Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

افغــانســتان درچهـار چـوب مشــکلات روش هـتای اقتصــادی معـــاصر (بخش چهارم ) PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - اقتصــــادی
نوشته شده توسط عبدالواحد سیدی   
يكشنبه ، 30 خرداد 1389 ، 11:09

عبدالواحد سیدیدر بخش قبلی شمه ای از شیوه های اقتصادی که بر مبادی عرف و عادات قدیمۀ مردم استوار بود در تحت قیادت شاهی مطلقه بیاناتی داشتیم که ما حصل عایداتی که از ملت جمع آوری میشد در خزانه پادشاهی واریز میگردید. و این حالت در زمانی بودکه موسسات محافظه کارانه پادشاهی تمام شئون و ادارات مربوط به کشور داری را در کشور در قبضه خود داشت.

 

حکومات پادشاهی افغانستان می کوشیدند تا مردم کشور رادر طول دوره های پادشاهی شان با انزوای مطلق جدا از همدگر اداره و کنترول نمایند که در این راستا نبود راه های اساسی، نبود وسایل سفر، عادتبه زندگی عنعنوی مردم و محدود یت در زندگی قشری قریه، نبود مدرسه و مکاتب، ساختار های زندگی ساده و بی پیرایه که همه گونه وسایلو ضروریات محدود زندگی همان زمان در خود قریه بدون انباشتگی کالاهای مازاد و کنش های مبادله کالا در همان ده یا قریه تامین میشدکه این مسائل با سایر عوامل باعث آن میشد تا حتی بعضاً بین قریه جات و شهر های نزدیک بآن نیز آیجاد ارتباطات قایم شده نتواند. همۀ این ها دست بدست هم داده جو و شرایط خاموشی را در مردم منزوی و فقیردر کشورایجاد کرده بود که ندرتاً مردمان از یک شهر به شهر دیگر در رفت و آمد بودند. اگرهم این خموشی جبری برهم میخورد با سرسختی به اقوامی که در مقابل حکومت شاهی گردن فراز میکردند معامله انجام می گرفت که ما نمونه های این نوع حرکات را میتوانیم از چندین قیام ها در شمال که توسط مردمان جاجی و جدران و اقوام منگل سرکوب شدند در زمان انقلاب ابراهیم بیک و لقی در صفحات شمال بشمریم و یا از کوچ ها و فراردادن های اجباری اقوام خلج و ارزگان و چورهو سایر مناطق کشور که مربوط به اقوام هزاره و ازبیک وسایر اقوام میشود در عهد امیر عبدالرحمن خان بر شمریم که نمونه غیر متجانس این اقوام ناقل و یا فرار داده شده را میشود در ولایات بغلان بلخ، تخار و کندز دید. این ها نمونه ها و مثالهای از صد ها همچو وقایع ای است که در این کشور باعث ارعاب و سرکوبی مردم گردیده است.

 

اما قسمیکه دیدیم در زمان لغو حکومت سردار شاه محمود خان عم شاه وحضور سردار محمد داود خاندر حکومت شاهی افغانستان بصفت صدر اعظم در کشور، شرایط بقسم دراماتیک تغیر پذیرفت. افغانستان خواست تا با راه اندازی برنامه های اصلاحات اقتصادی از قبیل، اعمارسکتوری زیر بنا های اقتصادی و زراعتی کشور از قبیل اعمار مکاتب، ساختمانهای جدید وزارتخانه ها، سرکهای اسفلت و میادین هوایی و غیره را در تحت بر نامه های فشرده و کلان ملی بنام پلان های پنج ساله ترتیب داد که مورد اجرا قرار گرفت که در بخش گذشته به تفصیل روی آن بحث شد.

 

در این دوره یک سیستم مضاعف اقتصادی در کشور حاکم شد، یعنی هم سیستم تجارت بازار رواج داشت و هم در سطوح مختلف اقتصادی دولت خود برنامه های انکشاف محیطی را در ساحات اقتصاد، زراعت، تجارت و صنایع و معدن کشور پیاده کرد و اکثراً سیاست های پولی دولت وضع سیاسی اقتصادی کشور را جمع و جور نمود. دولت توانایی آنرا داشت تا از نرخها کنترول بعمل بیاورد. ذخایر احتیاطی نفت و شکر و حبوبات را در سراسر کشور در ذخیره خانه های خود برای روز های مبادا نگاهداری کند و در بسا مورد قیم را ثابت نگه دارد از قبیل انواع تیل (مواد نفتی) شکر را دولت در انحصار خود داشت. این سیستم بسوی رشد سکتور های دولتی در پیشروی بود و از پولی که از این انکشافات بدست می آمد ماحصل آن در شفاخانه ها، پل ها و سرکها، اصلاح ترانسپورت شهری، مخابرات و مواصلات، اصلاح شهر ها، اعمار بند های آبگردان، ایجاد و ساختمام مراکز انرجی برق، انکشاف مکاتب و محلات تحصیلی، و پر قدرت نگهداشتن سیستم های دفاعی کشور از طریق مدرنیتیزه کردن اردو، معاش و مواجب مامورین و کار مندان دولت و همه گونه مصارفات و خدمات عامه از همین طریق اجرا میشد.

 

معنی بازار:

سیستم بازار که مرهون انکشاف اقتصاد صنعتی است با خشونت تام این وضعیت را دگر گون ساخت، بجای مناطق و مردم خود کفا برای نخستین بار در تاریخ کشور وضعیتی را خلق کرد که در آن انبوهی از مواد غذایی، کالاها و خدمات برای فروش، مبادله پایاپای یا معامله عرضه گردید و این موضوع مصرف شخصی یعنی مصرف توسط تولید کننده اصلی و خانواده اش را از بین برد و تمدنی ایجاد کرد که در آن تقریباً هیچکس حتی کشاورز نیز خود کفا نبود. همه افراد بطور کامل وابسته به غذا و کالا و خدماتی بودند که توسط دیگران تولید میشد که روی همرفته افغانستان هم در این تغیرات شگرف تولید و مصرف سهیم بود که دلایل عمده این تغیر منحصر ویا مختص شدن عناصر تولید در یم کنطقه بنا بر توانیی های ذاتی ای که در آنجا موجود بوده است میباشد. مثلاً در کندز تولید پنبه از ارقام دشت محصولات زراعتی بوده و دولت با پیاده کردن برنامه های کمکی برای دهقانان بصورت داوطالانه از کشن سایر حبوبات جلو گیری بعمل می آورد که دهقان مجبور بود مازاد مصارف عادی خویش را صرف تهیه مواد غذایی خانواده خود سازد که در اقتصاد این اولین سنگ بنا های تخصصی ساختن کالا ها میباشد.

 به اختصار میتوان گفت که صنعتی شدن وحدت تولید و مصرف را در هم شکست و تولید کننده را از مصرف کننده جدا ساخت. اقتصاد آمیخته عنعنوی را به اقتصاد دو پاره صنعتی تبدیل کرد.

 

تغیر در این حالات اقتصادی عوارضی مهمی در بر داشت که بسختی این عوارض در جامعه ما قابل درک است. به این معنی که بازار در ابتدا پدیده ای کم اهمیت و حاشیه ای بود، ولی با گذشت زمان و تغیر در شیوه های تولید و عرضه کالا ها به همۀ زوایای زندگی نفوذ یافت به این معنی که اقتصاد بازار زده شد که این حالات بازار زدگی در بین کلیه کشور ها، هم در سیستم های اقتصاد سوسیالستی و هم در اقتصاد صنعتی سرمایه داری هر دو بوقوع پیوست.

 

اقتصاددانان غربی به بازار به صورت واقعی کاملاً سرمایه داری نظر داشتند و غالباً این واژه را مترادف به اقتصاد سود طلب بکار می بردند، اما به انچه که ما از تاریخ میدانیم، مبادله – و در نتیجه بازار - قبل از سود، و مستقل از آن، پدید آمد، زیرا بازار بمعنای واقعی کلمه چیزی بیش از یک شبکه مبادلاتی، یا صفحه تقسیم نیست که از طریق آن کالا و خدمات نظیر پیامها بمقصد های مورد نظر ارسال می شوند. بازار ذاتاً از سرمایه داری نشئت نگرفته است. این صفحه تقسیم بهمان اندازه که برای کشور های صنعتی سرمایه داری مهم است برای جامعه صنعتی سوسیالست نیز بهمان اندازه حیاتی است که برای صنعت گرایی سود جو میباشد، چه این صنعت گرایی در حوزه سرمایه داری باشد و یا مربوط به سوسیالستی باشد.

 

بهمه حال بازار بعنوان صفحه تقسیم باید وجود داشته باشد خواه بازرگانی مبتنی بر پول باشد یا معاملۀ پایاپای(سیستم مبادله کالا) ؛ خواه سودی از آن بدست آید یا اینکه قیمت ها بر اساس عرضه و تقاضا تعین شوند یا اینکه تثبیت قیمت ها توسط دولت انجام گیرد ؛ خواه نظام بدقت برنامه ریزی شده باشد یا نه؛ خواه ابزار تولید خصوصی باشد یا عمومی. حتی در یک نظام اقتصادی فرضی متشکل از کارخانه های صنعتی که بوسیله خود کار گران اداره می شود یعنی نظامی که در آن کارگران میزان حقوق خود را به اندازه ای بالا میبرند که سود بکلی حذف می شود، باز هم بازار وجود دارد. این واقعیت اساسی تا بدان حد نادیده گرفته شده است که بازار فقط با یکی از انواعش (مدل مارکیت خصوصی مبتنی بر سود که در آن قیمت ها باز تابی از عرضه و تقاضا میباشد) همانند میشود حتی در واژه نامه سنتی اقتصادی واژه ای برای بیان تنوع این انواع وجود ندارد.

 

بعباره دیگر هر کجا که تولید کننده و مصرف کننده از یکدیگر تفکیک شدند مکانیزمی لازم می آید که بین آن دو رابطه بر قرار نماید، این مکانیزم بهر شکل که باشد بازار نامیده میشود.

خلاصه اینکه بازار در ایالات متحده امریکا گسترش مصرف، در لهستان، افزایش قیمت ها در افغانستان علاوه بر افزایش قیمت ها در برابر ارزش بلند رفتن عرض داخلی که یم تناسب معکوس را نشان میدهد که عامل اساسی آن عدم دسترسی دولت به عوامل و ضابطه های بازار و محدود نگه داشتن عناصر توریدی کالا ها در خارج از کشور باعث ایجاد یک قوس سعودی قیم میگردد(مخصوصاً در شاخص های بازار مواد نفتی) اما در برتانیا برسر قیمت ها و سیاستهای تعین حقوق و دستمزد و در اتحاد شوروی سابق منازعات مرگبار در بارۀ اولویت صنایع سنگین بر کالاهای معمولی مصرفی تعارض عمیقی را در همه جوامع اعم از سرمایه داری و سوسیالست بدنبال جدایی تولید از مصرف بوجود اورده است. این شگاف بازار تمدنی را بوجود آورد که بیش از هر تمدن دیگر در تاریخ پول پرست و آزمند و تاجر مسلک و حسابگرو بهم مرتبط و پیوست بوده است. میگویند در حاکمیت پول در بازار: «دیگر بین انسان با انسان هیچ رابطه ای بجز منافع شخصی عریان و پرداخت نقدی عاری از احساس و عاطفه باقی نمانده است.»

 

در مجاری معاملات بازار چنانیکه اقتصادیون میگویند:روابط شخصی پیوند های خانوادگی، عشق، دوستی، حلقه های همسایگی و اجتماعی همگی در هجوم بیرحمانه منافع شخصی تجاری رنگ باخته اند یا به تباهی کشیده شده اند. این چیزی است که مارکس این روند نا انسانی شدن پیوند ها ی بشری را شناسایی کرده است اما در انتساب آن به سرمایه داری راه خطا پیموده است. او در حالی این نظریه را قایم کرده بود که تنها شکل جامعه صنعتی قابل مشاهده بود و جوامع سوسیالستی هنوز در هالۀ از ارمانهای بشری قرار داشت ولی بعد از نیم قرن واضح شد که تجربه جوامع صنعتی مبتنی بر سوسیالزم یا حد اقل سوسیالیزم دولتی میدانیم که حرص و طمع و خشونت، فساد تجاری و تقلیل روابط انسانی بسطح واژه های سرد و بیروح اقتصادی دیگر فقط منحصر بر نظام مبتنی بر سود نیست.

 

زیرا که حرص به پول، کالا و اشیا ء باز تاب سرمایه داری یا سوسیالیزم نیست بلکه باز تاب نظام صنعتی استو از کارایی و عدم آن در نظان حاکم اقتصادی متأثر میباشد. فقط این امر میتواند باز تاب نقش مرکزی بازار را در تمام جوامع بشری اعم از صنعتی و مصرفی و سرمایه داری و سوسیالیزم را تعین نماید. در این حالت هر فردی در رفع حوائج زندگی خود به بازار وابسته گردیده است. که ما مثالهای آنرا در مورد وابستگی کشاوزران تخصص کار به بازار برای بدست آوردن مایحتاج غذایی ضرورت خانواده را ارائه داشتیم.

 

در چنین جامعه ای بدون توجه بساختار سیاسی، نه تنها محصولات بلکه کار و عقاید و هنر و روح نیز خرید و فروش و معامله و مبادله میگردد. از همین سبب زایش فساد و اشوب و فتنه در چنین جوامع ای اجتناب نا پذیر است زیرا در این حالت انسانها خلاقیتش را صرفاً بر مبنای پول در آوردن بنمایش میگذارد.

 

حالا که در مورد بازار توضیحاتی صورت گرفت ضرورت است تا بطور مؤجز علم اقتصاد نیز تعریف گردد:

 

علم اقتصاد:

اقتصاد عبارت از علمی است که حیات و پدیده های که باعث یک زندگی مرفع در انسانها گردیده و جلوه های آنرا تفسیر کرده، ارتباط آن پدیده ها و جلوه ها را با اسباب و عوامل کلی ای که بر آن حاکم است بیان میدارد. این علم با بوجود امدن سرمایه داری - تقریباً چهار قرن – ظاهر گشته است. ولی ریشه های آن به ادوار دور تاریخ پیوستگی دارد.

 

سیستم اقتصادی:

عبارت از اسلوبی است که جامعه ترجیع میدهد، در حیات اقتصادی، و حل معضلات عملی خویش از آن پیروی کند. از این سبب نمیتوان جامعه ای را بدون دارا بودن سیستم اقتصادی تصور نمود، زیرا هر اجتماعی ولو هر قدر کوچک هم باشد با تولید سروت و توزیع آن سرو کار دارد و از همین سبب به خود اسلوبی را انتخاب میکند تا بوسیله آن عملیات اقتصادی را تنظیم کند و همین اسلوب است که سیستم اقتصادی جامعه را معین میسازد.

به اساس خط مشی اقتصادی است که دولت هامکلفیت می یابند تا در حیات سیاسی خویش سیستم های از اقتصاد را که توسط مردم آن قبلاً در قوانین نافذه کشور تصویب شده است پیش برند.

 

مشکاتی را که افغانستان از سی سال به اینرف تجربه میکند:

موضوع شایسته ملاحظه در افغانستان این است که به اصطلاح انقلاب سوسیالیستی حزب خلق افغانستان که پیرو جناح ماسکو بود کوشید بعد از کودتای ثور در تطبیق سوسیالیزم سروکار داشته باشد. در این پیروزی خود کوشید بمبارزه طبقاتی و محو طبقه حاکم در برابر طبقه محکوم، تشدید تضاد های طبقاتی را در صورت خواست طبقاتی دامن بزند که این قدرت را از طریق کودتای نظامی از دستگاه های حاکمه افغانستان در شرایط طاقت فرسا بوسیله کودتای ثور صورت گرفت، و در واقع این درست مانند سقوط رژیم تزاری در روسیه که بوسیله کودتای نظامی صورت گرفت میباشد.

 

در این کشور پیش از این که یک سیستم سیاسی اقتصادی مبنی بر اساسات سوسیالیستی و یا سرمایه داری قایم شود مردم و بازار و حکومت های وقت یکجا بطرف انارشی حرکت کردند که حالات سر در گمی موجود، ما حصل گمراهی های دولتمداران در ظرف سی سال گذشته می باشد. عللی که نتوانسته تا هنوز پیروزی را در کشور بثمر برساند ناشی از تضاد های فکری و عقیدتی یکجا با شرایط جنگ و شرایطی که از بیرون دستگاه حاکمه را مقهور و متزلزل کرد و چندین مرتبه باعث انهدام آن گردید. و این در حالی است که تضاد های داخلی آنقدر در افغانستان نیرومندی ندارد تا بتواند به تنهایی دستگاه حاکمه را ویران سازد. بنا بر این بطور روشن گفته میتوانیم که جامعه افغانستان نه توسط تضاد های داخلی بلکه از اثر مداخلات و دست اندازی های تخریبگرانه نیرو های خارجی و همسایه ها همواره به سقوط مواجه گردیده و در آینده نیز اگر جلو فعل و انفعالات تشخیص شده همسایگان از حالت کنونی گرفته نشود، مستقیماً بالای روش های اداری و مملکت داری و اقتصاد و بازار و استقلال مملکت تاثیر نا گوار ببار خواهد آورد که ماحصل آن دگرگون ساختن ساخت و ساز دستگاه حاکمه بعلت شرایط نا مساعد نظامی و دست اندازی های خارجی ها از هم گسیخته شده و این در حالی متصور است که مردم آرزو دارند تا شکل نوینی از ساخت و ساز حیات سیاسی را که مرامهای اقتصادی و عنعنوی مردم را بر آورده میسازد پیاده نمایند.

 

همینگونه عواملی که بعد از طالبان دولت تکنوکرات موجوده را در افغانستان پایدار ساخت، عوامی دیگری که باعث رخداد های اخیر در کشور گردیده است حالات را قادر خواهد ساخت تا زمینه پیروزی نسل نوی از تغیرات را در کشور رو نما سازد که فهمیده نمیشود تا کدام حد این تغیرات در اینده خواهد توانست وضع موجوده را اصلاح نماید. چیزی را که در جامعه فعلی افغانستان میشود روی آن حساب کرد این است که جامعه افغانستان اعم از قشر های مختلف خود شان را سوار به امواجی از جریانات تولید و یا توزیع و تحویل کالاهای تجاری میدانند که حیات شان به آن سخت گره خورده است که نیاز این کشور را به تزاید به پیشرفت سریع برای پیوستن به کشور های پیشرفته جهان را احیا خواهد ساخت.


Advertise your business here. Click to contact us.
نوشتن نظر
Your Contact Details:
 
Comment:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
Security کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

TOLO NEWS 24.05

FARAAKHABAR 23.05

KANKAASH 21.05

GOFTMAAN 24.05

تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ


پروفیســور رســـول رهیــن
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 76 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.