باید یک دانشمند حقیقت نگر و حقیقت نویس باشد. در روزگای قدیم قتل عام یک امر عادی بود. قرن ها قبل تفا وت زیادی با امروز داشت تنها چنگیز و تیمور کورگانی نبود که دست به کشتار زده بود. هر آن کسی که به حریف خود دست می یافت مردم آن را از دم تیغ میگذراند. و این سامانیان که شما میگویید اینها با تقسیم حلوا ام پراطوری ایجاد نکرده بودند. و امروز هم در دولت های بسیار دیموکرات هم میبینیم بخاطر سیاست از کشتن دریغ نمکنند. تمدن سامانیان هم از صفر شروع نشده بود بلکه قبل از آن هم تمدن های زیادی موجود بوده که ده های آن را سراغ داریم. که تنها یکی از آن مربوط به سامانیان میشد. امروز هم که در بلخ ونواحی دیگر بطور آشک ار میبینم از ادارات دولتی و غیر دولتی دست به تصفیه های قومی آشکارا میزنند آیا این کار کدام تفاوتی با قتل عام دارد؟ امروز حتی تیمورستیزان سرسخت هم از پیشرف علم و فن در دوران امیر تیمور و بازمانده گانشن نمیتوانند چشم پوشی کنند ونمیکنند هم. و تاریخ درخشان به مراتب بیشتر از سامانیان دارند. شما که حقیقت گریزی را عنوان داده اید اول خود حقیقت گریزی میکنید. ار حقایق چشم پوشی نکیند تا دیگران هم حقیقت و حتی نیمه حقیقت شما را بپذیرند.امروز مردم کور نیستند که ندانند حقیقت کدام است و غیره کدام. آفتاب را با ا نگشت نمتوان پنهان کرد. بهتر این است که بخاطر حفظ موقعیت اجتماعی خود حقیقت را بپذیرید به هر گونه که ا ست. خود نمایی و حقارت دیگران نتنها در اسلام بلکه در هیچ جامعه جای ندارد. باید منحیث یک مسلمان به مسا یل بنگرید.