Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

فریاد PDF پرینت ایمیل
ادبیـــــات - نظــمی
نوشته شده توسط ثمرالدین خُرم   
جمعه ، 22 خرداد 1388 ، 10:09

فریاد

دروادی حزین وطــــن خون نشسته است
اهریمن حریص چو قــــارون نشسته است

برکنج نامــــــ«رادی و دور از دیار عشــــق
صدها هزار عاشق ومجنون نشسته است

 

دلداده گـــــــان معـــــرفت و حامیان علم
ازحلقۀ مشــــــاعره بیرون نشسته است

این ملت بلاکشــــــــیده واین میهن عزیز
ازچند مدتیست که درخون نشسته است

آن دوستان خاطر ویاران همنوا
درآن دیارغُربت ومحزون نشسته است

چشم کدام صاعقه درباغ کرد اثر
باغ وبهار جمله به طاعون نشسته است

فریاد عاصی و هم شورتو"ثمر"
اینک به پای هردلی موزون نشسته است

 

ثمرالدین "خُرم" ازشهرمزارشریف.
نمبرتماس: 0799006290
این شعررا به سبک شعر زنده یاد قهار عاصی که بنام "بادیه" سروده بود، سروده ام.

 

وطندار

وطنداراین وطن ازما دل غمخوارمیخواهد
به آبادی وشادابی خود پیکار میخواهد

وطن افسرده و رنجور وبیماراست ای یاران
به زخم ودرد و درمانش بسی تیمارمیخواهد

به سینه بسکه خورده راکت وخُمپارۀ بسیار
الا ای هموطن میهن زما معمار میخواهد

چمن خشکیده ازتاثیردود و آتش کینه
زما ای هموطن فردا چمن گلزارمیخواهد

سه دهه جنگ ویرانی بسوخت باغ وشجریکسر
بهار وفصل رویش ها زما اشجار میخواهد

اگر احساس میهن پروری باشد ترا برسر
بده دستت بدست من که از ما کار میخواهد

"ثمر" گل را به پای تو کند تقدیم ای میهن
به پای دشمنت میهن همیشه خار میخواهد


بُت سیمین
امشب گل من باز هوادارتوگشتم
دیوانه وشیدا و گرفتارتو گشتم

هرجاه که سفرکردم دریادتوبودم
پا بسته به آن نقطۀ پرکارتوگشتم

دیدم بسی مهوشان درسربازار
صددل به خدا بازخریدارتوگشتم

دیوانه وشیدای توام ای بُت سیمین
بازآ به برم یارکه بیمارتوگشتم

کُن رحم به حال دلک غمزدۀ من
خیراست توگل هستی ومن خارتوگشتم

باشیوۀ تنازی بُردی تو دل ما را
ای یارستم پیشه خریدار تو گشتم

یکبار زروی لطف بنگربه "ثمر" ای جان
مجنون سرکوچه و بازار تو گشتم


برای تو

ای آفتاب حسن سرودم برای تو
دارم امیـد آنـکه نبینم جــفای تو

درحسن ودلربائی و نازوکرشمه ات
جنس پـری نمیرسد هرگزبه پای تو

توپادشاه حسن وملاحـت شدی مـرا
باری نگربه لطف که هستم گدای تو

جوروجفای توکه ازحد فزون شده
محتـاج آن شدم که ببینم وفــای تو

آگه نه ای که این دل بیچاره ازفراق
دیوانــه وارمیــدود اندرقفـــای تو

یادم نمیرود ازآن خاطرات خوش
آغوش پُرعطوفت و نازوادای تو

حالا چــرا اینقدر مغـــرورگشته ای ؟
عارض شوم زدست تو نزد خدای تو؟

 من زاروخسته ام ازین جورروزگار
لطفی نما کــه باز کنم جــان فدای تو

داروندارخویش بریزم به پیش پات
یاقوت دیده راکــنم فــرش راهی تو

بگذرزجرم این دل مسکین که سالها
پروانــه وارمیرود انـدر قفـــای تو

روزی رسد که باغ امیدم ثمر دهد
آنگاه دوباره باز ســـرایم برای تو

ثمرالدین "خُرم "
ازشهرمزارشریف

 

Advertise your business here. Click to contact us.
نوشتن نظر
Your Contact Details:
 
Comment:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
Security کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در جمعه ، 22 خرداد 1388 ، 10:21
 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

TOLO NEWS 24.05

FARAAKHABAR 23.05

KANKAASH 21.05

GOFTMAAN 24.05

تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ


پروفیســور رســـول رهیــن
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 62 مهمان آنلاین

قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.