نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| روح شـــهدای ســرزمیــن بــلاکشـــیده مــا شــاد بــاد! |
|
|
|
| مقـــــــالات - اجتمـــاعی |
| نوشته شده توسط عبدالرحیم احمد پروانی |
| شنبه ، 10 ارديبهشت 1390 ، 12:21 |
|
هزاران انسان بیگناه در معرض شکنجه های جسمی و روانی غیر انسانی قرار گرفتند و تنها عده کمی از آن ها توانستند از زیر ساطور خونین این رژیم وحشت، اختناق و ترور جان به سلامت ببرند. پدر شهیدم عبدالواحد احمد پروانی با عمویم استاد نامدار لیسه حربی شهید دگروال عبدالغفور احمد پروانی و پسر کاکایم محمد اسحق احمد پروانی از شمار کسانی اند که به دستان جلادان بیرحم و وحشی اگسا مظلومانه به شهادت رسیدند. شهید عبدالواحد احمد پروانی بیش از بیست سال در ولایات مختلف افغانستان به حیث ولسوال ایفای وظیفه کرده بود. هنگامی که کودتای هفت ثور به پیروزی رسید، وی ولسوال غوریان هرات بود که بدون معطلی به کابل فراخوانده شد و به صف "منتظرین بی معاش" سوق داده شد. ایشان به تاریخ نهم ثور 1358 توسط دژخیمان استخبارات رژیم از منزلش خیرخانه با پسرانش یکجا ربوده شده و به آمریت جنایی وزارت داخله و سپس ریاست اگسا انتقال یافت. در اگسا یکجا با پسران، برادر و برادرزاده اش زیر شکنجه های غیر انسانی و بیرحمانه قرار گرفت. بعد از گذشت یک ماه من (پسرش) و برادر زاده اش به زندان دهمزنگ و خودش با برادرش شهید دگروال عبدالغفور احمد پروانی به جای نامعلومی برده شد که بعد به شهادت رسید و به کاروان هزاران شب رفته آزاده پیوست. شهید عبدالواحد احمد پروانی نه تنها، انسان مومن و شریف، وطندوست و خدمتگار صادق مردم رنجدیده خود بود، بلکه دست بالایی در ادبیات و نویسنده گی نیز داشت. در باره بیشتر ولسوالی هایی که در آنجا ها وظیفه اجراء کرده بود، کتاب نوشت که در نوع خود بینظیر بودند، اما دریغا که از آن همه کتاب ها، فقط یک جلد آن در سفر اخیرم به کابل به دستم آمد که "ولسوال و اصلاحات اجتماعی" نام دارد. چند کتاب دیگرش به ویژه "موقعیت تاریخی و جغرافیایی جاغوری" که مدتی در آنجا به حیث ولسوال کار کرده بود و به آن علاقه فراوان نیز داشت، در تلاشی های اگسا و تعداد دیگر در اثر حوادث بعدی به باد فنا رفت. من به دو دلیل مبادرت به نشر کتاب "ولسوال و اصلاحات اجتماعی" کردم. دلیل اول اینکه یاد شهیدان وطن، منجمله آنانی را که به دست های خون آلود حزبیان دموکرات خلق جام شهادت را نوشیدند، باید همواره گرامی بداریم و این کمترین کاری است که می توانیم در حق این شهدای عزیز خود انجام بدهیم و دوی دیگر اینکه مطالعه این کتاب را با وجود آنکه از نوشتن آن چهل و هفت سال می گذرد، برای کسانی که به سمت "ولسوال" کار می کنند، هنوز هم مفید می دانم. مطالعه این کتاب که فقط چند ماهی بیشتر از من سن دارد، به خوبی نشان می دهد که چه انسان های آگاه و دانشمندی که هر کدام می توانستند خدمات شایسته یی به وطن و مردم خود انجام دهند، توسط جانیان حزب دموکرات خلق نیست و نابود شدند و سرمایه معنوی کشور فدای یکه تازی ها و انقلابیگری های ساده لوحانه مشتی افراد بیسواد و عقده یی گردید. این متن در دو یا سه بخش خدمت خواننده گان گرامی تقدیم می گردد. قابل تذکر می دانم که متن را از روی دستنوشت اصلی کتاب بدون هر گونه تصرف، تغییر و تزییدی تایپ و آماده نشر ساخته ام. روح شهدای سرزمین بلا کشیده ما شاد باد!
عبدالرحیم احمد پروانی
ولسوال و اصلاحات اجتماعی (بخش نخست) نویسنده: شهید عبدالواحد احمد پروانی بسم الله الرحمن الرحیم مقدمه به یاری خدای قادر و توانا و به اساس اراده نیک اعلیحضرت معظم همایونی و توجه حکومت شاغلی دکتور محمد یوسف صدراعظم، قانون اساسی جدید افغانستان تدوین و بعد از تصویب توسط وکلای ملت (لویه جرگه) و توشیح حضور ملوکانه در معرض تطبیق قرار داده شد. قانون اساسی جدید با داشتن روحیه کاملا دیموکراسی مطابق آرزوهای توده بوده عینآ مثل قوانین اساسی اکثر ملل مترقی جهان متضمن سعادت و رفاییت قوم و برقراری عدالت و مساوات و تامین حقوق فردی و اجتماعی و آزادی گفتار و عقیده و پیشرفت فرهنگ و کلتور و رویکار آمدن حکومت انتخابی و ملی و مجزی شدن قوه قضاییه از قوه اجراییه و بالاخره یک تحول بزرگ اجتماعی و بی سابقه در افغانستان می باشد. تطبیق این قانون و فهماندن مردم به مفاد و مزایای آن و رساندن قوم به اساسات دیموکراسی که حقوق و وجایب و مکلفیت های خود را بشناسند مستلزم فعالیت و مساعی بیشتر منورین و دانشمندان و طبقه مامورین می باشد، مخصوصا مامورینی که با توده در تماس و سر و کار داشته باشد. درین نوشته مطلب و هدف من مستقیما ولسوالان می باشند که تماس دایمی شان با مردم است. با گرفتن اندرز و تجربه از دوره های مختلف ماموریتم به خوبی درک کردم که در تطبیق قانون اساسی و تحول اوضاع فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و غیره جامعه افغانی ولسوالان رول مهمی را بعهده دارند. ولسوالان اند که می توانند به خوبی این وظیفه را انجام دهند. نقش ولسوالان در تطبیق این مرام و آرزو خیلی موثر و مهم است. این ها می توانند با ابتکارات تازه، صرف نیرو، مردم را به مزایای حقیقی دیموکراسی ملتفت بسازند و توده را به راه بهبود و سعادت رهنمونی نمایند. اگر با ضمیر پاک و بی آلایش و با روح توافق و تسانند با اتحاد و هم آهنگی کامل قانون اساسی جدید را مطابق تمنیات شاه و به اساس امیدها و آرزوهای قوم طور صحیح با فداکاری و از خودگذری تطبیق نمایند، یقین کامل است فعالیت ولسوال و همکاری مامورین مربوط و مردم به نتیجه مثبت رسیده در ایفا و انجام این وظیفه عالی و مقدس رضاییت خداوند معال را که در حصول رضای خلق مضمر است، حاصل و وظیفه ایمانی و وجدانی خویش را ایفاء و انجام آن به خیر و صلاح جامعه اتمام می یابد. وظایفی که تحت شرایط فوق متوجه ولسوالان است نکات برجسته آن ها که در خلال نوشته های آتیه به نظر می رسد، طور محتصر تذکر داده می شود. امیدوارم مورد پسند واقع شده، اگر قصور و نواقصی در آن ها به عمل آمده باشد معذورم خواهند داشت. در انجام مواد مذکور موفقیت همه کارکنان دولت را می خواهم. ولسوال ولسوال کیست؟ و چه وظایفی را انجام بدهد، مکلفیت های قانونی ولسوال، نقش ولسوال در پیشرفت جامعه، انتظاری که حکومت از یک ولسوال دارد، تحول و انکشاف ذهنیت ها، رشد و نموی فکری، ارتقای سویه های اجتماعی مردم، پیشرفت معارف و کلتور، توسعه و اصلاحات زراعتی، تربیه جنگلات، تامین امنیت، حفظ الصحه، از بین بردن رواج و رسوم بیجا و غیره فعالیت هایی که شرح آن ها در لابلای این اوراق به نظر می رسد، از جمله وظایف اصلی و عمده یک ولسوال به شمار می رود. کلمه ولسوال که جانشین اسم "حاکم" شده یک کلمه بسیار موزون و مناسب می باشد که نظر اولیای امور را جلب و یک اسمی را که با تحولات امروزی تطبیق نمی شد، از بین برداشتند. "حاکم" در قاموس امروزی و پیشرفته بشری جز به یاد آوردن خاطرات تلخ و شوم ادوار گذشته مفهوم دیگری ندارد. امروز در تمام ممالک مترقی و رو به انکشاف جهان قانون حاکم است. قانون است که وظایف اشخاص را معین و مکلفیت ها و مسوولیت های مردم را مشخص می سازد. انتظامات امور، حفظ نظم عمومی، از بین بردن خودسری ها و جلوگیری از تجاوزات و حق تلفی ها توسط قانون تنظیم و طرح می گردد. امروز ولسوال که معنی لفظی این کلمه مرادف و هم ترازو با کلمه "مردم دار" است، باید با تمام معنی مردم دار باشد. ولسوال امتیاز و برتری نسبت به سایر اشخاص ندارد. تنها مردم را به راه فلاح و بهبود رهنمایی می کند. ولسوال واسط و رابط نیکی بین مردم و دولت می باشد. ولسوال ممثل نظریات حکومت نزد مردم و مظهر تمنیات و آرمان های قوم نزد حکومت می باشد. این نماینده گی طور واقعی تمثیل شود که هیج انحرافی در آن راه نیابد. پلان ها و پروژه های دولت را به طوری به مردم تبلیغ نماید که از آن سوء تعبیر نشود. مردم را از حکومت و حکومت را از مردم دور نگه نداشته، اساسات یموکراسی را که حکومت از مردم و مردم از حکومت است و همین مردم است که حکومت ها را به میان می آورند، طوری به مردم تلقین نماید که عموم مردم به حقوق و وجایب خویش دانسته شوند. مواد قانون را به اغراض ترجمه ننماید، به امتیاز طبقاتی هیچ ارزشی قایل نشده و تبعیض قومی را سبب نشود. بین ولسوال امروز با حاکم چندین سال قبل خیلی ها تفاوت موجود می باشد، زیرا: گذشته هایی که حکومت را موروثی می پنداشتند، پسر به جای پدر، برادر عوض برادر چوکی و مقام حکومت را تصاحب می کرد، گذشته. ایامی که حکومت به دست یک طبقه محدود اعیان و خوانین می بود و به سایر مردم این حیثیت و مقام میسر نمی شد، از بین رفته. آن وقت هایی که یک حاکم دارای چندین نفر ناظر و ملازم و چوبکی های بی رحم می بود سپری شده. زمانی که یک حاکم برقراری سیاست اداری را مربوط به شلاق زدن، شکنجه های گوناگون و در آب تر کردن و ریختاندن آبرو و تحقیر کردن مردم می دانست و بدین وسیله در قلوب مردم رعب و هراس تولید می کرد، گذشته. زمانه هایی که مردم عوام "حاکم" را ندیده و او را در خیال خویش هیولای مهیب و عظیم الخلقه تصور می کردند و بعضی مردم به غرض مرعوب ساختن رقیبان خود و بعضی دیگر در آرام کردن و خواباندن اطفال خویش از یادآوری اسم "حاکم" استفاده می کردند، دیگر آمدنی نیست و تکرار نخواهد شد. اکنون ولسوال از راه شفقت، عطوفت، ترحم در قلوب مردم تولید محبت کرده خلق را گرویده اعمال نیک و اخلاق حسنه خویش بسازد، به این ضرب المثل معروف که (حاکم یکروزه خانه صد ساله را خراب می کند) محل تطبیق نگذاشته با اباد کردن خانه های منهدم و نهادن مرهم بر قلوب مجروح مردم تلاقی و جبران گذشته را بنماید. ولسوال امروز باید خدمتگار واقعی مردم باشد. با تحول زمان و ایجابات عصر و احتیاجی که مملکت به پیشرفت و رسیدن به کاروان مترقی جهان را دارد، به حیث یک فرد صالح این خاک و یک اولاد (زیر این جمله توسط نویسنده خط کشیده شده) حقیقی وطن بکوشد دوش به دوش قوم در اعمار وطن عزیز سهم گرفته جامعه را با تحولات امورزی بشری موافق بسازد. عصبانیت های بیجا، محکم زدن مشت ها بر روی میز، فحش و ناسزا گفتن ها و اعمال و حرکات دیگر امثال این ها در شان ولسوال امروزی زیبنده نیست. شرافت، صداقت، حوصله، پاکی و بی آلایشی، اخلاق عالی و ستوده، عفت، دیانت و ایمانداری از جمله صفات برجسته ولسوال می باشد که سرمشق کارکنان اداری و سایر مردم گردد. ولسوال اتفاق و همکاری مردم را مدنظر گرفته در اطفای نایره نفاق کوشش نماید که اسباب دربدری مردم از این راه به میان می آید. باید نفاق به کلی رفع شده تا قوم در سایه وحدت نظر و اتفاق کامل به دیگر امور حیاتی خویش مصروف و متوجه باشند. تماس و مشوره ولسوال همیشه با دانشمندان و بزرگان قوم باشد. راجع به بلند بردن وضع اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی شان مذاکره و مفاهمه نموده اسباب و لوازمات ضروری شان را فراهم نماید. بین ولسوال و مردم وحدت نظر و هم آهنگی کامل باید موجود باشد. و این نکته مهم به مردم مدلل ساخته شود که دموکراسی معنی تجاوز، تجاوز و بی اداره گی را نداشته بلکه یک نوع آزادی می باشد که مردم را به اجرای قوانین و مقرارت و رعایت حقوق عامه و خدمت به وطن پابند و تکلیف و مسوولیت مردم را در برابر قانون مضاعف ساخته همکاری و معاونت صمیمانه توده را در پیشبرد پلان ها و پروژه های انکشافی دولت تقاضا و به تعقیب و تطبیق این مفکوره وحدت نظر و همکاری کامل مردم و حکومت را ایجاب می نماید. ولسوال و مردم
در ولسوالی، دروازه تمام دوایر به روی مراجعین یکسان باز باشد. حاضرباش های خشن با چهره های دژخیمانه خویش به شدت و بیرحمانه مردم را از عقب دروازه ولسوالی نرانند. دوایر عموما دارای سرلوحه باشند تا مراجعین به سهولت شعبه مطلوب خویش را شناخته بدون سرگردانی به همان شعبه مراجعه نماید. به بی سوادان و نابلدان نفر موظف دروازه شعبات را رهنمایی کنند. ولسوال عرایض، شکایات و گفتار مراجعین را دقیقانه استماع و به عرایض مردم وارسی و دلایل، اعتراضات شان را بشنود. مانع اظهارات مردم نشود. بین مدعی و مدعی علیه و یا عارض و معروض امتیازی قایل نشود. بیانات طرفین را تحلیل و تجزیه نماید. ولسوال تا حدی قوه تمیز و تشخیص نیک و بد را داشته باشد (و) بدون سنجش طور احساساتی قرار صادر نکند. آزادی هایی را که قانون اساسی به مردم قایل شده تمام آن را مرعی نماید و قوم را از آن مستفید بسازد. در قریه ها همه وقته گردش نموده محتویات قانون را در اجتماعات و غیره محافل و مجالس به مردم بفهماند و آن ها را حقوق و وجایب شان ملتفت بسازد. چون مامورین خدمتگار قوم استند، بایست عملا این موضوع را به اثبات برسانند. مردم را که سابق به بوسیدن و به جبین مالیدن دست "حاکم" و سایر مامورین عاده شده اند، از این عمل شان باز دارند. در جوامع و قراء و جاهایی که می روند، با پیشانی کشاده و طبع ملایم مردم را جمع کرده با آن ها صحبت و مذاکره نموده جویای احوالات شان شود به رفع تکلیف و مشکلات شان بپردازد. حقوق مردم را محترم بشمارد. هتک حرمت، پامال کردن شرافت و کرامت انسانی را عمل مذموم و نامناسب و خلاف قوانین و تهذیب بشری دانسته، مامورین و زیر دستان خود را جدأ از این عمل با دارد. چون ولسوال را د رمنطقه عموم مردم به حیث " پدر" خطاب می نمایند، لهذا رویهء را که یک پدر در مورد فرزندان خویش می پسندد، با اهل منطقه نیز همان رویه را در پیش گیرد تا گفتار مردم مصداق پیدا کند. مهمتر از همه جامعه را به سوی دیموکراسی افغانی رهنمونی و سویه های شان را پیش برده به رسیدن به حقوق شان آن ها را آماده بسازند. پولیسان امنیه را که همیشه با مردم سر و کار دارند توصیه و تاکید نماید که در حین اجرای وظیفه سبب ایذأ و آزار کس نشده با اندک موضوع باعث تحقیر مردم نشوند. ولسوال اشخاصی را که متمادیا به صورت پیش کاره و واسطه و وسیله بین مردم و مامورین حایل شده از مردم استفاده های ناجایز می نمودند جلوگیری نموده اوشان را بفهماند که شغل مشروعی به خود تدارک نمایند.. قریه دار و ارباب را که اکثرا مامورین را به انحراف از حقیقت وادار می نمودند، از این عمل شان ممانعت و موقع ندهد که سبب اذیت و تکلیف مردم شوند. به کمک و همکاری منسوبین معارف به غرض اصلاحات ذهنیت ها و از بین بردن بعضی رسوم و رواج های بیجا و مزخرف، دراممم ها و انترکت ها نمایش داده شود که در این صورت در تنویر اذهان عععااامه و اصلاح رواج های پوسیده رول مهمی را بازی می نماید. محافلی که به یاد و بود ایام تاریخی احتفال گرفته می شود حتی المقدور ولسوال نیز در چنین روزی محافل و مجالس در مرکز ولسوالی تشکیل دهد. مثلا ایام جشن استقلال کشور، روزهای عید مذهبی، مراسم باستانی نوروز، روز معلم و غیره. در چنین ایام مخصوصا روزهای جشن آزادی وطن مراسم شاندار و با شکوه برقرار شود. حق اشتراک به عموم مردم داده شود. اسباب تفریح و سرگرمی مردم از هر قبیل فراهم گردد، بیانیه ها و مقاله ها قرائت شود. ولسوال شخصا بعد از قرائت یا اعلان پادشاهی اهمیت این روز را به مردم گوشزد و نظریات دولت را به مردم ابلاغ و اجراات گذشته و پلان های آینده دوایر مربوط را به سمع مردم رسانیده مردم را به اتحاد و یگانگی دعوت نمده به تعقیب و پشتیبانی با پروژه های دولت همکاری مردم را جلب نماید. همچنان به دانشمندان و منورینی که می خواهند در این محافل بیاناتی ایراد نمایند برای شان موقع داده شود. تشکیل این قبیل محافل باعث رشد و تنویر افکار جامعه می شود. بعضا معمول است که عناصر استفاده جو و مضر به غرض رساندن ایذا و ضرر به معاندین خود به دیگر وسایل کامیاب نشدند، از راه استخبارات پیش آمده اطلاعات گوناگون به ولسوالی و مقامات بالاتر تقدیم می نمایند تا بدین وسیله به نفر مقابل خویش تکلیفی متوجه ساخته به حیثیت و شرافت او لکه وارد نماید. ولسوال در مورد این اطلاعات تحقیقات و بررسی های خصوصی و سری نموده در حالی که ثابت شود از روی عناد و خصومت ترتیب شده موضوع را به مقامات عالی به عرض برساند. بعضی قریه داران و صاحب رسوخان در ولسوالی ها موجود هستند که با مفکوره های مادی پرستی خویش مردم را به هم انداخته سبب تولید عرض و داد شده به اصطلاح "آب خت" نموده از این راه استفاده های ناجایز می نمایند. جلوگیری از اعمال این قبیل مردمان و موقع ندادن به استفاده های سوء شان وظیفه ولسوال است. چون خداوند متعال زمام اختیار یک توده را که دارای هر گونه مخلوق از قبیل علماء و مشایخ، معززین، صغیر، کبیر و مستمند و توانا بوده و هر یک نزد خدا و پادشاه حقوق دارند، به یک ولسوال که همنوع شان است تفویض نموده، لهذا ولسوالان به شکرانه این نعمت بزرگ که خداوند برای شان اعطاء فرموده پیرو عدالت و خدمت خلق بوده به موجب مراعات و نوع دوستی رضایت خداوند، پادشاه و مخلوق را استحصال و به این رویه به عزت و نیکنامی خود بیفزایند.
رول ولسوال در پیشرفت فرهنگ جامعه امروزی افغانی بیش از همه چیز به معارف احتیاج شدید دارد. بلند رفتن سطح فرهنگ عمومی مستلزم فعالیت و تلاش و صرف انرژی و نیرو می باشد. فعالیت ولسوال در پیشرفت معارف منطقه مربوط سهم بارزی دارد. مبارزه با بیسوادی که جزء مهم پلان های دولت است، پیش آهنگ این مجادله و مبارزه ولسوال باشد. ولسوال است که جامعه را به قبول پرنسیب های مقدماتی معارف آشنا می سازد. ولسوال است که مزایای معارف را به قومی که نخست از معارف دروی می جستند در رگ و پوست آن ها ترزیق می نمایند. هنوز هم بعضی عناصری در کنج و کنار مملکت پیدا می شود که با معارف و فرهنگ مخالفت جدی داشته چه قسمی که از جهالت و نادانی مردم سال ها استفاده کرده اند و نمی خواهند که مردم حقوق خود را بدانند، اکنون نیز به تعقیب افکار و نظریات شوم و جهالت پرورانه خویش مقاومت می ورزند. در قدم اول مجادله با این دسته مردم و تغیر دادن افکار مردمان عوام از تعقیب و پیروی نظریات این قبیل اشخاص، قانع ساختن خود این مردم که نظریات شوم و افکار پوسیده خود را ترک دهند محتاج فعالیت بیشتر و اجراآت ولسوال می باشد. با توجه در قسمت معارف، از اثر علم و معرف افراد نیک و عدالت خواه، متقی و شریف در جامعه به وجود آمده، زیرا ارشاد به تعلیم و تربیه و هدایت قوم به خیر و صلاح و نیکی و فضیلت از وظایف وجدانی ولسوال می باشد. قدرت علم و تربیت بیش از همه قوه هاست که افراد بشر را عاقل و کامل ساخته به این قوه می تواند مصالح جامعه را صیانت و ارتباط معنوی بین مردم پیدا و نظم و ترتیب بیشتری برای ارتقای سطح زنده گی مردم برقرار گردد. تماس دایمی با منسوبین معارف منطقه مربوط، خبرگیرایی از مکاتب در دو هفته، رفع مشکلات اداره مکاتب، تهیه تعمیرات غرض رهایش، وادار کردن قوم از طریقه های معقول و منطقی غرض کمک و مساعدت کردن با معارف، مساعد ساختن زمینه برای تدویر کنفرانس ها، رشد اطفال مکاتب، احتیاجات محل را به معارف به مقام ذیصلاح پیشنهاد کردن و منظوری خواستن مکاتب جدید، دایر کردن کورس های اکابر یا به مصرف دولت و یا به معاونت مردم در هر گوشه و کنار منطقه، تاسیس یک کتابخانه کوچک در مکتب غرض استفاده طلاب و علاقمندان و در جمع آوری کتب مساعدت مالی و اخلاقی شخص ولسوال با اداره مکتب و جلب کمک منورین و دارنده گان منطقه در این مورد. نمایش درام های اصلاحی و انتباهی به کمک منسوبین معارف و تربیه طلاب معارف به اجرای رول های درام که این کار از یک طرف به جرئت اطفال و زنده کردن روحیات اطفال افزوده بسا رسوم بیجای بین توده را مرفوع و ذهنیت ها را اصلاح می نماید. ادامه دارد..
!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved." |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




مقـــدمـــه:





