Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان


Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
یــک انــار وچهـــل بیمـــار PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - اجتمـــاعی
نوشته شده توسط احمد "سعیدی"   
چهارشنبه ، 3 فروردين 1390 ، 13:12

احمد "سعیدی"دوســتان عــزیز خــواننده ایــن مقــاله:
نوشته زیر یک حقیقت است اما باور دارم تحمل و پزیرش آن برای بعضی ها تلخ، امیدوارم همه دوستان با بزرگواری که دارند مرا معذور دانسته عفو نمایند آنچه که من میبینم می شنوم و می خوانم این تنها داخل افغانستان نیست که ساختن حزب و داشتن تشکیل کاغذی وبر نامه انتر نتی یک مشغله سیاسی شده بلکه افغانهای عزیز در خارج از کشور نیز به این مریضی گر فتار اند.

طوریکه در سایت های انتر نتی ورسانه ها بمشاهده میرسد چهل بیمار روانی با حال وهوای سیاسی زیر نام أ حزاب سیاسی جدا شده شده از حزب وطن در کوچه وپس کوچه های اروپا وآمریکا پرسه میزنند تا باشد نام ونشانی از ایشان باقی بماند. افرادیکه از آدرس حزب های کوجک وتلویحا حزب مادر که همان حزب وطن است از یک حزب ویک هدف چهل شاخه؛ چهل هدف وصد خرام ساخته اند وهر کس خودرا وارث ورهبر حزب متوفی وطن معرفی میکنند که گویا یاد ونامش را زنده وپاس میدارند.در گذشته این حزب از دوبخش خلق وپرچم تشکیل شده بود بنام حزب دمکراتیک خلق افغانستان بشمول ما پیروان زیادی داشت که بعدا زیر چتر حزب وطن یک نام انتخاب شد که در همان زمان بجا بود اما حالا چهل بیمار میخواهد ازین انار کهنه وتاریخ تیر شده صحت یاب گردند که کاریست نهایت مشکل..

شما در رسانه های انتر نتی به مقالات ونوشته های بر میخورید که دوستان دست به دامن تابوت کالبد مرده وپوسیده حزب وطن زده در خارج از کشور أحزاب متعدد من حیث اجزای این حزب با همان بر نامه هدف شعار ونشخوار طراحی کرده اند که به نظر من یک مشغله شخصی با اکت سیاسی دیگر هیچ اثر مثبتی ندارد.انسان عاقل ومدرن کسی است که پا به پای زمان به پیش برود ومقتضیات زمان را درک کند.امروز مادر ومحل زایش حزب کمونستی که شوروی سابق بود به گذشته خود تجدید نظر نموده ساختار نظام سیاسی واقتصادی جدید را که پاسخگوئی نیاز های عصر باشد روی دست گرفته است، اما سیاسیون اماتور افغان در خارج از کشور با مدل گر فتن از هر فرد وحرکتی سیاسی باز هم همان شعار های کهنه وتاریخ تیر شده را از حلقوم همان افراد تجربه شده نشخوار میکنند.

تشکلات وفعالیت های بی ریشه: از نظر من تمام فعالیت ها وتشکلات خارج از کشور بی اساس وبی ریشه اند مسلما بستر خیزش وشکل گیری انقلابها وحرکت های سیاسی ثمر بخش محل تراکم رنج ها درد ها ونا رسائیهاست وکسانی میتوانند طرح یک حزب سیاسی مؤثر اثر گزار وانقلابی را بریزند که عملا بادرد ورنج مردم وحقایق تلخ ونا گفته سر زمین مصیبت زده افغانستان در آمیزش باشند:مبارزه در میدانهای صاف اروپا هیچ خاری را از پیش روی ملت در افغانستان بر نمیدارد. طوریکه مشاهده میگردد عده از فعالان سیاسی افغان مقیم اروپا وآمریکا که به أحزاب تاریخ گذشته کشور ما ارتباط داشته ویا دارند یکی از وحدت ملی دم میزند ودیگری را به وحدت شکنی وهنجار گریزی متهم میسازد.یکی جر منی را مرکز ثقل مبارزه انتخاب میکند دیگری سویدن وناروی را میدان صاف وهموار تشخیص میدهد.گذشته از آن روح مقالات منتشره در وبسایت های متعدد تهمت افتراء وحدت شکنی خود ستائی وخود محوری وواقعیت گریزی است.من از دو.ستان بیرون مرزی چه داکتر، چه متخصص وچه اکادمیسن تقاضا مینمایم تا شمشیر تیز اختلاف وتفرقه را کنار بگذارند و بر زخمها وجراحات میهن زخم خوردۀ خویش بجای نمک مرحم گذارند.یکی بر زبان می تازد دیگری بر قوم ونژاد یکی از اصالت سمت وجغرافیا میگوید دیگری از گذشته بی بها واسفبار.این عصر علم تکنالوژی وسازندگیست وما مانند رسوم قرون وسطائی به شماره قبر ها وکثرت استخوانهای پوسیده افتخار میکنیم. باز هم مینویسم گذشته با همه زیبائی اش گذشته است بیائید فکر برای اینده بکنید، آیندۀ که محور ومعیار آن سازندگی پیشرفت عدالت و انسانیت باشد نه قوم وسمت ونژاد وفرکسیون بازی های سیاسی بازار گرم کن در خارج از کشور..

حزب دموکراتیک خراسان، حزب متحد ملی حزب تفاهم وده ها تشکل دیگر در اروپا وامریکا که از بدنه همان تابوت دفن شده جدا شده اند وهمه أعضای شانرا کهن سالان توبه ناکرده تشکیل میدهد یک مشغله عاطفی و بازی با وقت وزمان است.ما به نسل جوان ومتحرک نیاز داریم. ازنسل مبارز دیروز که بنامهای گوناگون شهرت دارد وبرخی هم نام نیک ندارند بهراندازه شعار های چون ملی، وطنی دموکرایتک، طبقاتی، منطقوی، زبانی ومذهبی و... بلند وبالای مطرح شود مرثر نبوده راه بمنزل نمی بردوباید ازخود فراترو فراتررفت و بر واقعیت ها تکیه نمود واقعیت های زمان وحقایق جوان که دارادی اثر سیاسی ـ سازمانی، با نیازجنبشی که آرزوی نسل جوان را بر آورده بسازد خودرا وفق داد.ما به نیرو های نیاز داریم که امروز پویا متحول دینامیک جهت پذیر باشند نه اینکه دیروز شعار دادند وامروز هم اصرار دارند واز اشتباهات شان نمی آموزند.هنوز کوشش میشود همان عناصر کهنه وسنگ زده بدون تکیه بر جوانان تکه دار فعالیت های سیاسی باشند این اندیشه با اصل دیالیکتیک وتحول در تضاد استوجوانان سه دهه قبل دیگر مانند من پیر شده اند ما باید به سراغ جوانان بیدار مسئولیت پذیر ووقت شناس در داخل افغانستان باشیم که درد ورنج ملت ونا رسائهیا یسیاسی اجتماعی واقتصادی را با دل وجان لمس کرده اند...

یک حزب وچهل هدف وسلیقه: وقتی می بینیم دوستان ورفقای گذشته بوی اقتدار گذشته را استشمام نموده هر کدام در پیوند به حزب های گذشته حزب جدیدی را در خارج از مرز های افغانستان سر وسامان میدهند میگویم یک انار وچهل بیمار واگر بدنه واسکلت حزب وطن نمیبود محور بحث های سیاسی رفقا چه میبود هیچ.در حالیکه امروز کشور ما سوژه ها وومسائل زیاد است که باید مطرح شود.به هر حال امید وارم این عقیده در بین دوستان قوت پیدا کند که مقر وبستر تشکیل أحزاب سیاسی درد بخور محل زایش وگسترش درد ها رنج ها ونا بساما نیهاست یعنی افغانستان.

 

Advertise your business here. Click to contact us.
  • سپیدار سمتی



    جناب اقای سیدی با سلام و احترام بشما :
    نبشته های شما اکثرا با تعمق و ژرف نگری ، هر از گاهی در روی صف هات سایت وزین خاوران ، منتشر میگردد . اما این نبشته شما با انکه با ایجاز تمام ، نگارش یافته ، اما به باور من این طرز تفکر ، دلسوزی و ژرف نگری شما ، حول و حوش افکار حوادران جنبش های چپ افغانی ، جدا در خور تعمق جدی است . جا دارد که بر همه زوایای نوشتاری شما با کشیدن ان بحوزه نقد و نظر ایضاحات بمراتب بیشتری داده شود چون درین نوشته بحث کمتری بر انها ، شده است . اما این بحث سر اغاز کلاوه است که با جس ارت شما انها را ، باز کرده اید.
    حالا اصل کلام .
    نکاتی را که شما بر انها انگشت گذاشته اید ، بازتاب قط ره ایست از بحر عظیم متلاطم سر گشتگی ها و سر کوفتگیهای جنبش چپ که روشنفکران همه در درون ان دست و پا ز ده و در استانه غرق شدن هستند .
    بگذار که با جسارت اظهار دارم که ملت مرده پرست هستیم ، زنده ها را توبی خ میداریم و مرده های تحسین ، همینست که یک گام به پیش نمیرویم
    روسها بر تابوت کمونیزم و لینینیزم ، چی نایها بر تابوت ماویزم و راستیها بر تابوت اخوانیزم ، میخ کوبیدند و کفن و دفنش کردند ، اما چپیهای ما ، هنوز در پای تابوت رهبران خدا بیامرز ، ایستاده اند .
    یکی مرحوم ببرک کارمل را الگو ارمانی قرار داده و دیگر ی زیر نام شهید دکتر نجیب الله دوکان سیاسی باز کرده و دیگری هر دو را به مزمت گرفته ، امین غدار را تابو ساخته و دیگری بر قبر ترکی نشسته د بنگ مسافری را خواب می بیند و دیگر ی همه اش را کوبیده نام زحمتکشان را ورد زبان ساخته در حالیکه یکروز هم درکنار زحمتکشی نه نشسته و درد و الام این زحمتکشان را ه م نمیدانند
    خلاصه اینست وضع در میان ما که تاوان انرا مردم افغانستان دارند میکشند .
    ما ها هنوز در دور ان رویاهای انقلابی سالهای 1965 می زیم و فرموده شما مبارزه را در کوچه های صاف و هموار و معطر اروپا دو ست داریم ، البته نه همه مان چه در میان ما بسیار عناصر واقعا وطنپرست هستند که شاید همان ارزو های داشت ن یک وطن زیبا را با خود ببریم بدون انکه شمه انرا در زنده گی به تماشا بنشینیم .
    به عمق فاجعه نگاه کن ید :
    گروپ مرحوم ببرک کارمل غیر از خودیها همه را بخیانت متهم نموده و در حلقه محدود فکری خود در حرکت م ارپیچی سالهاست که یکقدم به پیش نمیگذارند ، بر عکس گروپ شهید دکتر نجیبالله انها را به وابستگی شورای نظاری به اتهام بسته ، ویدیو پخش میکند و در پی اسناد سازی بیشتر است و گروپهای خلقیها هردو را در فلاخ ن توبیخ گذاشته به خارج از حیطه افغانستان پرتاب کرده هردو را به ناسیونایزم فارس محکوم داشته و اینان د یکران ، دیگران اینان و همین دغددغه ها کماکان ادامه دارد .
    یکی از سازمانها چنان شعار زحمتکشان را سر میدهد ، که انگار پدرش و پدر کلانش در کارخانه های گارگری بزرگ شده و دیگرش اندیشه انقلابی مارکیسیزم را به تفسیر نشسته است .
    اینست عمق فاجعه و درد جانکاه ما روشنفکران و با اینترتیب نه از خود چیزی داری م و نه دیگران را قبول داریم
    البته من از چند تا حزب محدود گفته ام ، اگر شعار 32 حزب جدا شده از پی کر حزب وطن را برایتان بنوسم حد اقل چند صفحه را بایست سیاه کنم
    سیدی صااحب خود را کلافه نسازید مه هم ه مریض هستیم ، بقول معروف
    ده در کجا و ما در کجا
    افغانستان را امریکا اشغال کرد و این اشغال تا حد اق ل 50 سال دیگر ادامه خواهد یافت ولی ما هنوز از درون ارمانهای انقلابی خود پا را بیرون گذاشته نمیتوانیم
    بیست سال تمام است که قادر به ساختن یک حزب سراسری نیستیم ما هنوز خود را ساخته نتوانستیم وطن را چگو نه خواهیم ساخت
    سیدی صاحب :
    از زحمت تان تشکر باید کرد که بر هزارم گوشه از تلخ کامی ها انگشت گذاشته ا ید . و من عقیده بر ان دارم تا زمانیکه ما در خود تغیر نیاوریم به هیچ صورت حزب ملی و سر تاسری تشکیل ن خواهیم توانست
    ما دیگران را به سنت گرایی و تابو پرستی و یا کلیشه پرستی به اتهام می بندیم ، اما ما هن وز خود از همان دگم ها و جزم های ارمانی خارج نشده ایم
    کورخود بینای مردم
    حالا شما از ما چه میخواهید م ن همین حالا میتوانم بیشتر از چهل صفحه را در مورد خطا ها و لغزشهای فکری این چهل حزب برایتان بنوسم اما بقیه در اینده .
  • ســـها

    جناب سعیدی سلام به شما.
    میگویندحقیقت،حقیقت است باآنکه اززبان بیگانه باشد.نظر شما مورد تائیدمن است ( نظربنده همین است اگر بگذارند)هرنویسنده میخواهداحساس درونی خویش راتبارز دهد،آن رابازگووبادوستان درمیا ن بگذارددرضمن به اصطلاح عقده گشایی نماید. که من هم نویسنده نه بل ازهمان قماش هستم که باید بگان چیزکی بگویم.ماافغان هستیم،هرکه ازماکوچک تراست حق ندارد جلوتر برودولوکه داناتر باشد.هربیچاره وخوردترازمابا ید دست مارا ببوسد.مرغ ما یک پا دارد.اگراز گذشته گان خودولو هرچه بوده پیروی نکنیم بی ادب،گستاخ وحتی ح رامی....هستیم.مااز باغیرت ترین مردم دنیا هستیم،افتخارات زیادی داریم .وآن اینکه اضافه ازدوملیون رابه دست خود کشتیم ،ملیون هاآواره ومعلول ومعیوب یتیم وبیوه وبیچاره ساخته وبافته دست خودمااست تا به کرسی ه ایی که حتی به خواب هم نمی دیدیم لـمیده وکیف نمائیم.دستگاه های کاری وفابریک نداشته باشیم،مرددم را بای د گرسنه وبه سردرگمی نگه داریم تا قدرت حق گفتن وحق خواستن را نداشته باشند. همین غیرت ما باعث شده که د ر دیار بیگانه ازعقب تربیون هاورسانه های ناخواانده وناخواسته همدیگرراتاسرحد مرگ میکوبیم،زن ستیزی ومرد سالاری ،خم شدن به پای بیگانگان ونمک حرامی خاصه یی عادت مااست.اگر دروغ گفته ام مراهم به دست ملاهای دیو بندی بسپارید تا مانند سایر بی گناهان سنگسارم نمایند باعرض حرمت.
  • ناشناس
    ّبا تقدیم سلام ودرود بر شما استاد و پژوهشگر محترم.

    من بد بختانه که در خارج از کشور زندگی میکنم و لی قصد رفتن را به وطن بعد از سپری نمودن تحصیلات خود دارم. اولین بار است که در این سایت چنین موضوع یک ه از ملی گرائی و از اتحاد حرف میزند،میبنم که برای من جای تعجب است. استاد محترم موضوع ا یکه شما به آن اشاره کردید یک موضوع بسیار مهم و ضروری برای فهماندن آنانیکه در بیرون از مرزهای افغانستان عزیز بسر م یبرند و از حال و احوال مردم بیجاره خود بیخبر اند میباشد و خدا کند که این اشخاص این نصایح را بدون کدا م غرض در نوشتن مطالب شان در نظر بگیرند.
نوشتن نظر
Your Contact Details:
 
Comment:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
Security کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

TOLO NEWS 24.05

FARAAKHABAR 23.05

KANKAASH 21.05

GOFTMAAN 24.05

تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ


پروفیســور رســـول رهیــن
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 60 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.