Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

شعر از حضرت ابوالمعانی بیدل PDF پرینت ایمیل
نوشته شده توسط حضرت ابولمعانی بیدل   
جمعه ، 15 خرداد 1388 ، 19:12

 

این ستم کیشان که وهم زندگی را هـــاله اند
در تلاش خـــــودکشی ها شعلۀ  جـــواله اند

 

عمرها شد حرف دردی آشنای گوش نیست
کــــوهکن تا بی نفس شدکوه ها بی ناله اند

خلقی از خود رفت واکنون ذکر ایشان میرود
کــــــاروان  خــواب را  افسانه ها  دنباله اند

 

دعوی مردان این عصر انفعالی بیش نیست
شیرمی غرند وچــــون وامیرسی بزغاله اند

 

سرد شد دل از دم  این  پهلوانان غرور
رستم  اند اما بغل پرورد های خاله اند

 

دل سیاهی یک قلم آئینه دار صحبت است
گر همه اهل  خراسان اند از  بنـــگاله اند

 

جمله با روی ملایم قطره اند اما چه سود
چون به مینای دل افتادند یکـــسر ژاله اند

 

همچو دندان بهر ایذا وصل وهجرشان یکیست
گرهمه یکســــــاله مــــتی آیند ویا صدساله اند

 

با عـــروج جاه ِ این ، افســــردگان بی مدار
بر لب هربام چون خشت کهن تبخاله اند

 

چشم  اگر دارد تمیز حسن و  قبح  اعتبار
زنگیان جــــامه  گلگون  نوبهار لانه اند

 

بیدل از خورد و بزرگ آن به  که برداری نظر
دور گاوان رفت واکنون، حاضران گوساله اند

 

Advertise your business here. Click to contact us.
نوشتن نظر
Your Contact Details:
 
Comment:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
Security کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در جمعه ، 15 خرداد 1388 ، 19:20
 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

فـــلم هفتـــــــه

فـــلم هفتـــــــه

مطـــالب انتخــــابـــی

Joomla 1.5 Featured Articles

ویـــدیـــوی هنــــری

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 58 مهمان آنلاین

قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.