Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

نیکپـــی هـــا در گـــذرگـــاه تـــاریخ PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - اجتمـــاعی
نوشته شده توسط نجیب الله جویا   
سه شنبه ، 17 شهریور 1388 ، 17:03

نجیب الله جویاافغانستان مانند فراز و نیشیبی کوه های بلند و دره های عمیق خویش،تاریخ پر از فراز و نیشیبی فرار گرفته تاثیر مستقیم و مشهود و جغرافیا را بر تاریخ را در همین منطقه میتوان مطالعه کرد. 

جهانگشیان می بایست به خاطر تسخیر این سرزمین یا رسیدن به سرزمین افسانوی هند از خوان هفتم افغانستان می گذشتند که درین صورت مصایب بیشماری را بجا میماند.


در یکی از مقاطع حساس و مهم تاریخ یکی ازدودمان های نام آور این سرزمین (نیکپی ها) شکست سختی را در یک آزمون بزرگ متحمل شدند که در بیش از یکهزار و چهار صد سال متمادی تاوان انرامیپردازند.

این قوم یکی از داغیده ترین اقوام در تاریخ اند که روز گاری بر اوج عزت و سرافرازی در شمال و جنوب هندوکش حکومت می کردند و حلا این دودمان فراموش شده در شمال هندوکش که به خاطر حفاظت از گزند حوادث در دره های دشوار گذار دره شکاری و حوالی ان پناه بردند، این مردم درین منطقه زندگی بسر میبرند و شاید بخاطر طعم تلخ شکست،راه ستیزه جو ترین شعبه اسلامی (شعیه اسماعیلیه) را برگزیده اند.

عوامل چند و چون انتساب به قوم هزاره،گرایش به مذهب اسماعلیه،طبعیت خشن دره شکاری و عدم زمینه های کار و پیشرفت،گره های کوری بر سرنوشت این قوم انداخت. و این دودمان را در انزوا فراموشی برد چنانکه تا روزگار ما این مردم از اشتراک در سرنوشت سیاسی و دستیابی به ابتدایی ترین خدمات اجتماعی محروم بوده اند و است.

همین اکنون 60 تا 67 هزار نفوس از قوم نیکپی در 135 دهکده در ساحه های سمنگان در شمال غوربند و در جنوب والسوالی تاله برفک و در غرب دوشی در دره نیکپی در شمال محدود است زندگی دارند و تعدادی دیگر از این قوم در غوربند،خان آباد،و کابل به سر میبرند.

و در باره اغازین این قوم چنین حکایت است:

در عهد خواجه عبدالله انصاری شخصی بنام باتور از غوربند به هرات سفر کرد. باتور در یکی از کوچه های هرات پسرانی را مصروف شوخی با بجل دیده است. او یک تازیانه خویش را به زمین انداخته و از اطفال خواسته که انرا برداشته و به او بدهند.

چند کودک این کار کرده اما باتور از گرفتن قمچین خوداری کرده تا که کوچکترین پسر انرا به باتور میدهد و باتور بند دست او را گرفته به توربه ای که داشته میداندازد و با خود به غوربند می آورد و پسر را توربه تی نامگذری میکند.

از توربتی یک پسر تولد میشو د که نامشرا خاک بتی میگزارند و از خاک بتی چهار پسر بدنیا میاید:

1- نیک محمد که از او قوم نیکپی میماند.

2- گدا محمد که از او قوم کهگدای مانده است.

3- صالح محمد لنگ که از او مردم سالنگ بجا مانده است.

4- علی جم که از او قوم علی جم مانده است.

درین حکایت از نیک محمد سه پسر بجا مانده است.

1- غلام علی

2- باکس

3- سه قوم

این مجموعه از اخبار و افسانه های است که مردم نیکپی در باره گذشتگان شان میدانند و شاید این حرف های مردم به حقایق بسیار مهمی را در جمله خویش داشته باشد. به گونه مثال در باره سالنگ نظریات مختلف را شینده و خوانده باشیم. بعضی این را سه اولنگ و برخی ها سای اولنگ میگویند و سرانجام ما از بابر نامه دیدیم که صالح اولنگ بوده است،که با تصورات مردم نیکپی چنانکه ملاحضه میشود خیلی نزدیک میباشد.

در باره قوم نیکپی بر میگردیم درباره این قوم در تاریخ مدون افغانستان اقایی حبیبی در کتاب (افغانستان بعد از اسلام) از قول خویش از قول مارتن در مجله انجمن اسیایی اورده است که در نصف اول قرن هفتم میلادی از یک خاندان دیکر شاهی افغانستان(نپکی ملکا) نیز نام برده است که فقط روی مسکوکات مکشوفه شناخته شده اند و این مسکوکات در شمال و جنوب افغانستان بدست آمده است.

گمان میرود که این دسته شاهان از بقایایی امرای محلی هفتالی ها و کوشانی باشند که بعد از اختتام دوره عروج هفتالیان در شمال و جنوب هندوکش حکمراویی داشته انند.

درین مورد در تاریخ افغانستان امده است که در شمال و جنوب افغانستان یک عده مسکوکاتی پیدا شده که مدققین انها را به نام نپکی (یا) نپکی ملکا و تگین شاهی تقسیم نموده اند. مسکوکات تگین شاهی معمولآ به فرن هفت مسیحی و بعد تعلق میگرد و برعلاوه چون ایشان روز مسکوکات دسته نپکی مجددآ ضرب زده اند واضح است که دسته اخیر الذکر از انها مقدم تراست.

و این امر را مطالعات دیگر تایید میکند... گمان اغلب براین است که نپکی ها امرای محلی یفتلی یا کوشانیان یفتلی باشند که در بعضی نقاط و جنوب هندوکش امارت داشتند و غزنی و جاغوری و بامیان و کاپیسا مراکز عمده انها در جنوب هندوکش غربی بوده.

موسیو هاکن در کتاب تجسسات جدید باستان شناسی بامیان تصویر دو سکه مسی را داده که از غزنی بدست امده است و انها را در قطار (تیب نپکی) حساب میکند.

این است انچه که در تاریخ افغانستان درین موضح دریافتم.

و اما چرا (نپ کی) به نیک پی تبدیل شده است در تاریخ تحول و تطور زبان این یک امر معمول است برخی از فونیم ها رد کلمات مقلوب میشوند که چنان کلمه لخراب به لرخ اب سرخ اب و سخراب (سهراب) تبدیل شده است.

کلمه نپ کی از دو جز(نپ و کی) تشکیل شده است در زبان اوستایی نپتر و نپت به معنی نبیره و نوه آمده است در فرهنگ پهلوی نیز ازاین واژه به معنی نواسه آمده است و اما در فرهنگ زبان پهلوی(ذیل واژه کی) درباره این کلمه آمده است که : کی شاه و فرمانروا... این کلمه در اوستا به صورت کوی (kavi) آمده است و گاهی از ان شهریار و فرمان روای دشمن دین مزد یسنا اراده شده است.

این کلمه در سانسکرت به معنی باهوش، محتاط،عاقل،متفکر،پیامبر،شاعر،سرود خوان،پیشوا و رهبر آمده است.

به طوری که از نوشته های اوستا و پهلوی بر می آید کوی اوستایی و کی پهلوی عنوان شاهان و امیران و شهزاده گان بوده است که پیش از ظهور زردشت در مشرق ایران فرمانروایی میکردند. و در هنگام ظهور او عده زیادی از انها با وی مخالفت کردند. از میان انان کوی ویشتاسب پاده شاه بلخ و از او پشتبانی کرد.

این کاوی به قبایل گوناگونی تعلق داشته که هیچگونه ارتباطی با هم نداشته انند... یعنی انچه که برخی از محققین در تلاش ان بوده اند کاوی ها را با هخامنشیان یکی بدانند غلط ثابت کرده است.

پس از این تحلیل ها بر میاید که نپکی به معنی نواده کی است. سلسله های متعددی که در دره های عمیق دوسوی هندوکش عنوان کی را داشتند در آغاز قرن هفت میلادی مواجه به شکست شده و یکی از این سلسله ها به عنوان نپکی ها در نیمه اول قرن هفتم علم استقلال برافراخت و با ضرب سکه های مسین اظهار وجود کرد.

اما در اثر تحاجم شدید اعراب در دره شکاری متحصن گردید و به مقاومت پرداختند و سرانجام اخلاف آنان به تبعیت از گذشتگان خویش همان شاخه از اسلام را پزیرفتند که در برابر تعصبات مذهبی و نژادی اعراب پایدار تر و ستیزنده تر بود.

در دو سکه مسی که مسیو هاکن نشر کره است و ان را متعلق به نپکی شاهان می داند. دریک روی ان تصویر یک پاده شاه با تاج معلوم میشود که مزین با سر یک گاو است.

و از جانب دیگر در کتیبه توچی وزیرستان که از میرعلی ان منطقه در سال 1922 به وسیله اقایی بورنس (buarness) کشف شده و متعلق به سال 230 میلادی است که عبارت های سردار و شبان گاوان عضو خانواده گاو که گاو دوست امده است این ما بدان میدارد که نیکپی ها یکی از کاوی های بوده انند که روزگاری در سرزمین ما حکومت میکردند. و قابل ذکر است که کاوی ها به عنوان قومی پراگنده عمدتآ در شمال و شرق افغانستان زندگی دارند و بعد درین مورد نیز کندو کاو خواهد شد.

 

ماخذ:

حبیبی، عبدالحی 1380 افغانستان بعد از اسلام.

کهزاد احمد علی 2002 تاریخ افغانستان جلد دوم.

بهرامی احسان 1369 فرهنگ واژه ها اوستا.

فره وشی بهرام 1381 فرهنگ زبان پهلوی.

دیاکونف 1382 تاریخ ایران باستان.

عزیزی نظر محمد 1385 باز شناختی از کتیبه مکشوفه افغانستان.

Advertise your business here. Click to contact us.
نوشتن نظر
Your Contact Details:
 
Comment:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
Security کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در سه شنبه ، 17 شهریور 1388 ، 17:10
 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

TOLO NEWS 24.05

FARAAKHABAR 23.05

KANKAASH 21.05

GOFTMAAN 24.05

تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ


پروفیســور رســـول رهیــن
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 63 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.