نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| کـــریم خـــرم از ترجمـــانی ســـفارت تا رســـیدن به وزارت وریاســـت |
|
|
|
| مقـــــــالات - اجتمـــاعی |
| نوشته شده توسط نوراحمد رجاء |
| يكشنبه ، 28 فروردين 1390 ، 12:19 |
|
پس از به رسوائی کشیده شدن اخذ پول های جیره بندی ماهیانه ی که از جانب احمدی نژاد رئیس جمهور ایران به ارگ نشینان کابل به وسیله عمرداوود زی تحویل ویاارسال میگردید؛ وخاصتا اینکه این اخاذی ها هیچ جنبه قانونی ی را دربر این رسوایی که پیامد بی اعتبارترشدن ارگ نشینان را نزد همگان به بحث کشید؛ آموخته خوران آخوربسته به بیگانگان؛ ودست درازان دستنگرد به اجانب؛ وچشم ته انداختگان بی چشم ورو را؛ وادار به خانه تکانی نمود؛ تاآشغال را به بیرون پرتاب نمایند؛ چه دیگر داودزی نمیتوانست بگاژ دیپلوماتیکش بارکش پول های وابستگی زمامدارانی باشد؛ که بایاربخشی آن سران ملت را به بردگی وبندگی وثناخوانی سوق دهند. در راستای ساخت وباخت های شخصی که شفافیت و وضاحت قانونی را باخود نداشته باشد؛ این یک اساس است که گاهی می بایست پس ازافشاء شدن؛ قربانی همچون گوسفند خود مرده؛ نام قربان شدن را یدک کش است؛ درکشورما قربانی شونده یاازلب گوربرگشته؛ ویا از زیر تیغ برخیزته و از یک امتیاز به امتیاز دیگری دست می یابد. در زبان رسای فارسی کلمات چنان روی هم انباشته اند که هرگز دچار تنگدستی واژه در عبارت سازی ویانوشتن مقاله نمیگردیم؛ مثل (کله پز برخاست وجایش سگ نشست) وقتی مورد استفاده قرارمیگیرد که شاهد آن باشیم؛ نااهلی به عوض نا اهل دیگری جایگزین میگردد؛ اخیرا در پدیده فرمان صادرکنی آقای کرزی که پشت هم در ردیف وجا بجائی شیونیست ها باتمام وجود تلاش میورزد؛ ودیکته های که بوسیله باند شیونیست ها برایش بصورت پیشنهاد تحمیل میگردد چنین دستور صادر نموده است: (خبرگزاری دولتی باختر، حامد کرزی رئیس جمهور طی فرمانی، عبدالکریم خرم وزیر سابق اطلاعات و فرهنگ افغانستان به عنوان رئیس دفتر ریاست جمهوری افغانستان تعیین نموده است.در این فرمان ریاست جمهوری آمده است: تقرر محترم عبدالکریم خرم، یکتن از شخصیت های فرهنگی و وزیر اسبق اطلاعات و فرهنگ کشور را، که خدمات شایسته و قابل قدری را درراه خدمتگذاری به وطن و مردم افغانستان انجام داده، و از هیچ نوع ایثار و فداکاری درین راستا دریغ نورزیده است، در بست خارج رتبه بحیث رئیس دفتر مقام ریاست جمهوری اسلامی افغانستان، منظور می نمایم). اقای کرزی در رابطه با طالبان وشیونیست ها حسن نظر بی شائبه دارد؛ ازطالبان به عنوان برادران واز شیونیستها تحت نام خدمت گذاران یاد مینماید؛ به تصورجناب کرزی اندیشه جهانی وناراضی بودن ملی ازنحوه عملکرد شیونیستها وطالبان سوء نظرجهانی است که بروجوداین فرشته های قبیله بدبینانه نگریسته اند؛ والی طالب وشیونیست تنها فرزندان واقعی ووطندوستان حقیقی هستند که همانند شانرامیتوان در زه وزاد ونژاد قبیله به اصطلاح بزرگ به جستجوگرفت؛ ونمونه شانرا دررفتار وعملکرد طالبان میتوان دید وخصوصیات شانرا در وجود خرم ها؛ فاروق وردگ هاو... هم اکنون داودزی به عنوان سفیر دراسلام آباد معرفی گردید؛ وکریم خرم رئیس دفتر آقای کرزی تعیین شد؛ اگرچه به روایت استناد گذشته ی کاری که توام ملاحظه خواهیدنمود؛ هیچکدام از این دونفر اهلیت وشایستگی اتخاذ این پست هارا ندارند؛ درمورد عمرداود زی درنوشته قبلی ام تحت عنوان (ملت بالنده ودولت شرمنده) تشریحات لازمه را به بحث گرفتم؛ وهم اکنون که به عنوان دیپلومات معرفی گردیده به اساس اصول دیپلوماسی که: فرستنده باید که دانا بود این روند واین تخصص ابدا در وجود این فرستنده عرض اندام ندارد؛ تنها اینکه چنین افرادی شانس ویاهنر چاپلوسی را در دانشگاه بی هنران به امتیازی بالا بدست آورده اند؛ از آن مواردی است که در تیم شیونیست های به اصطلاح قبیله بزرگ؛ دست روی هرکدام بگذاری همان یل خوابیده در تنبل خانه شیونیستها؛ دست به هدف برخورده است. کریم خرم ازجهاتی مختلف وجوه مشترکی را باعمرداوود زی داراست؛ کارنامه سیاه وتیره واهداف ننگینی را که درگذشته کاریش ارائه وادامه داده است بصورت فشرده وکوتاه ومختصر؛ چنین میتوان به بحث گرفت: درماه دلو سال 1385 وقتی نجیب الله روشن رئیس رادیو وتلویزیون افغانستان مجبور به استعفاء گردید؛ روایت استعفایش را قوم پرستی وزیرفرهنگ کریم خرم وانمود ساخت؛ وبعدا آقای روشن طی بیان دیگری افزود که: من از وزیر فرهنگ نه؛ که از فرهنگ این وزیر ترسیدم؛ دیری نگذشت که این بیان نجیب الله روشن تحقق لازمه را بخود اختصاص داد؛ اعمال وناروائی های وزیرفرهنگ چنان لگام گسیختانه وعاری از فرهنگ در وزارت فرهنگ گسترش نمود که بحق همگان را دروضعیت هولناکی قرارداد. اقای خرم؛ درمحفلی آزادی بیان را حرف مفت خواند؛ حرف مفت خواندن آزادی بیان درکنار سایرعملکرد های این وزیر که روز وروزگاری به عنوان ترجمان درسفارت فرانسه حتی خواب وخیال دیپلومات شدن برایش نه یک امید که بلکه آرزوی محال محسوب میگردید؛ واینک در بستر وزارت فرهنگ لمیده وتکیه زده است به چنان مینماید که: بی فرهنگ وبی دانشی که عمری را در لجنزار بی خردی؛ عقده مندی؛ کینه توزی وچاپلوسی بسربرده به یکبار ازحضیض ذلت به اوج عزت؛ نه سیرنزولی که بلکه سیر صعودی طی نموده است؛ اوبحق که فقط کریم خرم شده میتواند که بقول ابن یمین: کریم زاده چومفلس شود در او پیوند لئیم زاده چو منعم شود از او بگریز این مستراح که لبریزیش از وزارت فرهنگ به دریای کابل سرازیرگردید؛ گندیدگی های را در فرهنگ کشور بوجود آورد که بوی گند آن تحت گسترش وجان دادن شیونیست درجهت نفاق وبهم اندازی ملی اثری را بجای نهاده ویاگذاشته است که روز تا روز در لجنزار سقوط وبدبختی بیشتر فرومیرویم. کریم خرم تحت عنوان دیوانه بر بام؛ وقتی درساختمان وزارت فرهنگ قرار گرفت؛ این ساختمان را بخودش سنگری قرارداده واز آنجا سنگ پرانی علیه بشریت وانسانیت را به مشق وتمرین گرفت؛ ومدت زیادی ازاقامت خرم نگذشته بود؛ که وزارت فرهنگ به قلعه سنگباران لقب یافت؛ وسنگ پراکنی ها فرق سرسایر زبان هارا هدف قرارمیداد؛ این عملکرد واین مشی اتخاذی رذیلانه از زبان دیگران تحت عنوان: (تقرر محترم عبدالکریم خرم، یکتن از شخصیت های فرهنگی و وزیر اسبق اطلاعات و فرهنگ کشور را، که خدمات شایسته و قابل قدری را درراه خدمتگذاری به وطن و مردم افغانستان انجام داده، و از هیچ نوع ایثار و فداکاری درین راستا دریغ نورزیده است ...) بذل وبخش میگردد. روند بر این روال؛ یاوه سرائی های خرم باپایداری روز افزونی رو به گسترش نهاده بود؛ وهر روز برشدت آن افزوده میشد؛ تااینکه متخصصین ودکتوران ورزیده(نویسندگان مجرب) باابتکار نوشتن سپرهای را ساخته ودهان یاوه سراهارا هدف قراردادند و وقتی سرلوحه نوشته ها درهمه جا عصای دست وسپر سرانسان ها قرار داده شد؛ کریم خرم به سگ عاری تبدیل شد؛ وازشدت عصبانیت وعناد وکینه ورزی لوحه نوشته شده کلمه وزارت فرهنگ بزبان فارسی؛ چنان مورد دندانگیری او قرارگرفت که هیچ اثری از آن در چوکات آن وزارت باقی نماند. خرم باشکستن نمکدان؛ نمکی را که او بالقب گذاشتن (خرم) روی نامش بخود اختصاص داده بود؛ به حرامزادگی ونمک نشناسی باواژه وکلمات فارسی به مبارزه برخاست؛ خرم بیشرمانه از لقبِ استفاده میکند که از متن زبان فارسی برخاسته وسبب شهرت ونفوذ او گردیده؛ واین قدرغیرت در وجودش نیست تالااقل عنوان نامش را بهمان زبان مادریش به انتخاب گیرد. ومتعاقبا درجهت جلوگیر وبستن دست دیوانه؛ نویسندگان بخردمند وفرزندان مولوی؛ وفردوسی و عبدالرحمن جامی باخامه های چوبی ونوشته های نمکین شان آنقدر بر شکم خرم که به طبل میان تهی تبدیل شده بود فرود آوردند وهرگاهی به عنوان خوش نوازی مشت وانگشتی برفرق سرش کوبیدن که خرم عنان عقلانیت و روال انسانیتی را که نداشت؛ چنان از دست داده بود که درهیکل فیلش به میکرسکب نمادی ازعقل ودانش دیده نمیشد. والقصه به ادامه تعرضات مغرضانه خرم شکرگفتاران زبان فارسی آنقدر نوشتند ونوشتند که حتی فیل خرم مجموعه این اسناد را نمیتوانست بدوش کشد وروزی مغلوبانه بیان داشته بود که این نوشته ها ومقاله ها همان اثراتی را که (رباب زدن درگوش شتر) و(یاسین خواندن درگوش خر را) دارد به منهم همانقدر اثر دارد؛ ونویسندگان هم توقع بیشتر وبرداشت بهتری ازکریم خرم دراین زمینه نداشتند. براستی وقتی بود وباش واقامت کریم خرم درکشوری مانند فرانسه نمیتواند؛ روح سرسام وروش مالیخولیائی وتازیدن بسوی شیونیستی را ازفکر وخون او بیرون آورد؛ وبه جهالت ونادانی اومیدان تاخت وتاز را تابی نهایت وسعت میدهد؛ تاثیرجذبه افکار(روسو) و(هوگو) نتیجه منفی میدهد؛ بدیهی است؛ اگرکریم خرم به حجاز رود؛ برکعبه سنگ می اندازد وبرخانه شیطان طواف میکند و جز اینکه بااین شعرشاعرکه: خر عیسی گرش به مکه بری اساس و راه فکر واندیشه دیگری را میتوان به پوهش وجستجو گرفت؟. عادت خاصی درکشورما حاکمیت دارد که این عادت همچون زهرهلاهل کالبد ملت وکشور را مسموم نموده است؛ دراین کشور هرآنکسی که به حاکمیت دست می یابد؛ نیازمند آن است؛ تامدح وستایش آن از زبان دیگران به بحث وگفتگو وخاطره؛ واز خاطره به حافظه ودرنهایت جنبه تاریخی را بخود اختصاص دهد؛ مداحان؛ متملقان، چاپلوسان؛ بوت پاکان وخلاصه کلام باحفظ احترام به خواننده وعرض پوزش (خایه مالان) گوی سبقت ومدال افتخار را بدست دارند؛ وهمواره درکنار حاکم اریکه نشین اند؛ واین هردو به همدیگر نیازمندند؛ یکی به ثنا گویی ودیگری به دسترسی به ثنای خود شنیدن؛ یکی به بیضه مالی ودیگری به پیشکش بیضه درمشت های شان. ودراین کشور خود پسندی؛ هم عادت وهم میراث پدری شمرده میشود؛ خاصتا اگربرصندلی قدرت تکیه بزنید اغلب اطرافیان بنای خوش وبش وتوصیف را تاحدی مشروح وبمرزی نامشروع مورد گفتاروکردارقرارمیدهند؛ این پیشتازان تملق؛ خواب خودرا که گویا رئیس باهمسرش درحال صحبت قرار داشته واو آب غسل را تهیه می دیده برخود افتخار دانسته وآنرا بالیده به عرض رئیس میرسانند. زمانی درشورای وزیران آقای فاروق وردگ نتوانسته بود به اول وقت درجلسه حضور یابد؛ آقای کرزی؛ آغاز جلسه را تاآمدن ایشان به تاخیر می اندازد؛ حال آنکه در روال دیپلوماسی همه انتظار رئیس را باید بکشند؛ و با آمدن رئیس جلسه رسمیت می یابد. سید جمال الدین افغان نتوانست درکنار حاکمان باقی بماند؛ واز دیاری به دیار دیگر واز سر زمینی به سرزمین دیگر درحال سفر قرار میگیرفت؛ اما جایگاه کریم خرم؛ فاروق وردگ؛ هدایت امین پیر وپوسیده؛ وسایر کودنان رو به ترقی ونهادینه شدن است. اگر از فرق سر تا ناخون پای کریم خرم را به موشکافی بگیریم؛ نه یارای سخن گفتند را میتوان در آن پیدا نمود؛ ونه ازباب نویسندگی ودانش لیاقتی را بخود اختصاص میدهد؛ بااین حال تنها به پاس خدمات نفاق افگنانه وشیونیستی اش از حمایت قبله گاه میرویس جان برخوردار است. منتظر عملکرد خرم خواهیم بود؛ شاید همانطوریکه در وزارت فرهنگ پُر رید وسپس غوطه ها خورد؛ پس منظر ریاست دفترش نتیجه بهتری از گذشته اش نداشته باشد؛ اما بااین وسع نمیتوان انتظار داشت که مورد تفقد ونوازش قرارنگیرد؛ دراین کشور لیاقت ودانایی سیاست وکیاست؛ تخصص وبرازندگی در دانشمندی؛ درگرو وابسته بودن به شیونیست وبرپشت قبیله سوارشدن است ویا بروال مزاج بزرگان خم وراست شدن ووصف خواندن وثنا گفتن است که خرم به خرها از این خریت ها را دارا میباشد. وشاید ارگ نشینان به این نیز اکتفا نکرده و خرم را درجایگاه حساس رئیس کمیسیون انتخابات قرار دهند؛ تابا اعتباردادن به او؛ و حمایتی که از اقای خرم بعمل آمده؛ جبیره این پاداش گیریها را حساب شده وپلان شده به صاحبان اصلی اش برگرداند. بلی بااین روند وبااین دست گیری ها وجا نشینی ها واستفاده شایان از بذرتخم نفاق میتوان به طول عمر حاکمیت در راستای سرنشینی شیونیستها؛ اند وچندی را افزود؛ اما عاقبت حسنی مبارک؛ مشرف شدن ومعمرالقذافی بودن در انتظاراست؛ چنانچه دچار سرنوشت داکتر نجیب نگردید. شکوۀ نیست از رهزن سلیم آنچه برماکرد رهبر کرده است. آنچه درد بی درمان ملی را التیام بخش بود؛ و است؛ چنگ زدن به ریسمان خداوتوسل به آیه ی (أنما المومنين أخوه فأصلحوا بين اخويكم (است؛ اساسی که برکلمه نژاد ولسان ورنگ ومنطقه غنی وضعیف و.... تسلط حاصل میکند وملت ومردم را بسوی یکی شدن ویکی بودن برمبنای برادری فرامیخواند؛ هرچند این دستورالعمل ازجانب دوستان جاهل ودشمنان عاقل در دولبه قیچی شدن قرارگرفته است.
نوراحمد رجاء 25-1-1390 برابربا 14-4-2010 این ایمیل آدرس توسط Spambot ها محافظت شده، برای مشاهده آن باید جاوا اسکریپت را فعال کنید
!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved." |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




بنام خدا
نمیگیرفت؛ وسبب برائت هیچ عرش نشین وفرش نشینی نمیگردید؛ الی به توجیهات بیجا وبی اساس؛ واز جانبی حامل این داد وستدها آقای داوودزی در وقت گرفتاری ورسوائی نتوانست حتی درلفاظی چند وچونی را پیرامون این موضوع به توجیه بگیرد؛ ولااقل متفاعلنی را بر وزن متفاعلات فراهم کند.






