نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| شعر از حضرت ابوالمعانی بیدل |
|
|
|
| ادبیـــــات - نظــمی |
| نوشته شده توسط حضرت ابولمعانی بیدل |
| جمعه ، 15 خرداد 1388 ، 19:12 |
![]()
این ستم کیشان که وهم زندگی را هـــاله اند
عمرها شد حرف دردی آشنای گوش نیست خلقی از خود رفت واکنون ذکر ایشان میرود
دعوی مردان این عصر انفعالی بیش نیست
سرد شد دل از دم این پهلوانان غرور
دل سیاهی یک قلم آئینه دار صحبت است
جمله با روی ملایم قطره اند اما چه سود
همچو دندان بهر ایذا وصل وهجرشان یکیست
با عـــروج جاه ِ این ، افســــردگان بی مدار
چشم اگر دارد تمیز حسن و قبح اعتبار
بیدل از خورد و بزرگ آن به که برداری نظر
|
| آخرین به روز رسانی در جمعه ، 15 خرداد 1388 ، 19:20 |
نامــزد وکیــل شــایسته

استاد محمد جعفــر کــوهســتانی
نامــزد وکیــل برای شــورای مــلی
ســال ١٣٨٩ ولایت کــابل
فهــرست کــاندیدان مــردم

لست نهــائی کــاندیدان مــردم
در انتخــابات شورای مــلی سال ١٣٨٩
ویدیـو هـای نشر شده

گــــزارشــــات نشـــر شــده
ویــــدیــــو ئـــی خـــــــاوران
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین










