Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

عــدم تشخیص، فــاجعه نسل مــا PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - اجتمـــاعی
نوشته شده توسط میر احمد لو مانی   
جمعه ، 17 ارديبهشت 1389 ، 08:26

میر احمد لو مانیبنام دانایی ها و نور

حجم فاجعه سنگین است. و، وسعت و ابعاد ان، به پیمانه ویرانی ماست.
 طوفان سخت عظیمی، کنگره اقتدار، عزت، شرف، غرور و، مهمتر از همه، "هوش"، درایت، شناخت "و (تشخیص)" ما ن را، در هم فرو ریخته است. و طاعونی؛ از ان "یل" قدرت مند،سرنوشت ساز و عدالت گستر (نیا کان مان)، فسیل های پوسیده و از هم پاشیده یی را در تاریک خانه عنکبوت زده تاریخ مملو از "جفنگ" و تحریفات (مان)، به نمایش گذاشته است.

 

 استبداد در مکتب خانه استعمار، مشق سیاست و نیرنگ نموده است.

آنگاه بلوا یی و فتنه یی و خیانتی و... که، پیامد ان ایجاد شالوده حاکمیت استبداد بر زنده گی و سرنوشت مان بوده است.

 ایجاد حاکمیت و پالیسی استبداد، بر پایه و اساس نیرنگ (زر و زور و تزویر).

 آنگاه ؛ شلاق استبداد است و پشت و پهلو و گرده های مان. انسان ها یی در بند و اسارت، در محدوده جغرافیا یی، بنام " افغانستان ".

چقدر بجا است، تا گفته شود " زندان ی " بنام افغانستان.

مگر نه ان است که، همواره انسان در این محدوده، سوژه اصلی " خشونت " ها و به " قربانی " گرفتن ها بوده است ؟.

مگر نه ان است که، انسان و انسانیت از این محدوده (رنج دایمی) همواره در گریز بوده است ؟.

 استبداد در تبانی و تلاقی منافع استعمار، بر قدرت تکیه میزند.

 و یا بهتر است تا گفته شو د که، حاکمیت را به غصب میگیرد.

آقا. مگر ما و نیاکان ما را چه شده بوده است که، به یک باره گی چنین زبونانه، از شالوده و اساس در هم فرو میریزیم ؟.

 

آنگاه زنجیر است و زندان است و اسارت انسان. دسته، دسته مادران ام و خواهران ام و برادران ام بر سر هر چوک و چار سو، گوسفند وا ر به حراج گذاشته میشوند

 آنگاه چار سو ها است و، لخته های خون آدمیت.

آنگاه انجماد است و تا بی نهایت انجماد.

 انجماد " تن " روح " روان " و اندیشه " آدمی.

 " تحریف،" استبداد " و نیرنگ " و ما، کوچک میشویم و تهی.

 تهی از ان چه که داشته ایم و از ان چه که بوده ایم. و آنگاه النیزاسیون و از خود بیگانه گی مان آغاز میابد. که، این خود، آغاز یک فاجعه دیگری به حساب می آید.

 و به اصطلاح عام، این یعنی همان گل گل میری و یا هم این که تنها، تنها مرگ همدیگر را به نظاره نشستن.

 

 در علم روان شناسی تکرار، زمینه ساز (مادر) باور به معرفی گرفته شده است.و تکرار استبداد، باور و ایمان بر استبداد را در ریشه، ریشه یی وجود مان به تلقین گرفته و زنده نموده است. و ایمان به استبداد، در باور ها ی مان شکوفه زده و بارور گردیده است. و این است که، یا در سایه استبداد تن به ذلت داده و به ان خو نموده ایم، و یا خود مستبد تر از هر مستبد ی دیگری، عمل نموده ایم. (جامعه مریض چنین است دیگر) ریشه استبداد، در تمام مناسبات اجتماعی مان موج میزند. در خانواده، در تعلیم و تربیه، در حاکمیت، در مذهب و..

 

کمونیست مستبد، مجاهد مستبد، روحانیت مستبد و، روشنفکر مستبد. جامعه استبداد زده و مستبد. قتل عام، غارت و توجیهات مقدس.

 تاراج تمام هستی، دارایی های مادی و معنوی جامعه، و شرف انسانیت. آنگاه ؛ غازی

بابا، نیکه، قهرمان و اسطوره. ان های که در دادگاه های ملی و بین المللی باید به عنوان جنایت کاران جنگی به محاکمه کشیده شوند. عمق فاجعه چه خوب از همین جا هویداست. این است دیگر جامعه عبدالرحمن خانی. هزاره عبدالرحمن خانی، اوغان و تاجیک و.. عبدالرحمن خانی.

 

 

استبداد بر اریکه قدرت تکیه میزند. و، استعمار جهانی میگردد. آن گاه ؛ احساس خطری. و زنگ خطری.. این زنگ خطر در طول تاریخ و در طول موجودیت استعمار و استبداد، در گوش " هوش " و " ذهن " ان ها طنین انداز، بوده است. اصالت هویتی مان. اقتدار و عظمت نیاکان مان. مگر میشود تا در جوار ان همه عظمت و بزرگی، بیابان گرد های شتر چرا ن بر سرنوشت و سرشت مان به حاکمیت یغما گرانه خویش تداوم بدهند.؟؟

 و چنین است که، تحریف هویت و اصالت مان آغاز میابد.

 تحریف هویت، این یعنی در هم فرو ریختن تمام شالوده های اخلاقی و باور های ملی و شخصیتی یک جامعه و ملت. که، فقدان چنین باور ها، آغاز گر در هم کوبیده شدن " موجودیت " شخص و جامعه میباشد.

و درست بعد از تکمیل چنین پروسه است که، امیر عبدالرحمن خان، به ساده گی به یک ملت ی با ان همه پشتوانه غنی، آن را هزاره خر بار کش، خطاب مینماید.

 

 و فاجعه انگیز تر این که، ما این تحریف (هزاره خر بارکش بودن) را، به باور مینشینیم. و خریت مان را پذیرا میگردیم. و از همین جا، و از همین مقطع نسل جدیدی از کوتوله های بی هویت و بی مغز، از کار خانه جوجه کشی امیر عبدالرحمن خان تولید، و به جامعه به معرفی گرفته میشوند. نسل جدیدی جوالی ریسمان به دوش. و از همین باور کاذب، ما به تقلیل میرویم. تا بدان پیمانه تقلیل رفته و کوچک میشویم که، دیگر هویت خویش را به فراموشی میسپاریم و به اصالت، اقتدار و عزت خویش، شک مینماییم. نام گذاری ها و علامت گذاری ها آغاز میگردد و فرزندان تمدن ساز سرزمین پارس به دسته ها و دای ها، قسمت میگردند. غوری، چخچرانی، هراتی، زابلی، شیعه، سنی هزاره تاجیک و...

 آنگاه است که، همچون موش ی، در جلو غار و لانه مان به شکار مان آغاز مینمایند.

 

 و ما، در میان طوفان بلا گم میشویم.

 

 

 گر چند ما، اولین شکست های تلخ تاریخی را در هنگامه نفوذ و تاراج اعراب به تجربه نشسته ایم.

 بعد از ترک تازی های اعراب، سرزمین پارس دیگر هرگز ان اقتدار و عظمت گذشته خویش را باز نیافته است. اعراب ؛

سرمایه های مادی و معنوی ما را به یغما برده اند. مراکز علمی ما را به آتش کشیده اند. بزرگ ترین منابع مادی و فرهنگی که بیان گر هویت ملی مان بوده در بلخ بامی و دیگر نقاط سرزمین ایران بزرگ، توسط اعراب، چپاول، غارت و به اتش کشیده شده است... اما آن چی که بیش از همه اخرین شالوده های اقتدار و عظمت مان را مورد آماج قرار میدهند، امپراتوری های نو پا استعماری روس و انگلیس بوده اند که، درست امیر عبدالرحمن خان در مکتب خانه استعماری روس و انگلیس درس دسیسه و استبداد می آموزد. گر چند امیر عبدالرحمن خان نیز، رداء و عمامه مذهب بر تن مینماید و شیوه اعراب در پیش میگیرد. اما در اصل همان نمک پرورده روس و انگلیس بیش نه بوده است.

 

 و ما درست بعد از عبدالرحما نیزه شدن جامعه مان، همچون جوجه های ماشینی آماده به قربانی سیاست استبداد بوده ایم. استبداد به گونه دلخواه رنگ مان نموده و شکل مان داده است. و ما در این بیداد گه، روز های مرگ خویش را به شمارش معکوس گرفته و به انتظار نشسته ایم.

 "

با شمله و دهل و شمشیر، نیرنگ و فتنه و افتراق، صحرای محشر دیگر ی در این سرزمین برپا نموده اند...

 و امروز ما را چه شده است ؟. در یک مقطع دیگر، در تداوم تاریخ، در عصر حاضر. باز هم مسلخ است و به قربانی گرفته شدن فر زندان این سرزمین. یغما و تاراج.

 جهان رو به تکامل است و ما بعد از پنج هزار سال قدامت تاریخی و بازهم حاکمیت طالبانیزم را به تجربه مینشینیم.

طالب تاراج میکند. طالب به سلاخی میگیرد. و ما اندرون لاک خویش، فرو میرویم.

لاک و رنگ منیت مان. همان رنگ آمیزی که، امیر عبدالرحمن خان، با همکاری استعمار، رنگ مان نموده است. هزاره، تاجیک، قزلباش، تایمنی، غوری، هراتی، شیعه سنی و...

 در شهر باستانی هرات، طالبان بعد از اشغال این شهر بیش از ده ها جوان برازنده سرزمین مرد خیز پنچشیر را در قامت ها ی بلند نا جو، به دار میزنند، همه میگویند پنچشیری هست و در مزار هزاره را با کمک و همیاری تنگاتنگ برادران تاجیک مان به سلاخی میگیرند. همه خوشحال میشوند که شیعه اند و..

طالب ها میکشند، طالب ها ویرا ن میکنند، طالب صد عظیم رشد تکامل آدمی میشوند ؛ بازهم طالب و طالب ها برادر خطاب می شوند. چرا.؟ بدان جهت که امیر عبدالرحمن خان و تداوم دهنده گان حاکمیت قبیله چنین خاسته و میخواهند...

 

هزاره، تاجیک ؛ ما به کجا می رویم..؟؟ و ما را چه شده است.؟؟

 

از گذشته ها تا به حال، مشکل اساسی مردم و جامعه مان، مشکل عدم رهبری خردمند بوده است.

این عدم رهبری خردمند و بحران رهبری است که، جامعه و مردم ما را به چالش سخت ویران کننده یی کشیده است. عدم موجودیت رهبر ی سالم و خرد مند و عدم موجودیت قشر روشن فکر متعهد و دلسوز.

 دید گاه و اندیشه عبدالرحمن خانی در تار و پود وجود جامعه مان همچنان تداوم تاریخی خویش را می پیماید. این طاعون، روشنفکر و غیر روشن فکر نه میشناسد دیگر.

هزاره و تاجیک خاک حماقت، حمیت و منیت بر چشم و صورت هم میپاشند. و، میراث خوار ا ن اندیشه عبدالرحمن خانی، طرح دوهمه سقاوی را به مر حله اجرا در می آورند. آنگاه به حیله و نیرنگ پیر وهابیت (رسول سیاف) ننگین ترین و سنگین ترین فاجعه انسانی ؛ در بین نزدیک ترین برادران هم ریشه، به وقوع می پیوندد. و حادثه جنایت بار افشار، آب بستن حادثه میگردد.

حوادث اسف بار و شکننده یی همچون حادثه افشار، لکه ننگی است بر پیشانی ما نسل کنونی، تا قاف قیامت.

 

 و حال ؛ هزاره، تاجیک ؛ میراث داران تمدن سخت بزرگ، در بستر تاریخ مشترک مان، همدیگر را در یابیم.

 من باور کامل داریم که، اگر روی اتحاد و یک پارچه گی کامل فرزندان اصیل خراسان زمین، کار و برنامه ریزی کارشناسانه و علمی صورت گیرد، آنگاه مرگ استبداد حتمی خواهد بود.

 و استبداد بیش از هر زمان دیگر، این امر مهم را درک نموده است

 

 شاید آن های که، تفاله اندیشه های استبدادی امیر عبدالرحمن خان را تا هنوز با تمام گندیده گی و تعفن ان دارند به نشخوار می گیرند، از آوردن اسم تاجیک در کنار اسم هزاره، سنگسار ام نمایند. چرا ؟. بدان جهت که استبداد بدین گونه خواسته و بدین گونه بر ما تحمیل نموده و ما پذیرفته ایم.

 اما من، صادقانه آماده این قربانی هستم. مگر نه ان است که در افغانستان، این همواره خون شریف ترین فرزندان این دیار توسط استبداد به زمین ریخته شده است ؟. هزاره عبدالرحمن خانی، تاجیک عبدالرحمن خانی و..مگس های حاشیه در بار استبداد. و این مگس ها همواره بوده و خواهند بود.

 

 کس و یا هم کسانی، استبداد را باید به چالش بکشد. حرف حق باید از یک جایی آغاز یابد.

 

اگر در همین مقطع از تاریخ، وارثان برومند خراسان در یک محور معقولانه و کار ساز، متحد و متشکل نشوند، آیا برای ظهور دوباره طاعون طالبانیزم کدام تضمین و آلترناتیو موجود هست ؟.

 آری؛ باید ققنوس ی در دل شب شد، ور نه، در دل تاریخ حادثه افشار، همچنان تکرار خواهد شد..

مقطع های تاریخی دیگر و تکرار حوادث افشار های دیگر.

 نسل کنونی، باید از اشتباهات رهبران گذشته، بیاموزند. و تهداب درستی را پی ریزی نمایند ؛ آن گاه انسان در این جامعه خوشبخت خواهد بود و....


Advertise your business here. Click to contact us.
  • ناشناس
    lomani aziz salam . r\hmat bar on sher dadagi shoma.shayteni astnd ba hazar gona tazwer mi khaha nd ma ra az hamdeger jeda sazand en qalami rasa wa phekri bolandi choon shoma ast ke jawanan ra az howeyat shan ba khabar me sazad. yk jahan sepas az shoma
  • ناشناس  - سمنگانی
    برادر گرامی جناب لومانی سلام !

    نوشته های ازرشمند شما را اکثراً به دقت میخوانم. دردی عمیقی در نوشت ار زیبای شما نهفته است. من در حالیکه عرض ارادت خدمت تان تقدیم میکنم، نظرات شمادر رابطه باتأمین وحدت خلل ناپذیر میان اقوام باهم برادر وبرابر فارسی زبان را نه تنها تأیید بلکه آنراچون آب حیات برای این اق وام ضروری میدانم. جریان بحث های را که جناب شما وچند تن دیگر از میان فرهیخته گان هزاره آغاز کرده اند ومن آنرا قسماً درسایت جمهوری سکوت آغاز کرده اند مایۀ دلگرمی وخوشنودی است. قلمت برا و صدایت را رسا تر بادا !!
نوشتن نظر
Your Contact Details:
 
Comment:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
Security کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

TOLO NEWS 24.05

FARAAKHABAR 23.05

KANKAASH 21.05

GOFTMAAN 24.05

تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ


پروفیســور رســـول رهیــن
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 67 مهمان آنلاین

قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.