نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
| ببیــــن تفـــاوت ره کـــز کجـــاست؛ تـــا بکجـــــا؟ |
|
|
|
| مقـــــــالات - اجتمـــاعی |
| نوشته شده توسط نوراحمد رجاء |
| دوشنبه ، 27 تیر 1390 ، 11:43 |
|
بنام خدا پس ازکشته شدن احمدولی کرزی وسوز وگدازهای که درپی داشت؛ رجال سیاسی گذشته از تیم وابسته به آقای رئیس جمهور؛ کسانی از اپوزیسیون نیز؛ در التیام خاصتا شخصیت های ملی درکشور ودربین مردم ما؛ که قحط الرجالی را پذیرفته ایم؛ وباورداریم که لااقل احمدولی کرزی درقندهار ستون فقرات آقای رئیس جمهور را تشکیل میداد؛ باهمین باور و بینش انتظار ملت ومردم بر این است؛ که سران نظام درک عمومی ازمردم را نیز حس کنند. زمانیکه حمله انتحاری رخ میدهد و تعداد زیادی از هموطنان ما که درجهت بدست آوردن لقمه نانِ سرگردان روزگارند؛ طعمه نیستی ونابودی میشوند؛ و بازماندگان شان ناگهان مطلع میگردند که یگانه مرد ونان آورخانه ویاعزیز ترین کسی را شانرا از دست داده اند؛ تصور بفرمائید آنها درآن لحظات چه حالتی دارند؟. چه انتظاری از مردم و دولت واز جامعه جهانی وخاصتا آنانیکه حضور شان بهانه بدست طالبان داده است؛ دارند؟. پیامد مرگ ناگهانی ثروتمند؛ کمبود حضور خودش است وبس؛ انبوه نگرانی وترس ازپریشانی روزگاروکمبودات زندگی؛ سبب ترس ولرز بازماندگان نمیشود؛ واگرکشمکش واختلاف ویا نزاعِ پس ازمرگش رخ دهد؛ جدال برسرتقسیم میراث است؛ که: مــــرگ غنی مقــــدمه ی جنگ وارث است اماکشته ومجروح ومعلول شدن مردم غریب همواره قوزی بالای قوز بوده است؛ مصیبتی بدتر از ناداری ولاعلاجی؛ ودرنهایت پیامدهای را به انواع گوناگون درپی دارد؛ ازفروریختن کاخ آرزوها وفرور رفتن آرزوها به گور؛ تا پایمال شدن امیدها وآغاز در بدری ها ونا بسامانیهای که حد اقل آن گذشته ازناهنجاری های دیگر؛ منجر به متکدی گری عده ی ز یادی از این فامیل ها میشود. خفته برسنجاب شاهی نازنینی را چه غم پس از شهادت سیدمصطفی کاظمی وهمراهان او؛ تا ترور وشهید ساختن خان محمد قوماندان امنیه قندهار؛ وشهادت عبدالرحمن سیدخیل؛ وبه ادامه شهادت جنرال محمد داوود داوود؛ فرمانده پولیس سمت شمال؛ شاه جهان نوری فرمانده پولیس تخار؛ درحالیکه دو فرمانده اخیر تامین امنیت را درمنطقه رو براه نموده بودند؛ درپلانِ هماهنگ وبرنامه ریزی شده دچار شهادتِ گردیدند که راز شهادت آنها در هاله از ابهام باقی ماند؛ وسوالات بی پاسخ وپادرهوا مانده است؛ چنانیکه ازشهادت سید مصطفی کاظمی روال بر حرف دادن مردم روی دست گرفته شده است؛ واین روند ادامه دارد. حاکمان نظام باقرارگر فتن پشت تریبون وبیان اظهارتأسف؛ گویا به همه دردها وناراحتی ها وناگواری های عایده پایان داده اند؛ واگرچیزی ناگفته مانده ویاعمل تحقیقی انجام نشده است؛ تشکیل کمیسیون را پیشکش میدارند تاپرده از روی راز برداشته ونتیجه را به اطلاع شان برساند؛ نتیجه که نه اولش تحقق پذیر شده است؛ ونه آخرش گویای پیشبرد ورسیدن به امرویاعملی است. ملت ما باور دیگری دارند؛ ناباوری به حاکمان وحیله های که بوسیله طالبان نکتایی دارمقام ونشان دار؛ درارگ واطراف آن طرح وتطبیق میگردد؛ وبه این اندیشه خویش دقیقا نتیجه گیری داشته اند؛ که پرده از راز ترور هیچ وطندوستی برداشته نشده وطرح کمیسیون واشک تمساح واوراد تاسف؛ نخود سیاهی است که ملت را به دنبال آن سرگردان وبه انتظارنگاه داشته اند. هرچند که باکشته شدن هرفرد؛ دل های بسیاری میشکند وروش های نیک ویابدی را در بازماندگانش ایجاد میکند؛ اماتفاوت درنوع کشته شدگان را نمیتوان هم ردیف؛ برابر ویکسان واز یک قماش تلقی نمود؛ کشته شدگان درخدمت به کشور وملت؛ که درمجموع ملت عزادار وسوگوار است؛ دیگرند؛ وکشته شدگانیکه درتوهم وپندارکشته شدند واریکه نشینان وصدرنشینان درخم وچم های سیاسی ورو درواسی لباس عزا پوشیده اند؛ ودردل دها سودای پیشتازی ومعامله گری را وسوسه دارند دیگر؛ که بقول مولینا: دیو گــــر خــــود را ســـــلیمان نام کرد خلق گفتند این سلیمان بی صفاست دربحبوحه بحران بی اعتمادی وناباوری حاکمیت وملت؛ ورشد روز افزون شیونیست ها درکنار رئیس دولت؛ بیزاری ازهمدیگرتا بدانجای حاکم گردیده است؛ که هریک از رجال قدرت وثروت باید برای زنده ماندن شان محافظینی را به استخدام بگیرند؛ تادرکنار این محافظین وباسپرقراردادن جان آنها؛ جان برجستگان زنده ومحفوظ بماند؛ که تاحد واندازه این پوشش کارآمدی دارد. اخیرا باروش درپیش گرفته سردارمحمد سرنگهبان محافظین احمد ولی کرزی؛ که سردار و ولی نعمت وسلطان خودش را بافیر تفنگچه به قتل رساند؛ بن بست دیگری را درپهنای بی اعتمادی حاصله ایجاد نمود؛ وبه تشویش سران برخوردار ازقدرت وثروت های باد آورده؛ نگرانی سختی را به بار آورد؛ خواب وآرامش وآسایش وهمه خوشی های شان درگرو ناامنی وکشته شدن قرار داد؛ که ازین به بعد؛ باهرچشمک زدن وپرش مژگان ونفس کشیدن وتبش دل شان احساس وانتظارمرگ رامیکشند. هم اکنون بااتخاذ ودستاورد مشی بی اعتمادی وناباوری ازسوی سران حاکم بر کشور؛ ملت ما درگرو مسایل وپیچیدگی های قرار دارند که نمیدانند طالبان دشمن این ملت وکشورند یابرادران ناراضی؟. وبراستی که این برادران ناراضی هستند که میتوانند برادر وهمه کاره رئیس دولت را بدست سرمحافظش مورد ترورقراردهند؟ ویاکشمکش ذاتی وقبیلوی ومنازعات درون فامیلی؟. پاکستان با راکتباران ننگرهار وکنرها وکشت وکشتار این مردم؛ دوست ودرکنار این ملت قراردارد؟ یادشمن ملت وکشورماهستند؟. نیروهای خارجی مستقر درکشورما که زمانی برای آمدن شان زمامداران حاکم ازشادی درپیراهن نمی گنجیدند؛ هم اکنون بودن شان را خواستارند یارفتن شان؟ یاهردو؟!!... توافقنامه استراتژیک میان افغانستان و امریکا که هنوز به امضاء نرسیده ازجانب پاکستان به راکتباران وازجانب ایران به تخریب تحفه باران میشود؛ لزوما مورد ضرورت است یاخیر؟. ووو... بازیگران حاکم برسرنوشت سیاسی ملی وابعاد آن؛ مردم را بازیچه وبی تصمیم وبی اراده دانسته وبردست یابی براین خردمند ی خویش مینازند؛ ومردم نیز حاکمان را مزدور بیگانه ویامهمانانِ خوانده اند که پس ازطی مدت حکمروایی بابانکی از ذخیره ثروت ومکنت؛ دوباره روانه دیار دیگران شده ادامه زندگی را باجلال وعظمت خاص که از خون بیوه ویتیم ومردم دردمند تهیه دیده اند خوش گذرانی میکنند. حاصل کلام را در پرسش وپاسخی از تزه گونگ که با کنفسیوس داشته پیگیرمیشوم: تزه گونگ در باب حکومت داری از کنفسیوس میپرسد؟ وکنفسیوس چنین پاسخ ارائه میدارد: شرایط حکومت داری در سه چیزنهفته است: 1- کفایت غذا 2- کفایت تجهیزات نظامی. 3- اعتماد مردم به زمامدارانش.
تزه گونگ میپرسد اگریکی از آنها نباشد؟ کنفسیوس میگوید: کفایت غذا آنقدر درخور اهمیت نیست. تزه گونگ دوباره سوال مینماید اگردوتای آن نباشد؟ کنفسیوس می افزاید کفایت تجهیزات نظامی رامیتوان نادیده گرفت؛ اما در باره اعتماد مردم به زمامدارانش؛ بدون شک وتردیدکه آنرا نمیتوان نادیده گرفت؛ از این گفته سقوط نظامی که بی اعتمادی تمام دستاورد اورا تشکیل میدهد امری حتمی والزامی و ضروری است. حاکمیت و حکمروایی آقای کرزی نشان داد؛ که هیچ باوری به مردم ندارد؛ ومردم نیز از همین دیدگاه به او مینگرند؛ واگر اعتماد به مردم واعتماد مردم به رهبرشان جز لاینفک قرارگیرد؛ میتوان امیدوار بود که برهمه نشیب وسراشیبی ها ومداخلات خارجی وخوش خدمتی ستون پنجم ومزدوران داخلی چیره وپیروزشد؛ ویالااقل پایه های مردمی سبب میگردد که بادشمنان داخلی وخارجی به لهجه مصمم تر وخروشانتر صحبت وموضعگیری نمود. به یاد دوران مقاومت و دستاورد؛ (مسعود بزرگ) می افتم که درکنار حمایت مردم؛ تااخرین لحظه حیات بدون تحت الحمایگی خارجی ها؛ علیه حمایت شدگان خارج ولشکرکشی پاکستانی ها؛ وعمال ارتجاعی عرب وطالبان مزدور رزمید؛ وجانش را در راه عقیده وحفظ وطن قربان نمود. اینک یاد مسعود بزرگ دردل ها حاکم است و راه مسعود بزرگ یگانه راهی ملی ومردمی است که پذیرش دارد؛ همان راه وروش مردمیکه درکنار او ایستادند؛ مقاومت وسلحشوری از خود نشان دادند ودر راه حفظ استقلال وآزادی وتمامیت ارضی ازجان مایه گذاشتند؛ ومسعود تاجان داد خواست مردمش را پاس وگرامی داشت. نوراحمد رجاء 27-4-1390 برابربا 18-7-2011 این ایمیل آدرس توسط Spambot ها محافظت شده، برای مشاهده آن باید جاوا اسکریپت را فعال کنید
!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved." |
| آخرین به روز رسانی در چهارشنبه ، 29 تیر 1390 ، 21:50 |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران





بخشی به شکل و رنگی دیگر نوحه سرایی داشتند؛ وریختاندن اشک تمساح تا دامنه مصاحبه ها وسایر رسانه های جمعی سرایت نمود.





