Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

ورزش و حفــظ ســلامتی PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - اجتمـــاعی
نوشته شده توسط شفیق احمد ستاک   
چهارشنبه ، 18 فروردين 1389 ، 09:29

شفیق احمد ستاکپس از ازدواج وجابجا شدن بطور دائمی در یک منطقه با وظیفه ای ثابت ویافتن سرپناهی برای ادامهء زندگی، بسیاری از مردان مشاهده میکنند که دیگر آن شور ونشاط جوانی وعلاقمندی خاص ِ سابق به ورزش را نداشته و در صحت وسلامتی جسمانی آنان نیز تغییراتی رونماشده است.

خستگی، بی خوابی، کاهش نیروی بدن، قهر وعصانیت وسرانجام ازدیاد وزن وبزرگ شدن شکم وعدم تناسب اندام، از جمله اعراض وعلائم ِ نارسائی های صحی وجسمانی اند که اکثرمردان، بعد از ادواج از آن رنج میبرند؛ چنانکه این مشکلات در مردانی که به کارهای فکری واداری مشغول بوده وتحرکات فزیکی وجسمی اندکی دارند، بیشتر به مشاهده میرسد.

 

* چاقی وازدیاد وزن:

یکی از مهمترین مشکلات صحی وبهداشتی ما در عصر امروز، همانا چاقی وازدیاد بیش از حد وزن است که در نتیجهء، پرخوری، عدم تحرک ویک رشته عوامل نفسی وروانی، صحت وسلامتی ما را دستخوش نابسامانی میسازد. آنانیکه ورزش نمیکنند، پیاده گردی وهیچگونه تحرکات جسمی هم ندارند وتنها به خوردن وخوابیدن ادامه داده وپیوسته به قطر شکم خود می افزایند، بایست بیش از هرکسی، متوجه وضعیت صحی وسلامت خویش باشند.

به همگان روشن است که زندگی امروزی ما در شهرها، تقریبا بطور کلی ماشینی شده است. صبح با موتر بر سر وظیفه رفتن، ودر دفاتر خویش نیز پشت میز نشستن وکارهای روزمره را هم با کامپیوتر انجام دادن، ودوباره با موتر به خانه آمدن، همه وهمه حرکات فزیکی وجسمانی ما را به صفر تقلیل داده است.

امروز بدبختانه جهان اسلام در تمام ساحات وزمینه های علمی، نظامی، صنعتی وحتا ورزشی از دول دیگرعقب مانده ومسلمانان بنابر مشکلات ونابسامانیهای گوناگونی که با آن دست وگریبان هستند، به مسایل ورزشی هم کمتر توجه دارند. این در حالیست که دین مبین اسلام پیروان خود را پیوسته به تقویت نیروی جسمی، وقایه وپیشگیری قبل از درمان وحفظ صحت وسلامت بدن تشویق کرده است. به طور مثال، در داستان حضرت موسی علیه السلام در قرآنکریم از زبان یکی از آن دخترانی که موسی علیه السلام برایشان از چاه آب کشیده بود، آمده است که به پدرش گفت: «إن خيرَ مَن استاجرتَ القويُ الأمين». « بدون شک، اجیرگرفتن (استخدام) انسان نیرومند وامین، خیر (عمل پسندیده) است.» همچنان از حضرت عمر رضی الله عنه نقل قول گردیده که گفته است: « علـِّموا أولادَکُم السباحة َ والرمایة ورکوب الخیل». یعنی، به فرزندان خود، شِـنا (آب بازی)، تیر اندازی واسپ سواری را آموزش دهید. همچنان گفته شده که « المومن القویُّ أحبُّ الی الله من المؤمن الضعیف». " مومن قوی ونیرومند، نزد خدا محبوب تر از مومن ضعیف است". آنچه در بالا ذکر آن رفت چند دلیل محدودی از اهمیت دادن اسلام به تقویت نیروی جسمانی وادامهء فعالیتهای ورزشی بوده میتواند.

از وعظ وملائی که بگذریم، میشود گفت که بهترین روش برای جلوگیری از ازدیاد وزن وبزرگ شدن بیمورد شکم، همانا چهل وپنج دقیقه یا نیم ساعت قدم زدن وپیاده گردی در هوای آزاد صبحگاهان، پس از نماز بامداد میباشد. هیچ نیازی نیست که انسان تا نیمه های شب بیدار مانده و به تماشای تلویزیون وگردش در میان کانالهای فضایی، به اتلاف وقت بپردازد. شامل شدن در باشگاه ها وکلب های ورزشی وانجام تمرینات منظم برای کسانیکه از امکانات مالی برخوردار هستند، نیز راه دیگری برای مبارزه با خطر چاقی وجلوگیری از ازدیاد وزن میباشد. میگویند ورزش ضامن سلامتی است، چنانکه تحقیقات نشان داده است که ورزش متوازن، نه تنها سیستم دفاعی بدن را تقویت میکند، بلکه به طول عمر افزوده وخواب را منظم میسازد. ورزش، همچنان مشکلات ونارسائی های نفسی وروانی انسان را از بین می برد ورضائیت نفس وخاطر را فراهم میسازد.

باید یادآور شد که در پهلوی ورزش، توجه به نظافت وپاکیزگی بدن منجمله شستن منظم دندانها برای حفظ صحت وسلامتی ما، از اهمیت زیادی برخوردار است. چند سال قبل که مِهر فلک بر سرم افتاده وعروس مراد وآرزوها با آغوش بازدر برابرم ایستاده بود و درآنوقت، به حیث سکرتر دوم سفارت کشورمان در کویت ایفای وظیفه مینمودم، یک آگهی بر فراز درب دخولی یکی از کلینیک های مخصوص تداوی دندان شاگردان مدارس ابتدائی شهرکویت، توجه مرا جلب کرد؛ وهرگاه که سروکارم به آنجا میافتاد، آن آگهی را چند بار میخواندم که در آن چنین آمده بود:

« صحة الأبدان ِ تـَبدأ مِن صحةِ الفـَمِّ والأسنان». یعنی ( صحت وسلامتی بدنها، از سلامتی دهان ودندانها، آغاز میشود). چنانچه پس از آنروز، به سلامتی دندانهای خود وفرزندانم، توجه بیشتر نموده ودر هر سه یا چهارماه، نزد داندانپزشک یا داکتر دندان مراجعه کرده واز صحت دندانهای خویش وفرزندانم، اطمینان حاصل میکنم. از همین جاست که یاد آور میشوم تا برعلاوهء انجام تمرینات ورزشی روزمره، به نظافت وپاکیزگی دندانهای خود اهمیت فوق العاده قائل شویم. بویژه، شستن دندانها اگر روز سه مرتبه مشکل آفرین باشد، بهتر است بعد از صرف ناشتای صبح ونان شب، بطور منظم صورت گیرد.

 

*تناول غذای صحی واستفاده از میوه ها وسبزیجات:

ازجانب دیگر، تنوع در انتخاب غذا وخوردن سبزیجات ومیوهای گوناگون وعدم افراط در تناول لحوم نیز تأثیر بسزائی در جلوگیری از بزرگ شدن شکم وحفظ صحت وسلامتی وتناسب اندام ما دارد. هرچند، خوردن غذا وتنوع بخشیدن به آن، به مسائل اقتصادی ودر آمد روزمرهء هر فرد، ارتباط تناتنگی دارد، اما آنانی که دخل متوسط هم دارند، میتوانند وجبات یا وعده های غذائی خود را بطور منظم برنامه ریزی نموده واز یک رژیم غذائی سالم استفاده کنند. آنچه که در اینجا حایز اهمیت است، اجتناب از خوردن مأکولات بازاری وکانسرو شده میباشد که به کمک مواد کیمیاوی وعلاوه نمودن مواد حافظه نگهداری میشوند. همچنان کاهش صرف غذاهای خمیری وشیرینی باب و عدم استفاده از مشروبات الکلی وگاز دار، نیز در سلامتی بدن وجلوگیری از ازدیاد وزن، کمک فوق العاده خواهد کرد. گفته اند انسان بایست از خوردن سه زهر سفید تا حد توان پرهیز و دوری گزیند که این سه ماده مسموم کنندهء سفید همانا، نمک، آرد، وشکر میباشد که افراط در صرف آنها، به جگر، گرده وسیستم هاضمهء ما آسیب جبران ناپذیر رسانیده میتواند.

همچنان، در رابطه با صرف میوه جات، بعضی ها به این نظر میباشند که بهتر است میوه را پیش از تناول طعام وهنگامیکه معده خالی باشد، نوش جان کرد چنانچه این امر باعث جذب شدن درست ویتامین ها ومواد مفیدهء میوه جات توسط دستگاه هاضمهء انسان خواهد شد؛ ونیز از هر میوه بایست در موسم آن استفاده کرد، نه اینکه پنج یا شش قسم میوه را در همه اوقات سال، از سوپرمارکیت ها خریده وشب وروز در خوردن آن، اسراف کنیم که گفته اند:

کثرت اندیشه ها سودا شود

هر چه از حد بگذرد، رسوا شود

اینکه خداوند متعال، برای پخته شدن ورسیدن هر میوه زمان، فصل وموسم معینی از سال را تعیین نموده است، بدون شک خالی از حکمت وفایده برای جوامع بشری نیست.

در همین حال، بهتر است تا هر گاه که گرسنه شدیم، به صرف غذا بپردازیم؛ نه آنکه در هر ساعت وزمانی که دل ما بخواهد، مانند کودکان، تکهء نان ویا ساندویچی را در دست گرفته وبه آن از روی حرص وپرخوری، بقول ایرانی ها گاز بزنیم. این موضوع همان گفتهء پیامبر اسلام محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم را در پاسخ به پرسش یک طبیب رومی که چند ماهی درمدینهء منوره اینسو وآنسو میرفت، اما یکنفر بیمار هم به وی مراجعه نکرده بود، در اذهان ما تداعی میکند؛ چنانکه پزشک مذکور روزی از رسول الله صلی الله علیه وسلم پرسید که چرا در خلال ایام اقامتش در میان مسلمانان، هیچ بیماری جهت تداوی نزد وی نیامده است؟ پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: « نحنُ قومٌ لا نأکلُ حتی نجوعَ وإذا أکلنا لا نشبَـع». یعنی " ما قومی هستیم تا زمانی که گرسنه نشویم، نمیخوریم؛ و آنگاه که خـــــوردیم، سیـــر نمی شـــــویم ( پرخوری وخود را بسیار سیر نمیکنیم)». این فرمودهء رسول خدا " صلیه الله علیه وسلم" دال بر آنست که دین مبین اسلام افراط در تناول طعام وپرخوری را هرگز پسند نکرده است چنانکه حق تعالی خود در کتاب عزیزش می فرماید: «کلوا واشربوا ولا تُسرِفوا» به این معنا که «بخورید وبنوشید، واسراف نکنید». همچنان، رعایت آداب اسلامی مانند شستن دستها پیش از صرف طعام وگفتن "بسم الله" وشکر خدا را بجا آوردن قبل وبعد از نان خوردن، به انسان اطمینان خاطر بخشیده و به لذت غذا می افزاید.

از سوی دیگر، بنده شخصاً به این نظر میباشم که خوردن نان با دست، به ویژه در رستورانتها وصالونهای طعام خوری بزرگ که همه روزه صدها نفر ازعین ِ قاشق وپنجه استفاده میکنند، کار خوبی از نگاه وقایه وپیشگیری در برابر خطر مبتلا شدن به یک سسلسله امراض وبیماریهای ساری بوده میتواند. به همگان معلوم است که امروز، در حالیکه امراض مختلفی مثل " ایدز" "سفلیس" " سِل یا تیوبرکلوز" و برخی دیگر از بیماریهای مهلک صحت وسلامتی ما را تهدید میکند، طعام خوردن با دست، میتواند نقش مهمی را در قبال جلوگیری از انتشار اینگونه امراض ایفا نماید. زیرا از قاشق وپنجهء رستورانتها همه روزه افراد گوناگونی که امکان دارد با بیماریهای خطرناک مبتلا باشند، استفاده بعمل میآورند؛ آنهم در این عصر فساد که زنا، لواطت، همجنسگرائی ومیخوارگی در اکثر جوامع بشری بیداد نموده وبستر مناسبی را برای انتشار بیماریها وامراض مقاربتی فراهم میسازد. هرچند در بعضی محافل ومجالس، نان خوردن با دست، شکل ونیمرخ دپلوماتیک انسان را اندکی ناموزون جلوه داده ونگاه های هرزه را بسوی آدم میکشاند، اما میشود انسان در راه شکستن یک سلسله قالبهائی بیرونی که برای ساختن خشت ها وحجرات بدن وی مناسب نباشد، جسورانه اقدام نموده ودلائل موجهی را نیز به دیگران ارائه کند. بطورمثال، هنگامیکه من با دست خود نان میخورم، اگر مرضی هم داشته باشم، هیچگونه قاشق وپنجه ای را با میکروب بیماری خویش آلوده نخواهم کرد. به این معنی که دست من ودهان من، مشکل صحی من، وجان ِ من...

 

 *کنترول اعصاب واحساسات:

قبلا گفتیم که ورزش خواب انسان را منظم نموده وبه اعصاب آرامش میبخشد چنانچه ادامهء تمرینات مناسب ورزشی، کولیسترول وسموم موجوده در خون را تصفیه کرده و رضائیت خاطر را در رابطه با عملکرد روزمرهء زندگی، فراهم میسازد. این به نوبهء خود ما را یاری خواهد کرد تا از عصبانیت وخشمگین شدنهای بیجا تا حد امکان جلوگیری بعمل آوریم، زیرا قهر، غضب وخشمگین شدن، خودش مایهء پریشانی، تشتُّت افکار، سوء رفتار وبالآخره برانگیزندهء نفرت وانزجار در میان دوستان واعضای خانواده شده میتواند. از همین جاست که در حدیث شریفی که مفهوم آن چنین میباشد، آمده است: « وقتی انسان درحالت وقوف یا ایستادگی خشمگین میشود، بهتر است، بنشیند, واگر در حالتی که نشسته است، جام غضبش لبریز میشود، بهتر است خوابیده و دراز بکشد». همچنان " لا حولَ ولا قوة الا بالله" و " استغفرالله" گفتن عصبانیت وخشم انسان را کاهش میدهد.

در قرآنکریم هم آمده است:

« والکاظمینَ الغیظَ والعافینَ عن ِ الناس».

 

شاعران فارسی نیز، از کنار این موضوع با چشم بسته گذر نکرده اند.

سرایشگر معاصری چنین سروده است:

 

در بحرِ خشم و نفرت، واقف نمی توان بود

موج ِ غضب چو آید، حال ِ نشسته بهتر

بر عنصر ِ تعصب، دیگر مده شتابی

هر ذرهء خباثت در بین ِ هسته بهتر

این پیره زال دنیا با کس وفا ندارد

زینسان نظر بسویش، با چشم بسته بهتر

 

سعدی که شاهباز نثر فارسی را تا اوج عظمت پرواز داده است، درهمین خصوص میفرماید:

 

« پهلوان آن بُوَد که گاهِ نبرد

خشم را زیر پا تواند کرد».

 

به همگان معلوم است که قهر، غضب وعصبانی شدن، تفکر صحیح را از انسان می رباید و او را وادار میکند تا به اقدامات نادرستی متوسل شود که بعدها به جز پشیمانی وندامت، دست آورد دیگری بدنبال نخواهد داشت.

کنترول خشم وجلوگیری از قهر وعصبانیت را میتوان در محیط خانواده وساحهء کار وفعالیت روزمرهء خویش به مرحلهء اجرا گذاشت. مثلاً همینکه فهمیدیم همسر وشریک زندگی مان، از یادآوری مسئلهء خاصی ناراحت وخشمگین میشود، بهتر است از ذکر ومورد بحث قراردادن آن موضوع با وی، اجتناب ورزیم؛ زیرا یادآوری یک رشته موضوعات بیهوده که طرفین طرز دید مشترکی پیرامون آن ندارند، احیانا متیواند منجر به یک مشاجره وجروبحث فتنه انگیز میان زن وشوهر شود. به عنوان مثال یکتن از دوستان خیلی صمیمی من روزی برایم گفت که همسرش اکثر اوقات تعریف وتوصیف پدرش را نموده وحتا در مواردی که او حق به جانب هم نباشد، از ستایش وی دست بردار نیست وهنگامیکه من در بارهء یکی از نکات منفی پدرش چیزی بگویم، خیلی ناراحت وعصبانی میشود ودمار از روزگارم می برآرد. برای آن یار عزیز توصیه نمودم که هرگاه همسرت در مورد پدر، مادر واقوام واقاربش سخن میزند، در برابر هر حرفش بگو درست است ونیز کوشش کن موضوع دیگری را وارد بحث نموده وتوجه وی را به آن معطوف نمائی. ولی هرگز کوشش نکن با همسرت پیرامون مسائلی که اعصاب واحساسات او را تحریک مینماید، وارد گفتگو ومناقشه شوی، الا اینکه مسائل دینی باشد؛ زیرا یک رشته موضوعات وطرز دیدهای شخصی، اصلاً ارزش آنرا ندارد تا انسان با یادآوری و جرّ وبحث در مورد آن، فضای صاف وروشن زندگی خود وخانواده را تیره ومکدر سازد. برای آن دوست مهربان گفتم ضرب المثل عربی زمان جاهلیت را به یاد داشته باش که میگوید:

« کُـلُّ فتاةٍ بابیها معجبة»

همچنان به آن دوست مهربان گفتم تا هیچگاهی این قول صاحب را به همسرت یادآوری ننمائی؛ چنانچه صائب میسراید:

« به آبا فخر کردن، کار مشرب کودکان باشد».

اتفاقاً این روش موثر از آب درآمد وبار دیگر که دوست خود را دیدم، وی گفت که با خود داری واجتناب از ذکر موضوعات جنجال برانگیز در محیط خانواده، حال وهوای همسرش کاملا تغییر کرده وفضای صمیمیت در خانهء آنان کاملا حکمفرما است.

گریز از مناقشه پیرامون نظریات ودیدگاه های مورد اختلاف در جهت حفظ دوستی ومحبت میان یاران وهمنشينان را خودم شخصا در ایام هجرت در پشاور پاکستان تجربه کرده ام.

درست یادم هست که بین سالهای1988 و1989 میلادی هنگامیکه کارمند اداری کمیتهء سویدن برای افغانستان در شهر پشاور بودم، با تعدادی از همکاران ودوستان در یک حویلی مشترک در منطقهء "نعمت محل" سکونت مینمودم، طوریکه اکثر برادران ارتباطاتی با بعضی تنظیم های جهادی مقیم پاکستان داشتند، ولی همه در یک فضای صمیمی با هم زندگی میکردند. آری در روزهای رخصتی آخر هفته، یک برادر افغان خود مان، منحیث مهمان گاه گاهی به آن حویلی تشریف می آورد. اما اکثر اوقات به هنگام صرف غذا که همهء ما یکجا جمع میشدیم، همین آقای مهمان، مسائل تنظیمی را مطرح نموده، به انتقاد از دیگران و ستایش از سیاستهای آقای حکمتیار میپرداخت. در اوائل من مهر سکوت بر لب میزدم، ولی دیدم که این آقا از سر ما دست بردار نیست. بالآخره روزی با لحن بسیار نرم برایش گفتم که خواهش میکنم تا از ذکر موضوعات بحث برانگیز که فضای صمیمیت دوستان را آلوده میسازد، خودداری نماید. گفتم که بگذار تا در آینده ملت افغانستان مشترکاً قضاوت نماید که کدام رهبر با درایت وکدام رهبر با جنایت در صحنه سیاسی کشور، مشق سیاست میکند. همچنان برای موصوف یادآور شدم که مقدمت به صفت یک مهمان در جمع یاران، در این حویلی گرامی باد. اما به موضوعات ومسائلی دامن مزن که خدای ناخواسته باعث آزردگی خاطر دوستان وبرادران ساکن این آشیانه شود؛ چنانکه دیگران نیز حرف مرا تائید نمودند وبعد از آن، مشکلی در زمینه نداشتیم.

 باری، صحبت از تسلط بر نفس وکنترول اعصاب وآرامش خاطر بود. خواب کافی ومنظم وزود به بستر رفتن وصبح وقت برخواستن، در کنار ورزش، در حفظ صحت وسلامتی بسیار مفید وموثر است. بیاد داشته باشید که موبایل یا تلفونهای همراه خود را در هنگام خواب، خاموش کنید، زیرا استفادهء زیاد از تلفن همراه خصوصاً گذاشتن آن در نزدیک جای خواب ( تخت خواب نگفتم، زیرا بسیاری از مردم نجیب افغانستان توانای خرید تخت خواب را نداشته و روی زمین میخوابند) وآنهم در حالتی که فعال باشد، به دماغ واعصاب ضرر میرساند. در یکی از شماره های مجلهء خاص خطوط هواپیمائی کویت گزارشی را مطالعه نمودم که حاکی از نتائج کار وتجربهء دو کارشناس ومحقق روسی در رابطه با تاثیر تلفن همراه روی اجسام خارجی بود. در همین راستا، محققین مذکور، یک دانه تخم مرغ خام را در فاصلهء کوتاه میان دو دستگاه تلفون همراه گذاشته وبا دوتلفن دیگر، بصورت متوالی وپیگیر با تلفنهای اولی که در دوطرف تخم مرغ قرار داشتند، تماس گرفته و به مدت یکساعت وپانزده دقیقه پشت سرهم به زنگ زدن با تلفونهای متذکره ادامه دادند. پس از یکساعت وپانزده دقیقه تخم خام را برداشته ومشاهده کردند که مثل تخم جوش داده سخت وپخته شده بود. نتیجه این تجربه برای من هم عجیب وباورنکردنی است. اما هرچه باشد، تجربه ای است که اضرار ومخاطر استفاده بسیار از موبایل یا تلفن همراه را برخ چشم آدم میکشد.

در همین حال تجربه خودم که یک اتفاق تصادفی است، نیز در قبال تأثیر تلفن همراه بر اشیای موجود در پیرامون آن جالب وقابل یادآوری است. چند سال پیش، هنگامیکه مامور وزارت امور خارجه بودم، در کابل در یک اتاق مجردی بدور از اعضای خانواده زندگی میکردم. روز دوم اقامتم در همین اتاق، وقتی صبح برای ادای نماز از خواب برخواستم، ساعت دستی خود را از پهلوی بالشت براداشته وجهت تاکید از وقت نماز، به آن نگاه نمودم. ولی دیدم که عقربه های ساعت ایستاده وهیچ حرکــــتی نمیکنند. بیادم حــــرف شکسپیر آمد که گفتــه بود: " The iron tongue of the clock, struck 05:00 a.m" یعنـــی « زبان آهنین ساعت، پنج بامداد را اعلام کرد». با خود گفتم: چه شد که زبان آهنین ساعت جدید من، یکباره چنین گنگ وخاموش شد؟ البته ساعت دستی من از نوع " سمسانگ" بود که با استفاده از باطری کار میکرد ومن آنرا بالای سرم در پهلوی تلفون همراه خویش هرشب به هنگام خواب میگذاشتم. باز حرفهای نویسندهء دیگری در خاطرم خطور کرد که در بارهء ساعتهای از کار افتاده چنین قلم فرسائی کرده بود: « ساعتی که از کار افتاده وخراب است، در یک شبانه روز لا اقل دوبار وقت وزمان دقیق را نشان میدهد، اما ساعتهائی که فعال ودر حرکت اند، امکان دارد همیشه پیش یا پس بوده ودر اشتباه بسر ببرند». خنده ام گرفت. زیر لب گفتم: خوب شد این ساعت من نیز به جمع همین ساعتهای دقیق که حد اقل در بیست وچهار ساعت دوبار وقت درست را نشان میدهند پیوست. اما وقتی چند ضربه خفیف با دست بر روی ساعت وارد نمودم، متوجه شدم که به حرکت خویش ادامه داد. موضوع را جدی نگرفته و برای وضو گرفتن از اتاق بیرون شدم. ولی روز دیگر هنگامیکه با " اَلارم" یا زنگ ویژهء ساعت تلفن همراه خود از خواب بیدار شدم، مشاهده نمودم که ساعت دستی ام باز به همان بیماری قبلی مبتلا شده است. باز هم علت آنرا نفهمیدم. اتفاقا فردای آنروز که پنجشنبه بود واز وظیفه وقت تر رخصت شده وبه اتاق برگشته بودم، خواستم تا هنگام نماز شام، اندکی استراحت کنم. به همین منظور بار دیگر تلفن همراه خود را برداشته وزنگ ساعت آنرا ده دقیقه پیش تر از وقت نماز شام عیار کردم ودستگاه تلفن را بالای سر خویش در پهلوی ساعت دستی ام، گذاشته وبه خواب رفتم. وقتی با صدای زنگ ویژهء تلفون همراه از خواب بیدار شدم، در حالیکه نغمهء زنگ تلفن کماکان ادامه داشت، نگاهم به عقربه های ساعت دستی ام افتاد که در جای خویش جام مانده و ثانیه گرد آن در یک نقطه بصورت پیهم جست وخیز میزند. دلیل خرابی ساعت برایم معلوم شد. دریافتم که تأثیر زنگ تلفون همراه بالای ساعت دستی بنده چنان قوی بود که آنرا از حرکت باز میداشت. در ایام دیگر که ساعت دستی را در کنار تلفون همراه قرار ندادم، متوجه شدم که ساعتم بدرستی کار میکند وهیچ مشکلی ندارد. بعد از آن، چه شبها وچه در روز، هر وقتی که استراحت میشدم، تلفن همراه خود را بکلی خاموش نموده واز زنگ ساعت کوچک سرمیزی استفاده میکردم. هم خواب آرام وراحتی داشتم، وهم ساعتی!

 

 ******

Advertise your business here. Click to contact us.
  • ناشناس  - جالب
    سلام دوست عزیز میدونم که شما لباس ورزشی تن کردید اما با این تصویر انگار که زیرپوش تن شماست بهتر در ا نتخاب عکس دقت کنید چون همه مثل من باهوش نیستن :D
  • شفیق  - در پاسخ آقای ناشناس
    برادر محترم که از عالم ناشناسی، به عکسهای ما نگاه های کارشناسانه انداخته و میکوشید که عیبهای ما را ب رخ ما بکشیداولتر از همه به شما السلام علیکم میگویم

    بعد یادآوری میکنم که لباس تا جائیکه ستر عورت ا نسان را از نگاه شرعی بپوشاند و از گندگیهای وکثافات وبی نمازی پاک باشد، دیگر هیچ عیبی ندارد. پس آنچه این حقیر در تصویر فوق به تن دارد اگر جه زیرپوش ویا روپوش هم باشد، کدام کار خارج از دائره دین مبین اس لام نیست. همچنان بهتر است هوش واستعداد خود را در کارهایی که برای دین ودنیای تان فائده داشته باشد به کارببرید. خداوند کریم همه ما و شمارا توفیق بدهد تا در راه اصلاح خود ودیگران تلاش نموده وانسانهای خوب ی در جامعه باشیم
    بااحترام
    شفیق
نوشتن نظر
Your Contact Details:
 
Comment:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
Security کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

TOLO NEWS 24.05

FARAAKHABAR 23.05

KANKAASH 21.05

GOFTMAAN 24.05

تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ


پروفیســور رســـول رهیــن
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 73 مهمان آنلاین

قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.