نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| مکســی برقســمتی از نوشـــته محمــود منجــم زاده از آلمــان |
|
|
|
| مقـــــــالات - اجتمـــاعی |
| نوشته شده توسط عبدالواحد سیدی |
| يكشنبه ، 28 فروردين 1390 ، 10:39 |
|
موضوع پاکستان : کشوری که تازه هویت خودش را در نیمه دوم قرن بیستم بعد از فروپاشی یک قسمت شرقی آن که در شرق بنگال وجود داشت و از آن کشور بنگله دیش تولد شد،بدست آورد. کشوری باز مانده از یک استعمار چندین صد ساله و مواجهه با جنگ ها با همسایه شرقی (هند) و تجزیه پاکستان غربی(بنگله دیش) بود که علی رغم موجودیت بندر کراچی نتوانست دارای یک اقتصاد قوی و یک خط مشی روشن دولت داری باشد از این رو این کشور در طول حیات سیاسی اش که از شصت سال تجاوز نمیکند نود فیصد حکومت داری آن در سایه قوانین نظامی و توسط حکمرانهای نظامی(حکومت عسکری) اداره میشد که این امر باعث رشد بیش از حد و غیر ضروری نظامی آن کشور گردید مخصوصاً به رغم اینکه نیرو های ضد جاسوسی خودش را بکمک بعضی از کشور ها بخاطر جلو گیری از حملات احتمالی هندیها که با شوروی دوست بود بگیرد، ولی باوجود آن در طول پنجاه سال از حیات سیاسی خود قسمت زیادی از اراضی خودش را در شرق هند (بنگال شرقی) از دست داد. نا آرامی ها باعث میشد که پاکستان در خط سیر عنعنوی خود(زمان برتانیای کبیر) بماند لذا جاده ها و پل ها و ساختمانهای شهری آن بجز لاهور و کراچی همه بصورت ابتدایی باقیماندند. پل های که جاده های نیمه اسفلت قسمت های از پنجاب را با ولایات سرحدی وسند وصل میکرد به اندازه ای فرسوده و غیر قابل اطمینان بود که ظرفیت برداشت سیر دو طرفه وزن و فشار خود رو هارا نداشت. از جانب دیگر با افغانستان نیز که تا قبل از سرطان سال 1352 دارای ثبات نسبی بود میانه خوب و دوستانه نداشت و همچنان با موجودیت جاده های کم عرض که در اکثر جا ها در مناطق کوهستانی شمالی پاکستان (قراقرم) که حدود سه فصل سال نسبت برف باریه های شدید و سنگین بسته می بود نمیتوانست تماس بازرگانی و سیاسی دائمی با کشور چین داشته باشد. دشمنی عنعنوی با هند و مراوده کجدار و مریز با افغانستان و موانع جیو فزیکی با چین، این دلائل موجب انزوای پاکستان گردیده بود تا اینکه در سال 1357 کودتای کمونستی دولت با اقتدار سردار محمد داوود را سر نگون ساخت و از همان روز هفت ثور تعداد زیادی از ذواتیکه با آیده مارکسیزم موافق نبودند و از جانبدولت کمونستی، مورد پی گرد و کشتار های بی امان خلقی ها قرار میگرفتند مجبور شدند به پاکستان و قسمتی هم به ایران که در آن زمان تازه حکومت خمینی اقتدار را بدست گرفته بود پناهنده شده و تقاضای کمک های برای جهاد کشور را نمایند. دیری نگذشت که تقریباً تمام کشور های غربیو اعراب شرق میانه، بخاطر برهم انداختن نظام شوروی که ضعیف ترین زنجیره قدرت آن در افغانستان پهن شده بود کمک های ملکی و نظامی شان را به مجاهدین افغان که در پاکستان بودند سرازیر ساختند. چون مجاهدین افغان موفق به ایجاد حکومت در جلا وطن شده نتوانستند این کمک ها از طریق کشور پاکستان و سازمان استخباراتی آن جذب و از گاو غدود در دایعه افغانستان مصرف میشد باقی وجوه واریز شده به پاکستان که هر روز مقدار آن بنا بر موجودیت جنگ ضد شوروی در افغانستان و جهاد بر حق این مردم و موجودیت چندین ملیون آواره افغان در پشاور و کویته سائر شهر های پاکستان زیاد میشد باعث این گردید که دولت پاکستان از خاک بر خیزد و برنامه های زیر بنایی اقتصادی را در نواحی سند و پنجاب، سرحد و بلوچستان عملی سازد که در نتیجه پاکستان قادر شد شهر تازه اعمار خود را در «اسلام آباد»که مرکز آن کشور محسوب میشد ساخت و ساز آنرا به پایه تکمیل رسانیده و سرکها و پلها و ساختمانهای خدمات عامه را و همچنان گسترش زمینهای زراعتی را با ایجاد سد های آب گردان بالای در یای سند و ستلج عملی گرداند که در نتیجه به ملیونها هکتار زمین زراعتی نو ایجاد و به صد ها هزار واحد مزارع غرس اشجارو جنگلات از نو ایجاد (مخصوصاً انواع سیتروس)توسعه یافت.
در این گیر و دار رژیم خلقی افغانستان و قوای شوروی از یکطرف بار سنگین حملات جنگی مجاهدین را در سراسر کشور می کشید از هر دو طرف هم افغانها کشته میشدند و در مسیر کاروانها و جنگ های میدانی روسها نیز در تله می افتادند که تلفات شان چشم گیر بود. در جریان این نبرد نه ساله ساختمانها و تأسیسات اقتصادی ویران و مکاتب سوزانده می شد این در حالی است که پاکستان روز بروز سیر توسعه اقتصادی خود را می پیمود. نتیجه این شد که پاکستان منحیث یک میزبان با قدرت مجال یافت تا مجاهدین را در راه به کامیابی رسیدن کمک نماید.
در روز های اول هجوم سپاهیان شوروی به افغانستان چنین استنباط میشد که که قوای شوروی بعد از استقرار در افغانستان از چندین جناح به پاکستان حمله نمایند تا توانسته باشند خود شان را به آبهای گرم «بحر هند» که هدف ستراتیژی دراز مدت قیصر های روس و انقلابگر های کرملین را میساخت. ولی این افغانهای مسلمان، جوانمرد و راد آنقدر پای مردی نشان دادند که قوای شوری در افغانستان مجال آنرا نیافت تا یک وجب در سرحدات شرقی و جنوبی افغانستان پیش روی کند.
ولی با تأسف زمانیکه مجاهدین داخل کشور شدند و قدرت دولتی را از دولت کمونستی کابل تسلیم گردیدند می بایست پاکستان در پیش پای هر افغان مجاهد گل میریخت زیرا کشور آنها را در مقابل یک سیل بی امان تاریخی (هجوم روسهای شوروی)حفظ کرده بود ؛ اما دیدیم که پاکستانی ها با نهایت نامردی دولت مجاهدین و کشور افغانستان را از پشت سر مورد حملات ناجوانمردانه توسط ایادی خود ساخت. شهر کابل و سایر شهر های افغانستان مورد هجوم قدرتهای متخاصم نامرئی و مرئی که سمارقوار یکبار رشد کرده بودند تمام نهاد های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و ستراتیژی این کشور را نا بود ساختند.
بعدش هم یک صفحه دیگری از فعل و انفعالات سیاسی بروز کرد نصیر الله بابر طلبه های پاکستانی را مسلح و از راه قندهار وارد افغانستان ساخت در اوائل دکتورین طالبان این بود که در یک کشور اسلامی که تازه از جهاد فارغ شده است خونهای بی جهتی ریختانده شده اینبار این نیرو که خود شان را (لشکر خدا) میگفتند به این ایده که آنها قدرت را از مجاهدین و سایر گروپها می گیرند و آنرا به محمد ظاهر شاه که در بین مردم تا اندازه ای رسوخ و اعتبار ملی داشت می سپارند و خود شان هر گز در قدرت سهیم نمیشوند. ولی دیدم که بر عکس شد وآنها حکومت را برای خود شان اختصاص دادند و ظرف چندین سال در افغانستان بقدرت خود ادامه دادند تا بالاخره ظاهراً مسأله حملات تروریستی بر دو کاخ آسمانخراش تجارت جهانی در «منهتان» نیویارک به طالبان والقاعده اتهام بسته شدکه در این حملات سهیم میباشند و طالبان نیز که از القاعده پشتیبانی میکرد، مورد حملات سخت قوای هوایی امریکا در حالی قرار گرفت که مجاهدین و نیرو های مقاومت افغانستان در شمال و جنوب و شرق و غرب در تبانی و همکاری با همدگر نیرو های زمینی طالبان را از افغانستان به کوچ راندند.
ولی علی رغم ریشه یابی معضله افغانستان ؛مبارزه علیه تروریزم، (ظاهراً) به همکاری مستقیم پاکستان، افغانستان و هند، باوجود تلاش های گسترده ایکه شرایط مشخص خیزش نا آرامی ها را در جنوب آسیا فراهم ساخته فعالیتهای آغاز گردیده است و افغانستان نیز قدمهای صادقانه ای در راه احیا و دسترسی به صلح که هدف آن قطع حملات ترورستی میباشد ادامه میدهد.
دعوت برلین: «بنیاد "فریدیش ابرت " در سال 2003 از کشور های افغانستان، پاکستان و هند دعوت نمودتا به بحث و گفتگوبرای حل مشکلات منطقه بپردازند که این مذاکرات تا هنوز ادامه دارد.» [1] این بنیاد از سه کشور فوق الذکر اینباردر همین سال، نیز دعوت بعمل آورده است تا روی حل معضلات ذاتی ایکه در منطقه چالش بر انگیز است(ستراتیژی امریکا در منطقه – رول طالبان و ثبات در کشور های همسایه به بحث و گفتگو بپردازند» یکی از شخصیت های سیاسی آلمان خانم «گراف» در این همایش که ایجاد شده است چنین گفت: «پس از سالهای 2006 بدین سو، باوجود فعالیت نیرو های نظامی بین المللی وضع افغانستان خراب تر شده و تعداد تلفات غیر نظامیان به شدت رو به افزایش رفته است که باز سازی افغانستان را ناممکن ساخته است.» این خانم اذعان میدارد که بدون همکاری اقشار جامعه و مشارکت آنها پروسه دیموکراسی عملی نخواهد شد. [2] اما اقای افراسیاب ختک که در راس هیئت بلند پایه مطبوعات پاکستانی که از اوضاع افغانستان بکلی واقف است و میداند اذعان میدارد که در اول فکر میکردم که ترورستان از افغانستان می آیند اما پسانتر ها معلوم شد (که گویا قضیه بر عکس فکر آقای ختک بوده است چرا که او اذعان میدارد) که حملات ترورستی گویا از افغانستان بپا کستان وارد شده و اول بمناطق قبیلوی و بعد به سایر شهر های پاکستان سرایت کرده است، و حتی هند را نیز متضرر ساخت که ضرورت است که هر سه کشور با همدگر در رفع این معضله مبارزه جدی نمایند. که در این صورت امکان شکست تروریستان ممکن خواهد بود.
باید اذعان داشت که به تمام دنیا معلوم است که مرکز و لانه ترورستان در پاکستان مخصوصاً در جایی قرار دارد که آقای ختک در آنجا زندگی دارند(ایالت سرحد) و سازمان استخباراتی پاکستان و یا کدام نهاد دیگر نظامی آنها را تقویه میکند و یا سهولت های لازم را برای ترافیک مواد مخدر و اسلحه و پول شوئی را برایشان میسر میسازد ورنه هر قدر گروپ نیرو مند هم که باشد در مقابل فعل وانفعالات نیرو های بین المللی ومخصوصاً نیرو های افغان که همیشه رادی خود رادر جنگها به نمایش گذاشته اند تاب آورده نمی تواند و سخن عجیب این است که مقامات پاکستانی همواره کوشیده اند تا افتاب را بدو انگشت پنهان نمایند. قسمیکه در بالا اشاره نمودم کشور پاکستان در نیم قرن از عمر سیاسی خود همیشه توسط ژنرالهای نظامی اداره و کنترول میشده است و هر زمانیکه اداره آی اس آی که از هر حکمرانی در پاکستان قدرت مند و با ثات نظامی همراه است بخواهد خلع قدرت کند بصورت دراماتیک آن حمران یا کشته میشود و یا ترور میگردد که نظیر آن را در فاجعه جنرال ضیاء و خانم بی نظیر بوتو به وضاحت می بینیم.
سخن اینجاست که تا ای اس ای واقعاً از مسأله افغانستان صرف نظر نکند هر نوع همکاریهای بین المللی بخاطر آوردن ثبات در افغانستان به ناکامی منجر خواهد شد حتی خود پاکستان نیز از شعله های این آتش بی نصیب نخواهد مامد، چنانچه مولانای بزرگ خداوندگار بلخ جلال الدین محمد بلخی در مثنوی می آورد که: مار گیری اژدهای یخ زده ای را بزعم آنکه مرده است، در کهساری یافت و برای آنکه مردۀ این جانور عجیب را به بمردم شهر نشان داده و از آن رهگذر پولی بدست آورد راهی بغداد شد از قضا اژدهای مرده که ظاهراً از آثر خنکی و سرما به هیئتی رسیده بود که فکر میشد مرده است. اما پسانتر ها که آفتاب بغداد رو بگرمی می رفت و مردم نیز در اطراف مار گیر به تماشا جمع شده بودند، آرام آرام، آزدها نیز از حالت خنک زدگی بیرون شده واولین نفری را که طعمه خود ساخت همان مار گیر بود. حالا ما هم میگوییم که این نمایش را پاکستان برای ایجاد بازو های قوی بخاطر گسترش خاک خود براه انداخته و چشم به افغانستان دوخته است، غافل از اینکه حالا موقع آن رسیده است که همان ترورستان عوض اینکه به افغانستان بروند و با مقاومت پایان ناپذیر افغانها مواجه شوند ترجیع میدهند در شهر های لاهور، کراچی، پشاور و سایر شهر های پاکستان عملیات شان را ادامه دهند. چنانچه این موضوع را آقای ختک نیز بیان داشته است.
حال برای بیرون شدن از این بن بست و رفع مشکلات موجود کشور پاکستان که هیچ نوع قول و قراری رادر عرف بین المللی مراعات نمی کند و بسته و باز به موافقتنامه های بین المللی و حقوق بین الدول از سبب خامی و کمی عمر سیاسی اش بلدیت ندارد مسأله را تا این اندازه مشکل ساخته است. پس پاکستان باید واقعاً با صداقت تام برنامه های صلح آمیز سیاسی را برای استقرار حیات سیاسی کشور و مردمان خود در نظر د اشته باشد ورنه این اژدهای تازه بیدار خود شان را می بلعد.
[1] -نشریه خاوران، مؤرخ 25 فروردین 1390، نوشته محمود منجم زاده برلین المان. [2] - همان مقاله |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




مــوضــوع: دعــوت بنیــاد فــریدریک ارت از کــار شــناســان افغـــان، پاکســتانی و هنــدی





