Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

توجیـــه وتمـــلق، به ادامــه راه امتـــداد قـــدرت وثـــروت. PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - اجتمـــاعی
نوشته شده توسط نوراحمد رجاء   
يكشنبه ، 22 آبان 1390 ، 20:51

 توجیـــه وتمـــلق، به ادامــه راه امتـــداد قـــدرت وثـــروت. بنـــام خـــدا

 آقای کرزی رئیس جمهور دوره؛ موقت؛ انتقالی؛ انتخابی؛ انتصابی و امتدادی این کشور بلا زده وفلاکت رسیده افغانستان؛ این کشوری که در درا زای تاریخش بهنوراحمد رجاء قحط الرجالی دچار بوده وهمیشه زمامدارانش یادرگیر ودار فتح و تجاوز به کشورهای همسایه بوده اند؛ ویا دراثر تهاجم کشورهای بیگانه زیرپالان استعمار نفس نفس میزدند؛ ودرحالت خفگی وبیچارگی و ناتوانی یا پنج ده را بدیگران واگذارشدند ویااینکه قرارداد دیورند را پذیرا گردیدند.

 

 وهمواره پس از(.... چهارزانو نشستند) وهتک و اتوریته یک فاتح ویک قهرمان ویک نامدار را بخود ژست گرفتند؛ وهرآنچه را که باید ازبیگانه انتقام میگیرفتند که نتوانستند؛ وقتی دست وتوان شان به بیگانه نرسید؛ چند برابر آنرا از اتباع کشور انتقام گرفتند.

 به سلسله این دوام و این خاطرات و این ارثیه جناب جلالتمآب؛ بزرگمرد بی همتا وبی حریف کشور؛ دشمن شکن ونامدار ونشانه دار آقای کرزی؟!!.. اخیرا درمصاحبه با تلویزیو جیو گفتند که: (اگر امریکا ویا هرکشور دیگری به پاکستان حمله نماید؛ ما درکنار پاکستان ایستاده ایم....). نگارنده در نبشته قبلی تحت عنوان (کشنده تر ازنیش مار؛ سخنرانی ها ومصاحبه های آقای کرزی) پیرامون این دستاورد رئیس دولت نظر اتم را نگاشته ام.

 به راستی تازمانیکه اریکه نشینان وصدر نشینان این کشور چنین افرادی باشند؛ وبه اساس مثل معروف که: (اگر سیر پدر وپیاز مادرباشد؛ به حق که میتوان بوی خوش استنشاق نمود) نه این کشور را میتوان کشوروسرزمین آرزوها؛ امید واریها و دستاوردهای ملی نامید؛ ونه این ملت در راستای اهداف وحدت وانسجام ملی میتواند گامی بردارد.

 غیرت نداشته زمامداران؛ که فدای بدست آوردن قدرت ومال گردیده؛ ووابستگی به بیگانگان که همچون زنجیر برگردن شان بسته شده است؛ وتمام تلاش شان درجهت حفظ ونگهداری دستاورد های وطنفروشانه پس وپیش میگردد؛ باغیرت وشهامت این ملت که در دودهه قبل به اثبات رساند که قهرمان ودیندارو جان نثار اند؛ وباعزم راسخ شان میتوانند پوزه بزرگترین قدرت نظامی جهان اتحاد جماهیر شوروی را به خاک مذلت بمالند؛ که به بیان این حدیث احساسِ ضرورت نمیگردد.

 و وانگهی که به نحوی دیگر وبه شکل ورنگی دیگر؛ مورد هجوم مرموزانه ومزورانه دشمنان خارجی ومزدوران شان قرارمیگیرند؛ تحت نام دوره مقاومت تااخرین رمق حیات ازحیثیت ملی خویش دفاع نمودند؛ که باشهادت سردمدار وفرزند رشید این ملت و این کشور (مسعود بزرگ) سردرگمی وازهم پاشیدگی بوجود آمد؛ که هم اکنون مهار این ملت به دم کی؟ و یا چِی؟ بسته شده است که بهتر است خوانندگان خود قضاوت نمایند.

 بلی آقای کرزی نرادانه گفت که درکنار پاکستان وپاکستانی ها می ایستد؛ افغانستان وملت افغانستان را فدای سر خاک پاکستان وملت پاکستان میگرداند؛ این گفته ازبس از طریق رسانه ها بدست چاپ ونشر و اخبار گفتن وبیان داشتن قرار گرفت ازمثل: (تانباشد چیزکی مردم نگویند چیزها) بیشتر جایش را بازکرد؛ به اساس مثل معروف که: (از بای بسم الله تا تای تمت) این قبیله واین رشته بافته؛ چنین مردمان رشد ونموداشته وسلسله دار واریکه نشین بوده اند.

 حاکمان سرنوشت ساز سیه بختی وبدبختی؛ در این کشور به حکم قرعه کشی ونشستن شاهین برشانه ویافرق سرشان به امور مملکتی دست می یابند؛ واین امر سبب میشود که کفایت سیاسی؛ کیاست؛ حفظ ونگهداری ارزش های ملی میهنی؛ احترام به انسان وارزش قایل شدن به اعتقادات همه وهمه؛ نه اصولیت قانونی را بخود اختصاص میدهد ونه درکله پوچ سردمداران؛ ان سود ودستمایه جای را میگیرد.

 بهمین اساس است که آقای کرزی وقتی تنوره گرم حرارت گیاه انعکاسش را بر وجود او ظاهر میسازد؛ نداء باباقوی مستان دور قبرش گلستان؛ هرکه بد میبرد سرنبرد را؛ جزء از برنامه سیاسیش به بحث میگیرد؛ وسخنانش مانند دود چلیم چرس تنها به هم نشینان وهم رکابانش خوش آیند است وبس؛ واینجااست که به اساس مثل مردمی که: (اسب قدیمی یار زین کرده است) وارد معرکه ومیدان نبرد میگردد؛ تا با انکار وتوجیه تحریف و.. لا بقا را وارونه ساخته وکلمه اقبال را به خورد وبرد ها تزریق کند.

 واگرانکار وماست مالی کردن میتوانست توجیه گر ندانم گوئی ها وچاپلوسی ها تبصبص ها گردد؛ اول کسیکه باید پیرامون نفی این موضوع سخن میگفت؛ آقای عمر داوود زی سفیر فوق العاده افغانستان درپاکستان می بایست پیراهنش را تا پشت پایش به دریدن میگرفت؛ که چنین موضوعی به این شوری نبوده است.

 داوود زی را همه میشناسیم ونیازی به آن نیست که دوباره و صد باره بیوگرافی اش را رشته بافته کنم؛ حمال انتقال پول های فروش افغانستان به ایران؛ که شانه های این ستم دیده زیر بوجی ها پول خمید؛ وپس از افشاء شدن ازبسکه طعن ولعن ونفرین ملت همچون قمچینی که برفرق اسب تنبل وپیر وفرسوده وارد شود واورا یارای تیز روی نباشد؛ افسرده و غمین؛ بار رو سیاهی اش را بابرچیدن کوله بارش از ریاست دفتر کرزی به عنوان سفیرپاکستان برچید ورفت.

واز زمان رفتن ایشان به پاکستان همواره کشور وملت دچار راکت باران های پاکستان میگردد؛ درحالیکه درگذشته جسارت وگستاخی کشور پاکستان تا این حد نرسیده بود.

 اما این پیر فرسوده و وابسته به کشورهای همسایه که بیشتر از باربدست آوردن پول هایش را ذلت وزبونی کشیده است؛ آبروی نداشته شده اش را بیشتر ازین به باد نداد وسکوت اختیارکرد؛ ونخواست که یکبار دیگر ملت راستای زندگی سیاسی اش را توالت قرارداده وگندش را تاکوچه پس کوچه های قدیمی کابل به تعفن گیرند.

 دوم کسی که باید به کمک اقای کرزی میدوید ومیرسید سخن گویش بود؛ چه سخن گوی دولت پیش از همه سخنگوی رئیس دولت است واو باید باتوجیهاتش ثابت میساخت که این موضوع شلوار زرد کردن نبوده بلکه تنها وضوء شکستنی رخ داده است؛ که شاهد هستیم؛ صدای بالا نشد وسکوت سنگینی سایه افگند؛ واگر موردی بروز داشته انقدر ضعیف بوده که به اندازه زنگوله گردن الاغ صدا نداشته است.

 آقای خرم رئیس دفتر آقای کرزی که از نقش جبارسینگه در فیلم شعله بیشتر قاتل وبرنامه ریز وجنایتکار وام الفساد وشیونیست است اخم برویش نیاورد وگذاشت رئیس او درمنجلاب رسوائی؛ (اگر کلمه رسوائی بتواند در این جایگاه رل بازی کند) دست وپا زند.

 آقای فاروق وردگ پیر شیونیست ها؛ به مثابه شیطان رانده شده از درگاه خدا؛ که نفرین ملت همواره طوق گردن او حمایل است؛ونشانه گاو پیشانی سفید برپیشانی اونقش وابستگی را به کشورهای همسایه وخاصتا به پاکستان حک نموده است؛ وبناگذار چاپلوسی نو در دربار کرزی؛ که ذلت را با همه ذلیلی؛ زبونی را باهمه پستی؛ وپستی را با همه پلیدی اش؛ برخود افتخار اخذ مدال قهرمانی به حساب آورد؛ دراین مرحله برپیکر وصله زده خود وهمراهان وهمفکرانش کشاله دیگر از بدنامی را پیوند نزد؛ ودر این معرکه وارد میدان نشد.

 ده ها وصدها مشاور؛ یار و یاور؛ سردار وسرور؛ حاشیه نشین و حاشیه دار؛ هرکدام به نوعی یابه گوشه نشستند؛ یاکر بودند که نشنیدند؛ یالال شدند که زبان سخن گویی نداشتند؛ یاشغال واری ازمعرکه فرارکردند؛ یاهمانند روباه به مکر وحیل متوسل شدند.

القصه و الحاصل؛ از این قصه پر حاصل؛ یا بی حاصل؛ بنا به روایت بی بی سی که به این سراغه که آدرسش ذیلا عرض میگردد چنین داد سخن سر داده اند که:

فهیم: سخنان کرزی درباره "جنگ پاکستان و آمریکا" تحریف شده است:

 به گفته وی در صحبت آقای کرزی با یک تلویزیون خصوصی در پاکستان موضوع حمله آمریکا به پاکستان و پشتیبانی افغانستان از کشور همسایه اش مطرح نبود، بلکه او در مجموع حمایت مردم افغانستان از ملت پاکستان در وضعیتهای احتمالی دشوار را بیان کرده است.

http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/2011/10/111026_rm_mm_tajik_afghanistan_fahim.shtml

 

 بلی دوستان حضرت بزرگوار فیل هشت صد متر زنجیر(چَین) تانک های تی 62 را به دور کمر بسته؛ ودوحلقه لوله تانک را درپایش قرارداده؛ دو بغلی تانک را یکی در پشتش و دیگری را درروسینه اش گذاشته وبا صدای که از غرش رعد وبرق تیزتر وپرقدرت تر وبامهیب تر است؛ آنچنان که خوانده اید گفته است؛ وحال چه کسی را یارای آن است که بگوید؛مشت پس از جنگ را باید به فرق خود نواخت و....

وقتی انسان به قدرت وثروت میرسد تصور داررد که اوهرچه بگوید مردم باورمیکنندو می پذیرند؛ بدور ازاین است که: (ریشخندی اهل معنی فیل را خر میکند).

 فهیم خان روی این ملحوظ مداخله در اشتباهات کرزی کرده است تا ازکلمه (جنگ) که مردم بااو بخاطر ندانم گوئی او دارند؛ توجیه گر باشد؛ او باور دارد که هرگاه توجیه او اگر کارگر افتد کلمه جنگ وارونه شده وبرایش (گنج) میاورد ویاگنج های یغما وچپاول وجهاد فروشی اورا بهتر وخوبتر نگاه میدارد.

 پر واضح است که کلمات (نون ونان) از هرطرف که نوشته شود موضوع ومفهوم دیگری دربر ندارد؛ چنانکه به گفته به اصطلاح مارشال که:(بلکه او درمجموع حمایت مردم افغانستان از ملت پاکستان در وضعیتهای احتمالی دشواررا بیان کرده است.

 این وضعیت احتمالی ودشوار یاحمله امریکا به پاکستان است که این امر منتفی به نظر میرسد؛ یاحمله احتمالی هندوستان که سپس به همان معنای که (چی نان بروی شیراز و چی شیراز بروی نان) فرق درگفته به آنصورت نیست؛ فرق درندانم گویی وچاپلوسی های است؛ که اریکه نشین تبصبص میکند؛ مداح وچاپلوس جاده صاف کن میشود؛ و ملت تاوانش را میپردازد.

خوانندگان محترم! چرا ما اینطور کاسه از آش داغتریم؛ چرا ماعزت واعتبار خود را به بهای ذلت وبی آبروی به بازارکساد به بهای هیچ به پیش پای این و آن میریزیم؟. چرا ما فرق بین آبرو و آب جو نمیگذاریم؟.

درس دینداری و جهاد و دوران مقاومت وفراگیری از (مسعودبزرگ) را کنار گذاشتیم؛ ایستادیم ومحکم ایستاده ایم؛ که باید درشجاعت به شغال رو آوریم؛ دراستقامت به کلوخ؛ درسیاست گوسفند باشیم و بع بع بکشیم.

 وهرگاهی که منافع ومصالح حکام ایجاب میکرد؛ ویااینکه پس از راندن وبه دور انداختن اگر دوباره مارا فراخواندند بمثابه سگ وفادار به صاحبش دم به جنبانیم؛ و صدای ما؛ بیان ما؛ سخن ما؛ شعارما؛ یا همراهی باانها باشد؛ یا توجیه گری باشیم که ثابت بسازیم وجود ما اگر مرد جنگی نباشیم؛ سیاهی لشکری هستیم که در موقعش جان ومال واندیشه وکمال خود را به بهای حفظ و نگهداری ارزش ریخته شده زمامدار؛ به پیشکش قراردادن وپیشگام شدن در امر شر وریشه کنی قوم و قبیله و رو آوردند واقتداء کردن به شیونیست ها پیشتازیم.

جای تاسف است که عده ی از سران دسته دوم جهاد پس از رسیدن به پول وقدرت؛ راه رسیدن به قدرت وثروت بیشتر ونگهداری؛ ثروت وقدرت را در چسپیدن ونفی شخصیت وآستان بوسی وتملق گویی مورد ازمایش قرار میدهندکه بقول شاعر:

 بیهوده دل مبند براین تخت روی آب     روزی تمام اسکله ها زنگ میزنند.

نوراحمد رجاء

22-8-1390 برابربا13-11-2011

این ایمیل آدرس توسط Spambot ها محافظت شده، برای مشاهده آن باید جاوا اسکریپت را فعال کنید

 

 

 

Advertise your business here. Click to contact us.
نوشتن نظر
Your Contact Details:
 
Comment:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
Security کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

TOLO NEWS 24.05

FARAAKHABAR 23.05

KANKAASH 21.05

GOFTMAAN 24.05

تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ


پروفیســور رســـول رهیــن
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 72 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.