نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
| مولاناباعث متفکر وبینشمند سیاسی افغانستان |
|
|
|
| مقـــــــالات - اجتمـــاعی |
| نوشته شده توسط امام جان عالمی |
| يكشنبه ، 4 بهمن 1388 ، 23:55 |
|
مطلب را که در ذیل مطالعه میفرماید با عجله وتوام با غلطی های طباعتی به مناسبت سی مین سالروز شهادت مولانا بحرالدین باعث به تاریخ 11دلو 1387 از طریق سایت فراتر از مرزها نشر گردید. اکنون غلطی های طباعتی آن رفع گردیده است باردیگر به مناسبت سی ویکمین سال شهادت آن شخصیت فقید به نشر سپرده شد.
نا گفته پیدا ست که جامعه از افراد تشکیل شده است وهر فرد درجامعه دارای نقشی میباشد ونقش هر کس متناسب به موثریتش تبارز میکند، آنانیکه درجهت خیر وثواب حرکت میکنند روز به روز نقش شان برجسته میشود وحتی بعد از مرگ نام ونشان آنها با قی میماند. دراین جا سخن از شخصیتی است که تمام عمر پر بهای خویش را صرف آموزش وتبلیغ اند وخته هایش نمود. این شخصیت فقید مولوی بحرالدین با عث است. مولوی بحرالدین کار آموزش را از مسجد ومدرسه دینی آغاز نمود، سیستم آموزش درآن زمان در مدارس دینی غیر رسمی طوری بود که نمیتوانست عطش سیراب ناشدنی بحرالدین را فروکش نماید، از اینکه او از نبوغ واستعداد خدادادی برخوردار بود همیشه درجستجوی حقیقت وکسب دانش عالی بود. بدینملحوظ بعد از فراگیری علوم در مدارس دینی خصوصی شامل دارالعلوم عربی کابل گردیده در جریان آموزش در این مدرسه او به علوم عصری آشنائی حاصل نمود. او در اثر تحقیق ومطالعه علوم عصری در کمترین وقت از شهرت به سزایئ بر خوردار شد. مسله ایکه در قدم اول با عث شهرت وی گردید مسئله اظهار نظر در مورد شق القمر بود واین مسئله هیا هو وسروصدا های زیادی را در حلقات دینی در محیط کابل بر پانمود سر انجام جمعیت العلمای افغانستان موصوف راتکفیرو محکوم به اعدام نموداما مولانا بحرالدین به فیصله جمیعت العلمای افغانستان قناعت نکرده تقاضا نمود تا موضوع را به دانشگاه الظهرمصر محول سازند که درنتیجه علمای الاظهر مصر به برائت مولانا بحرالدین ابراز رای فرمودند وبدین ترتیب این ما جرا پایان یافت. مولوی بحرالدین بعد از فراغت از صنف 12 دارالعلوم عربی کابل در سال 1345 برای مدتی بحیث مامور در انجمن تدقیق قوانین وزارت عدلیه وقت ایفای وظیفه نمود ودر سال 1346 شامل دانشکده شرعیات دانشگاه کابل شد. مولوی بحرالدین قبل از شمولیت به دانشگاه بحیث یک عالم متبحر در محیط کابل شهرت داشت، بنا به گفته خودش حین تقدیم در خواست شمولیت به دانشگاه رئیس دانشگاه کابل برایش گفته بود که علومی را که در اینجا تدریس میشود میدانی دیگر چی ضرورتی به خواندن دانشگاه داری؟ وی درجواب گفته بود چیزی را که من آن را ندانم در اینجا تدریس نمیشود.ولی من میخواهم به اصطلاح ( قباله روباه ) را بدست بیا ورم که منظور از قباله روباه سند فراغت دانشگاه بود. مولوی بحرالدین درجریان آموزش در دانشگاه کابل به مسأیل سیاسی واحزاب سیاسی سروکارپیداکرد و در کمترین وقت در مورد مسأ یل سیاسی اندوخته فروانی کسب نمود. در آن دوران احزاب وسازمان های سیاسی اهداف ومقاصد خود را از طریق دانشجویان پیش میبردند ودانش جویان به تحریک احزاب وسازمان های سیاسی به بهانه های مختلف به اعتصابات وتظاهرات می پرداختند، دراین هنگام دانشجویان دانشگاه کابل بخاطر انسجام بهتر فعالیت های سیاسی ورهبری اعتصابات وتظاهرات شان یک عده دانشجویان سرشناس را بحیث مسئول رهبری فعالیت های سیاسی شان انتخاب نمودند که یکی از آنها مولوی بحرالدین بود. او این نقش را مسئولانه ومدبرانه ایفا نمودو دربین دانشجویان از شهرت خوبی برخوردار گردید. مولوی بحرالدین در جریان رخصتی های زمستانی سال 1351 در شهر فیض آباد تظاهرات مردم قریجات ( ارگوی) بدخشان را یکجا به ظهور الله ظهوری رهبری نمود. در آن سالی که قحطی بر مردم افغانستان بیداد میکرد، مردمان( ارگو) از دست گرسنگی به شهر فیض آباد ریختند وبا یک اشاره مولوی بحرالدین دروازه هنگر ها را شکستانده گندم دولتی را در بین خود تقسیم نمودند و بعداً مارش کنان از دشت سنگ مهر به جانب شهر فیض آباد حرکت کردند که درپیشا پیش این توده های خشمگین بحرالدین باعث وظهور الله ظهوری قرارداشتند. مارش کننده گان که تعداد شان به ده ها هزار نفر میرسید برای اولین بار شعارهای ضد استبداد سلطنتی را سردادند. چون این یک حرکت بی سابقه بود انعکاس وسیعی را در سراسر کشور بوجود آورد وپایه های نظام سلطنتی را به لرزه در آورد، همان بود که عمال حکومت دست وپاچه شده رهبران این حرکت ( مولوی بحرالدین وظهوری) را بازداشت وبه زندان انداخت. درنتیجه این حرکت مردمی به شکست وپرا گندگی مواجه شد. مولوی بحرالدین که بعد از سپری نمودن مدت حبس از زندان آزاد شد دوباره به دانشگاه مراجعه نموده به تحصیل خویش ادامه داد اما این بار به نسبت اعتراض بر عمل جانب دارانه یکی از استادان وغیر عادلانه بودن نتایج امتحانا از صحنه امتحان به زندان انتقال وبار دیگر زندانی شد. چون اوزندانی سیاسی بود بعد از کودتای داود خان در سال 1352 از زندان رها گردید. بحرالدین واقعاً چه اسم با مسمی ای بود! او چون بحر همیشه در حرکت وسکون نا پذیر بود دیگر به دانشگاه مراجعه ننمود زیراکه محیط دانشگاه به روح آزاد منشانه اش سازگارنبود. این بار به مردم مراجعه نمود تا با استفاده از اندوخته های علمی وسیاسی اش مبارزات عدالت خواهانه مردم را رهبری کند. بخاطر نیل به این آرمان والا وانسانی به همراهی تنی چند از یاران وفادارش در ماه جوزای سال 1354هش به حرکت مسلحانه ای در ولسوالی درواز بدخشان پرداخت. اگرچه این یک حرکت کوچک بود اما زنگ خطری بود برای رژیم جمهوری خانواده گی، همان بود که عمال رژیم به سرعت تمام نیروی ضربتی مجهزی را غرض سرکوبی مولانا بحرالدین ویارانش به درواز اعزام نمود. چون این حرکت از پشتیبانی مردم درواز برخورداربود. رژیم به سرکوب آن موفق نگردید، تا اینکه در قریه( شینگان) راغ از طریق اغوا و تطمیع مردم به گرفتار مولوی بحرالدین ویارانش موفق گردید. بدین ترتیب باردیگر به زندان افگنده شد ودراثر محاکمه به جرم حرکت علیه امنیت ملی به 16 سال حبس محکوم گردید. مگر بعد از ابلاغ فیصله محکمه او خطاب به رئیس محکمه گفت (16) سال بعد نه شما خواهید بود ونه بادارانتان، در آن وقت مردم بر قبر های شما وولی نعمتان تان کثافات خواهند انداخت. با پیروزی کودتای ثور آنها منحیث زندانیان سیاسی ومخالفین رژیم قبلی از زندان رها نگردیدند. چون سران کودتا از ماهیت انتقلابی وپایه مردمی مولوی بحرالدین ویارانش آگاهی داشتند، نه تنها آنها را آزاد نساختندبلکه بشکل بسیار فجیح وغیر انسانی مولوی بحرالدین این بحر بی پایان ویاران سرسپرده اش را به شهادت رسانیدند. درمورد افکار واندیشه های انقلابی اویکی از هم رزمانش اسمعیل اکبر در کتابی بنام فصل اخر چنین نوشته است.( مولوی بحرالدین طراح ومبتکر نظریه کانون های شورش به مثابه هسته های اولیه تشکیلات انقلابی، وموثرترین وسیله وامکان برای بسیج مردم به انقلاب بود. اواستدلال میکرد که مبارزه مسلحانه زمینه را برای گسترش انواع دیگر مبارزه مساعد میسازد. این کانون های شورشی می بایست عمدتاً در مناطق روستائی از دسته های متحرک تشکیل گردد) . درمورد کرکتر شخصی اش باید یادآورشد با وجودیکه او یک انسان شجاع ودلاوربودانسان متواضع وخوش برخورد نیز بود اودردوستی خیلی صمیمی وازسحر کلام برخورداربود.اورا از انسان جبون وزبون خوشش نمی آمد وی به آینده خوشبین وبه پیروزی عقیده راسخ داشت اواز بیگانه پرستی ودنباله روی نفرت عمیق داشت . ودرزنده گی هیچگاهی نسبت به روسها خوشبین نبود. مولانامیگفت که درمبارزه مسلحانه مارا حکومت های افغانستان زده نمیتوانند بلکه هروقت با شد از طرف روس ها زده میشویم، او را از تزویر وریا خوشش نمی آمدوهمیشه با ملا نماهای مزویر وصوفیان ریا پیشه در گیربود او همیشه نظریات وعقاید خود را صریح و واضح بیان مینمود وهیچگاهی از حقیقت چشم پوشی نمی نمود، باعث به نسبت حقیقت گوئی همیشه خار چشم ریا پیشه گان و متملقان بود. او تمام حیات خود را وقف دفاع از حقوق مستعضفان ومحرومان جامعه نمود تا اینکه در این راه پروانه وار بسوخت. مولوی بحرالدین درسخنرانی از فصاحت زبان وبلاغت گفتار برخوردار بود . او برعلاوه ایکه یک مبلغ چهره دست ویک نویسنده توانا بود در شعروادب نیز ید طول ئی داشت من شخصاً شعری را دیده ام که در سال 1344 هش در وصف بهار سروده بود واین شعر را استاد عبدالبصیر وافی که یکی از شعرای مشهورکشور بود از روی روزنامه بدخشان برای ما قرائت وآن را خیلی عالی توصیف نمود که از آن شعر فقط یک بیت بیادم مانده است. هر رگ گل سرنوشت عالمی دارد بخود دیده تحقیق میباید که تحلیلش کند دراینجا این مطلب را هم قابل تذکرمیدانم که مولوی بحرالدین در فعالیت های اجتماعی وسیاسی خویش یک انسان پرجوش وخروش ویک مرد حادثه آفرین بود اوهمیشه درمبارزه از شتاب کارمیگرفت به اساس این روحیه شتاب زده بود که به مبارزه مسلحانه روی آورد تا این که دراین راه عاشقانه جان باخت. خلاصه اینکه مطالب جسته وگریخته ایرا که درمورد چگونگی شخصیت مولوی بحرالدین باعث مرتب نموده ام به هیچ صورت بیانگر تمام جوانب شخصیت او نمیباشد زیرا که او یک شخصیت چند بعدی بود یکی کافر وملحدش خواند ودیگری وی را مولوی وعالم دین دانست وکسی اورا کمونست گفت، مگر عناصر عظمت طلبان چپ نما او را ناسیونالست تنگ نظر وچپ افراطی معرفی نمودند. پس کدام یک در مورد او صدق میکند. در این مورد تاریخ قضاوت خواهد نمود. ما دراینجا بخاطر جلوگیری از طوا لی کلام به ارائه مطالب فوق اکتفا نموده. دعا میکنم که روح مولوی بحرالدین باعث ویاران فداکارش شاد ویاد شان گرامی باد.
امام جان عالمی
!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved." |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




نا گفته پیدا ست که جامعه از افراد تشکیل شده است وهر فرد درجامعه دارای نقشی میباشد ونقش هر کس متناسب به موثریتش تبارز میکند، آنانیکه درجهت خیر وثواب حرکت میکنند روز
به روز نقش شان برجسته میشود وحتی بعد از مرگ نام ونشان آنها با قی میماند. دراین جا سخن از شخصیتی است که تمام عمر پر بهای خویش را صرف آموزش وتبلیغ اند وخته هایش نمود. این شخصیت فقید مولوی بحرالدین با عث است.





