
نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

|
نوشته شده توسط عبدالواحد سعیدی
|
|
شنبه ، 13 تیر 1388 ، 10:53 |
|
کنش ها و واکنش ها از جریان یازده سپتمبرکه دوره های کاری حامد کرزی از آن متأثر بوده است. امر به نيکي و نهي از پليديها بزرگترين پايه دين است. در جمهوری انتخابی افغانستان که تحت قیادت حامد کرزی مدت هفت سال سپری گردیده است نه کسی بخاطر امر به نیکی تقدیر شده است و نه کسی بخاطر زشت کاریها توبیخ و تنبیه شده است، در نزد ما اینطور تداعی میگردد که هیچ کس در برابر افعالی که مرتکب میشود مسئولیتی متوجه اش نمیگردد.، اگر بساط امر به نيکي و نهي از پليدي بر چيده شود و علم و عمل ان متروک گردد، جمعیت، و ديانت هردو نابود باشند و فترت عام، گمراهي و ناداني، و تباهي شايع گردد،
وچاره از دست برود، شهرها ويران گردد و مردم هلاک شوند، گرچه تا روزرستاخيز هلاک خود را نفهمند.«ابن اخوه» در شرايط دشواريکه برعکس نظريه فوق همه چيزدر کشورما بر عکس ووارونه است. درجامعه ما گروه يا جمعيتي سراغ نمیشود که رهبري جامعه ما را صادقانه به عهده بگيرد رهبري جامعه ما بدست کساني سپرده شده است که از هر رهگذر با ما نه همخواني محيطي دارند و نه همخواني فکري و عقيدتي و ايادي انها نيز از همه کيفيات يابي اطلاع هستند يا هم تقواي را که در فوق ذکر شد ندارند.
در سالهاي 2001 طلبان والقاعده ظاهرآ از ميان رفتند و لي موجب اتحاد شان با پاکستان باقي ماند وبه اين ترتيب دو سوداگر چپاول در ان سوي مرز بيکار ننشسته حکومت پاکستان با تباني عمال سابقه خود فعاليتهاي خودرا در پس پرده ترور و دهشت مخصوصآ در صفحات مشرقي و جنوب و جنوب غرب کشور انکشاف دادند. اين مسايل در وقتي واقع ميشد که افغانستان تصميم داشت تا باقدمهاي محکم و مطمئن شالوده يک افغانستان نوين راباکمک و ياري سازمانهاي صلح دوست جهان بريزند. دفع طالبان و ازادي مردم اززيريوغ اسارتبار دست نشانده هاي پاکستانی و رفقاي القاعده ان که از طريق احمال قواي نظامي ويرانگر آمريکا که پهناي ان از ويراني نيويارک و واشنگتن در کشور مازياد تر بود ه است ظاهرآ در ميان انبوه مردمان وطن بقدري موجب مسرت و شادي زايد الوصف گرديد که احمال قواي امريکائيان را بعضآ که از نو به رتبه و جاه وجلال رسيده بودند موهبت الهي دانسته قدوم خارجيها را استقبال کردند،مجاهدين در جبهات مختلف زميني با مانور های جانبازانه جنگ را در حای پیش میبردند که با ضربات نهايت دقيق و حسابشده قواي آمريکائي یاری و نتیجتاً دشمن در هم شکسته شدو در مدت کمي مردم شاهد پيروزي و اشغال زميني مجاهدين که حملات هوائي امريکائيان انها را ياري مي رسانيد به پيروزي نايل شدند براي دست گيري، عربها، القاعدئي ها، و پاکستاني ها جوايز سرانه تعين شده بود، براي رهبران بزرگ القاعده و طالبان جوايز هنگفتي که از مليون دالر تجاوز ميکرد تعين شده بود که گاه گاه ازطريق رسانه هاي جمعي به اطلاع عامه رسانيده ميشد. ولي هيچ مرجع و منبع اي اين را چه در داخل و چه در خارج کشور نه پديرفت که محل بود و باش سران القاعده و طالبان را نشان بدهند. ولي با وجود اين کرامت و بزرگ منشي که مردم ما دارند پناهجوئيها به بيگانه ها را که به اثر فشار و عدم تفاهم خودي بوجود آمده بود، يکبار ديگر در تاريخ اسف بار کشور مان افغانستان به تجربه گرفتند که حتي اين فشار هاي خودي و عدم تفاهم و تساند باعث خدشه دار شدن آئين اسلام و سروري مردم کشور گرديده آزاديهاي نسبي ما را زير سوال قرار داده است.
چنانچه غربيها گروهي را در آفغانستان مآمور ديده باني حقوق بشر در افغانستان کردند که اکثر رهبران مجاهدين را که در جهاد عليه شورويها سهم فعال داشتند متهم به جنايات جنگي نمودند اما آقای کرزی با قاطعيت واکنش نشان داده و راپورهاي شان را غير قابل اعتبار دانستند که در جاي ان در قسمت سازمانهای بین المللی و دولت آقایی کرزی بحث خواهد شد. مردم ما در سه دهه و اند بجز جنگ و تباهي از کلتور و معنويت انسانهاي آزاد انديش و مرفع ايکه تحت نفوذ يک کلتورقوي و بار ور چندين صد ساله زندگي ميکردند، خبر ندارند.مردم عادي ازتعاليم ديني و رهنمود هاي قراني و انکشافات ذهني دنياي متمدن به اثر جنگها دور ماندند و از همين سبب بود که طالبان را حامي و ممثل اسلام ميدانستند و هر عمل انها را عملي از قران تلقي ميکردند و اين اشتباهات از جانب رفيع ترين کشور هاي جهان مثل امريکا و انگليس نيز تکرار شد.وحتي در روز هاي نزديک به يازده سپتامبر رسانه هاي غرب چنين وانمود کردند که حمله ترورستي به امريکا مرتبت با اسلام است، ولي پسانها واقف شدند که اين عمل ازطرف دوستان ديرين آمريکا، القاعده و طالبان صورت گرفته است (گرچند به حوالت کتاب دروغ بزرگ امریکا دراین مورد کدام ثبوتی هم بجز یک عدد کست ویدیوئی که فکر میشود از اسامه بن لادن باشد بدست ندارد )، در اول امريکا خود خبر نداشت،رادیو صداي امريکا از قول" سي ان ان"در همان لحظات وقوع از انفجارات نيويارک خبر داد اما گفت شايد کودتايي در جريان باشد، پسانتر ها رئيس جمهور امريکا در اولين يا دومين بيانيه اش که از تربيون رسمي کاخ سفيد پخش ميشد، حمله را که بايد عليه ترورستان عنوان ميکرد بنام جنگ مقدس اعلام کرد. او پسانتر ها کوشيد حرف خود را اصلاح نمايد ولي حمله ترورستان تربيت شده سلفش ريگن (گروه اسامه ) وکلينگتن (طالبان ) چه ارتباطي ميتواند با اسلام داشته باشد.
آقاي بوش و ساير دولت مردان امريکا بايد ميدانستند که هنگامه وعامل اين خشونت ساختاري در نقطه عطف از تمدن سر خورده غرب و خود امريکا و از مرکز نظام استخباراتي وي از کدام جوي آب ميخورد؟انها ندانستندو يا هم نخواستند بفهمند که ملت امريکا چرا اماج چنين فشار هولناکي قرار گرفتند.ايا واقعآ مبارزه دو جانبه ٌ را که بوش و صدر اعظم انگليس بر عليه تروريزم و دهشت گري شروع کرده اند به نتيجه دلخواه و جهان شمول خواهد رسيد؟ آيا سر نخهاي تروريزم و دهشت گري نقطه شروع و ختمي دارد؟ آيا شروع و مسير ان با چه روابطي از زندگي اجتماعي، سياسي و اقتصادي ملت ها پيوستگي و گره خوردگي دارد؟ آيا ساختار ها و بيمايگي، رهبري جهاني لزوم ايجاد تروريزم وامثال انرا متولد نساخته اند؟ آيا زراد خانه هاي بزرگ اسلحه در کشور هاي نظير آمريکا که فر آورده هاي مخرب و تباه کن ان در ترافيک هولناک معامله گران اصلحه و قچاقچيان سلاح همه روزه عرضه و توليد نميگردد؟ و با گروه تروريزم بستگي ندارد؟ اگر ندارد اين همه جبه خانه ايکه عليه دو ملت افغانستان و عراق به توسط تروريزم استعمال ميشود از کدام دست براي انها ميرسد و پول انرا کيها ميپردازند؟ آيا انانيکه در دانشگاه هاي هوائي امريکا تمرينات خلباني ديده بودند تا پسانتر ها بتوانند منافع آمريکا را تخريب کنند، با رابطه هاي نا مشروع دولت مردان و دست اندرکاران کشور آمريکا ارتباط نداشتند؟ آيا عاملیين و فلم سازان و سناريو نويسان ان ازدير باز هزاران قصر مقوايي را در مقابل دوربين هاي فلم برداري ظاهرأ بخاک و آتش نکشيده اند؟ و هزاران هواپيما را در فلم سازي منظر سقوط کامره هاي فلمبرداري نساخته اند؟ آيا مفکوره دهشت و ترور و ديدن صحنه هاي ازاين دست و مونتاژ وتوليد چنين فلم هائي براي جهان مخصوصآ جامعه آمريکا فرا تر از جنبه تفريحي ان نمايانگر يک عقده بزرگ انفجار نشده در تاريخ آمريکا نخواهد بود؟
آیا هرگز فکر کرده اید که سرنخ های فساد اداری گسترده این کشور که آقای کرزی نا شکیب مندانه در آن بسته شده و گیر مانده است از جمله افزار های وارداتی ای هستند که خواسته اند توسط آن هر گونه تغیر و تحول را در این کشور در نطفه عقیم گردانند و جوانان امید وار ما را در آن تار خام همانند آقای کرزی به ترتیبی ببندند که مجال حرکت های دو باره را به آنها ندهند.
بدینگونه، مابه صد ها و حتي هزاران سوال ازاين دست بر ميخوريم که جواب ان بستگي بجامعه آمريکا و بافت هاي اجتماعي وروان شناختي ملت ان دارد. براي هر افغان سوال ايجاد ميشود که چرا دولت امريکا قبل ازاين که به اين دست سولات جواب داشته باشند آگاهان جهان از ترس اين کشور کاملا ديموکراتيک تا بحال سکوت اختيار کرده اند.، افغانستان و بعدأ عراق را به منظور داشتن سلاح هاي کشتار جمعي که بعدآ معلوم شد عراق فاقد ان است مورد تجاوز آشکار قرار داد؟ چنانيکه همه مي فهمند بايد بوش و دولت مردان امريکائي ورفقاي اروپائي شان بفهمند که سر نخ همه اين واقعات فاجعه بار در رفتار و نحوه کدام مراجع بستگي دارد؟ در داخل امريکا؟ در سرويس هاي جهان گسترده شده امنيتي کدام کشوري؟ در داخل حکومت؟ در پنتاگون؟ در کجا؟ چه کسي مسئول امنيت ملي ابر کشور آمريکاست؟ از چه کسي حساب گرفته ميشد؟ از دستگاه پنتاگون؟ از پوليس فدرال؟ از "اف – بي -اي"؟از سازمان "سي،ای،آ"؟ ازچه کسي؟ بايد به ملت امريکا و دنيا گذارش ميشد که چه تعداد ازخائنين ملي امريکا بخاطر اين خيانت و يا بي خبري محاکمه شدند؟ آياسر رشته ان نخ انقدر طويل است که ازيکسر کره زمين بجانب انتهاي ان که بيش از دوازده ساعت با کشور ما فرق زماني دارد تنيده ميشود ولي حکومت امريکا و مسئولين ان بيخبر؟
کدام عقل سليم؟ شايد روزي آگاهان تاريخ آمريکا درين مورد سکوت را بشکنند. اين مسله بخاطري طول و تفصيل داده شد که امروز می بینیم طالبان و سایر قدرتهای مافیایی و القاعده تجدید قدرت یافته اند تا این بار نیز بمنظور برهم زدن دولت ملی و انتخابی افغانستان در داخل کشور و مردم و دولت رخنه ایجادکنند،تا بتوانند بدین فریب دولت و رویکرد های اشتباه آمیز دولت اقای کرزی و دوستان بین المللی شان را دلیلی برای تجدید قوا و لزومی برای تبدیل دولت از قماش خود شان تداعی کنند، و این در حالیست که هم آقای کرزی و هم دوستان بین المللی شان برنامه هم صحبتی را با طالبان در میان گذاشته و حتی آنها را در تداخل در بین دولت تشویق نیز نموده اند. اما ایجا سؤال ایجاد میشود که چه کسی حاضر خواهد بود مسئولیت خونهای ریخته شده و تخریبات کلی مملکت را از یازده سپتمبر2001به بعد بدوش بگیرد. و طرفداری امریکا از طالبان به این معنی خواهد بود که جامعه امريکا ويا دولت مردان امريکا یی عاملين اصلي قضیه يازده سپتامر طالبان را شايد نميدانند؟
ادامه دارد
|
|
آخرین به روز رسانی در شنبه ، 13 تیر 1388 ، 12:20 |
آرشـیف مطالب خــــاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران
رادیـــو پیــــــام زنــان
تعداد آنلاین
سایت پذیرای 24 مهمان آنلاین

قدرت گرفته از Soltia!.
XHTML and CSS.