نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| واکنـش پرتنـش وزیرکــانه دولت ایــران به توافقنـــامه انتقــال گــاز ترکمنســـتان |
|
|
|
| مقـــــــالات - اجتمـــاعی |
| نوشته شده توسط نوراحمد رجاء |
| دوشنبه ، 4 بهمن 1389 ، 21:55 |
|
پس از انعقاد توافقنامه انتقال خط لوله گاز ترکمنستان از طریق افغانستان وپاکستان به هند؛ ایران که از زمان ریاست جمهوری آقای رفسنجانی تلاش های پیگیر دیپلوماسی را که حتی به سفر شخص آقای رفسنجانی به ترکمنستان انجامید وصریحا درگفتگوهایش با آقای نیاز اف رئیس جمهور وقت ترکمنستان بابررسی این موضوع که در افغانستان طالبان حاکمیت دارندو بزودی امنیت براین کشور برنمیگردد وبهتر است تا انتقال خط لولۀ گاز از طریق ایران صورت گیرد، پافشاری وسرمایه گذاری صورت گرفته بود.
چندی قبل این توافقنامه میان حامدکرزی؛ رئیس جمهور افغانستان؛ آصف علی زرداری؛ رئیس جمهورپاکستان؛ قربانقلی بردی محمداف؛ رئیس جمهورترکمنستان ومولی دیورا؛ وزیر انرژی هند درعشق آباد پایتخت ترکمنستان به امضا رسید. مقامات ایران در اولین واکنش به توافقنامۀ به امضا رسیده پلان توقیف بیش از 1600 تانکرموادسوخت رسانی که ازکشورهای عراق؛ ایران؛ ترکمنستان وقزاقستان خریداری گردیده و به جهت مصرف داخلی افغانستان وبطورترانزیت عبورمینمودند روی دست گرفت؛ هرچند این اقدام ایران مغایربامقررات و قوانین بین المللی است. سفر آقای فهیم معاون اول رئیس جمهوری افغانستان در 25 دسامبر برابربا 4 جدی سال 1389 که در راستای حل این معضل صورت گرفت ودیداری با آقای احمدی نژاد رئیس جمهوری ایران وهمتای ایرانیش محمدرضا رحیمی معاون اول رئیس جمهور ایران داشت؛ تنها به اجازه انتقال چند تانکرمواد سوخت منجرگردید؛ تامعاون اول ریاست جمهوری دست خالی برنگشته باشد. مقامات ایران هدف از توقف تانکر های سوخت را جلوگیری از دسترسی نیروهای آمریکائی وناتو مستقر در افغانستان وانمود ساخته اند. امر وهدفی که به هیچ صورت نمیتواند توجیه کننده اقدام جلوگیری از ترانزیت موادی که به مصرف محلی میرسد؛ وازگذشته طولانی این روند ادامه داشته تحقق پذیر باشد. پس ازحاکمیت غاصبانه طالبان درسال 1997 در افغانستان وکشته شدن ده دیپلومات ایرانی درمزارشریف که قتل این افراد شبهه برانگیزبوده و تاهنوزمعمای لاینحل است؛ ومانور نظامی که بعدا در نوارمرز افغانستان ازجانب ارتش ایران صورت گرفت؛ وتنشی بی سابقه که در روابط دو کشور بوجود آورد؛ مدت مدیدی نگذشت که روابط تجارتی ایران با طالبان بصورت فشردۀ رو به گسترش چشمگیری سبب دیگرگونی اوضاع گردید. مقامات ایرانی در آنزمان هدف از آن روابط باطالبان را شتافتن به کمک مردمیکه در داخل بدست طالبان گرومانده اند عنوان نمودند؛ وباپوشش این عنوان روز تا روز روابط ایران باطالبان حالت بهبود وگرمِ را بخود میگرفت. این روند درتوهمی با شگرد وشگفت روبرو وسوال برانگیز بود؛ وپاسخ میطلبید که دولت ایران دوست ودرکنار ملت افغانستان قرار دارد ویا دشمن وبرخلاف منافع مردم ما؛ پلان وگام برمیدارد؟. شاید بتوان چنین تعبیر نمود که کشور ایران پس ازخروج نیروهای روسیه از افغانستان؛ وکشمکش های ایجادی ودرگیری های ملی که بوجود آمد؛ وتاهم اکنون ادامه دارد؛ راستای سیاست خارجی اش دچارطمع آزمندانه ونوساناتی دور اندیشانه را تداعی کننده است؛ واز جو وشرایطی که درافغانستان بوجود آمده است؛ حد اکثر استفاده را در ابعاد وسیع آن بدون از دست دادن هیچ چیزی ورسیدن به همه اهداف بزرگ که درسر میپروراند به بهره گیری گرفته است. چنانیکه درنتیجه عقد توافقنامه انتقال خط گاز ترکمنستان از طریق افغانستان ایران را بر آن واداشت تادرمرحله اول فشارش را بازیر پاگذاشتن قوانین ترانزیت اجراء نماید؛ ومتعاقبا از این قبیل مسایلی را بعدها باتفاهم باطالبان همآهنگی خواهد داشت؛ وشاید بزودی بافشار اخراج مهاجرین وده ها بهانه دیگر بتواند نویدی برمایۀ ناامیدی ومنافع از دست رفته اش عنوان بدارد، تابدین ترتیب هم عقده گشایی نموده باشد وهم ضرب دست وتوانمندی هایش را نشان دولتمردان افغانستان داده باشد. مقامات جمهوری اسلامی ایران درحالی شعار حمایت ازتامین امنیت وشرکت دربازسازی افغانستان راسرمیدهند؛ که درسال 1384 بخاطرعدم شرکت آقای کرزی درجلسه همکاری های سه کشورفارسی زبان درتهران در20 دلو برابر بادهم محرم زمینۀ فراهم سازی کشمکش بین شیعه وسنی را درحالی فراهم نمودند که دستجات سینه زنی اهل تشیع میخواستند داخل مسجد جامع هرات گردند تامراسم سینه زنی شانرا انجام دهند؛ وسوژه های تفرقه افگنانه دیگر از این قبیل؛ عمل وخواست وواکنش های که درتاریخ این کشور بی سابقه بوده که باممانعت سنی ها مواجه شد؛ ودرنتیجه باکشته شدن چهارنفر و مجروح شدن بیش از 150 نفر برای اولین بار رخ داد ناگواری بین مردمان هرات بوجود اورد؛ زمانی جنجال مین های یافت شده ایرانی درحوزه جنوب غرب وگاهی دسترسی طالبان به اسلحه ایرانی و وقتی دیگر اجساد کشته شدگانی که د رنوارمرز ایران بدون محاکمه وبازپرسی تیرباران شده وسپس نعش های شان به مرز افغانستان پرتاب شده است درد سر ساز وذهنیت هارا بر آشفته ونگران میسازد. کما اینکه ایران باشعار ویاتطبیق اینکه اسلام رنگ ونژاد ومرزرا برسمیت نمی شناسد؛ وجمهوری اسلامی ایران مخالفت علنی باترور وتروریزم ومداخله در امور داخلی کشورهای دیگر را محکوم؛ و در راستای حمایت از مستضعفین همواره پیشتاز وعلمبرداری داشته است؛ وانگهی در ارتباط کشور وملت ما شعارها معکوس وپالیسی ها رنگ وبوی دیگری را در دیدگاه جلوه گر وحس کننده است. در اینکه پیشینه روابط سیاسی؛ اقتصادی؛ فرهنگی ودین وزبان وفرهنگ مشترک باملت ایران داریم جای شک وتردید نیست؛ اما اصولیت های رفتاری طوری بوده وهست که ازلشکرکشی های زمامداران گذشته افغانها کینه وعقدۀ رادر ذهن وفکر عدۀ از مردم ایران به جای گذشته؛ که تاهنوز هرچند کمرنگ شده باشد؛ اما زدودنی نیست. و جای انکار نیست که در دوران تجاوز اتحاد جماهیر شوروی وقت وزمان به کشور ما؛ ایران وملت ایران تاجای امکان حد اقل برای جای دادن مردم ما؛ بملت ماکمک های شایانِ را انجام دادند؛ وخاصتا درهشت سال جنگ باعراق که سخت ترین شرایط برای ایران محسوب میگردید؛ وهمواره زمامداران وقت روسیه خواستار مذاکره به ارتباط نگاهداری وحمایت ایران از مجاهدین وتغییر در نحوۀ این حمایت بودند؛ وروسها سعی داشتند تاباحمایت خود ازعراق ایران را وادارسازند تادست ازحمایت مجاهدین بکشد؛ اما ایران هرگز تن به این مسئله وچنین مسایلی نداد.
ملت ایران دارای فرهنگ غنی؛ چهره های درخشان ومردمی دلسوز ومهربانند؛ اما آنچه راملت ما درکنار این مردم بدست میاورد ویامی آورد نوش بی نیشی نبود؛ سیاست های اتخاذی عدۀ از سران ایران فرصت های را در اختیار عدۀ از مردم ایران میگذارد؛ که زندگی مهاجرت باهمه خوبیها ویا رنج هایش بصورت زندانِ به حساب میاید؛ که رئیس زندان درکنار نگهداری از بره گرگی را همه روزه در کنارش می نمایاند. اگر اصولیت این مثل را که (هیچ چیز به اندازه تحقیر وتوهین وسرزنش درانسان شدن آدم کمک نمیکند) پذیرا وبه موشکافی بگیریم؛ زندگی وبودباش ملت ما در ایران آنقدر دست مایۀ نیش زبان را به فکر واندیشه خود ذخیره کرده است که به ده ها جلد فرهنگ برابری کرده میتواند وبه آن میما ند که: (مردی به اساس ضرورت چند روزی شیر خر خورده بود؛ پس از بهبودی هر آنگاهی که به خرهیش میگفتند؛ اوسرجایش می ایستاد وبه پشت سر نگاهی می افکند). وعلاوتا اینکه ملت ایران برای خود شان بهترین وصمیمی ترین ومتحد ترین ملت روی زمینند. هر آنچه را براین نگاشته و نقاط فوق کم وزیاد نمایم ولو اینکه مثنوی هفتادمن کاغذ شود؛ بازناگفته ها ونکات بارزی جایگاهش را نیافته ومصداق موضوع نانوشته وناگفته میماند. آنچه را از عامۀ مردم ایران که از خود تصمیمی ندارند شنیدیم سرجایش، اماوقتی آقای احمدی نژاد درسازمان ملل درسال 2006 درمقابل خبرنگاران درجواب پرسشی که از ایشان به ارتباط بود وباش افغانها در ایران بعمل آمد؛ ژست حق بجانبانه را قیافه گرفته؛ وباپز خاصی بیان داشتند که: (مهمان آمد وآنقدر نشست که صاحبخانه شد ). همان مهمانها وهمان صاحبخانه که در سطور بالا ذکر واوصاف آن رفت؛ نقطه عطفِ است که سر از این مثل درمیاورد که (از اینجا پی توان بردن چه آشوبی است در دریا ). این حقیقت که حرف سرد هیچگاهی فراموش انسان نمیشود؛ مارا به این باور رسانده است که انسان همواره سعی وتلاش بدارد که از گذشت زمان وازعملکرد کسان نتیجۀ را کسب کند؛ که درگفتار وکردار ونوشتار خود؛ حقایق راکتمان نکند و آنچه را همانطوری که هست ارائه بدارد؛ وملاحظه میدارید که تاجای وسع وتوان؛ قلم کشیدن بنده درهم آمیخته است؛ هم رشته بافته های غم ونومیدی ودلسردی را مینویسم وهم اوصاف ومعرفت ومحبتی را که برما قایل شده اند. دیدگاه ایران برملت وکشورما دیدگاه مامور ومادون وآقا وغلام است؛ وپوزشنِ را که ایران در این راستا بدست گرفته؛ برمیگردد به همان مسئله که آقای کرزی بوسیله دستیار؛ رئیس دفتروخدمتگاروطن وفرزند راستین ملت آقای داودزی؟!!. . که هرسه ماه ویاکم وزیادتر مبلغی را ازطریق ایران پیشکش میگیرد؛ تااگر دهانِ وزبانِ برروند نادرست برنامه های پلان شده ایران حرفی وعملی را روی دست گرفت؛ بامشت پول چنان بردهانش کوبیده شود که ازجمله ملازمان ومداحان واهلی شدگان بشمار آید. داد وستد ومبادله این پول ها است که هرچه مصیبت وبدبختی برمهاجرین مقیم ایران رواداشته میشود؛ وقضایای کشته شدگان را که در نوارمرز صورت میگیرد؛ وعوامل بیگانه بسر وروی نخبه ترین نویسندۀ و ژورنالیست کشور؛ رزاق مامون اسید میپاشند؛ اما هیچ اقدام مقتضی وهیچ عملی که حمایت زمامداران را از ملت برملا وعملی کند دیده نمیشود. این پرمصیبت ترین وضعی است که ملت بدان دچار است؛ درخارج باتوهین وتحقیروسرزنش وزدن کشتن مواجه اند و در داخل بااسید پاشیدن ها ویاحملات انتحاری. وقتی طالبان بروی دختران مکاتب اسید میپاشند محکومیت جهانی را به همراه دارد؛ که باید چنین باشد؛ اما وقتی این عمل بدست کسانی دیگر صورت میگیرد بنحوی خاموشی جایگزین آن میگردد؛ وحتی نویسندگان از بیان حقیقت هراس دارند؛ وباکتمان حقیقت در داخل لفافه حرف اضافه تحویل خوانندگان میدهند. چرا ایران در یک برهه بطورخاص اندر خاصی پول فیزیکی را بدسترس حاکمان ماقرارمیدهد؛ ودراندک زمانی تفاوت با آن برهه؛ سرمایه های ملی وضرورت سوختی مردم مارا به توقیف میگیرد؟ حال آنکه حدود چهل میلیون نفوس ایران زندگی بخور نمیری را دارامیباشند وباحذف رایانه اززندگی وسرنوشت ملت ایران؛ طبیعی است که باید منتظر پیامدهای ناگوار تری بود. اهدا وارسال پول های محرمانه وسری روی چه اهداف پلان وبرنامه ریزی میشود؟. اگر دانی که نان دادن ثواب است خودت میخور که بغدادت خراب است. اندیشیدن وطرح سوال ارسال پول های ایران که شاید همان پول های باشد که از فرزندان مهاجرین شامل درمکاتب ایران درحالی اخذ میگردد؛ که اولیاء امور ویانان آور خانواده برای فراهم وتامین این پول؛ هم ازجان مایه گذاشته وهم ازمصرف روزانه زندگی صرفه جوئی نموده؛ وهم تابخواهی حرف کنایه از زبان بیگانه شنیده است؛ ومطلع هستیم که وقتی هموطن مارا به نام افغانی صدا میزنند؛ یعنی ای آدمی که پشت اندر پشت نوکر وبرده ومزدور وکاسه لیس وتوسری خور وزیر دست مابودید. واین پول ها برای رفاه وزندگی تجملاتی رجال سیاسی که بر فرق سر این ملت نشسته وازمغز استخوان این مردم بدست از خود وبیگانه حاصل مادی فراهم نموده؛ وبا آن کاخ وچند منزله درکشور ودر بیرون کشور میخرند ویامیسازند فراهم نموده اند.
ملت ما به استقلا و آزادی وتمامیت ارضی همه کشورها خاصتا همسایگان احترام دارند؛ واز مداخله در امور داخلی هرکشوری امتناع میورزند؛ وبر آن هستند تااین خواسته ها واهداف از جانب دیگر کشورها نیز رعایت شود. اشتباه گروهک سازی وحمایت همه جانبه اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی وقت از دست نشاندگانش وطرح کودتا ثور 1357 ونتیجه لشکرکشی و آخر وعاقبتی که بدان دست یازید؛ واضحا رساننده این امر است که اگر زمانی ایجاب کند ملت مسلمان ما بدون همرائی بادولت خود وحتی بامخالفت علیه برنامه های دولت دست به اقدام وطندوستی وآزادی خواهی میزنند؛ همانطوریکه در دوران حاکمیت کمونیستها بدان مبادرت ورزیدند. هرچند درزمان حال زندگی روز مره ملت وزمامداران ما همانند قصۀ کتاب (شاهزاده وگدا ) است که باید دسترخوان ما انبوه ومجموع باشد که از درهمه کشورهاتهیه وتدارک گردد؛ بااعتراف به این امر؛ درخور توجه است که ملت مسلمان ما باهمین منوال وباهمین زندگی در بدری رویاروی نیروهای ایستادگی ومقاومت نمودند که خوف نام ارتش سرخ لرزه براندام ها می انداخت؛ وشایان امر اینکه توانستند اجانب را از این سرزمین بیرون برانند. اتش افروزی های آ – اس – آی پاکستان وبرنامه سازی طالبان ولشکرکشی های که برای تامین خواست خود درکشورما برافروخت وتاتوان داشت آتش بیارمعرکه شد؛ عاقبت ان عملکرد؛ دودی است که هم اکنون به چشمان خود شان سرایت کرده است؛ هرچند مردم ما که درد رسیده روزگارند خواستار بی نظمی وبی ثباتی وناامنی برای هیچ کشور وهیچ ملتی خاصتا همسایگان خود نیستند. ازماست که برماست؛ میتواند جمله والگوی باشد که سبب همه بدبختی ها؛ ناامنی ها؛ دربدری ها؛ درید قدرت رهبران نهفته است که از مردم واز ملت بریده ودست توسل به بیگانه دراز نمودند؛ ویک زعیم که وابسته به وابستگی نباشد؛ واز بردگی کهنه و از بندگی نوچشم بپوشد قدعلم نمیکند تاکشتی طوفانزدۀ این ملت را بساحل نجات برساند. ازکودتای ثور 1357 که ملت وکشور ما تجربۀ همه زمامداران را در لابراتوار حاکمیت های بیخدایان وخداپرستان؛ وبیطرفان ازغرب آورده شده ومست ازایدۀ غرب زدگی وتاگلو غوطه خورده در لابلای افکار امپریالیست برسرنوشت خویش حاکم می بیند وخود را ملزم به اطاعت از مقررات ودستاوردهای حاکمان میداند؛ به استثنای (مسعود بزرگ وتنی چند از افراد بانام ویا گمنام ) شالودۀ بر مادی گرائی وپول پرستی وبیگانه ستایی و وابستگی تابی نهایت اصلی است که گویا درخمیر مایه زندگی رجال سیاسی این ملت وکشور گره خورده است. مایه تاسف وتاثر است که در بین بیخدایان وابسته به نظام کمونیستی به (تروتسکی و چی گوارای بری از قدرت ) نه تنها برنخوردیم که بلکه وجود استالین زادگانِ میرغضب وجلاد وخونریزموج میزد وتا دیدیم آدمکش وخانه برانداز ومزدور گردهم؛ گرد آمده بودند. و دربین مسلمانان به (منصور حلاج یکتا پرست که زندگی را فدای عقیده بدارد؛ وابراهیم ادهمِ که قدرت وثروت را فدای خاک نشینی وگوشه گیری وریاضت ) کرد؛ نمی یابیم، وپس از دو دهه مقاومت وسلحشوری مجاهدین؛ عاقبت معامله گران جهاد روبخدا پرستی وایمان داری نه؛ که درجهت قارون شدن وجمع آوری گنج قارون مسیر انقلاب را منحرف نمودند. وهم اکنون گنج قارون دارند؛ اما هرگز عمر حضرت نوح را ندارند؛ وبزودی مرگ بسراغ شان خواهد امد؛ وثروت غاصبانه که به بهای ذلت وذلیل شدن ذخیره نموده اند؛ سبب جدال وکشمکش وکشتار در بین بازماندگان شان خواهد شد؛ به این امید. و دربین غرب آوردگان به کسانی که راه جرج واشنگتن؛ توماس جفرسون؛ جان اف کندی؛ بیسمارک المانی؛ جنرال دوگل فرانسوی؛ وجرج مارشالی که باارائه شاهکارهای ازخود گذری اروپارا نجات داد؛ برنمیخوریم؛ وهمواره طبل های میان تهی؛ وبادام های بی مغز؛ ودکتری گرفتگان بیسواد وبی دانش وپول پرست؛ وخداناترس های بی هدفی که تنها هدف شان کسب مال وثروت این ملت و این کشور است تاپس از بدست آوردن ثروت ملی آنرا به خارج انتقال دهند و فکر شان درخارج وجسم شان درحال حکمروایی برملت قرار دارد؛ قرارمیگیریم. این سرنوشت تامادامیکه اتحاد ووحدت ملی دربین مابوجود نیاید وهمه تحت نام انسان مسلمان به همدیگرننگریم برنسل حاضر ونسل های بعدی حکمیت خواهد داشت؛ وهرگز رهائی از دست استعمارگران ومزدوران آن نخواهیم داشت. نوراحمد رجاء 4-11-1389 برابر 24-1-2011 noorahmad1957@yahoo. com
!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved." |
| آخرین به روز رسانی در سه شنبه ، 5 بهمن 1389 ، 00:01 |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




بنــام خدا





