ازآقاى عبدالحفيظ خان همام ميپرسيم كه منظور شما از ايدئولوژى انديشى چيست؟ اگر دين را ايدئولوژى بشماري م كفر مطلق است. دين تراوش انديشه انسان نيست تا به آن ايدئولوژى خطاب كنيم. اصطلاح ايدئولوژى انديشى يك سفسطه است كه ملّا هاى ناآگاه با تأسى از نوشته هاى داكتر شريعتى و سيد قطب در گفتار و نوشتار خود بكار ميبرند. جاى ديگر در نوشته خود آورديد ((در اسلام از نظر روند تاریخی، در آنِ واحد دین با دولت گره خور ده و به طور کلی "اندیشه" در شکل ایدئولوژیکی اش با دین و سياست پیوند ناگسستنی داشته است.))، ي عنى چه؟ ”ايدئولوژى انديشى“ و ”... انديشه در شكل ايدژولوژيكى...“ دو موضوع كاملا متضاد در نفس كلام شمر ده ميشوند. نميدانم كه شما سواد سياسى و سواد درست داريد يا خير؟ برداشت يك جوان از همچون يك نوشته چه م ى‌تواند باشد مگر اين كه گويا دين هم تراوش مغز يك فرد است، در حالى كه چنان نيست. دين وحى‌ است، نه ايد ئولوژى. ايدئولوژى برداشت انسان بر اساس دانش، تجربه و نتيجه گيرى از دستآورد هاى تحقيقى است. خواهشم از شما اين است كه كفر ننويسيد.