Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان


Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
توهیـــن نامـــه PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - اجتمـــاعی
نوشته شده توسط میر احمد لو مانی   
پنجشنبه ، 1 مهر 1389 ، 14:15

میر احمد لو مانیبنــام خــداوند

ما «ملیت های تحت ستم در افغانستان» در طول حیات خویش؛ توهین شده ایم. فضا، اتمسفر و جو فرهنگی حاکم بر تقدیر و سر نوشت مان، مملو از غبار و رسوب خاکستری رنگ و سرب گونه توهین بوده است و تحقیر. تحقیر همزاد حیات اجتماعی ما، "از لحظه تولد، به عنوان یک پدیده گریز ناپذیر بر چهره و سیما ما حک گردیده و به اندرون بافت اجتماعی محدوده جغرافیایی کشور، به گونه قانون مند و تغیر نا پذیر بر ما به تحمیل گرفته شده است.

 

"افغــــانی" شدن ما، خود "آغاز تحقیر ی است که، در بذل تولد، بر هویت ما به ثبت رسانده میشود. و از همین آغاز، دسته بندی و سرت نمودن ما به گونه مال، واحد پولی «افغانی»" نی شخصیت انسان گونه" آغاز میابد

خالص و نا خالص، اصل و نا اصل؛ درجه اول و درجه دوم و سوم و..که، پایه و اساس این اصل، خود همان توهین به مقام والی انسان است و تحقیر شخصیت وی. که، ما آن را خواسته و یا ناخواسته؛ دانسته و یا نا دانسته، پذیرا گشته ایم.

 نفس های متواتر در ثانیه های زنده گی فرد و جامعه، افغانی، تداوم دایمی حقارت آدمی است؛ البته به استثنای متعلق ین و وابسته گان به قبایل حکومت ساز، در این میدان و باز فاجعه انسانی «افغانستان».

 

آنها یی که جنون و ار بر دهل پیروزی میکوبند و شمله غرور « حماقت » بر تارک افتخار، بابا گونه و نیکه وا ر به اهتزاز بر میتابند، در حقیقت مفلوک تر و توهین شده تر از من اند. اما غرور و حماقت سودای قبیله گرا یی، شعور و شرف شان را بر باد داده است. و از همین پس منظر است که، وی خود را غالب و محور سعادت در این بادیه محسوب میدارد. سعادت که، قرن ها است از این سرزمین استبداد زده، رخت بر بسته است. فرق من با وی، در این است که، من میدانم که دارم تحقیر میشوم، دارم له میشوم و از این فضای مسموم و آلوده مشام ام رنج میبرد. اما وی در فضا ی مسموم با جنون خویش بر خون و تباهی " ما " اتن بر پا میدارد. اتن و انتحار، رقص جنون آمیز غرور قبیله سالاران، در بادیه افغان زمین.

 

د ر فرهنگ قبیله، مجموعه سعادت و کمال بشری، بر یک محور میتابد. و آن همان محدوده و فضا بسته قبیله است و بس. جهان، حیات و سعادت بشری صرف در همین یک محدوده باز تاب یافته و به واقعیت می پیوندد. که، خارج از آن یا بیگانه است و یا هم دشمن.

 کمال، شرف، افتخار و نجابت انسانی ودیعه اکتسابی از نیاکان قبیله برای باز مانده گان آن به میراث می رسد. و این یعنی : همین که تو از پدر و مادر مربوط به قبیله " مشخص " متولد شده یی کفایت میکند و همین خود یک امتیاز بزرگ « سعادت و افتخار » اجتماعی محسوب میگردد. تعلق داشتن به قبیله، سروری و بزرگی شخص و اشخاص را به تضمین میگیرد. حق سلطان بودن و بابا بودن و نیکه بودن و مافوق قانون بودن به وی اعطا میدارد. بزرگی و حاکمیت از بذل تولد بر جبین وی جک میگردد. و هر آنچه که در ماحول این " مرکز " و خارج از ان «قبیله» موقعیت داشته و دارد؛ « باید» در خدمت وی « قبیله سالاران » بوده و موقعیت مادون «خادم» بودن خویش را درک بنماید.

 

و، ما بدین گونه زیست نموده ایم. زیستن توام با توهین و جبر. تا به پیمانه یی که، حقارت و جبر، جز ه فرهنگ مان، جز ه باور مان و اجزا لاینفک حیات اجتماعی ما ن گردیده شده است.

ما تا به پیمانه توهین شده ایم که، این اهانت تاریخی، به گونه عقده بر روح و روان مان مستولی گردیده، بدین علت، در لحظه های مجال؛ بر دیگران تاخته ایم. که، مرض حقارت بر روح و روان ما نیز رسوب نموده است و مریض مان بار آورده است.

 غرور، خود محور ی توام با توحش و استبداد قبیله گرایان، توده را به سوی رمه بودن و یا هم گوسفند شدن سمت و سو بخشیده است.، بر همین بنیاد و اساس؛ قبیله زاده گان نجیب.؟، « افاغنه » هر چند گاهی رمه هایش را به ذبح گرفته اند. انسان های ما سوای قبیله؛ دسته، دسته به عناوین مختلف به سلاخی کشیده شده اند. و امروز، مشق مضحک دموکراسی.

سلاخی نمودن و سلاخی شدن، در این بادیه، یک امر اکتسابی و طبیعی بوده که جز قانون زنده گی اجتماعی محسوب میگردد. درست همچون قوانین جاری میان گرگ و گوسفند.

مگر در کجا ی دنیا دیده شده است که، گوسفند ها از گزند و درنده گی دندان گرگ، لب به شکوه و شکایت باز نموده باشند. و....

... و امروز.؟ مشق دموکراسی؛ با رمه یی از گوسفند ها. در سرزمین افغان ها.

مجموعه از کثیف ترین ها بر محور قدرت؛ باند مافیایی حاکمیت ترور، تریاک و اختلاس.

 مجموعه یی که در جریان نزدیک به یک دهه نی تنها ملت افغانستان را به بازی گرفته اند، بلکه جوامع جهانی را نیز با ترفند و نیرنگ های خویش به چالش کشیده اند.

حقیقتا که چنین توده های گوسفند گونه و چنین حاکمیت های گرگ صفت.

چرا به اندرون جوامع دیگر، چنین گرگانی سر بلند نه میکنند.

شمله داران قبیله گاهی تیغ و شمشیر بر دست میگیرند و سلاخی آغاز مینمایند. و گاهی هم با نیکتایی و قره قل، بوزینه وا ر، اکت دموکراسی در می کنند و انتخابات به راه میاندازند. که؛ در هر دو حالت اصل همان تداوم ننگین و خیانت بار حاکمیت استبدادی قبیله میباشد و بس. که در هر دو حالت اهانت به انسانیت روا میدارند و به مقام وی.

 و تعدادی کاسه لیث، مگس گونه در حاشیه این بازی کثیف و ننگین تاریخی.

افغانستان، این یعنی میدان سلاخی انسان در طول بیش از صد ها سال.

افغانستان، این یعنی؛ نقطه شکست انسان و انسانیت، این یعنی برزخ به تمام معنی.

افغانستان این یعنی، نقطه رنج آدمی و گریز دایمی انسان از این مرکز.

 و حال بیش از یک دهه، جوامع جهانی کمر همت بسته اند تا در این نقطه، به رنج دایمی آدمیت، " گوسفند بودن وی " نقطه پایان بگذارد. اما توده ها چی میکنند؟؟. توده ها همان نقش گوسفند بودن خویش را در همین مقطع از تاریخ نیز ایفا میدارند. شخصیت ها یی که در داد گاه های لاهه باید به محاکمه کشیده شوند؛ امروز به عنوان بهترین ها از دامان این ملت به عنوان وکیل، وزیر و ناجی قامت راست مینمایند. گویی در این سرزمین، رمز خوب بودن و ناجی بودن، همان گرگ بودن است و بس.هر ان کسی که به هر پیمانه یی بیشتر هار و خونخوار بودن خویش را به اثبات برساند، به همان پیمانه بر قدر و منزلت وی افزوده میگردد

بابا، نیکه، قهرمان و بابه ها ی مان از جنس خونخوار ترین ها، رقم میخورند. درست از همین پس منظر شخصیت سازی و قهرمان پروری های مان است که، جوامع جهانی نیز در گل بند مانده اند.

 ما در باتلاق گیر مانده ایم و قدرت تحرک در وجود مان مرده است و جامعه جهانی را نیز در این باتلاق مرگ «افغانستان» با نابودی و شکست مواجه خواهیم کرد.

 در پروسه اهانت به توده ها، یکی هم گونه انتخابات پارلمانی در این سرزمین میباشد. در پارلمانی که از جنس ملا راکتی ها بر مسند قدرت و قانون گذاری به عنوان نمایند توده عمل بنماید، بدون شک که با گذشت صد ها سال و هزینه های غیر قابل شمارش کشور های کمک کننده گزینه گوسفند بودن مان به گونه انسان شدن تغیر نه خواهد یافت. این یعنی نی حاکمیت میخواهد تا توده ها انسان گونه باندیشند و انسان گونه عمل نمایند و نی هم توده ها طالب انسان بودن خویش میباشند. که این درست همان خواستگاه قوم غالب در این سرزمین میباشد. در چهره وکلاء، چگونه بر گذاری پروسه انتخابات به ساده گی میتوان بر این امر واقف گردید.

مذهب در این بادیه در اسارت ترور و تریاک؛ و دموکراسی در چنبره ریا و تزویر و توده ها همچون گوسفندانی در مسلخ.

 

Advertise your business here. Click to contact us.
  • jamil
    waqian tahlile khele Aali kardid amma chize ke man ba aan fekr me konam rahe halle paida shawad ag ar waqian rahe halle wojod dashtabashad wa aan che khahad bood Aaya mobareza dobara aaghaz shawad ba rahbarie ke?ba nazare man choon mellate ma tahte setam wa wahshate aowghani qarar darad ena baran j e had farze ayin ast ta khod wa hamay mazlomin ra azin bar bariat wa wah shat nejat deheem ta azad b a donya biaeym wa azadana ebadate khodara be konim wa az bandagiy qoran banda rahaey paida konim bao mide aanrozeke har kas betwanad bedone hich setame tahte qanone qoran ba zendagi khod edama dehand
  • خاموش


    سلام برادر گرامی و روشنگر لومانی غزیز!

    از احساس پاکت تشکر، برادر! نمی دانم کدام کلمات شمارا که از اعماق درون تاریک و استعداد خفه ی ما تباروز کرده تحت تحلیل بیگیرم؟؟؟؟

    آری! در 260 سال به این طرف ما ملیت های تحت ستم را لایق هویت انسانی ندانیستند، از حق انسان شدن و انسان بودن محروم کردند، و تازیا نه ی شرع را بر گردن های ما نواختند، نه تنها حکومات را بلکه دین را قشری کردند، با دین شمالی و غرب کاب ل را به آتش کشید....برادر! در حالیکه این گونه ستم هاو استبدادها زجرها، خفقانی ها، فریاد ها، آتش سوزی هاووو بر ملت های تحت سیطره و ستم آنها که همه شان زبان مشترک، فرهنگ مشترک، دین، مزهب مشترک، سرنویشت مشترک، حتی ما را مشترک لایق هویت نمی دانیستند و سوزندن مشترک...از طرف ملیت که همیشه با وحشیگری بر ما تاخته است و هر چیز را توجه ی فاشیستی،ناسیونالیستی کرده و می کنند.

    فرق بین فاشیسم هیتلری و موسینی لی ایتالیا، فاشیسم عبدالرحان خانی و ملاعمری و کرزئی و قتل عام صهیونیست ها فلستینی ها چیست؟؟؟

    صرف ناسیونالیسم ناسنجیده چیزی دیگری نیست، و ما ملیت های تاجیک، ازربک، هندی، هزاره و غیره را ملیتی تاراج کرده که!!! سگ جنگی را عنعنه ی ملی می نامند چه درد ناک است.

    و ما ملیت های که مشترکات داریم!! چرا ب ریک نقطه خمع نمی شویم؟؟؟
    چرا یک مسیر را مشخص نمی کنیم؟؟ چرا اعتماد نمی کنیم؟؟ مانیع همگرائی و وحدت نظر ما چیست؟؟
    تولید فرهنگ، تولید علم، تولید واژه ووو و هر تولیدی و هر اصتحلاکی ما یکی اما! و حدت نظر نداریم، چه باید کرد؟؟ که از کشتار و تلخ کامی ها و زنده بودن مساوی و افکاری، رجالان سیاسی و ضحاکا ن تاریخ را با انسانیت آشنا کنیم؟؟

    در نظرم! تنها ناسیونالیسم ناسنجیده است که ما را با ظلم و ستم و قهقرائی به کام مرگ میکشاند و هم همین ناسیونالیسم ناسنجیده است که مانیع وحدت ما میشود.

    ما ملیت های خفه در تحت لایه های ستم و مدفون در زیر چکمه های جهل و نادانی که هستیم!
    اگر ناسیونالیسم ناسنجیده ر ا بگزاریم کنار دست در دست هم داده برای زدودن درد های ناحنجار حرکت کنیم، بر تلخ کامی ها فایق می آیم.


    آنچه مانیع ماست خود خواهی و ملیت خواهی خاص خود ماست.
    تاریخ تکرار میشود و به زودی هم میشود طالبا ن به زودی می آید آما خشین تر و و حشتناک تر و ظالم تر و تغیانگر تر..

    ما چه استراتیژی در مقابل داری م؟؟؟
    به اعتمادی؟؟؟؟
  • بهزاد

    سلام ! شما از افغان بودن شاکی به نظر میرسید به فکر من در افغانستان به هرحال با کلمه افغان مردم خو گرفته ولی اینکه باز با وجود افغان بودن مسایل افغان های درجه اول اصلی ویا اکثریت مطرح میشود درد آورد و نا قابل تحمل است . حتی کوچی های متعفن هم به دیگر باشنده های افغانستان به نام اصیل بودن فخر میفرو شند. من که همیشه به سایت ها سر میزنم فارسیزبانان تنها به گلایه و شکوه رفع تکلیف میکنند ما از شما دان شمندان خواهشمندیم که راه های عملی نجات از شر این قبیله سالاران را یافته و برای ما هم تکثیر کنید !
  • ناشناس
    قابل توجه حاكمان 260 ساله پشتون(اوغان)
    محترم برادر

    دست از ظلم بالاي مردم بيگناه ساير اقوام بردا ريد
    اسم شريف قبيله خود(افغان) را به همه مردم و كشور خراسان اطلاق نكنيد
    مردم از دوستي فرهنگي با همز بانان خود در آنسوي مرز ازبيك تاجيك (فارس)بلوچ و... نترسانيد
    اسامي شهرها را كه پشتون نموده ايد به قبل بازگرديد
    فارسي ستيزي ازبيك ستيزي هزاره ستيزي و... نكنيد

    در غير اينصورت چي بخواهيد و چي نخواه يد بقيه اقوام ساكن در كشور عطاي هم وطن بودن با شما را به لقايش مي مخشند و شما را با اقوام اصيل كوچي تنها خواهند گذاشت

    به قول شاعر:

    صد بار بدی کردی و دیدی ثمرش را
    خوبی چه بدی داشت که یک بار نکرد ی؟

    من آنچه شرط بلاغست با تو می گویم
    تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال

  • علیزۍ
    حما قت ها ی بیجا میکنید .

    تخم نفا ق کا شته ایی نو یسنده کله خا م .

    دا کتر لطیف الله خا ن علیز ۍ از بر مینګها م
  • ناشناس
    ای هزاره اوزبکم ای تاجیک و افغان من
    رمز وحدت را بدانید کان زبان پارسیست

  • خاموش


    در وطن ما شعور سیاسی و شعور انسان پزیری تا کنون رُشد نکرده ما ادعا داریم که ما در قرن بیست یک زنده ه ستیم، منطق و شعور و لحن ما نشان میدهد که ما در قرن 18 و 19 هستیم و دروست با افکار و دید و قضاوت و ع مل کردی از عبدالرحمانی خانی، ظاهر خونی، مردم را بایق هویت انسانی نمی دانیستند ازبک ها را کله خام ووو و نام نهاده بودند.

    امروز نیز در قرن 21 جناب داکتر لطیف که در غرب هم زندگی میکند از همان منطق از ه مان شعور از همان لحن از همان نام از همان اندیشه از همان طرز تفکر بکار برده است.

    این مقوله حتی برا ی شخص ایشان توهین، لکه، اهانت و تحقیر است چه رسد به ملیت پشتون و یا ازبک و دیگران حتی از واژه داکتر هم نشرمیده، واژه این کله خام اهانت اجتماعی تلقی میشود.

    امروز!! یک سیاه پوست با منساباتی دموکراتیک بزرکترین قدرت نظامی و اقتصادی دنیا را رهبری میکند و بر دنیا حکومت میکند.

    ما افغانستانی ها افکار و گفتار و دید خود را با انسانیت آشنا ساخته نمی توانیم، و حتی لحن و گفتار و سخن خود را نمی فهمیم، در هر رژیم چه اسلامیزم قومی و چه اسلام ناب محمدی و چه خان، خانی و چه در نظام مارکسیستی قشری و همرا با زبان خشونت عمل کردیم.

    در نظام قوم سلاری درد های عمیقی، بد و ناحنجار در پیکر ملت نهفته است، و نخبگ ان فکری همیشه از فرهنگ و خواست های قبیلوی آب میخورند و همیشه دونبال منافع قومی زبانی نژادی مزهبی خوی ش هستند نه از عمومی.
    پس در جامعه قبیلوی اگر سالیم ترین فرد در رأس حکومت ملی هم قرار گیرد بعد از مدت زمانی اولین چیزیکه به ایشان مطالعه می شود قضاوت و دید قومی و تعصب عشیرئی است و لو سالیم ترین بوده در قدرت قومی عمل میکند.

    پس در جامعه ما، ما نیاز به یک فیلسوف عادیل داریم تا بتواند همان عدل را بر ای ما تفسیر کند و تا بتواند افکار ما را بطرف انسانیت سوق بدهد، و بتواند افکار ما را با انسانتیت آشنا سازد،

    حداقل از کلمه زشت و ناسنجیده استفاده نکند حداقل انسان را کله خام و یا چیزی دیگر ختاب نکند، حداقل بتواند معنی انسانیت را برای ما تعلیم دهد.......

    آیا این فیلسوف کیست؟؟

    ملاعمر، کرزی، اسم اعیل یون نویسنده کتاب سقوی دوم، زلمی خلیل زاد، ربانی، قانونی، دوستوم، خلیلی...کی ؟؟؟؟

    ویا همین دا کتر خوب؟؟ شاید گردنبدی تمدن هم داشته باشد و یا شاید بنام داکتر مقلیدانی هم داشته باشد......
  • ناشناس


    سلام
    پدران افغان برای فرزندان خود می خوانند :


    پدر دستاش به زنجیره پدر سرش زیر شمشیره


    پدر خشخاش می کاره .............
    پدر دستاش به زنجیره......
نوشتن نظر
Your Contact Details:
 
Comment:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
Security کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

TOLO NEWS 24.05

FARAAKHABAR 23.05

KANKAASH 21.05

GOFTMAAN 24.05

تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ


پروفیســور رســـول رهیــن
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 55 مهمان آنلاین

قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.