نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| روز زن یــا رویــارویی زنــان با مــردان |
|
|
|
| مقـــــــالات - اجتمـــاعی |
| نوشته شده توسط عبدالواحد سیدی |
| چهارشنبه ، 19 اسفند 1388 ، 08:25 |
|
مثل اینکه در نه سال قبل خواستند تا ریشه دهشت افگنی را از جهان بر چینند و به همین منظور اولین خاستگاه تروریزم یعنی افغانستان طالبانی را مورد یک تجاوز آشکار قرار دادند ولی از آن روزیکه اریکه داران غرب به رهبری امریکا به کشور ما بخاطر به سازی وضع صلح و امنیت در افغانستان پیاده شدند و با نشست بن دروازه های قانونی قوای بین المللی و صدها سازمان نظامی و غیر نظامی به آدرس بازار داخل افغانستان شدند. باوجو د پالایش نظام حکومتی و دولت داری مدرن در افغانستان و تکیه زعمای خارج دیده و تحصیل کرده در غرب در قدرت های دولتی، تدوین قانون اساسی کشور و انتخابات آزاد و دیموکراتیزه شدن حکومت و مجلس نمایندگان، ما شاهد فساد گسترده، جنگ گسترده، قانون شکنی های گسترده و دهشت افگنی گسترده از سوی طالبان و همرزمان شان بودیم به قسمیکه با گذشت هر سال حلقه محاصره دولت از جانب شورشیان ضد دولتی تنگ تر شده میرود. کار بجایی رسید که بعوض کم ساختن این قوا تقریباً اضافته تر از تعداد سپاهیانیکه در زمان تجاوز شوروی در افغانستان می جنگیدند و موجود بود، در قوای بین المللی اضافه تر شده است و این در حالیست که این قوا و مردم شهر های افغانستان چه دور در هیرمند و ارزگان و بادغیس و چه نزدیک در شهر کابل و در نزدیکی ارگ ریاست جمهوری از حملات تروریستان مصئون و در امان نمی باشند.
معهذا تا هنوز فهمیده نشد که این قوا واقعاً برای چه در افغانستان حضور دارند و این کشمکش برای چه است؟ بحرحال از این موضوع که سیاسی است میگذریم و به موضوع زن که بدون نقص و غیر سیاسی است می پردازیم.
همه دنیا فریاد بر می آورند که زنان نیم پیکر جامعه و قوای بشری را در جهان ساخته است ما هم میگوییم نظر به تعداد و موجودیت زنان شاید هم کمی اضافه تر از نیم پیکر انسانی در کره زمین را زنان تشکیل داده است لذا بخاطر حراصت از این نیم بلقوه سازمانها ی پر قدرتی در تمام دنیا عرض وجود کرده است که از حقوق زن دفاع میکنند.
اما باوجود آن در کشور های پیشرفته دیده میشود که از زنان استفاده های غیر مجازو نا معقول صورت میگیرد از قبیل انتشار فوتو های شان در اعلانات تجاری، استفاده افزاری زیبایی های زن بمنظور استخدام شان در حجره های مخصوص امرا و رؤسا تجار های بزرگ و غیره استفاده و تصویر برداری از زنان در بر گزاری اعلانهای تجارتی در تلویزیونها و از همه بد تر کشاندن آنها در بازار های سکس و برنامه های فمنستی واقعاً آبرو و حیثیت زن را شمار مینماید.
در غرب که اینهمه دهل و نقاره زن آزاد خواهی نواخته میشود،یک تعداد از این زنان که حتی در سن های سالخوردگی هم رسیده اند در کار های شاقه ازقبیل تنظیفات اماکن عمومی پاک کاری سرکها، و کار های طاقت فرسا در فابریکات تولیدی که اکثراً باعث از دست دادن صحت و نشاط شان نیز میگردد مشغول هستند. در کشور ما نیز از نقطه نظر ساختار ها و موقعیت های اقتصادی و اجتماعی چند نوع زن وجود دارند:
1. زنهای که در دهات و قریه جات دوشا دوش اعضای خانواده مصروف کشاورزی و امور مربوط به آن از قبیل خیشاوه، داس و درو و غیره میباشند. این زنان باوجودیکه در خانواده از حیثیت مساوی برخوردار هستند اما از رهگذر زیست و صحت به مشکلات زیاد و جدی مقابل میباشند زیرا اکثر این زنان قبل از اینکه به مراکز درمانی برسند تلف می شوند. در این گروه از زنها خشونت علیه زنان کمتر وجود دارد، زیرا چه زن و چه مرد هر دو طبقه آنقدر در کار روز مره مصروف هستند که شب هنگام که بخانه بر میگردند حتی مجال حرف زدن با هم نیز برایشان میسر نمیشود. 2. زنانیکه در تولید صنایع محلی مشغول هستند از قبیل قالین بافی و گلیم بافی و انواع مفروشات، اینها اکثراً معتاد به مواد مخدر میباشند که بعد از مدتی تعداد زیاد آنها از اثر اعتیاد و بیماریهای عفونتی جانهای خود را از دست میدهند.این خانواده ها در قندز بلخ، جوزجان، فاریاب، هرات به کثرت یافت می شوند. 3. زنان در خانواده کوچی ها که سالانه حددوداً اضافه تر از چهارصد کیلو متر مسافه را در جاده های کوهستانی و سنگ لاخی اکثراً با پا های برهنه طی مینمایند. زندگی این کوچی ها به اندازه ای رقت بار است که قلم یارای تمثیل زندگی آنها را ندارد. بر علاوه اینکه آنها خانه مسکن و درمانگاه و تربیه گاه برای فرزندان خود را ندارند از رهگذر فکری در پایانترین سطح از درک این همه تلخی های زندگی قرار دارند که گروههای اندیشمند برای بهبودی وضع زنان باید با این زنان کوچی کمک های زنجیره ای نمایند. این زنان کوچی قبل از اینکه به سن کهولت برسند اکثراً در جوانی از اثر زایمانهای سخت، کم خونی، سل یا توبر کلوز، بیماریهای طرق تنفسی، روماتیزم و سوء تغذی از بین میروند. 4. زنانیکه در خانه های اربابی و فرمانروایان محلی کدبانو هستند، این زنها با ناز و نعمت زندگی مرفع دارند اما همینکه میانه شان با شوهر خراب شود به عقوبت های دردناک حتی مرگ مواجه میشوند. چیزی دیگری که این کدبانو های زیبا به آن مواجه هستند کثرت زنانی همچون خودش در محوطه خانواده میباشد چه با گذشت زمان کمی، زن زیبا تر و جذابتری میتواند جای او را بگیرد. 5. زنان دیگری از طبقه متوسط وجود دارند که مدرسه خوانده و چیز فهم و فهیم هستند اینها یا مامور در دولت هستند یا معلم، اگر شوهران شان وضع اقتصادی خوبتری داشته باشند اینها هم از زندگی مرفع تری برخوردار میباشند در غیر آن مجبور هستندکه یکجا با شوهران عرابه زنگی را پیش برند. این زنها قبل از اینکه به وضع ظاهری خود بپردازند میکوشند تا فرزندان و خانواده را تیمار داری و مراقبت و دلسوزی نمایند. این زنان که در شهر ها زندگی میکنند در واقع شجاعترین نسلی از زنان رادر هر کشوری بخصوص کشورما تشکیل میدهند که با مردان خود دوشادوش کار میکنند. 6. زنانیکه در رده های بالایی از قبیل ریاست ها،ندرتاً وزارت، سازمانهای اجتماعی، و کرسی های مجلس و ادارات مستقل، دفاتر ملل متحد مصروف کار هستند کسانی هستند که نخبه ترین طبقه زن را در خاندانهای بلند تشکیل میدهد که شاید در جامعه افغانستان تعداد شان از یکصد نفر تجاوز نکند از قبیل بانوان مطرح ایکه در مجالس ملی و ولایتی و یا در ادارات به مشاغل بلند پایه مقرر هستند که اکثراً از بانوان مطرح بوده و در مصاحبه های تلویزیونی و سفر های خارج نیز اشتراک میکنند که از این قبیل هستند که اکثر مردم عادی نیز با نامهای شان آشنا میباشند. 7. زنان در خانواده های قشر پائین:گروه دیگری از زنان که تعداد شان نهایت زیاد است قشر عادی را در خانواده های پائین تر از حد متوسط در جامعه تشکیل میدهند. اینها از اول زندگی تا آخر به عوارضی ناشی از فقر، بیخانگی، عدم امکانات معیشتی و تربیتی، نداشتن محیط زیست مناسب دست و پاچه نرم میکنند در بین این گروه از خانوار ها هیچ کسی به کسی دیگر ارزش و حیثیتی قایل نیستند نه زن حقوق مرد را می شناسد و نه مرد حقوق زن را در بین اینها خانواده های هم وجود دارند که با نهایت بزرگ منشی فقر و بیچارگی را تا به اخر از سر میگذرانند. این خانواده ها نه دست کمک بسوی کسی دراز میکنند و نه کسی را بک کمک خود ترغیب میکنند. یک قشر آرام، بدون حرف و مملو از درد های سوزنده و ویرانگر زندگی. این مردمان آنقدر بزرگواری دارند که سر شان در پیش هیچ قدرتی خم نمیگردد و بدون مرگ چیزی یا عاملی نمیتواند زندگی آنها را پست بسازد. 8. زنان در خانواده جت ها و جوگیها:طبقه دیگری از زنان در خانواده های جوگی ها یا جت های شمال و شرق و غرب کشور هستند. این خانواده های نیمه کوچی امرار معاش شان از فتوح دیگران حاصل میگردد بقسمیکه مردان در این خانواده ها مصروف بچه داری و خانه بانی هستند و بر عکس زنان توبره بر گردن می اندازند و از پگاه تا بیگاه مصروف جمع کردن آزوقه از خانواده هادر شهر و روستا ها میباشند که در بین خیمه های معمولی زندگی دارند. وقتی زنی از جت ها و یا جوگی ها با پسری عروسی میکند به توبره خود آشارت کرده اظهار میدارد که من با این ترا(شوهرشرا) تامین میکنم. و این فرض یک زن جوگی است که معیشت خانواده و اطفال خود را تامین نماید. 9. زنان در خانواده های مهاجرین و بیجا شده گان: این زنان با خانواده های شان از کمترین امکانات زندگی بر خوردار نمیباشند، آنقدر طعم تلخ زنگی را چشیده اند که نه زن و نه مرد حرف تشنج و یا سوء رفتار را با همدگرشان سراغ ندارند. پاک درماندگانی هستند گریخته از جنگ که حیران هستند چگونه در سرما های شدید زمستان و یا تموز های بالای 40 درجه چگونه دلبندان خود شان را که اکثراً به سوء تغذی گرفتار هستند نجات دهند. این ها در نزدیکی جا های مجلل از شهر ها مخصوصاض شه8ر کابل در زاغه ها زندگی دارند.
شازمانهای برای زنان:
اخیراً در کشور ما سازمانهای بنام سازمان حمایه از حقوق زن و حتی و زارتی نیز به این نام مسمی میباشد. قسمیکه دیده شده است در راس این سازمانها کسانی قرار دارند با افکار فمنستی و میکوشند بهر نحوه ای که امکان داشته باشد محیط آرام و پر از آشتی زن را با برنامه های غیر منصفانه شان مکدر و مغشوش بسازند که حتی منجر به قتل و یا طلاق در بین بعضی از این خانواده ها نیز میگردند.
مسأله دیگری که غیر منصفانه است عدم شناخت این موسسات از درد های زنان و ریشه یابی تشنج خانوادگی است. در خانواده های افغانستان اکثراً زنان از اثر تماس غیر قانونی و غیر شرعی با غیر محرمات (حالات زنا)از طرف فامیل از بین برده میشود و یا اینک خود از ترس رسوایی خودرا از بین میبرند که این یک مسئله کاملاً کلتوری و در عمق عنعنه مردم افغانستان مانند دیگر خواص و اطوار عجین شده میباشد که کمتر موسسه ای در شناخت این واقعیت ها کار کرده اند که همۀ آن ناشی از برخورد ها و از مشکلات تمدنی میباشد که با بد رفتاری و تشنج علیه زنان هر گز نمیتواند ارتباط داشته باشد.
این موسسات باید بدانند که مسأله ناموسی در بین مردم ما از وزن زیادی برخوردار است و کوشش کنند تا این مسأله را که میتواند ریشه های حقوقی داشته باشد با بد رفتاری های عادی قاطی نسازند. در مورد بد رفتاریهای جنسی، بدرفتاریهای فزیکی و عاطفی این موسسات از حالت شعار خود شان را خارج سازند و با زنان در یک بساط بنشینند و درد های شان را آنطوری که به آن مقابل هستند مداوا کنند در غیر آن راه شان به قول معروف به ترکستان خواهد بود.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!
!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved." |
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
تاجیــــکان درگــذرگـــاه تــاریـــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
یگـــانگی زبـــان فــارســی
پیـــدایش قبـــایل افغـــان(پشـــتون)

پیـــدایش قبـــایل افغـــان(پشـــتون)
درخراســـان(افغــانســـتان)
دکتر صاحبنظر مرادی
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




از روزی که ما شاالله افغانستان در دست قوتهای بین المللی و نهاد های فرهنگی سازمانها و نهاد های خارجی افتاد ما هر روز شاهد شناسایی هویت یک روز تازه ای میباشیم ازقبیل روز حمایت اطفال، روز بانوان، روز والنتین، روز... و غیره. این موضوع مطالبی را در مغز ما تداعی میکند که نشود با نشانی ها و هویت این روز ها دمار از روز گار ما کشیده شود،






