نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| هشت ســـال در نبود... |
|
|
|
| مقـــــــالات - احمــــد شـــاه مســـعود |
| نوشته شده توسط میرزایی |
| چهارشنبه ، 18 شهریور 1388 ، 21:24 |
|
بنــــام خـــداوند جان آفرین فــــردوسی گقتیم که از شخصیت سخن میزنیم که، خوشه ی ازادی وآزادگی بود. او بخاطر بدست آوردن آزادی وسربلندی
او دراین راه مقدس جان خویش را ادا کرد وامروز برما وهمه شهروندان با اصالت ورسالت، سرزمین جان باختگان راه حق وحقیقت است که، یاد وبزرگداشت آنهارا نسل به نسل زنده نگهداریم ونام نیکویشان را گرامی بداریم. اگر روزی را بنام هفته شهید حاکمان امروز با نام وروز شهادت احمد شاه مسعود پیوند داده اند ویا میدهند، نمایانگر شایستگی این مرد اسطورییست. شاید کسانیکه چنین کرده باشند، به قصد کمرنگ ساختن عظمت مسعود بزرک دست به این پیوند مداراگونه زده باشند، ولی در اصل همان است که در بالا یادهانی گردید.
چرا هزاران نویسنده داخلی وخارجی، کوشش دارند که یا مسعود بزرگ را بشناسند ویا عظمت درایت واندیشمندی وی را برای دیگران بشناسانند؟ از قرنها تا امروز این سرزمین کم سردمدار، امیر وشاه وگدا را پشت سر نگذشتانده است، اما در خصوص آنها در وگوهر یافت نگردید که، لحظه ای دانشمندان نسبت به آنها بیندیشند ونام نیکویی از آنهارا به زبان جاری سازند، ویا چکامه ای در وصفشان بسرایند. ایا کسی در تاریخ معاصر افغانستان بیاد خواهد داشت که، آزادی راخوشه شده باشد؟ البته عظمت آمیر احمد شاه مسعود دراین است که، با دقت کامل مبارزه کرد وبا بینش خردمندانه به اهمیت آزادی وآزادگی پی برد وبه آن ارج گذاشت. او مجاهد راه حق وعدالت اجتماعی وبرابری جوی انسانی بود. مبارزه کرد تا حق را از باطل جدا سازد وعدالت را از کسالت تمیز دهد ومردم را با عدالت اجتماعی وحق طلبی آشنا گرداند. روی این اصول بود که اهمیت مسعود بزرگ نسبت به سایرین بر جسته میگردد ونویسندگان داخلی وخارجی را وجدانآ وادار میکند که بجوشند تا در خروش حق پرستی مسعود شنوا شوند ویاد بگیرند وبرای دیگران یاد بدهند.
مسعود آمد تا فرهنگ مسخ شده ما را با خردورزی نجات دهد وخود تاریخ بیافریند وآزادی را آبیاری نماید.اودرخود بن وماهیت وگوهر آزادی وخود شناسی را یافته بود واین شگرد نیکو وسگالش بهه در وجود وی جوشیدن وخروشیدن را بر دماند ومسعود را بیقرار رسیدن به اوج خداپرستی ومحو رنگ چند رنگی در ورای بی رنگی ساخته بود.خوشه شدن کار ساده وسهلی نیست، کسی خوشه میشود که پاشنده ونثارگر باشد، مسعود قهرمان با خوشه جانش آزادی را، فرهنگ وبیان آزادی را برما پاشید واهریمنان جعلی ومزدوران سوگند خورده ضد فرهنگ وآزادی را با توان روح وروان خویش از قلمروش زدود وجامعه ومردم را نفس تازه بخشید. این ارزش را کسانی درک میتواند که، در سیاهی دیوان چوچه انگریز نمای پاکستان خرد وخمیر وتوهین تحقیر شده باشند.
در نهم سپتمبر سال 2001 ترسایی، احمد شاه مسعود را بنا بر توطئه نا جوانمردانه، به شهادت آوردند وسرزمین خورشید را تیره ساختند وفکر میکردند که، همه چیز یکسره تمام گردید وسایه اهریمن به زودترین فرصت بر پیکر این سرزمین چیره خواهد شد وآرمان شوم کشورهای زیدخل با مزدورانشان، یکی پی دیگر پیاده خواهد گردید؛ بی خبر از اینکه عاشقان را روح وجان کی مرده است ؟! عظمت روح این ابر مرد تاریخ آفرین، دست خفاشان فرهنگ ستیز انسان کش را روز تا روز کوتاهتر ساخت وآگاهی مردم را نسبت به شناخت خودشان بیشتر گردانید...
اما با دریغ وصد دریغ که مسعود، شیرازه گوارای فرهنگ دیرین خراسان زمین بود واز دست دادن او برای ما وبرای بقای آزادی ورسایی فرهنگ ما، ضایعه فراموش نا شدنی است که، جایش همیشه در بن تاریخ وهست وبود ما خالی خواهد بود. او غرور از دست رفته ونماد باورهای پیوند کننده از همگسستگی سرزمین ما بود.عاشق بود که در راه معشوقه اش سر داد وبر گشت را نپذیرفت.به گپ آورد نظامی گنجوی:
عــاشق زنهیب جان نترسد جانان طلب از جهان نترسد
عشق به خدا وحق وعشق به ازادی ومیهن دوستی، در وجود مسعود بزرگ آنقدر ریشه دوانیده بوبد که، ترس از حریم بینش وی رخت بر بسته بود وبه تنهایی در برابر هجوم لشکر درنده خویان ونیرنگ پیشگان بیگانه مقاومت کرد وآنهارا با بادارانشان یکجا به زانو در آورد که امروز ما شاهد زورمندان ونظامیان جهانی هستیم که با تکنالوژی مدرن ونظامیان وافر وبا تجربه در برابر چند تروریست نام نهاد درمانده اند وراه فرار ویا بهانه فرار جستجو می نمایند. اما مسعود تاریخ افرین سرزمین خورشید با نیروی خدادادش وتوان عاشقانه اش توانست که، در برابر فوج پاکستان، لشکرالقاعده وطالبان داخلی وخارجی واعمال تشویق کننده شان تا سرحد سعودیهای وهابی، بیستد وبه مقاومت جانانه خویش بپردازد. این ایمان که با عشق به حق ومیهن آگنده باشد، رستموار از هفت خوان گذشت وپیروز وسربلند معرکه نبرد حق بر باطل گشت، روحش شاد ویادش گرامی باد!
سخنانم را با چکامه ی که در خصوص قهرمان ملی افغانستان، احمد شاه مسعود سروده شده است به پایان میرسانم، توجه فرمایید:
به خــــورشید اتش وش مهربان
به فـــرزند آن آب وخاک نکو
تو بودی که براهریمــــن تاختی
تنت را به رنج و وطن خواستی
نبرد حقت باطلان را شکست
هلا! یارهمدردوبا هوش وهنگ
جهادو خرد ورزی کار تو بود
تو بودی که با طینت پاک خویش
نگشتی به دونان، تسلیم و زار
ددان و غلامان بی آب و رو
قدت کوه نیکو وراهت خرد
خراسان را مفتخر ساختی
به گیتی و افغانستان نام تو
گوارای پیوند جان منی
جهان در نبود تو ماتمور است
اگر رفتی، راهت بما رهنماست
سپاس از شما. میرزایی |
| آخرین به روز رسانی در سه شنبه ، 24 شهریور 1388 ، 10:18 |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




هشت ســـال در نبود تخـــم وخـــوشه ی آزادی، احمـــدشـــاه مســـعود، قهرمـــان مـــلی کشـــور تابشــگر
سرزمین ومردمش کوشید وشهکاری کرد ودر پای این آزادی جان شیرینش را هدیه نمود، تا از خوشهء آزادی نصیب مردم وسرزمینش چیزی را پاشیده باشد.





