نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| ضــرورت تشــکیل شــورای عــالی جــاهــلان و بیســوادان در کشــور |
|
|
|
| مقـــــــالات - اجتمـــاعی |
| نوشته شده توسط نصیر خالد – تورنتو |
| يكشنبه ، 17 مرداد 1389 ، 11:00 |
|
در جریان سی سال گذشته افغانان شاهد تحولات زیادی بودند که به باور من تاریخ بشریت نظیرش را ندیده است. از دولت دست نشانده کمونستان تا حکومت مجاهدین و طالبان و اقای کرزی هر هموطن ما خاطره های تلخی دارند و برعکس برای گرداننده های حوادث جریانات شیرین تر از شهد و شکر بود، چی در همین مدت هموطنان ما قربانی های فراوانی به امید نجات از بدبختی و رسیدن بفردای ارام و عاری از جنگ را متحمل شدند که بدست شان نیامد اما در مقابل سیاست بازان حرفوی در لباسهای مختلف (کمونستی، اسلامی، تندرو و میانه رو، طالب و...) صاحب همه چیز شدند آنقدر پول و سرمایه همین دزدان چراغ بدست از خون مردم بدست اوردند که اکنون حساب آنرا خودشان نیز نمیدانند. این سیاست پیشه گان اجیر انقدر خوردند که به ترکیدن نزدیک شده اند و در مقابل مردم بینوا اما قهرمان ما انقدر با غذا و آسایش زندگی فاصله داشتند که اندامهای انها شبیه به اسکلیت شده است ولی همین اجیران بیگانه پرست در تلاش آنند تا اگر خونی در بدن ملت باقی نمانده است از استخوانهای آنها تغذیه کنند.
در جریان سی سال گذشته آنچه برایمن و هزاران هموطن دیگری همچو من رنج اور بود و است که در برابر هر مشکل دولت مردان افغانستان بخاطر فریب، اذیت و ازار ملت و حتی شکنجه آنها یک طرح را پیشکش نموده اند (شورای عالی علمای افغانستان) و این علمای بزرگوار ما هم آنچه دلشان خواسته نه احکام اسلامی انجام داده و ختمش را بنام دین مبین اسلام نموده اند. البته این شیوه در زمان حکومت کمونستان بنام (شئون اسلامی) مورد استفاد قرار میگرفت.
اگر قضاوت را به خواننده گان گرامی و مخصوصا هموطنان درد دیده ی خود بگذاریم و از آنها سوال نمایم در جریان سی علمای محترم اسلامی چه کار خیری انجام داده اند؟ با تاسف و درد جواب آنها به تصور من این خواهد بود: برای ختم الام مردم هیچ، اما برایخود هرچه که بخواهی انجام داده اند.
غم ملت، رنج مردم، نجات از بدبختی، جهاد مبارزه اسلامی از جمله کلمات اند که در جریان سه دهه اخیر زیاد استفاده شد تا اندازه یکه که گویندگان از دنیای فقر به میلیونر های زمان تبدیل شدند اما سایه شوم مصیبت از سر مردم ما نه تنها کم نشد بلکه در سرتاسر کشور سیاهی انداخته است گوئی تا جهان است این سایه منحوس خیال حرکت ندارد.
در سی سال گذشته رژیمها یکی پشت دیگر مطابق نقشه تغییر کردند، انسانهای بیگناه زیادی بهلاکت رسیدند، کشور ویرانه شد، همه چیز تغییر کرد لیکن تنها چیزیکه تغییر نکرد علمای اسلامی که درتشکیل شورای اسلامی برای ختم بحران و مصیبت موظف اند که هرگز نتوانسته اند کار خیری برای ملت جستجو کنند. بگفته یکی از دوستان اگر آنها راه را برای نجات ملت دریابند بازار خود آنها سقوط خواهد کرد، همانسانیکه به نیروی بیگانه کنونی در کشور میگویند اگر جنگ با القاعده و تروریزم خاتمه پیدا کند اینهمه نیروی خارجی دوباره کجا بروند؟
ملت سرگردان و خانه بدوش است، سر پناهی برای زیستن و نانی برای خوردن ندارند اما علمای محترم خانه ها، نه قصر های در داخل و خارج از کشور ساخته اند که تماشای بیرونی آن برای بیننده ها جالب میباشد چه رسد به اینکه پا بداخل آن بگذارند و جالب است که بسیار از انها خود ها را از جمله مستعضفین می شمارند و هنوز هم توقع دارند تا بر اندوخته هایشان بی افزایند. آرامی آنها در نارامی ملت است.
* بگفته سید قطب هنگامی که دین جنبهي پیشه و حرفه پیدا میکند و جنبهي عقیدتي گرم و باز دارنده را از دست میدهد - این استکه به زبان چیزی میگویندکه خود بدان باور ندارند. مردمان را به کار نیک میخوانند و خودشان کار نیک نمیکنند. توده را به انجام کار پسندیده تشویق مینمایند، ولی خودشان در انجام آن سستی میورزند وكار شایسته و بایسته انجام نمیدهند. براستی دعوت مردم به سوی گفتار شایسته وکردار بایسته و پندار پسندیده و بطورکلی نیكی و نیکوکاری، ولی دعوت کنندگان خود در مسیر دیگری قدم بردارند و چیزی که مردم را بر آن فرا میخوانند، خود از آنگریزان باشند، آفتی استکه مردمان را به بیماری گمان دچار میسازد و نه تنها مردم را دربارهي دعوتکنندگان بد گمان مینماید بلکه ایشان را دربارهي خود رسالت آسمانی و دین الهی نیز دو دل و متردد میسازد.
البته در کنار علما روشنفکران سیاست باخته نیز در سه دهه اخیر دست کمی نسبت به علما نداشتند از کودتای کمونستی روشنفکران افغان تا جهاد و بالاخره در حکومت اقای کرزی روشنفکران همانند دانه های ماش اینطرف و آنطرف چرخیدن و با هر چرخ آنها هزاران انسان بیگناه وطن ما ضربه خوردند و هزاران خانه ویران شدند. امروز برای روشنفکران بزرگترین مایه افتخار این است که بکدام کشور خود ها را بچسپانند و حلقه غلامی کدام کشور را بگردن بیاندازند. در این میان روشنفکران ازاده در بین اینهمه اجیر و بیگانه پرست گم اند و کاری از دست شان ساخته نیست.
با همین مقدمه کوتاه که خیال توهین و تحقیر به هیچکسی را ندارم به این نتیجه میرسم که روشنفکران وابسته و معامله گر و علمای دین وابسته بدرد ملت نمیخورند و هر چه میخواهند برای خود و تامین منافع بیگانه ها میباشد لهذا دوام کار آنها آنهم در پستهای اساس دولتی و مذهبی بیهوده است و باید تغییری را برای ختم بحران جستجو نماییم که بهترین آن از دید من که سی سال تمام قضایای کشور را دنبال میکنم این است که هر چه زودتر شورای عالی جاهلان و بیسوادان کشور تشکیل شود.
در این شورای تمام اهل کسبه (بوت دوز- قصاب- جوالی – مزدورکار – حمامی – بقال – رنگمال – گلکار – خرکار - باغبان – دهقان – چوب فروش – قالین فروش – سبزی فروش – موتر وان – کلینر – موتر شوی – سقاو – چلی – اهنگر – مسگر – نجار – بکس ساز – خیاط – مستری – نداف – پتره گر وووووووو) باید حق اولیت و عضو هیت رهبری باشند.
بعد از سه دهه بهتر است برای کسانیکه پیشنهاد شد موقع داده شود تا انها بالای سرنوشت خود که سالها دیگران تصمیم گرفته و رندگی شان را تباه کرده اند، تصمیم بگیرند که برای ختم مصیبت در کشور چه باید بکنند، با کی ها دوست باشند و با کی از در دشمنی پیش بروند. در غیر ان با روندکنونی که سرنوشت ما در گروه چند عالم دین و چند روشنفکر سیاست باخته است همین آش خواهد بود و همین کاسه و ملت هرگز روی خوشبختی و آزادی را نخواهند دید.
این نوشته ادامه دارد
این ایمیل آدرس توسط Spambot ها محافظت شده، برای مشاهده آن باید جاوا اسکریپت را فعال کنید www.omed.ca
|
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




بخش اول





