرم دارم از اینکه نام خداوند متعال را گرفته به شما پاسخ دهم!! و نام مبارک خداوند را در جواب تو (نعوذبالله منها) نجس کنم. آیا آن روزی که به گفته خودت "اسماعیلیان ظالمترین افراد جام عه هستند و خون هزارها مسلمان را ریخته اند" تو بودی و دیدی و فهمیدی که او واقعا آنها چه کسانی بود ند؟ آیا می توان با احتمال و شک و تردید و با گفتار چند نفر جاهل به این حرفها و سخنان یاوه گونه اعتماد کرد؟؟؟؟؟
    و در مورد توسل جستن به فرد غائب! این حرف شما کاملاً دروغ محض و خلاف عقل است... پس لطفا ا ز عقل و ایمان و خرد صحبت نفرمایید که به شما می زیبد. شهزاده کریم آقاخان چهارم، چهل و نهمین امام مورو ثی مسلمانان شیعه امامی اسماعیلی نزاری آقاخانی می باشد که از نسل مستقیم پیامبر گرامی اسلام (ص) و از ط ریق ایشان از نسل حضرت علی مرتضی (ع) و بی بی فاطمه زهرا (س) می باشد. و تا به حال در کشور تو و در سرزم ین تو، میلیونها دالر را به خاطر امنیت، آبادانی، پیشرفت، ترقی، انسانیت، حقیقت و صلح و صفا به مصرف رسا نده است، بدون هیچ چشم داشتی و هنوز هم کماکان با پیروانش به دولت و مردم افغانستان کمک می کند و کمک می رساند... اگر قبول نداری و خود را فهمیده تلقی می کنی، برخیز و رو به پی حقیقت، و از رئیس جمهور این مم لکت و از وزراء و مقامات بلند پایه کشورت بپرس که او کیست و چگونه است؟ خواهند برایت توضیح داد اگر تو ر ا شرف و قدر دهد و به حضور طلبد که بعید می دانم...!!
    و در مورد مبادی پنجگانه اسلام! شرم است که اصو ل دین را فراموش کرده اید و به جای آن مبادی را علم قرار داده اید و این یک بدعت است، پس اصل را جستجو ک ن و چون منصور حلاج بر سر دار شو و فریاد انا الحق زن، اما افسوس که درکش نمی کنی و نخواهی توانست... پس لطفا از فروعات کناره گیر و به اصول نظری بیانداز و سپس اگر عقلت توانایی داشت و درک کردی آنگاه خود خو اهی دانست که آنکه را اسرار حق آموختند، مهر کردند و دهانش دوختند...
    زیاد در مورد نماز و روزه و حج اص رار داری! چرا؟ فردا روز تو جواب کسانی را که نماز نمی خوانند یا روزه نمی گیرند یا حج نمی روند می دهی؟ آیا تو صاحب اختیار دینی؟ آیا پیامبر تو را امر کرده است؟ پس که هستی ای انسان ضعیف و ناقص العقل؟ نماز را چه می دانی؟ روزه و حقیقت آن چیست؟ حج را چگونه تعبیر می کنی؟....
    آن کسانی که به نام اسلام و مسلم ان بودن انتحار می کنند و به خاطر یک دو یا سه نفر کافر جان ده ها و صدها انسان را می گیرند، آنها آیا م سلمان هستند؟ آیا آنها مایه ننگ و شرم اسلام نیستند؟ ایا آنها نام اسلام را لکه دار و ننگین نساخته است؟ پس ای کسی که دم از مبادی پنجگانه می زنی، انگشت انتقادت را جمع کن که سه انگشت دیگرت خودت را نشانه گر فته است؟ اگر می توانی این سخنان بی ارزشت را نثار آنها کن که هم نام تو را بده کرده است، هم نام اسلام را، هم نام پیامبر خدا را، و هم نام افغان و مسلمان بودن را!!! ای واقعا جای شرم است...
    و در ضمن این را باید بگویم که آنهایی که خود را مسلمان خطاب می کنند و اسلام را آله دست خویش قرار داده اند و به نام اسلام به مسلمانان و مردم بی دفاع و مظلوم و بیچاره و پیاده روها و دیگر انسان ها را با حمله انتحاری آ سیب می رساند یا آنها را فلج می کنند یا آنها را به قتل می رسانند، فردا در حضور اقدس خداوند لایزال نبا ید جوابگو باشند؟
    اما تو، امثال تو و غربی ها نمی دانند که آن گروه کوچک نمایندگی از اسلام نمی کنند؛ بلکه آنها رانده شده مسائل سیاسی و هواهای نفس خود هستند...
    پس نظری به خود کن و تفکر کن و جهان درونت را تغییر بده تا زندگی با سعادت داشته باشی...

    و السلام من اتبع الهدی
    محمد کریم حسینی
  • محمد کریم حسینی  - پاسخ به تمام نظریات تو ... لطفا عفت کلام داشته باش





    ابومسلم کرانی...

    فکر می کنم که شما زیاد عاشق و دلباخته مال دنیا هستید! زیاد پول دوست داری؟ خیلی ح سودی ات آمده است؟ ... آنچه که تو می بینی و فکر می کنی، آن اینگونه نیست... و از عقل ضعیف تو بالاست... کی گفته که پول و مال و دارایی حقانیت دینی را اثبات می کند؟ نکند که تو تا به حال هر چیزی را با پول خ ریده ای؟ اما نمی توان اعتقاد و عقل و خرد و فهم و درک و مذهب را با پول خریداری کرد! و این را فراموش ن کن که دین اسلام، دین مساوات و برابری و اخوت است، اسلام دینی است که هم به دین ارج می نهد و هم دنیا را مورد توجه قرار می دهد و این عاقلانه نیست که به خاطر دنیا، دین را باخت و یا به خاطر دین از دنیا دست کشید؛ نه، بلکه دین اسلام، دین توازنه و دین تعادل است، نه افراط و تفریط...

    و در مورد پیامبر و آل او لازم نیست که تو نام شان را بر زبان کاذب و دروغ گوی خود جاری سازی... تو با این سخنان خویش به جان خ ود آتش و عذاب خریداری کرده ای! برایت تبریک عرض می کنم... آن هم از صمیم قلب... !!!

    تو هنگام صلوات فرستادن بر محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله والسلم) و آل او بخل و کینه روا می داری! پس چگونه انگشت ان تقاد بر روی یک گروه بزرگ اسلامی توهین می کنی در حالی که سه انگشتت خود تو را نشانه گرفته است؟ فرق تو با کسانی که پیامبر خدا را ابتر نامیدند، چیست؟ پس من می گویم که اللهم صلی علی محمد و آل محمد ... بار خدایا درود فرست بر محمد و خاندانش... که متاسفانه تو از این امر سرپیچی می کنی و در دلت با آل و اولاد علی که به فرمان خداوند از طریق پیامبر به امامت رسیده اند کینه و خصومت روا می داری و چه بسا که فحش ها و ناسازهای فراوانی داده باشی!! مگر غیر از این است؟ پس لطفا آن وجدانی که نداری که به خواب رفته و مرد ه است را بیدار کن! شاید نتوانی وجدانت را بیداری کنی! چون او را به قتل رساندی! و تو یک قاتل هستی و به نفس خویش ظلم کرده ای...

    و در مورد اینکه گفتی ای همه اهل بیت پابند به احکام دین بودند، آیا آنها صاحب دین و اختیار دار مذهب نبودند؟ پس تو چطور به خود حق می دهی که مالکیت چیزی را که از خودت نیست، به خود نسبت می دهی و به یک شخصیت عالی و برتر جهان اسلام توهین و اهانت می کنی؟
    ابومسلم کرانی، تو هم م تأسفانه به درد فرد دیگری مبتلا هستی و به جای اصول تو هم مثل کنه چسبیده ای به فروعات... امان از چی؟ آ فرین... امان از نادانی و جهالت؟ فرق تو با مشرکان زمان پیامبر چیست؟ آنها هم پیامبر خدا را انکار می کر دند و می گفتند که قرآن سخن خدا نیست و این سخنان را سلمان فارسی به او یاد داده است و یا نعوذبالله منه ا مثل کسانی دیگر که گفتند که (لعنت به آنها باد) این سخنان را شیطان به او یاد داده است؟

    ای کم عقل ... تو که این قدر عاشق قرآن هستی بگو که در کدام آیه و حدیث ذکر شده است که مذهب بر حق به وجود حافظان قرآن آن مذهب است؟ ها؟ بگو؟ ... پس لطفا اهانت نکن و یاوه گویی و بیهوده گویی را بس کن که خداوند از این کار خمشگین خواهد شد و جزایت را خواهد داد... و در ضمن ایمان خرید و فروش نمی شود جانم!!!

    در مورد پیام سوم و پیام اهانت آمیز و آلوده تو...
    تو چطور به خود حق و اجازه می دهی که از دایره انسانیت و حق انیت پا فراتر بگذاری و به آنها توهین کنی؟ ها؟ اصلا اسلام عزیز را تو خودت با این سخنان بیهوده است لکه دار می کنی و به پیکرش لمطه می زنی! گرچه دین اسلام را تو رهبری نمی کنی! تو حق در آن نداری! بلکه دین از خود صاحب دارد و صاحب اصلی و اولی اش خداوند متعال است که خود می داند که چطور از قرآن و اسلام حفاظت کند و نیازی به وجود حقیر و نحیف تو ندارد! پس شرم کن و سنجیده سخن گو که مبادا دلی را برنجانی که رنجا ندن دل مؤمن، عرش خداوند تعالی را به لرزه می آورد و خداوند تو را حتما جزایی خواهد داد، پس بترس از زبا ن سرخت که مبادا سرسبزت را به باد دهد!!!
    در ضمن تو هیچ چیزی نه از اسلام می دانی، نه از پیامبر خدا م ی دانی، نه از قرآن می دانی و نه از شاخه های و گروه ها و مذاهب اسلامی... و حتی از مذهب اسماعیلی...

    اسلام در طول تاریخ پر فراز و نشیب خود، دست خوش تغییرات، تحولات، آشوبها، قیام ها و حملات گسترده هم از بیرون بوده است و هم از درون...
    و من در این جا به چند نمونه محض اطلاع تو انسان بی اطلاع می رسانم. ..
    با حمله مغولان به سرزمین های اسلامی و مخصوصا افغانستان و ایران، ابا و اجداد بیچاره من و تو از دم تیغ هزاران هزار مغول گذشت... مغولان به احدی رحم نمی کردند و حتی حیوانات و موجودات دیگر را از بین بر دند و اثری از زندگی در این مناطق نگذاشتند...
    ای بیچاره! مسئولیت این حمله ها به عهده آن بزرگان می ب اشد که در گذشته خود را شاه و امیر و بزرگ و مسلمان خطاب می کردند و با حمله به سران و وزیران مغول، آنه ا را تحریک نموده و باعث خونریزی و قتل عام هزاران هزار نفر شدند و حتی بعد این وقایع و خرابی ها و ویرا نی های فراوان، از سر آبا و اجداد من و تو کله مناره ها ساختند؟ آیا می دانی؟ نه نمی دانی! پس بدان... غ یرتت را در جایی دیگر مصرف کن و احساساتت را برای خود نگه دار یا به کسی بگو که خریدارش باشد...
    بعد از آن هلاکو خان به ایران و به شهر قزوین رفته تا با کمک عده ای مسلمانان فریب خورد و جاهل الموت را تسخیر نموده و از بین ببرند و در این بین 30 هزار مسلمان اسماعیلی بی گناه از دم تیغ کافران گذشتند و جان به جان آفرین تسلیم کردند و با شجاعت از حریم اسلام دفاع می کردند و حال که ایران به این عظمت رسیده است از فداکاری ها، از جان گذشتگی ها و زحمات مسلمانان شیعه اسماعیلی نزاری است، نه کس دیگر و در این بین برخی مسلمانان بذدل دیگر هلاکو و مغولیان را همکاری و مساعدت کردند! چرا؟ چون آنها از مسلمانان اسماعیلی نزا ری نفرت داشتند و آن هم به خاطر حسادت و کینه و دشمنی و پیشرفت و ترقی که آنها داشتند و با دشمن دست به یکی کردند و حق و حقایق را وارونه جلوه دادند و به خاطر ترس از جانشان این اعمال زشت و غیر انسانی را در حق انها روا داشتند پس خواهش می کنم، تمنا می کنم که لطفا خود را دانشمند و فهمیده و دانسته قلمداد نکن ید و به خود این اجازه را ندهید که در مسائلی که وارد نیستید سخن پرانی و قضاوت بی مورد و بی جا کنید و حق را پایمال سازید... و در ضمن شما از طرف سازمان حقوق بشر مسئولیت تفتیش و ارزیابی این مسائل را نداری د!!!! و گمراه به خود خطاب کرده ای؟ نه؟ گناهی بس عظیم و سنگین به جانت خریداری کرده ای؟ پس مبارکت باشد و تو و امثال تو بر خلاف دستور خدا و قرآن و پیامبر حرکت می کنید... پیامبر فرمود: حق را بگو، اگر چه ت لخ باشد!! پس این تلخی ها را بچش و ما را معذور دان...
  • علی  - گر چه مذهب مختلف شد هیچ کس بیگانه نست



    حمد و سپاس شایسته پروردگاریست که انسان را از مرد و زنی بیافرید و آنگاه ایشان را گروه گروه ساخت تا یک دیگر را بشناسند و درود بر پیامبر شریعت فراخ دل محمد مصطفی(ص) که مقصد خلقت عالم هموست و بر اهل و بیت معصوم او که مصداق آیۀ تطهیر اند.
    برادران گرامی!
    نخست از همه بگذارید به طور سادۀ ثابت کنم که بنده ال حمدلله مسلمانم:"اشهد ان لا اله الاالله و اشهد ان محمد رسول الله و اشهد ان علی امیر المومنین ولی الله"
    ثانیا اظهار سپاس و امتنان میکنم از نویسندۀ عزیز که بسا معلومات ارزنده ای نوشته اند و مروری گذرا بر تاریخ اسمعیلیان در کشور رنج کشیدای ما داشته اند که خیلی مفید بود اما من شاهد بعضی تهاجمات ش دید در این سایت بودم که ناشی از همان تعصب خشکیست که ایشان در دل خود دارند است.
    برادر من اگر بنده بگو یم: سنی ها همه تروریست اند چون بیشترین یا تمام اعضای تروریستان شبکه ای القاعده سنی هستند! اما بنده و هیچ شیعی هیچ کدام به این اندازه احمق نیستیم که به خاط یک اقلیت کوچک به تمام مذهب اتهام ببندیم. برا در گرامی شما که هنوز بوئی از معتقدات این مذهب بزرگ و پر افتخار ندارید چگ.نه به خود جرئت میدهی درست م انندهمان مشرکان زمان پیامبر که بدون تامل پیامبر(ص)را کاذب و ساحر(نعوذ بالله منها) میخواندند فتوای کف ر این مذهب را صادر میکنی و این در حالیست که من مطمئنم تو تا به حال خودت یک تاریخی را بدون تعصب و عنا د با حق و حقیقت مطالعه نه کرده اید!
    و اما اینکه قرمطیان اسمعیلی بودند و جنایاتی انجام داده اند باید بگویم الاغ نه فهم!وهابیزم منحرف هم سنی هستند ولی عقیده دارند خدا 27 متر طول دارد و بالای عرشی که وس عتش از آسمان و زمین بیشتر است مینشید در حالیکه چهار انگشت از عرش اضافه است!!!! خوب اینها از خدای که به مصداق قول پیامبر(ص) ولله جمیل زیباست ساخته اند یک کتله چاق(نعوذ بالله)
    ایشان قرمطی اند نه اسمعیلی نزاری آقاخانی همانگونه که وهابیان وهابی اند نه ستی حنفی یا شافعی یا مالکی!!!
    خوب اکنون بیائید این ا فسانۀ حشاشین را که شما به عنوان سند به روی ما کشیده اید نقد کنیم! روایت است که گویند حسن صباح رهبر ف دائیان الموت دو پسرش را به جرم شرب و خمر به ضرب تازیانه به قتل رسانید...خوب کسی که فرزند خود را به ج رم استفاده از مسکرات میکشد چگونه پیروان خود را به خوردن حشیش فرا خواهد خواند و آیا یک معتاد میتواند با نعرۀ الله اکبر نظام الملک را در قلب دولت سلجوقی بکشد؟؟؟؟
    و این داستان(افسانۀ حشاشین)مانند آن داست انی است که در بارۀ عمر خلیفۀ دوم اسلام دختر پیامبر اسلام را میزند و فرزندش را سقط میکند و تمام شیعیا نایرانی به این باور دارند در حالیکه عقل آن را نمیپذیرد!!!
    اکنون بیائیم در بارۀ سید منصور. راستی این مرد کیست؟ آیا میدانی که او از جانب امام رسمیت دارد یا نه؟؟؟ باید براب شما جناب غول بی سر و دم بگویم که او درست مانند سامری است که بنی اسرائیل راگمراه کرد خوب ما این را باید به روی موسی بکشانیم؟؟؟؟
    این سخنان بی سر و مغزت را در بارۀ مرید های منصور بگو نه تمام اسمعیلیان. اسمعیلیان یک جامعۀ 25 ملیونی ان د که هیج کدام به کسی جز آقا خان به عنوان رهبر مذهبی اطاعت ندارند!!!
    مردک! این همان مذهبی است که مدار س بزرگ چون الاظهر به جا گذاشته اند! مردان چون ابوعلی سینا و ناصر خسرو را به جامعه تقدیم نموده اند!!! !
    خوب فکر میکنم نرود میخ آهنین در سنگ.... کسی که در خانوادۀ متولد میشود که در رگ و خونش دروغ پسندی و حقیقت پوشی و تعصبات مذهبی را می آمیزند چیزی جز توهین به یک جمعیت 25 ملیونی را نمیتوان انتظار داشت!! !!
    امروز باید مسلمانان به دنبال اتحاد باشند تا کشور های مظلومی چون فلسطین را از زیر ظلم برهانند اما این تفرقه افگنان و منافقان به دامن زدن اختلافات و پخش دروغ ها در بارۀ یکی از متمدن تری ملل اسلامی می پردازند تا ضربۀ به پیکر اسلام زده باشند.
  • ملیحه
    برادر عزیز و روحانی جناب آقای علی

    از خواندن متن ها و جوابیه های شما لذت بسیار زیادی بردم و یاد زم انی افتادم که خودم این کتاب ها رااز عربی به فارسی تایپ می کردم و ویرایش می کردم؛ هر سطر جوابیه های ش ما مرا یاد زمان های می اندازد که خودم در این باره مصروفیت ها و مطالعات بسیار زیادی داشتم و حدود ده س ال است که در این باره کار می کنم. واقعا جواب های منطقی شما نشان دهنده ی معلومات دقیق و قوی و مفصل تا ریخی شماست و این نشان دهنده ی روشنفکری شماست.
    نمی دانم که اینها چرا سید منصور نادری را به روی تمام اسماعیلیان جهان می کشند؟؟؟ در حالی که تنها اقلیت بسیار کمی او را می شناسند که خودم شخصا نمی خواهم در باره ی این موضوع زیاد صحبت کنم.


    خداوند یار و مددگار شما باشد و امیدوارم که در زیر سایه ی امام ح اضر و موجود خوش و خرسند و سلامت و موفق باشید.
    دست خدا یار شما باشد.

    با احترام
    خواهر روحانی شما

  • میرزا
    آقا از ادب شما پیداست که بوی از اسماعیلی بودن ندارید ادب آدمی به ز دولت اوست اگر پاسخ ندارید چون جما عت خوجه بی ادبی و بی نزاکتی ننمائید و اسماعیلیان و امام زمان را دست افزار خود برای رسیدن به مقاصد خو د ننمائید
  • ahmad
    فرقه اسما عیلیه یک جریان سیاسی است نه مذ هبی . این فرقه نه ربطی به اسلام[ نه سنی ونه هم
    به شیعه] دا رد این جریان وقتی اساسات ومبانی دین اسلام را که احکام اعتقادی وتشریعی وعبادی اسلام را قبول ندار د چطور میتوان آنها را از جمله فرق اسلامی به حساب اورد.
    این فرقه با پول استعمار هم تجارت میکند وهم اهداف ومرام استعمار را پیش میبرد وبزرگترین ضربت آنها بر دین همانا تهی ساختن دین از اساسات زندگی ساز انسان هاو داخل ساختن خرافات وچرندیات در در داخل دین بنام اسلام است . ومسلمانان خا صتا جوانان با ید اولا
    اساسات دین را مطا لعه کنند بعدا در می یابند که این گروه با دین ستخیت ندارند والسلام
    احمد
  • ناشناس  - re:
    ahmad نوشت:
    فرقه اسما عیلیه یک جریان سیاسی است نه مذ هبی . این فرقه نه ربطی به اسلام[ نه سنی ونه هم
    به شیعه] دا رد این جریان اساسات ومبانی دین اسلام را که احکام اعتقادی وتشریعی وعبادی اسلام قبول ندارد چطور  میتوان آنها را از جمله فرق اسلامی به حساب اورد.
    این فرقه با پول استعمار هم تجارت میکند وهم اهداف  ومرام استعمار را پیش میبرد وبزرگترین ضربت آنها بر دین همانا تهی ساختن دین از اساسات زندگی ساز انسان  هاو داخل ساختن خرافات وچرندیات در در داخل دین بنام اسلام است . ومسلمانان خا صتا جوانان با ید اولا
     اساسات دین را مطا لعه کنند بعدا در می یابند که این گروه با دین ستخیت ندارند والسلام
      احمد
  • محمد کریم حسینی  - نه جریان، نه فرقه، نه چیز دیگر... بلکه حق و حقیقت.


    آقای احمد

    اولاً فرقه نه، بلکه مذهب و راه و طریق

    دوماً جریان سیاسی نه، بلکه مذهبی از مذاهب اسلا می

    سوماً این سخنان را با کدام مدرک و دلیل می گویی؟ تو نعوذبالله غیب دانی؟ خدایی؟ پیامبری؟ امامی؟ تو چه کاره هستی که در امور طبیعی و در امور مذهبی خداوند دخالت می کنی؟ نکند که مشاور ارشد کدام خدای د یگری (نعوذبالله منها)؟؟؟؟؟

    چهارماً، لطفا تقلید نکن، که تقلید تو را گمراه می سازد... این سخنانی ک ه راندنی و از گفتن آنها جگرت را تازه و یخ کردی، برایت دردسر خواهد آفرید! می گی نه؟ پس منتظر باش و نگ اه کن...!

    این سخنان تعصب آمیز، مربوط می شود به کسانی که تو آنها را فهمیده و عاقل می پنداری در حا لی که اندازه جو و گندمی نمی داند؟ و از بس که آنها را زور داده است و سر مبارک شان فشار آمده این حرفها را رانده اند تا اذهان عمومی شمایان را آلوده سازد!!! افسوس افسوس افسوس.... لطفا مطالب قبلی بنده را م طالعه کن، تا حداقل کمی بفهمی! گرچه می دانم که خیلی تو را زور داده است و عصبانی هستی! ولی برادر من، خ ود را کنترل کن و به اعصاب و روانت مسلط باش و با احساسات سخن نگو... حالا عصر گفتگو و دلیل و برهان و م نطق است، نه عصر جنگ و زدن و کندن و دروغ و کذب و فحش و دشنام و ناسزا... برخی از شماها فقط بلد هستید چ طور در اینترنت جستجو کنید و حرفهای بیهوده برانید و از این امر خوشحال هستید!!! اما از کوچه تعقل، تفکر ، اندیشیدن و تحقیق کردن، تفکیک کردن و ... تا به حال گذر نکرده اید و هنوز در آن تاریکی های جهالت منتظ ر نور شمعی هستید، در حالی که خورشید دنیای معنویت در حال تابیدن است، اما افسوس افسوس افسوس... بیش از نگویم که خدای نکرده گناه تو گردن من نیفتند، خدا به دور کند!!!
    به به، به به، پول و استعمار و ضربه و اساسات دین و تجارت و خرافات و چرندیات!! چه کلماتی!! خیلی دوست شان داری! مگه نه؟ آره، می دونم که خیلی خوشت اومده! ای شیطون! چه قدر پول کار داری؟ با پول چه کار می کنی؟ اصلا همه دنیا مال خودت؟ وقتی که مر دی، پولو به سرت می زنی؟ خونه و داراریی ات رو با خودت به قبرستون می بری؟ چه کار می کنی ها؟ از روز مرد ن نمی ترسی؟ حال آنکه جای یک متر چاله و خاک است و دورت چند متری کفن!!! آنها را با خود می توانی ببری؟ ها؟ بگو نه!!! ....
    تنها اعمال نیک است که می ماند و رفتار و کردار شایسته.... پس لطفا به جای اعمال و کردار زشت و پلید و شیطانی، برای سفر آخرت خود توشه ای جمع کن و به این چهار سؤال جواب بده، شاید که خد اوند تو را یاری کند که رستگار شوی!! از خود بپرس که:

    1) من کی هستم؟ 2) از کجا آمده ام؟ 3) در این دنیا چه باید بکنم؟ 4) و عاقبت به کجا خواهم رفت؟

    و السلام من اتبع علی الهدی
  • ص. نظری
    با عرض سلام خدمت تگ تگ شما باید بگویم که من از مطالعه کردن این متن چیزی برداشت نکردم بجز از چند کلمه فاش که در نظریه های چندی شما خواندم .
    نفهمیدم که منظور نویسنده از نوشتن این مطلب چیست ؟ اگر منظور نویسنده معرفی اسمعلیه ها و رسم رواج آنها برای دیگر اسمعلیه های افغانستان باشد. به نظر من زحمت بیهوده است .به گفته معروف( خدمت نا فرموده عین بی ادبی است.)زیرا اسمعلیه ها خود شان بهتراز هر کسی دیگر رسم ورواج شان را میفهمند. اگر منظور شان معرفی مذهب اسمعلیه برای جهانیان است. پس باید به زبان انگلیسی نوش ته کند... اگر منضور نویسنده معرفی مذهب اسمعلیه به مردم افغانستان است باز هم گناه بزرگ.زیرا در افغانس تان فیصدی مردم بی عقل بالا تر ازمردم با عقل(فهمیده) است.به همین دلیل نظریات که در اینجا نوشته شده نش ان دهنده آن است که نویسنده ها چفدر احمق هستند .فقط مثل چتلی بوی میدهند وخلاص.ما یک ضرب المثل بسیار م شهور داریم که (پیش کله خر یآسین خواندن)

    عزیزان درجهان مارابه چندین کار هاحیف است ...
    به دهقان تا ج سلطانی،به دیوانه مسلمانی به گوش کر صدا حیف است.
  • ناشناس  - re:
    ص. نظری نوشت:

    با عرض سلام خدمت تگ تگ شما باید بگویم که من از مطالعه کردن این متن چیزی برداشت نکردم بجز از چند کلمه  فاش که در نظریه های چندی شما خواندم .
    نفهمیدم که منظور نویسنده از نوشتن این مطلب چیست ؟ اگر منظور  نویسنده معرفی اسمعلیه ها و رسم رواج آنها برای دیگر اسمعلیه های افغانستان باشد. به نظر من زحمت بیهوده  است .به گفته معروف( خدمت نا فرموده عین بی ادبی است.)زیرا اسمعلیه ها خود شان بهتراز هر کسی دیگر رسم  ورواج شان را میفهمند. اگر منظور شان معرفی مذهب اسمعلیه برای جهانیان است. پس باید به زبان انگلیسی نوش ته کند... اگر منضور نویسنده معرفی مذهب اسمعلیه به مردم افغانستان است باز هم گناه بزرگ.زیرا در افغانس تان فیصدی مردم بی عقل بالا تر ازمردم با عقل(فهمیده) است.به همین دلیل نظریات که در اینجا نوشته شده نش ان دهنده آن است که نویسنده ها چفدر احمق هستند .فقط مثل چتلی بوی میدهند وخلاص.ما یک ضرب المثل بسیار م شهور داریم که (پیش کله خر یآسین خواندن)

    عزیزان درجهان مارابه چندین کار هاحیف است ...
    به دهقان تا ج سلطانی،به دیوانه مسلمانی به گوش کر صدا حیف است.
    ص. نظری نوشت:

    با عرض سلام خدمت تگ تگ شما باید بگویم که من از مطالعه کردن این متن چیزی برداشت نکردم بجز از چند کلمه  فاش که در نظریه های چندی شما خواندم .
    نفهمیدم که منظور نویسنده از نوشتن این مطلب چیست ؟ اگر منظور  نویسنده معرفی اسمعلیه ها و رسم رواج آنها برای دیگر اسمعلیه های افغانستان باشد. به نظر من زحمت بیهوده  است .به گفته معروف( خدمت نا فرموده عین بی ادبی است.)زیرا اسمعلیه ها خود شان بهتراز هر کسی دیگر رسم  ورواج شان را میفهمند. اگر منظور شان معرفی مذهب اسمعلیه برای جهانیان است. پس باید به زبان انگلیسی نوش ته کند... اگر منضور نویسنده معرفی مذهب اسمعلیه به مردم افغانستان است باز هم گناه بزرگ.زیرا در افغانس تان فیصدی مردم بی عقل بالا تر ازمردم با عقل(فهمیده) است.به همین دلیل نظریات که در اینجا نوشته شده نش ان دهنده آن است که نویسنده ها چفدر احمق هستند .فقط مثل چتلی بوی میدهند وخلاص.ما یک ضرب المثل بسیار م شهور داریم که (پیش کله خر یآسین خواندن)

    عزیزان درجهان مارابه چندین کار هاحیف است ...
    به دهقان تا ج سلطانی،به دیوانه مسلمانی به گوش کر صدا حیف است.

    خرچه داندفدرحلواونبات
    تبره کاه باشدوکنجربات  

    شماره چه ده مذهب ودین وآیین کدام تان از مذهب خبر استین ...
  • ملیحه

    جناب آقای نظری
    السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

    اما بعد!
    از خواندن نظریه ی شما به زکاوت شما پ ی بردم.
    در افغانستان فیصدی انسان های بی عقل بسیار زیاد است بنابراین نوشتن نظریه در جواب نظریات انسا ن های متعصب کار بیهوده ای می باشد. بنابراین خود من هم با توجه به ضرب المثل شما (پیش کله ی خر یاسین خ واند) را در نظر گرفتم و سعی کردم تا تنها خواننده ی نظریات باشم تا نظر دهنده در برابر انسان های عجول.
    از ارائه دادن نظریات معقولانه ی شما بسیار لذت بردم که خدا می داند.
    چنانچه به نظر می رسد فرق دیگ ر از خود ما و شما معلومات بسیار زیادتری نسبت به مذهب ما دارند نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    به نظر من تمام کسانی که نظریات عجولانه و غیر منطقی در اینجا ارائه کرده اند انسان های بی سواد کوچه و بازاری هستند که سر سرکها و چهارراهی ها می نشینند و صرف کاری جز چشم چرانی و آزار دادن دختران و زنان مردم و دزدی و بد دهنی و ق ماربازی و دیگر کسب های پلید ندارند. اینها همان انسان ها هستند که نمونه های شان را روزی هزار بار در گ وشه و کنار افغانستان شاهد می باشم. باز اینها خود را مسلمان می خوانند از دست مردم آزاری اینها دخترها و زنان مردم در امان نمی باشند باز داد از مسلمانی می زنند و می آیند اینجا درباره ی مذهب مقدس اسماعیلی ه نظریات پلید خود را ارائه می دهند؛ اینها اول باید خود را اصلاح کنند بعد بیایند و درباره ی اسماعیلیه گب بزنند. (عیب کس منگر و احسان خویش/ دیده فرو بر به گریبان خویش)




    با تشکر
    خواهر شما
  • shoha
    برادران عزیز. قبل از اینکه یگ مذهب توهین کنیدلطفا اولا باید دانست سرچشمه این مذهب از کحاشروع شده و ب ه کدام خاندان وابسته گی دارد. معلومات پیداکرده بعدا شما میتوانید هرجه خواسته باشید بکوید.ونبایدبخاطر یک شخص یک مذهب را توهین کرد. بخاطر معلومات میتوانید کتاب بنام اسماعیلیان در مسیر تاریخ. را مطالعه ک رد.
  • ناشناس
    سید کیان کیست ایا رهبر اسماعلیان افغانستان است یا کریم اقاخان و فرق بین این دو تن چیست .
  • ناشناس
    سید کیانا یک قاتل حرفوی است که بازور وقدرت حق مردم ومظلوم بیچاره هزارهای اسماعلیه افغانستان را زیر پانموده تمامی سرشناسان اینهار یک پی دیگر بقل رسانید به نام های مختلف و با کریم اقا خان هیچ پیوندی ن دارد.

  • محمد کریم حسینی  - ای انسان! درک و فهم و تعقل و تحقیق باید داشت

    آقای یا خانم ناشناس

    صد افسوس به حال تو، دریغ از سخنان بی منطق و بی خردانه ات...
    تو کی هستی؟
    تو فرشته خدا هستی؟
    تو نعوذبالله پیامبری؟
    تو عالم الغیب هستی؟
    تو چه کاره هستی که می گویی این مذهب کاملا مسخره است؟
    نکند تو امام کدام فرقه انحرافی باشی؟
    و در ضمن گفته زیادی ندارم و به فرموده پیا مبر خدا، حضرت عیسی مسیح که فرمود: من از جاهلان بیزارم و می گریزم! پس به فکر جهالت خود فکر کنی...!!! و مطالب قبلی بنده را مطالعه کن، اگر طالب علم و خیر و سعادت و معلومات هستی...
    و نیز باید بگویم که ت و و امثال تو تا به حال یک کتاب، یک خبر، یک مقاله در مورد این مذهب نخوانده ای! حتی مقاله ای را که رهب ران و فهمیده های شما، عاقلان شما، و دانشمندان شما نوشته اند را نخوانده ای!! ....
    و در پایان یک مسئ له دیگر را بگویم و آن اینکه:
    تو تا به حال فرق بین آقاخان و خان آقا را نفهمیده ای؟! آیا فکر کرده ای؟ یا تفکر و تعقل کرده ای؟ نه ... نکرده ای...

    کریم آقاخان چهارم، چهل و نهمین امام مسلمانان شیعه اما می اسماعیلی هستند...

    ولی خان آقا (یا نام اصلی وی سید منصور نادری فرزند سید نادر شاه کیانی)، یک ش خصیت سیاسی و منطقه ای و سید و ارباب یک منطقه بوده است و به هیچ عنوان از طرف امام این مذهب صاحب اختیا ر نبوده و هیچ نوع وظیفه و مأموریتی در هیچ زمینه ای از مذهب نداشته و ندارد. و کسانی که به ملاقات او م ی رفته اند و یا به قول شما و به گفته شما به "پابوسی و دست بوسی" شان می رفته اند، به خاطر برخ ی مسائل و جریانات دیگری بوده است و هیچ ارتباطی به شخص کریم آقاخان ندارد... اما پدر بزرگوار سید منصور نادری مدتی کوتاهی از طرف امام برحق این مذهب مسئولیت هایی را داشته ولی این فکر نکنید که آن امر موروث ی و میراثی بوده و یا اینکه هست... نه، بلکه تعیینات موقت و برای مدت کوتاه می باشد... و این مذهب دارا ی قاعده، سیستم، نظر و توازن هست...

    با ابراز تأسف فراوان
    محمد کریم حسینی
  • احمد يار  - سايت اسماعيليان افغانستان
    برای معلومات بيشتر در مورد اسماعيليان افغانستان اينجا مراجعه فرمائيد

    http://www.afghanismailia.co m


    تشکر
  • احمد يار  - سيد کيان
    سيد کيان يا خانواده نادری رهبر محلی اسماعيليان افغانستان مي باشد. اما شهزاده کريم آغاخان يک امام است ، امام حاضر تمام اسماعيليان جهان.

    حالا شما خود می توانيد بدانيد که فرق چيست؟

    جهت معلومات بيشتر در مورد سيد کيان و سيد منصور نادری به آدرس ذيل برويد:

    http://www.sayedkayan.com

    تشکر
    احمديار
  • میثم
    ببخشید جناب آقای احمدیار

    سید کیان هیچ سمتی در برابر اسماعیلیه ی افغانستان ندارد؛ صرف در زمان های قدیم پدرشان از طرف والاحضرت آقاخان در افغانستان نماینده بودند و پس از مدتی وظیفه ی شان به ختم رسید و حالا هیچ کسی و حتی سید کیان هم سمتی در برابر اسماعیلیه افغانستان ندارد او صرف از نام پدر خود استفاد ه می کند. لطفا با گرفتن نام او در برابر اسماعیلیه افغانستان نام تمامی اسماعیلیه های افغانستان را بد نسازید . او صرف به نام یک اسماعیلی هست و رهبر محلی اسماعیلیان افغانستان نبوده و نیست و نخواهد بود.

    لطفا دیگر تکرار نکنید.

    با تشکر
  • محمد
    خواننده های گرامی
    اگر می خواهید که بیشتر با مذهب اسماعیلیه آشنا شوید لطفا به این سایت مراجعه نمود ه و از مطالب مفید آن مستفید گردید.

    www.irismaili.com

  • اسماعیل رحیمی  - جناب آدرس وب سایت درست و دقیق بده
    جناب احمد یار ....

    اگر این مقاله را درست خوانده باشید و یا اصلا خوانده باشید و دقیق فهمیده باشید در مورد اسماعیلیه می باشد و نیز سؤالاتی در مورد کریم آقاخان؛ نه در مورد سید کیان یا خان آقا یا سید منصور نادری....!!!

    پس لطف کن و آدرس اشتباه نده...

    خوانندگان گرامی، عاقل و انسان های فهمیده!


    برای معلومات مزید به این وب سایت ها مراجعه کنید:
    http://www.akdn.org/
    http://www.iis.ac.uk/
    http ://www.theismaili.org/
    http://www.ismaili.net/

    یاحق
  • میرزا  - آشنایی با اسماعیلیه
    با سلام
    برای آشنایی با شیعیان اسماعیلیه به وبلاگ زیر رجوع کنید پیش از دعوا کردن تهمت و افترا زدن
    http://vajhedin.blogfa.com
  • محمد کریم حسینی

    بسم الله الرحمن الرحیم
    آقای نجیب الله جویا
    با اظهار تشکر و امتنان فراوان خدمت شما نویسنده و محقق گ رامی که مقاله ای واقعا در خور، مناسب، شایسته، محققانه، خردمندانه، بی غرضانه و حاوی اطلاعات ذی قیمت و مفید را در مورد مذهب شیعه اسماعیلی اسلام (شیعه امامی اسماعیلی نزاری آقاخانی) خدمت خوانندگان فهمیده ، فرهیخته، عاقل و انسان های واقعی که واقعا حقایق را درک می کنند و تحصیل درست و صحیح دارند ارائه کردی د... جهان سپاس...
    جناب محترم و ارجمند!
    برای جناب عالی از بارگاه ایزد لایزال طول عمر، عزت، موفقیت، سلامتی و نشر ارزش های ناب اسلامی و حقایق اصیل را خواهانم.
    اما در ادامه چند سخنی دارم با خوانندگان گرامی و کسانی که به هر نحوی، از هر قوم و قبیله ای، با هر گرایش سیاسی و فرهنگی ای، و متعلق به هر مذه ب و آیین و کیشی که می باشند...
    لطفا از سخنان رک و پوست کنده و بی پرده بنده رنجیده خاطر نگردید (پیام بر فرمود: حق را بگوی، گرچه تلخ باشد!)، بلکه کوشش کنید تا درک کنید و بفهمید... و این خارج از عقل و من طق است که اسلام را در چند کلمه کوچک معنا کنیم و ادعا کنیم که ما مسلمان هستیم و دیگران کافر هستند و م ا می دانیم و دیگران نمی دانند! نه، اینطور نیست. بلکه شما خواننده گرامی و کسی و کسانی که نظر می دهید، مسئولیتی سنگین در قبال سخنان خود در پیشگاه خداوند متعال و در حضور وجدان خویش دارید... پس همیشه کوشش کنید که سنجیده سخن بگوید، دقیق باشد، خالی از کنیه و بغض و تعصب و ریا و خوش گفتن باشد و در این امر ه یچ گونه احساس و هوا و هوسی را دخالت ندهید، چنانکه خداوند کریم و رحیم و بی همتا در سوره نجم آیه 2 و 3 در توصیف پیامبر خود و حبیب خود چنین می فرماید: (و ما ینطق عن الهوی، ان هو الا وحی یوحی) از نفس و هو ای خود سخن نمی گوید، بلکه آنچه را که بیان می کند، چیزی است که ما به او وحی می کنیم... پس عزیزانی که خود را مسلمان قلمداد کرده اند و سخن رانده اند، خواهشا به این آیه شریف توجه خاص نمایند، و در غیر این صورت، خود بهتر می دانید که مقابله با قرآن و سخن خداوند و دستور و اوامر پیامبر چه معنایی دارد و چه عا قبتی!! (ادامه نظر در بخش بعدی ...)
  • محمد کریم حسینی  - تشکر و قدردانی 2 - ادامه نظر

    (ادامه نظر...)
    جای افسوس است که از این مقاله شش هفت صفحه ای، با چند صد کلمه و جمله، برخی از خوانندگ ان گرامی حتی درک نکرده اند و حتی اگر درک کرده اند، موضعی سختگیرانه و متعصبانه در پیش گرفته اند و به ظاهر قضیه خیلی خیلی اهمیت داده اند و مثال غیر منطقی و چند کلمات فرعی را بیان کرده اند که جای شرم است ... البته، بنده مطمئن هستم که آن عده از افراد اصولا با این مسائل آشنایی ندارند، زود زود و سر سری نظر داده اند، از روی کینه و جهالت بوده است و یا اینکه کدام مسئله دیگری بوده است... پس برای آنها از بارگ اه خداوند متعال طلب علم و عقل و حقیقت می کنم... آمین.
    خوانندگان گرامی، عاقل و فهمیده
    هدف من از بیا ن این سخنان، فقط آگاه سازی و ارائه معلومات می باشد...
    بنده در قم تحصیل کرده ام و حالا هم در گوشه ا ی از این دنیا پهناور زندگی می کنیم. و هدف دیگرم از این سخنان ایجاد جو و محیطی پر از صلح و صفا و صمیم یت می باشد و توسل جستن به مشترکات و نقاط قوت، نه به تفاوت ها و نقاط ضعف است... به خاطر کلی نگری و حف ظ حیثیت و آبروی خود به عنوان یک مسلمان و دفاع از حریم اسلام در مقابل افراد غیر مسلمان می باشد....
    ب رای معلومات بیشتر و آگاهی از فعالیت ها، سخنرانی ها، عکس ها، ویدئوها، تصاویر اعمار و احداث پروژه ها و دیگر مسائل و موضوعات مربوط به والاحضرت شهزاده کریم آقاخان (آقاخان چهارم، نواسه سلطان محمد شاه، چهل و نهمین امام مسلمانان شیعه امامی اسماعیلی نزاری آقاخانی) می توانید به وب سایت های زیر که مراجعه کنید :
    http://www.akdn.org/
    http://www.iis.ac.uk/
    http://www.theismaili.org/
    http://www.ismaili.net/


    و در پایان یک بار دیگر از نویسنده محترم و اشخاص و افرادی که مثل ایشان زحمت می کشند تا حقایق را بر ملا سازند و افکار عمومی را به سوی حق و حقیقت رهنمون سازند، تشکر و قدردانی می کنم... انشاء الله که اج ر و مزد فراوان نصیب زحمات بر حق شما گردد.
    با احترام فراوان
    محمد کریم حسینی
  • محمد کریم حسینی  - در و گوهر و لعل و چندی نظر...



    بسم الله الرحمن الرحیم * هست کلید در گنج حکیم

    با عرض سلام خدمت آن عده از بازدیدکنندگان، نظر دهندگ ان و خوانندگانی عاقل، فهمیده، خردمند، تحصلیکرده و کسانی که واقعا بویی از تحقیق و پژوهش می برند، عاقل انه و خردمندانه سخن می گویند و زبانشان را با کلام حق مزین می سازند و نه با بیان دروغ، فریب، اهانت و توهین، کذب محض و ریختن آبروی عده کثیری از انسان ها و زبان شان را چون ماری رها نمی کنند که دیگران را گزندی رساند و به مصداق سخن پیامبر خدا، حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله و السلم) که می فرماید: « مسلمان کسی است که دیگران از دست و پا و زبان او گزندی نبیند.»
    این عصر و دوران، عصر پیشرفت و ترقی و ت مدن و گفتگو و تحقیق و پژوهش و بازسازی و دریافت حقایق است... نه عصر ظلم و جور و فساد و اهانت و دروغ و کبر و کینه و ریا و اهانت و توهین به انسانهای دیگر...
    همه انسان ها آفریده خداوند متعال و یکتا هستت ند و خداوند انسانها را اشرف مخلوقات قرار داده است و او را کرامت داده است (و کرمنا بنی آدم ... ) و خد اوند انسان را به بهترین نحو ممکن خلق کرده است (فتبارک الله احسن الخالقین)... پس ای کسانی که می نویسد ، چیزی ننویسید که بر خلاف امر خداوند باشد، که در آن صورت خود را خود به دست خود کافر و مشرک قلمداد می کنید و حاجت هیچ سند و مدرکی نیست و در آن روز وجود خود شما به این امر گواهی خواهد داد و خداوند بر هر کاری دانا و تواناست (ان الله علی کل شیء قدیر) و اگر خلاف این امر را می پندارید، با شما حاجت هیچ سخن و کلامی نیست، چون شما خارج از دایره اسلام و قرآن و خارج از دستور و امر پیامبر عمل کرده اید و صد افس وس به حال شما و در آن صورت شما به مثابه شیطان و ابلیس علیه العنه می باشید... و این حقیقتی است که همگ ان می دانند و نیازی به سخن گفتن در پشت پرده و با کنایه نمی باشد. پس خواهش من این است که قبل از اینکه سخن بگویید، اول خوب فکر کنید. اگر می دانید، بنویسید، و اگر نمی دانید از اینکه خود را در گناه آغشته سازید پرهیز کنید و عفت پیشه کنید و کرامت خود را زیر سؤال نبرید. و در ضمن لطفا از احساسات و هواهای خو د صحبت نکنید؛ چون آن چیزی که شما آن را غلط می پندارید و با عقل ناقص خود می سنجید، آن چیز آنطوری نیست که به نظر می رسید؛ پس به ظاهر اعتماد نکنید...
    ای انسانی که به مثابه: (هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِن ْ تُرَابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ) می باشد، پس به آفرینش خود فکر کنید و سر در گریبان خویش فرو برید و بنگرید که شما در کجا هستید و بعد انگشت اهانت و انتقاد بر روی دیگران بلند کنید...!!! !
    کاری نکنید که خدای متعال شما را هم در دنیا مورد نفرین و لعنت خویش قرار دهد و عذاب دهد و هم در زند گی جاودانی و ابدی شما... پس تفکر کنید و آیا کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند برابر است؟ (هل ی ستوی الذین یعلمون و الذین لایعلمون)؟؟
    از این سخن ها که بگذریم، می رسیم به برخی مسائل و بحث مثال عبا دی و شرعی!
    آیا کسانی که حرف از نماز و روزه و حج و زکات می زنند، تا به حال چند آیه قرآن کریم را مطال عه کرده و در آن تفکر نموده است؟ آیا آنها خداوند را می شناسند؟ آیا کسانی که خود را مسلمان قلمداد می ک نند این حدیث پیامبر را شنیده اند یا مطالعه فرموده اند که می فرمایند: (من عرف نفسه فقد عرف ربه) کسی ک ه خود را شناخت به راستی که خدا را شناخته است...
    آیا کسانی که خود را عالم و دانشمند و فهمیده فکر کر ده اند از اصول دین چیزی را می دانند؟ آیا توحید و انواع آن را می شناسند؟ آیا به پیامبر و رسالت او اعت قاد دارند؟ آیا به امامت و ولایت اعتقاد دارند؟ آیا به معاد و عدالت و روز رستاخیز ایمان دارند؟ آیا به ثواب و عقاب اعمال اعتقاد دارند؟ و صداها سؤال دیگر...
    پس ای انسان، شما واژگون و بر عکس سخن می گویی؟؟ ؟
    اگر اصل نباشد، چطور فرع را قبول می کنید؟ اگر ریشه نباشد چطور ساقه و تنه و برگ خواهد رویید؟ پس اول اصل و اصول را بشناس و پس از آن به سراغ فروعات برو... اگر پدر و مادرت نبودند، آیا تو خلق می شدی؟ پس پدر و مادرت اصل تو می باشد و تو فرع وجودی آنها هستی... چون اصول دین بالاتر و مهم تر از فروع هست و مس ائلی چون نماز و روز و حج و زکات جزء فروعات می باشد نه اصول...!
    پس ای یاوه گویان، از راندن سخن غیر ح ق پرهیز کنید که مبادا نکبت و بدبختی و عذاب نصیب حالتان شود که خداوند دیر گیر و سخت گیر است و همه را مجازات خواهد کرد و به مصداق آیه دیگری از قرآن کریم و کلام خداوند متعال که می فرماید: (و من یعمل مثال ذره شره یره و من یعمل مثال ذره خیر یره) و هر کس ذره ای بدی کرده باشید و ذره ای نیکی کرده باشد جزایش را خواهد دید...

    محمد کریم حسینی
  • صديق  - صفحه رسمی انترنيتی اسماعيليان افغانستان
    www.afghanismailia.com


    www.khurasan.net/2009/10/30/ismailia
  • عطا
    سلام بر همه برادروحواهر روحانی من یک شیعه اسماعیلی در ایران هستم به جای تعصب کمی مطالعه کنید تا هم د رباره دین خود بدانید هم در باره اسماعیلیان همه عقاید ادیان توحیدی محترم دین باید تحقیقی باشد نه چون پدر یا مادر پیرو مذهبی باشد ماهم سرسختانه از ان دفاع کنیم بدون هیچ اطلاعاتی در پناه مولای زمان شاد خرم باشید
  • عطا
    دعا کنید که قدوم مبارک ان امام همام به ایران عزیز هم برسد
  • sana
    زمانیکه از دره نیکپی نام برده می شود، نیاز ندارد که که دره کیان همردیف آن باشد، زیرا کیان یکی از دره گک های کوچک دره بزرگ نیکپی است
  • ناشناس  - re:
    ابومسلم نوشت:
    آقای نوسنده باتقدیم این مقاله خواسته تااین فرقه گمراه(اسماعلیه)رادوباره برای نشرعقایدباطلشان بیدار س ازدوازمظلومیت ایشان صحبت نموده درحالیکه ازظالمترنن افرادجامعه جهانی بشمار میروندکه خون هزارهامسلمان  رادرزمان تسلط کمونستهاریزاندندکه البته میتوان کشتن بهترین مبارزین اول جهادرادردره "منجان" ول سوالی "کران ومنجان" را بطورنمونه پیش [color=fکرد.





    جهادی های خو انسان نیستند همه شان خرند
  • ناشناس
    به نام خدا
    بنده یک اسماعیلی هستم از ایران همه مطالب شما عزیزان را خوندم ازین که هرکس نظر خود را چه بطور موافق وچه مخالف میتوانند به یکدیگر بگویند مایه شادمانی می باشد لذا تا انتقادو نظر مخالفی نباشد عقل به کار نمی افتد تا استدلال کند نظربنده اینست که هرکس از هر مذهبی که باشد نباید به همدیگر توهین ک نند باید به همدیگر احترام بگذارندوهرکس اطلاعاتی کافی ازمذهبی ندارد ازکتب وسایتها وافرا صاحب نظر بپرس دآنگاه نظر دهدودرضمن پیرو هرمذهبی بودن به صرف مذهب پدری نیز شایسته نمی باشد مذهبی که از روی تامل وعق ل وتحقیق کسب گردد پسندیده می باشد ودر پایان از همه مخالفان وموافقان بخواهم که به یکدیگر احترام وتشوی ق به مباحثه وگفتگو نمایند بجای توهین به یکدیگر که این خود نماد بی دینی میباشد وهیچ دینی آن راتوصیه ن نموده حتی در مورد انسانهای بی دین ومشرک.
    با آرزوی روزی که انسانها به مرحله از فرهنگ برسند که هرنوع اختلافی را با گفتگو حل نمایند.
    مرتضی-ایران
  • ناشناس  - re:

    مقاله محترم نجیب الله جویابه اساس تحقیقات علمی و زحمتهای انساندوستانه اش نوشته شده است.از ایشان سپ اسگذارم.در مورد سیدکیهان لطفامقاله ذیل را در سایت http://www.ismaili.net/inbyauth.html
    بخوانید و را ستی از خیانتهای او در مقابل مردم غریب اسمعیلی خواهید دانست.
    The Ismailis of Afghanistan Mumtaz Ali Tajddin Sadiq Ali. Karachi, October 2002
    بااحترام
    سرور از کانادا
  • ناشناس



    اولتر ازهمه سلام وعرض ادب دارم برای همه دست اندرکاران این سایت انترنتی وهمچنان خدمت براداران وخواهرا ن بزگوراریکه راجه به مذهب اسماعیلیه تبادل افکار خارق العاده داشته وپیرامون آن بحث های نازنینی کرده ا ند.

    میخواهم چند نکته ایی را راجه به طرز بحث برخی برادرانیکه غیرمسولانه تهمتی را بر پیکری یک مزهب عظیم ابراهمی به رشته ایی تحریر درآورده اند با وجود ناتوانیهای خودبه تقدیم شان برسانم وبا تشکر از برا درانیکه باکمال مسولیت وبادرک وفهم با قضایا برخورد نموده اند.قطعه شعری نازنین بیادم آمد که شاعری گفته است.
    اسلام بذات خود ندارد عیبی...هر عیبی که است در مسلمانی ماست.

    امروز جهان در چه سطحی زندهگی میکند ومااکنون دنبال چه سخنهای بیهوده ایی!!!جای تاسف است.برادرم من تو بودیم بااین طرز فکرمان که اسلا م نازنین را که همیشه از قانون عدالت،راستی،حس انسان دوستی در قرون متمادی مردم را درس میداد وجهان از آ ن عبرت میگرفت امروز به گونه ایی دهشت افگن،تروریست وصدها چیزی دیگر به جهان دین اسلام بزرگوار را معرفی کردیم.تابکی در خواب هستی و میخواهی لگامت بدست دیگران باشد بیدار شو ای هموطن عزیزم امروز وطن من تو ن یاز به بازسازی دارد نیاز به انسان دوستی دارد هزاران هزاران زن طفل ومرد هموطن من تو در بحران اقتصادی واجتماعی قرار دارد.بهتر است پی جستجوی آن شویم.بهتراست تااینکه مسلمان باشی باید انسان باشی چه زیبا گف ته اند خود شناسی خداشناسی.!!!
    امروز همین آغاخانیکه تو بااو نفرین میفرستی در عمران این وطن جنگ دیده من تو هزارها ملیون دالرخود را بخاطر آبادی این سرزمین جنگدیده بدون کدام طمع ویا خواهش به دولت افغانست ان تسلیم نموده که در بخشهای تعلیم وتربیه،صحت،مکانهای باستانی و پروزه های اجتماعی به مصرف رسانده است.
    باید بخاطر داشت امروز کسانی هستند با استفاده از خون هزاران هموطن من وتو باشعار دین در خطر صاحب مو ترها،خانه ها،شرکت ها و هزاران چیزی دیگر صاحب قدرت شدند ولی روزی دیدیکه به سراغ یک بیوه زنی بیایند وا زحال او واولاد هایشان باخبرشوند.پس برادران عزیزم مذهب اسماعیلی یک از شاخه های مذهب ابراهمی بوده و در این هیچ گونه شک وتردیدی وجود ندارد.چراکه همه پیرو یک کلیمه ایی لاالله الله هستم وقرآن کتاب آسمانی بر ای تمام جامعه اسلام است.ولی آنچیزیکه فرق دارد صرف طریق عبادت برخی به مسجد جمعی به تکیه خانه و برخی ه م به جماعت خانه عبادت میکنند ولی هدف همه یک است که چکونه بتوانند خداوندپاک وعالی مرتبه را عبادت بکنن د.
    خداوند میگه نزدیک ترین شمانزد من باتقوا ترین شما است.پس برادر عزیزیکه ادعا داری آیا گفته میتوانی چقدر صادق وراست کارهستی پس اگر تو گاهی راجه به اسلام ورقی خوانده باشی این سخن های بیهوده را نمیگویی چرا اسلام همیشه روی مساوات برادری وبرابری تاکید کرده است.
    شمابخاطر دارید چند روز قبل ملا امامی بال ای دخترکی معصومی که شاگردش بود در یکی از ولایات کشورمان عمل وهشیانه ایی تجاوز را نمود.وهمجنان پدری ب ادخترش که چندین بار ای عمل شرمگین رخ داده.پس اینهاره بتان به که میزنی؟همین اسلام است که تو میگی ؟ نه برادرم این بی انصافیست به پیکر یک مذهبیکه یکی از شاخه های دین مقدس اسلام است و گزشته چندین هزار سال ه با تمام رنج وبدختی ها را پشت سر گزاشته است لکمه بدنامی برسانی.اگرچه بانبشته های مغرضانه کینه جویان ه هیچ دردی دوا نمیشود امروز جهان ومردم جهان طرزفکرشان آشکارانه وبیدارانه است.حقیقت مانند دانه باارزش ی است که هرقدر خواسته باشند بداندیشان بالایش خاکستر یاکثافاتی بگذارند آن روزی خود را نمایان میکند.
    قطعه شعری را بگونه اختطامیه میخواهم بنویسم.

    در راه خدا دوکعبه آمد حاصل..یک کعبه صورت و یکی کعبه ای دل..تابتوانی زیارت دلهاکن..کفزون زهزار کعبه آمدیکدل.

    ایکاش همین حاجیان که بخاطر زیارت خانه کعب ه میروند پس ازبازگشت شان به وطن ترحمی پیداشود.به امید همان روزییکه همه دست به دست هم بدهیم واین سرزم ین شکسته وویران خود را احیاکنیم.چه فرق میکند که تو سنی من شیعه هستم همه برادرهم وبازوی هم

    باعرض و حرمت:کوهساری
  • ناشناس
    اگراسماعیلیه مذهب سوم کشوره وتشیع دوم سنی ها اغلب مسلمانان جهان راتشکیل می دهندچیزی که شماچشم ندارید ببینید
  • انجمن  - جهت آگاهی

    من یک بدخشی هستم وتاحال کسی راازدره کران نیافتم که دردانشگا های افغانستان ویاخارج ازکشور تحصلیل ک رده باشد صرفا بالاترین سویه تحصیلی شان یادگرفتن الفبا وبعد پنج سورده نزد ملاهای مثل خودشان این میراث رابه ارث برده اند.زمانیکه یک آدم بدون اینکه دست به خواندن کتاب بیایزد او مدهوشانه وشاید اولین بار د رطول عمرخود به کمپیوتر نزدیک شده وجنون آمیز دهن به یاوه سرایی بازمیکند .من این انتظارراازهمچو اشخاص دارم چراکه آنها سواد خواندن ندارندوصرفا مثل کورها درمساجد ونزد ملاهای که درس خوانده اندآنچه راکه شنی ده اند آنرا بعد ازپیداکردن سواد نوشتن به رشته تحریر درمیآورند ومن نظرات برادران وخواهران راخواندم ول ازم دانستم تا بگویم که شما وقت خودراچرا بهوده به یاوه سرای یک دیوانه ضایع میسازید یک ضرب المثل مشهور است که میگویند با عدسه سگ دریا کثیف نمیشود ولی انسان دلبد می شود.یکی ازفرایض باطنی بودن این است که ب اید ضمینه رابه بازشدن دهن یاوه سرایان نسازیم وبه گفته شاعر اکتفاکنیم
    گویند سنگ لعل شوددرمقام صبر ا ماشودولیک بخون جگرشود.
    به خون جگر ما این مذهب وبااین مذهب وباعقاید خود تااین جا رسیدم ولی درین عصر تکنالوژی هنوز انسانهای پیدامیشوند که هنوز بفکر چهارده قرن گذشته اند .
  • انجمن  - گلایه ازمدیرت سایت
    درود برشما
    اگر شما واقعا نظرات افراد واشخاص رامطالعه کرده وبعد اجازه نشر میدهید پس چرامناسبات بین م ذاهب را تیره ترمیسازید.یک انسان نادان به چرندیات گفتن شروع میکند.پس نباید نشرشود تا دیگران عمل بالمث ل نشان ندهند.به نظرمن شما وقت مطالعه ومروروربر همه مطالب راندارید
  • کابلی
    اقای بی نام ونشان شمااصلا حق ندارید که همچو نظری بدهید بهتراست که شماخودبه این سایت رجوع نکند.چون ما این راضرور میدانیم تابتوانیم معلومات مفید بدست بیاریم.
  • غلطان  - اسماعيليان افغانستان
    آقای نويسنده:
    مذهب و عقايد چيزی است که انسان آنرا پي خود نگهداری میکند، آن مثل يک راز است. نمی دانم چرا تو نافرموده اين کار را انجام داده ای.
    باز هم، اگر چنين معلومات بدست افراد عاقل و دانشمند باشد ا رزش دارد اما خود بهتر میدانيد که سگان نالايق، افراد بيدانش و بی فرهنگ قدر چنين مطالب را هرگز نمیدانن د.
    آنها هميشه متعصب بوده و از اينکه اسماعيليان يگانه فرقه ای که در راه راست حرکت نموده و از امام زما ن پيروی ميکنند، آنها حسادت می کنند . هيچگاه افراد بد اندیش و بد کردادر خوشبين افراد شريف و نيک نمی ب اشند.

    تشکر
  • حقگو  - اقایانیکه گلاویز شده اید
    شما مسلمانها بجز از اینکه یکی دیگر تانرا کافر و گمراه بدانید ایا کدام کمالی دیگری هم دارید؟ حالا نصا ری امده و بالای شانه های تان سوار شده و خورد و بزرگ تان برای خوش خدمتی نزد شان سر خم میکنید تا چند د الری بدست تان برسد هنوز هم یگدیگر تانرا کافر بگویید. زمانیکه سنی و شیعه تانرا فقط بنام سازد و فرهنگ خود را بالای تان رایج ساخت باز برحق بودن تانرا ثابت کنید. شاید بعضی از شما به لاف و گزاف خود را بازی دهید و بگویید که جهاد میکنیم مجاهد داریم ولی مجاهدین و طالبان شما از همه پیشتر سر برای دالر میکند. دل را بخیالات خوش نکنید.
    حقگو
  • ناشناس
    کد:
    من کدام نظر جاص ندارمدر این مورد.
    من از نویسنده خواهش میکنم که در مورد مذهب اسماعلیه ماومات بیشتر ا رائه فرماید
    تشکر
  • نیک پی پور  - سلام به اهل خرد نه به نادانان
    سلام خدمت همه دوستانیکه در فوق نظریات شانرا شرک شاخته انند و قضاوت های مختلف داشته انند چون نظر ونظر دادن حق قانونی هر فرد است ولی مشروط بر اینکه عفت کلام را مراعات نماید.
    خوب اگر دوستان معلومات یا ت حقیق کرده باشند قضاوت کنند درست است یک اصل است که پذریرفته شده ولی زمانیکه قضاوت نا اگا هانه میکند ب ه نظرم کار خوب نیست طوریکه ویداست مذهب اسماعیله یک چیز نو نیست بلکه سابقه دیرینه تاریخی دارد کتب های متعددی درین رابطه و سایت های وزین هم درین ارتباط است که ثبوت کننده و تاید کننده است اهل تشیع یک چی ز نو نیست که قضاوت نادرست شود اگر ضرورت بود به گوگل برود اسماعیله بنوسید هر قدر که خواسته باشید موخذ است.

    نیکپی پور
  • پیمان راشد  - قابل توجه نویسنده محترم وبازدیدکنندگان عزیز

    مدت ها بود که کیبوردفرسائی راکنارگذاشتم زمانیکه بعدازمدتها به خاوران سرکشی نمودم درجستجوی زادگاهم وم علومات پیرامون آن بودم.نگهان به نظریات ونوشته های دوستان سرزدم ورفته رفته باتعمق جالب ترمیشد.من یک ن ظر راپسندیم ازآقای"نظری".مازمان هاسلطانهاوحکامهارا درهرایام مختلف ازتاریخ جهان تجربه نمودیم .زمانهای سخت تر وبدتر ازین حرفهای نیمچه ملامنجانی راشنیدیم ودیدیم .اگر شما به تاریخ اسلام برگردیداین قوم به پیغمبر اسلام چه کردند.بوی تهمت اذیان گفتن رابستن.وازحدیث وحکایت غدیرخم انکارورزیدند.از"م ن کنت مولاه فهذاعلی مولا"کلاً روگردان هستندوبسااحادیث نبوی را بنام احادیث منسوخ سوزاندن.مسئله دی گر جانب داری این قوم ازعثمان کسی که درفساد شناوربود.حتی چقدر قرآنکریم رابدستان ناپاکش سوزاند.دوباره بیاید به کربلانظربافگنیم که بااولاد رسول خداچه کردند.حتی طفل شش ماهه آن حضرت رابه شهادت رساندند.بهرص ورت باکسانیکه عقیده شان راباشنیدن حکایت قبول دارندکاری نداشته باشید تمام اصول مذهب شان برقصه خواب اس تواراست.مازمان سطر داشیتم وزمانی کسی نمیدانست ما چه کاره هستیم بهتر ازاین پرده برداری بوداقلاًاگر ما دشنام های دشمنان رادرمیافتیم امام مان درامان بودولی اکنون یک گروه افشاگرمیخواهندتاریخ راتغیر بدهندول ی بی خبرازجهالت ولجاجت انسانهای نافهم پیکراین مذهب بزرگ راخدشه دارساختند .بیاید ازین خودسری وخیره سر ی که به زیان خومان تمام میشودبگذریم ودیگر بامقاله وشعروغیره موجب اذیت همکیشان مئومن خویش نگردیم.تشکر
  • ناصر
    سلام من هم چون شما شيعه هستم اما دو سوال ذهنم را مي آزارد
    1- مگر اسماعيل در زمان حيات امام صادق از دنيا نرفت پس چگونه امام است در حاليكه طبق مباني اعتقادي شيعه دو امام در يك زمان نمي تواند باشد.
    2- آيا مي توان كسي كه در اروپا زندگي مي كند و عكس هاي در كاباره هاي اروپا موجود است جانشين امام صادق و امام هاي معصوم ديگر باشد.
    لطفا براي آرامش قلب پاسخ روشن دهيد
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

TOLO TV LIVE

TOLO NEWS 18.04

TOLO 6:30 REPPORT 17.04

SHAFIE AYAR Nr. 160

کـاندیدان ریـاست جمــهوری

 

به نظـر شما بهتــرین گــزینه بــرای
ریـاست جمـهور آینــده افغـانســتان
چــه کســی میبــاشد؟

کــاندیدان ریــاست جمــــهوری

نظـــرسنجـــی بــرای

کــاندیدان ریــاست جمــــهوری
 

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

پـــــارســـــی

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 133 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.