نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
| به بهــــانه ده همیـــن ســـالروز عـــروج خونیــن ســـردار ســرافــراز جهـــاد و مقـــاومت مســـعود عــــزیز |
|
|
|
| مقـــــــالات - احمــــد شـــاه مســـعود |
| نوشته شده توسط فرشته حضرتی |
| چهارشنبه ، 16 شهریور 1390 ، 09:32 |
|
ده سال از پرواز خونین و عروج ملکوتی سردار سر افراز جهاد و مقاومت ملی فرمانده مسعود شهید می گذرد. آنچه که در ذیل می آید، اندوه نامه یک زن است که اسلام را دین رستگاری، آزادی را جوهر زندگی و مسعود شهید را پیشوای جهاد و مقاومت آزادیبخش مردم افغانستان می داند. چه سنگین و خونین گذشت این سالهای سیاه و نفرت بار که غرور آسمان پرداز سنگرهای جهاد و مقاومت تو در برابر اشغالگران و دشمنان اندیشه و ارزشهای مردم افغانستان، اسیر دست خفاشان شب پرور بود و هر آنک بر قامت رسای اندیشه ی تو شبخون می زدند. آه چه سنگین بود این سالهای دهشت پرور اندوه نگار که دوستان نامردت با دشمنان اندیشه ات همدست و همداستان گردیدند تا درخشندگی و گرمای اندیشه ات را در پشت ابرهای تیره بخت کینه و جهالت پنهان نمایند. آری ! چه سنگین و سیاه بود این سالهای کینه ریز و خون آشام که دوستان نامردت ره آورد سنگر خفتن ها و حماسه آفرینی های تاریخ سازت را بر پای خوکان ریختند و از آن بر مسند متعفن قدرت نشستند و ثروت اندوختند. بدون اینکه نیم نفسی را به یاد بود اندیشه ها و حماسه سازی های تو تازه کرده باشند. آری، این دوستان نامردت که بعد از رفتنت لباس ذلت و زبونی بر تن کردند و در پای هر ظالمی گوهر آرزوهای بلند تو را شکستند، چه نامردند که در ساز غم آواز دشمنان اندیشه ات با چشم های بسته می رقصند و بر این رقص ننگین و شرم آگین برما و بر مردمت افتخار می فروشند. آه مسعود! ای فرماندار شکوه آدمی، قهرمان عرصه ی اندیشه و رزم که جهان بر قدرت پیکارت زانوی حیرت زده و شگفت زده شده است. مسعود! ای نامدار اسوه ی دلیر مردی و متانت که از چین پیشانی ات خورشید امید میلیونها آرزوهای درخون خفته چهره می افروخت. تو رزمدار معرکه ی شرافت و آزادی بودی که کلامت عطر دل انگیز بهاران داشت، صدایت پیغام رهایی و امید را در بلندای پامیر و هندوکش بر میلیونها انسان در بند زمزمه می کرد و گامهایت در سنگرهای جهاد و مقاومت، لرزه بر اندام دشمن می افگندند. چه سنگین و درد آور است که پس از رفتنت،خفاشان شب پرست بر چهره ی اندیشه تابناک تو سایه می کشند تا در تاریکی شب به تحریف واقعیت ها بپردازند و بر سنگر اندیشه ی تو تهاجم نمایند. آه مسعود قهرمان! چه سنگین و چه ننگین است که کسانی نهیب دشمنان اندیشه ات را می شنوند و بر گوشهایشان پنبه می آویزند بر زبانشان بند می زنند تابه اصطلاح مصلحت ملی را رعایت کنند. تف بر آن مصلحت که اندیشه های روشن بخش تو و افتخارات قدرت بخش تو مورد اهانت خوکان قرار گیرد و ما ضمیر و زبانهای مان را در رخت سکوت بپیچیم تا مصحلت ملی زخمی نگردد. تف بر آن مصحلت که با اندیشه و با آرزوهای تو بازی شود. نفرین بر آن مصلحت که تو با قامت بلند و افتخار آفرینت در آن ذلیل شوی. تویی که درفش دار غرور و شهامت بودی، تویی که امیر اقتدار و منزلت بودی، تویی که سردار بلند مرتبت این خاک خونین بودی و درشب تاریک ما چراغ افروختی، بر تن سرد زمان ما قدرت و تحرک بخشیدی، غرور خفته ما را شعله ور کردی و بر تن و اندام این خاک لباس عزت و غرور پوشانیدی، ای مرگ برما که نتوانستیم پاسدار مومن اندیشه ها و عزت آفرینی هایت باشیم. مسعود! ای چشمه ی زلال در کوهستان آبرو و عزت ما. ای باران شقایق در گلستان آرزوهای فرو خفته ی ما. ای نسیم خوشگوار بهار در فصل سرد آرزوهای ما، ای ماهتاب پرتو افشان در شب تاریک سرنوشت ما، ای فریاد بلند در سکوت تلخ ما و ای مسعود ای قهرمان، ای خون مقدس در پیکر فرسوه ی تاریخ ما! چشم بگشاه و ببین که بعد از تو چقدر ذلیل شدیم، چقدر تنها شدیم و چگونه دوستان نامردت بر قامت افتخارات تو دستبرد می زنند و برای ارضای هوا و هوسهای شان بر سر هر سفره ننگین زانو می زنند. مسعود! ای ماه منور، ای خورشید تابان و ای رود اندیشه ات بی پایان! چه درد آور بود و چه سنگین گذشت این سالهای اسارت بار که پس از تو دوستان نامردت در بستر هوا و هوسهای پلید سقوط کردند، دل از اندیشه ات بریدند و برهوسهای شیطانی دل بستند. و چه نامرد و بی آزرم اند این دوستانت که رشته های پیوند مردمت را باریک کردند و شکستند. مسعود! هرچند که ده سال سیاه گذشت که تو چهره در نقاب خاک کشیده ای و برسینه تاریخ نشسته ای. اما تو زنده ای، تو جاویدانه ای، تو چون ماه درخشان برتارک اندیشه های جوان نشسته ای، تو چون چشمه ساران زلال از دل هندوکش می جوشی، تو چون نسیم دل انگیز بهاران از وادی حماسه آفرین پنجشیر می وزی، تو چون رود خروشان در بستر اندیشه های آزادیبخش جریان داری و تو چون باران رحمت از آسمان بر اندیشه های پژمرده ما می باری. مسعود! ما امروز از هر زمان بیشتر به تو محتاجیم.
آه مسعود! هرچند که دوستان نامردت پس از تو بر سر سفره ی ننگین نشستند، هرچند که دشمنان اندیشه ات با تمام توان سعی می ورزند که برقامت اندیشه ات تبر بزنند، و درخشش اندیشه ات در پرده های تاریک پنهان نمایند. هرچند که پس از تو سایه های سیاه ذلت بر ما سنگینی می کند. اینک که تو نیستی اما نه تنها زمین و انسان بلکه آسمان نیلگون هم نعره می زند که کهن دژ اسفندیارت کو؟ که انسان و آزادی تنهاشده، آه قهرمان! گواه باش که یاران وفادارت مانند شهید محمد داود و سید خیلی و... لباس سرخ شهادت بر تن کردند و درخط آرمانهای تو بر خاک وخون غلطیدند. اما مسعود! سوگند به فریاد بلندت، سوگند به گامهای استوارت، سوگند به صداقت آبی ات، سوگند به پیشانی بلندت که از آن سپیده می تابید، سوگند به اراده کوه مانندت که بر قامت بلند پامیر طعنه می افروخت، سوگند به خون به اندیشه های ماندگارت که از آن بهار می تابد و سوگند به خون مقدست و به آخرین شعله های نفست که برای آزادی و عزت مردمت از سینه برکشیدی، که از پا نمی نشینیم، پرچم غرور و اندیشه ات را بر زمین نمی گذاریم. تا نفس در سینه جاری است، تا صدا در گلو جاری است با سلاح قلم و اندیشه به جنگ دشمنانت می روم و آنان را سیه رو خواهم ساخت. تا بدانند که مسعود در فریاد میلیونها انسان این سرزمین نفس می کشد، تا بدانند اندیشه های مسعود، از مشرق آرزوهای میلیونها انسان این سرزمین طلوع می کنند، تا بدانند که طنین گامهای پیروزمند مسعود در کوهپایه های هندوکش می پیچد، من یکسره فریاد خواهم ماند و برسینه آرزوهای شوم دشمنانت گلوله خواهم دوخت. دوستان، همرزمان وهمسنگران واقعی شهید مسعود! اکنون که مسعود از میان دوستان و یارانش پرکشیده است، اما سنگر و اندیشه او باقی است. صدای او هنوز از بلندای پامیر و هندوکش برگوشهای ما طنین می اندازد. فریاد رسای مسعود از سنگرهای بخون خفته به گوش ما می رسد و می گوید که ننگ بر شما باد که همبستگی و همدلی تان اسیر خدعه و نیرنگ دشمن گردیده است. دوستان! زمان حساس است و آرمانهای شهید مسعود در هجوم طوفان وحشی قرار گرفته است. دست در دست هم بگذارید و به ریسمان وحدت چنگ بزنید تا دشمنان شهید مسعود نابود، افغانستان آباد و روح شهید مسعود خوشنود گردد.
!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved." |
| آخرین به روز رسانی در يكشنبه ، 20 شهریور 1390 ، 18:52 |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




روایت دشـــوار مـــرد تــاریخ یــل گـــردن فــراز و شــکوهمنــد خــراســان





