نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| خشــونت علیــه خبــرنــگاران در آيينــه ي گــزارش دیدبــان رســانه هـــا!! خبرنگاران |
|
|
|
| مقـــــــالات - اجتمـــاعی |
| نوشته شده توسط جاوید روستاپور |
| چهارشنبه ، 6 مرداد 1389 ، 00:58 |
|
گزارش ده ساله ي ديدبان رسانه ها نشان داد که از جمله 252 مورد خشونت که در برابرخبرنگاران طی ده سال گذشته صورت گرفته بیشتر آن توسط مسوولان حكومتي انجام شده است.
صبح روز دوشنبه ساعت ده پیش از چاشت نشست خبری به همین مناسبت از سوی موسسه نی حمایت کننده رسانه های آزاد افغانستان برگزار گردیده بود، با آن که اشتراک در نشست های خبری کار هر روزه ی خبرنگاران است و پس از ختم هر نشست خبرنگاران با همان خنده و شوخی های همیشگی با یکدیگر راهی دفترهاي شان می شوند، اما پس از ختم این نشست بیشتر جوانان خبرنگار حال و هوای دیگر گونه يي داشتند، شايد برای نخستين بار بود که احساس بي پناهي بر روح و روان اين خبرنگاران مستولي شده بود. صدیق الله توحیدی رییس دیده بان رسانه ها که این گزارش را ارایه می کرد. طی سال هاي سپري شده 26 خبرنگار در افغانستان کشته شده و تا اکنون حکومت افغانستان پرونده یکی از این خبرنگاران را به صورت دقیق پیگیری نکرده است، در حالی که آزادی بیان و حمایت از رسانه یکی از شعار های دهن پر مسوولان حکومت و شخص رییس جمهور کرزی طی همین سال ها بوده است. نتایج یک بررسی نشان داده که خشونت در برابر خبرنگاران از سوی حکومت به مراتب از گروه های هراس افگن و شورشی که به هیچ پدیده ارزش قایل نیستند بیشتر صورت گرفته است. وقتی مسوول دیده بان رسانه به این مورد رسید که ۵۶ درصد خشونت ها در برابر خبرنگاران طی ده سال گذشته از سوی مسوولان حکومتی صورت گرفته خیلی ها خسته کننده و از سوی هم وحشتناک به نظر می رسید، زیرا در هیچ نظام دموکراسی خشونت دولت مردان بیشتر از گروه های هراس افگن افراطی نبوده است و این بیانگر عکس ادعاي دولت مردان در راستای حمایت از آزادی بيان را به اثبات مي رساند. هر چند گزارش دیده بان رسانه تنها بیان کننده بخشي از خشونت ها در برابر خبرنگاران طی ده سال گذشته است اما افزون بر اين، دفترچه های خاطرات خبرنگاران افغانستان طی همین سال ها پر از برخورد های غیرقابل تحمل است که از سوی مقامات حکومتی بر روا داشته شده است. برخورد نیروهای امنیتی و یا محافظان بلند پایه گان حکومتی با خبرنگاران همیشه بر صورت خشن و قلدرمنشانه بوده است. شاید اگر این موارد از سوی دفتر نی ثبت می شد بیشتر از هشتاد در صد خشونت ها را در برابر خبرنگاران تشکیل می داد. هرچند در گزارش نی قتل هیچ خبرنگاری به مسوولان حکومتی نسبت داده نشده است، اما بدون شك مه در اين مدت ده ها خبرنگار توسط بلند پایه گان و مقامات امنيتي ترور شخصیت و توهین شده باشند. وقتی یکی از خبرنگاران به عنوان تخطی رسانه يی به ادارات امنیتی برده می شد، بیشتر مسوولان به چشم یک مخالف مسلح و یا دهشت افگن به سوی او می بيینند، که در گزارش دیده بان رسانه ها از موارد ذکر شده چيزي گفته نشده است. هرچند کار ده ساله رسانه های آزاد در افغانستان متفاوت بوده و اشتباهاتی نیز از سوی دست اندرکاران رسانه ها صورت گرفته است، اما این اشتباهات کمتر عمدی بوده و بیشتر تصادفی بوده است.
طی همین سال ها که بازار رسانه ها رنگ و رونق بیشتر گرفت و تابش پرفروغ رسانه ها که هیزمش خبرنگاران بی پشنيبان بودند و دیگران در شعله های این آتش داشتند کباب خویش را پخته می کردند. برخی شخصیت های کهنه کار رسانه يی که خود را پدران ژورنالیزم قلم داد می کردند، در چنین عجوبه بازاری، همیش زبان به گلایه گویی از دولت گشوده با برگزار نمودن نشست های بی نتیجه و سمبولیک، برای خبرنگاران که مورد لت و كوب قرار می گرفتند و یا آن شهیدان که بدون شک با خون شان صفحه رسانه های کشور را هفت رنگ ساختند، ضرب العجل هایي برای رسیده گی به پرونده های قتل خبرنگاران صادر كردند، اما با گذشت زمان همه چیز به باد فراموشی سپرده شد، حتا گزارش هاي نا تایید شده در خصوص این موارد حاکی از آن است که برخی افراد و حلقات به نام های مختلف که گروه حمایت از این خبرنگار شهید و آن خبرنگار مظلوم و...، به در و دروازه های کوبیدند و برای کیسه های شان سیم و زر اندوختند که این عذر بدتر از گناه است اگر حقیقت داشته باشد. و از سوی دیگر هم بدون شک فرق این آقایان با آنانی که کشتند و آنانی هم که پرونده های قتل شان را در دوسیه ها زیر انداختند تفاوت چندانی دیده نمی شود. هم اکنون چندین نهاد صنفی به نام اتحادیه های خبرنگاری وجود دارد، اما کار های این نهاد ها طی همین سال ها در راستای حمایت رسانه به خصوص از خبرنگاران اندک ارزيابي شده است. نهاد های صنفی خبرنگاران، در خصوص حمایت از حقوق خبرنگاران اندک بوده و به باور شماري از خبرنگاران، اساس گذاران این نهاد نیز مانند، کریم خرم وزیر اطلاعات و فرهنگ پیشین که آزادی بیان را قصه مفت خواند، "پدران رسانه های ما" از آزادی بیان قصه مفت ساختند. موضوع دیگري که بی باوری و ارزش قایل نشدن مسوولان نهاد های صنفی را برملا می سازد این که برخی از این شخصیت ها بدون این که به کار خبرنگار و اصالت کار رسانه بی باورمندی داشته باشند در برخی موارد خودشان برای خبرنگاران درد سر ایجاد می نمایند. من به عنوان یک خبرنگار بار ها به این مشکل مواجه شده ام زیرا گرفتن یک مصاحبه از یکی این بزرگان باید اساس نامه و تمام کارنامه های رسانه ی را تشریح نمایی آن هم از طریق خط تلفن و پس از آن اگر رسانه که خبرنگار در آن کار می کرد بروفق مراد آنان بود برای مصاحبه حاضر می شد در غیر آن بهانه در می آوردند و گاهی هم با کمال جرات می گویند رسانه شما " چندان رسانه ی نیست " من نمی خواهم با شما مصاحبه کنم. حتا در برخی موارد این بزرگان توسل به این می کنند که شما رادیو و یا روزنامه هستید، حال کس روزنامه را نمی خواند و رادیو را گوش نمی کند اگر خبرنگار یک شبکه تلویزیونی می بودی در این مورد با شما مصاحبه می کردم حتمآ !! این مورد یکی دیگر از مشکلات جدی خبرنگاران است که با کمال تاسف در گزارش ده ساله موسسه نی به آن اندک ترین اشاره ی هم نشده است. با این حال در برخی موارد وقتی یک خبرنگار اشتباهي را هم مرتکب می شود، عالم و آدم زبان به گلایه و شکایت و غیر مسلکی بودن خبرنگاران می گشوده و از ارباب قدرت توصیف و تمجید می نموده به جای این که حادثه اتفاق افتاده را مسوولانه مورد بررسی قرار دهند خواهان بخشش از جانب مقابل مي شوند و بعدتر هم خبرنگار را مورد ملامتی قرار می دادند.
غرب و تکنوکرات های غربی پس از سقوط امارتی طالبانی بیشتر به این فکر بودند که با شعار دموکراسی و نظام بازار آزاد می شود همه مشکلات کشور را حل نمود، زیرا به باور بیتشر آنان مردم افغانستان تشنه آزادی هستند و این آزادی نه تنها در عرصه رسانه ها تعریف نشد بلکه، هر حرکت بدون مبنا و مرز به دموکراسی ختم شد که با این عمل کرد برخی افراد و اشخاص دموکراسی مظلوم ترین شهید روند بازار شد. در پهلوی تکنوکرات ها برخی افراد و حلقاتی هم که خود به دموکراسی و آزادی بیان به صورت واقعی باورمندی ندارند، با نشخوار واژه دموکراسی و آزادی بیان از این آب گل آلود به نفع خود ماهی گرفتند و در پهلوی این موضوع به شمار بيشتري از تازه به ثروت رسيده گان ديگري هم زمينه مساعد شد تا رسانه و تلویزیون بسازند و در چنین وضعیت نیز بسياري از صاحبان امتیاز رسانه های خصوصی با همان دیدگاه شخصی شان که حتا نام رسانه و رسالت کار رسانه ی برای شان مفهوم و تعریف نشده بود کسانی را نیز به عنوان خبرنگار و گردانند گان در این رسانه ها به کار گماشتند و این افراد نیز از این تریبون ها هر آنچه دل شان خواست گفتند که یکی دیگر از چالش های کار رسانه در کشور را می توان همین مساله عنوان نمود. در چنین وضعیت پای هر کس از هر آدرس و جای در بوت خبرنگار و اهل رسانه پیش شد و کسي نپرسيد که آنچه را در رسانه ات به عنوان برنامه نشر می کنی پیامد و عواقبش چه است و برمبنای کدام اصل این برنامه و یا این برخورد نسبت به قضایا نشر می شود. در این مورد تنها به یک موضوع کوچک اشاره می کینم !! یکی از رسانه های تصویری در یکی از برنامه هایش که به صورت زنده نشر می شود، یک شهروند تلفن نموده و نظر خود را در رابطه به موضوع برنامه بیان کرد، اما مجری برنامه بدون این که نزاکت سخن گفتن را در نظر بگیرد، بدون مقدمه برای این اشتراک کننده گفت، " شما چند بالتی می خورید که این گونه نظر می دهید." پس وقتی گرداننده یک برنامه تلویزیونی با چنین برخورد با بیننده گان خود گردانند گی نماید و صاحب امتیاز آن رسانه هم با این رویکردش موافق باشد، چه انتظاری از کار رسانه ی می توان داشت؟؟ در قبال این موضوع نیز غفلت مسوولان نهادهای صنفی رسانه ها و اتحادیه های ژونالستان نيز مشهود است، زیرا آنان به راحتی می توانستند با صاحبان امتیاز رسانه های خصوصي نشست دایر می نمودند و موضوعات را اگر به صورت کل هم نمی شد به صورت خاص تر برای آنان بیان کنند که نتایج چنین اقدامات تان در آینده برای کار رسانه ی تان ضرر وارد می کند و نشر چنین برنامه ها و برخورد ها نه تنها به عنوان خدمت و اطلاع رسانی تلقی نمی شود، بلکه به عنوان توهین به خود و کار رسانه ی در کشور تمام خواهد شد، اما با تاسف که اندک ترین مشوره يی هم در این عرصه داده نشد و همه به دنبال توتم خود می گشتند.
با این همه نا بسامانی و در هم و برهمی که در راستای کار رسانه ی وجود دارد هستند رسانه های که مخاطبان خود را پیدا نموده و کار شان کماکان اگر معیاری صد درصد هم نیست حد اقل دارند به طرف معیاری شدن روان هستند. هرچند این رسانه ها هم در برخی موارد دغدغه های تجارتی شان چيره گي مي يابد، اما با آن هم کار های قابل ملاحظه انجام می دهند که آینده کار رسانه ی را می شود در آیينه آن امیدوارانه دید. اما سخن آخر این که اگر وضعیت رسانه ها به همین گونه ادامه یابد کار رسانه ی هم چنان با چالش مواجه خواهد بود و تاثیرات رسانه به خصوص در عرصه هاي جلوگیری از فساد و بیان واقعیت ها نیز كاهش خواهد يافت !!
|
| آخرین به روز رسانی در چهارشنبه ، 6 مرداد 1389 ، 01:11 |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




خبرنگاران افغانستان شاید نسبت به بیشتر طبقات جامعه طی ده سال سپری شده زهر تلخی را از جام به نام دموکراسی نوشیده و از مرتبانی به نام ازادی بیان به جای انگبین زهر نیش زنبور را چشیده باشند!!





