نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
| ببرک کارمــل مــزدور و وطنفــروش بی همتــا درتــاریخ کشــور |
|
|
|
| مقـــــــالات - اجتمـــاعی |
| نوشته شده توسط نوراحمد رجاء |
| چهارشنبه ، 24 آذر 1389 ، 06:56 |
|
اخیرا مزدوران وسرسپردگان روسیه که تاتوان داشتن علیه امپریالیزم جهانی در دو دهه قبل شعار سردادند و گلوی شان همانند بوق آسیا بصدا درمِیامد ورنگ صورت شان همانند کون مرغ سرخ میگردید؛ ودهان شان تاپس گوش ها گشاده میشد وجای پای امپریالیزم را به رگبارمسلسل می بستند. هم اکنون همانها؛ سران شان؛ زعیم ها ورهبران شان در کشورهای امپریالیستی رخت اقامت افکنده ودراصطبل های امپریالیستی آخور بسته اند؛ وبراستی ثابت ساختند که تفاوت اندکی درشعارهای شان فاصلۀ میان کمونیستی و امپریالیستی را از میان برمیداشته است. کمونیستها همواره شعار وطنپرستی را تزریق اجتماع مینمودند؛ همان وطنی که درگرو کودتا قباله اش به روسها داده شده بود؛ ولی دراصل اینک کلمه وطن به کلمه شکم جابدل نموده است؛ و شکم پرستان کمونیست نشیمنگاه امپریالیزم راچنان لیسیده وپر خورده اند؛ که درتمام سرزمین های امپریالیزم لمیدن همیشگی را به استجابت دعاگرفته اند. سیرخوردن وپرخوردن آروغ های صداداری را ایجادمیکند؛ واین آروغ همان قصه وروایت حزب مترقی رابیادشان میدهد؛ هرچند براستی این مردم و این گروه واین حزب وسازمان؛ مردمان مترقی اند؛ فقط ترقی را درکشورهای امپریالیستی ودرجهت نوکری به امپریالیست ومفت خوری آموخته اند. کمونیستها دریافته اند که چند روز کوتاه عمر ایجاب این دوندگی وشعارسردادن علیه امپریالیزم را نمیکرده است؛ وکمونیستهای افغانستان اگر اندکی دیرتر به این حقیقت دست یافته ویا رسیده اند که: (سگ امپریالیزم بودن به؛ که رئیس جمهور کمونیست شدن). که مبارکی به این رسیدن را برای شان برای همیشه خواستاریم. وماباور داریم که این زعیمان برجسته وکادرهای پیشرفته ونویسندگان وسخنرانان ورزیده به مقامی که در دربار وبارگاه امپریالیزم دست یافته اند؛ اصلا وابدا وهرگز از آن دست بردارنیستند. واگرگاهی عوعو ویاعرعری بیاد دوران طلائی خیالی کمونیست شدن سرمیدهند؛ از روی مزاح وشوخی است؛ چنانیکه دلقک های کوچه گرد؛ درجمع مردمان وقتی به نمایش وریشخندی میپرداختند از سر دادن باد نشیمنگاه برای خنداندن وبیشتر استفاده بردن سود مالی جمع شدگان سود میبردند. در زمان هارون الرشید کسی ادعای پیامبری کرد؛ اورا نزد هارون آوردند؛ هارون پس از سوال جواب کوتاه گفت اورا درمهمانخانه نگاهدارید؛ چند روز پس هارون الرشید؛ این مدعی را طلبید وپرسید کدام وحی برایت آمده است؟. او درجواب گفت بلی ! هارون پرسید چه وحی است؟ گفت این وحی برایم آمده است که من دربهترین جا قرار دارم وبهتراست که جایم را حفظ کنم. درسرزمین ودربین مردم ما کسی برای راندگان کمونیست ورو آورندگان امپریالیزم؛(چه مزدوران کمونیست ویاحاکمان فعلی) جایگاه وپایگاه ومقام وارزش واهمیتِ قایل نیست؛ وحتی به مقام همان دلقک نمیرسند تاکسی به بی ادبی شان لبخندی بزند. در اوانیکه هنوز رضا قلدر در ایران به قدرت نرسیده بود؛ هفت نفر از قبیلۀ رادربدل یک الاغ به ترکیه تباری عوض نمود؛ چند روز بعد آن ترک برگشته وسراغ رضاقلدر را گرفته وبر آن بوده که الاغش را بیاورد ونفرهایش را پس بگیرد؛وناراض بوده که لااقل خَرم مصدر کاری بوده واین هفت آدم در ازاء کار ارزش یک خر را ندارند. وبه برداشت مردم ما که کمونیستهای افغانستان چکیده همین قماش مردمی اند که ذکر شان رفت. کمونیستهای که تاهنوزکمونیست مانده وبه آغوش ملت برنگشته واظهارندامت ندارند شامل مبحث اند؛ (ژان ژاک روسو) جملۀ زیبای دارد: (هرانسانِ ممکن است در روز یک تا پنج دقیقه خرگردد؛ اما انسان عاقل ودانا کسی است که از این لحظات حالت خریتش بیشتر ادامه نیابد). آنچه جهان وجهانیان وخاصتا مردمان سرزمین ما از دستاورد کمونیست کشیده اند؛ به ریختن خون کثیف همه کمونیستها انتقام آنها گرفته نمیشود؛ اما اینکه دیگر نهاد وسازمان وجمعیتی ارزنده؛ رو آوردن به کمونیست را ندارند واین مکتب برای همیشه به کودال نیستی ونابودی فرورفته ودرموزیم تاریخ نام این مکتب باجنایت وتبهکاری وسیه روی به ثبت گرفته شده است؛ سبب آرامش بشر گردیده است. گاهی اگر از کنار مُستراحی گذشته باشید؛ بوی گند مدفوعات سبب میشود که دماغ تان را گرفته واز آن بگذرید؛ حال آنکه مدفوع کننده رفته است؛ اما بوی گندیدگی بجا مانده است؛ به این استناد واین آدرس توجه ویامراجعه فرمائید: (مرگ منجی ناکام شوروی: گنادی یانایف آخرین معاون رئیس جمهوری اتحاد جماهیر شوروی که کودتای نافرجامی را باهدف جلوگیری از فروپاشی این اتحادیه رهبری کرد..... کودتای یانایف و همراهانش کارکرد معکوس پیدا کرد و با تحریک احساسات عمومی در فضای هیجانزده روسیه ای که مردمش پس از ده ها سال برای نخستین بار طعم "آزادی" را چشیده بودند، روند فروپاشی شوروی را تسریع کرد. این کودتا همچنین به جای آنکه جناح سنت گراتر حاکم بر شوروی را به قدرت بازگرداند، ناخواسته بوریس یلتسین را به اریکه قدرت رساند که سیاست گذر ناگهانی از اقتصاد کمونیستی به سرمایه داری و بازار آزاد را جانشین برنامه اصلاحات گورباچف کرد. ....با این حال در پیامی که حزب کمونیست روسیه برای گرامیداشت یانایف صادر کرده هیچ اشاره ای به کودتا نشده و تنها از او با عنوان متخصصی برجسته و "رفیقی" قابل اعتماد یاد شده است). http://www.bbc.co.uk/persian/world/2010/09/100924_u01_yanayev.shtml وارث خون از خونش گذشته اما شاهدان ازشهادت وادامه روند دست بردار نیستند.
گاهی کسی براساس خلل دماغِ که عایدش گردیده و پس ازمداوا بهبودی حاصل کرده؛ مدتها ویاشاید درطول عمرش اظهار نوعی شرمندگی را از آن داشته باشد؛ شاید تصور دارد که در آن مدت کاری ناشایست انجام داده ومردم تاهنوز آن خاطرات را بیاد دارند. امادیوانگی در بین کمونیستهای افغانستان نه تنها یک افتخار به حساب میآید که آنرا بعنوان ارث پدری وهدیه گرانقیمت نگاهداری میکنند؛ به این استناد توجه فرمائید: (استالین در کشتار کاتین مقصر شناخته شد بیش از 22 هزار زندانی لهستانی از جمله هشت هزار نظامی، در جریان جنگ جهانی دوم در شوروی تیرباران شدند دومای دولتی که مجلس سفلای پارلمان روسیه است، شخص ژوزف استالین، دیکتاتور شوروی سابق را مسئول اعدام جمعی سربازان لهستانی در جریان جنگ جهانی دوم اعلام کرده است. در اعلامیه مجلس دوما تصریح شده که شخص ژوزف استالین دستور تیرباران هزاران سرباز اسیر لهستانی را در سال 1940 صادر کرده بود. این سربازان در جریان جنگ جهانی دوم با شلیک گلوله نیروهای شوروی در کاتین در روسیه کشته شدند. کاتین پس از اشغال اتحاد جماهیر شوروی توسط نیروهای آلمان نازی، تحت کنترل این نیروها قرار گرفت. در جریان بحث مجلس دوما در این باره، نمایندگان کمونیست با صدور اعلامیه مخالفت کرده و مسئولیت شوروی سابق در این کشتار را انکار می کردند. ولی رئیس کمیته روابط خارجی مجلس دوما گفت وظیفه نمایندگان این است که دروغ ها را از سر راه بردارند). ادامه در: http://www.bbc.co.uk/persian/world/2010/11/101126_l04_russia_katyn.shtml اما روش حرامزادگان کمونیست های افغان که حالا درکشورهم نیستند؛ این است که که به دروغ های کمونیستی ادامه بدهند. کودتای هفتم ثور 1357 روز سیاه وننگینی است که از آن تاریخ تا آنگاهی که صلح وزندگی مسالمت آمیزدرکشور افغانستان حاکم وحتی یک دهه از زندگی وتامین امنیت بگذرد بدوش عاملین مزدور آن کودتا است. اساسی ترین پلان کمونیستها رویکار آوردن نظام بیخدائی بود وبخاطر تامین این ایده ازهیچگونه کشتار وخونریزی وبیرحمی وقسی القلبی دریغ نورزیدند. وبراستی بهمان گفته داستایوسکی که: (اگر خدارا ازمیان برداریم هرکاری جائز است) تحقق این گفته را بدینصورت که خدا قابل پرستش نیست بایدکنار گذاشت شود وبجای آن نظام کمونیست؛ رهبران کمونیست؛ فرمان های صادر شده از زبان رهبران کمونیست؛ صاحب منصبان چه نظامی ویاملکی؛ اعضای بلند پایه کمونیست ودرنهایت هرخری که نامی ازکمونیست داشت وهر گاوی که شاخی از عضویت حزب را دارا می بود؛ چه دارای لیاقت بود ویانبود؛ چه ازنسل انسان ویامیمون؛ چه به شیر خر بزرگ شده بود؛ چه از انسان. چه دستگیر پنجشیری ویا بولانا فرخاری ویاامان معاشر کودنی که مقام خریت را از آباء واجدادش به ارث برده است ویاکدام میمون زاده دیگری که در دار ودسته کمونیستها شامل بود علی الظاهر مردم مجبور به احترام برای شان شده بودند. (خوانندگان خدا پرست و وطندوست توجه داشته باشند که لقب مولینا زیبنده مقام وشوکت همان مولینای بلخ؛ خِداوند عرفان ودانش است؛ همان مولینای که سبب افتخارهرمسلمان وخاصتاملت مسلمان ما وبویژه بلخی های متدین است؛ من برای کبیرفرخاری بولانا را نام نهادم که کلمه بول معلوم است ودرشان وشوکت کبیرفرخاری این ابله زاده وکفتارپیر ومیمون دم دار وشغال فراری وروباه حیله گر زیبنده ومبارک است). در نظام کمونیست پرستش خدای یگانه محکومیت به نابودی داشت؛ اما گوساله های سامری همانند تره کی وامین وببرک و نجیب؛ خداوندانِ تحمیلی بودند. ملت بزرگ ومسلمان ما پس ازسلسله قیام های همگانی به عوض پرستش این گوساله ها ستون فقرات ماهی های بزرگ را به نشیمنگاهی کمونیستها فروبردند وبهمان حالت ثابت نگاهداشتن که فریاد درد وفغان شان تاهنوز از حلقوم بجاماندگان شان از امریکا وکانادا وهرکجای دیگر بلند است. ومن نمیدانم این ملت چطور بلدیت داشت که چنان چیزی را در تهیگاه کمونیستها فروبردند که درنگاهداری فریادشان تاآسمانهامیرود؛ وآنگاهی که ملت میخواهد بدیده ترحم بر آنها بنگرد وستون فقرات ماهی را بیرون آورد؛ بازفریادشان تاکهکشانها بالاترمیرود که نه همان ماندن بهتراست. پرستش خدای یگانه بار بار قویتر و پرجوشش تر وپر تحرک تر درنهاد وضمیر هرانسان مسلمانِ دراین کشور نفوذی ناگسستنی تری را به ثمر آورد؛ واین ملت اجازه نداد که از یک انسان مزدور وکثیف ووطنفروش ویا یک انسان همانند خودش را به پرستش بگیرد؛ وفادار وپایدار به یگانه پرستی ثابت ماندند؛ که این ثبات عزم هرگز وهیچگاهی تزلزل پذیرنیست. بولانا کبیر فرخاری درگوشه از مصاحبه اش اشاره به حاکمیت چند تا ریشو دارد؛ وبه ریش که مظهر سنت پیامبر اکرم (ص) وسنت وفرهنگی پذیرفته شده درشئونات ملی ومردمی است میتازد. بلی در این سرزمین بحکم تاریخ وفرهنگ وعنعنه اسلامی وملی باید بقول بولانا فرخاری(چندتاریشو) حاکم باشند؛ اما این ریشداران هرگز اجازه نمیدهند که بی ریشان که عمری را درمفعولی باربری کرده وهمچون لنگ حمام دراختیار لواطه کاران خوشگذران بریش رسیده اند؛ ودرکودتای هفت ثور اکثریت آنها سعی وتلاش داشتند تاباکشتن به ریش رساندگان خود ننگ غلامبارگی را بپوشانند؛ که اگر این کشتار ادامه می یافت باید این کشور به زنستان تغیر نام میداد وعده افرادی از عضو حزب تازدون لکه های ننگ باید عدۀ زیادی از ناحیه ویاولسوالی خودرا ازدم داس وچکش کمونیست میگذراندند. بولانا فرخاری بیشرمانه در قسمتی از نوشته خویش به این نازیده است که ببرک کارمل ازتریبون پارلمان به دفاع ازملت وکشور وسرکوبی نظام بپاخاسته بود. ببرک به دفاع ازحزب کمونیست اراجیفی را رشته بافته بودکه درهمان جلسه به توسط نمایندگان ملت وبه راهنمائی مرحوم مولینا محمد نبی محمدی چنان لت وکوب شد که مانند خر عرعرمیکشید؛ و اورا ازکلکین پارلمان به بیرون پرتاب نمودند؛ که باسروکله خون آلود وشلواری تکه کنده شده به شفاخانه انتقالش دادند و از آن به بعد ببرک کارمل همچون موشی درکنجی ازپارلمان خزیده وجرئت نداشت از دهانش بلندتر صحبت کند. دیوانگان کمونیست لباس به قد وقامت ببرک میدوزند؛ که بیشتر شباهت به پرطاووس ویا برگستوان را دارد؛ درحالیکه من گفته خود اورا شاهد میآورم:
(خاطراتی از آخرين ديدار با ببرک کارمل) مصطفی دانش کارشناس مسائل خاورميانه. ...موقع خداحافظی با لحنی خسته و دردآلود، از تنها حاصل عمر خود چنين ياد کرد: "بزرگترين درسی که در زندگی گرفتم اين بود که هيچ کشوری نمی تواند به اتکای نيروی خارجی به آزادی و استقلال و پيشرفت دست يابد. بايد به اراده مردم احترام گذاشت و از استقلال کشور دفاع کرد. هر ملتی بايد روی پای خود بايستد." آيا اين درس برای کسی که از صحنه سياسی رانده شده، مهر "مزدور و خائن" بر پيشانی اش خورده و حالا در آستانه مرگ قرار گرفته بود، می توانست فايده ای داشته باشد؟ http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/2009/12/091223_v_babrak_karmel_danesh.shtml حال خود قضاوت فرمائید به اساس گفتۀ خود ببرک که بامصطفی دانش کارشناس مسایل خاورمیانه داشته؛ اوپشت پالان خری بوده که به تن گیرد وخریت خودرا که پذیرفته به همگان ثابت بدارد؛ اما خردلالان خرصفت که همواره به چهارپا روانند؛ درصدد اند که لگام وپالان اورا عوض بدارند. ملت ما درداخل کشور فارغ البال از اندیشه های مزخرف کمونیستی اند؛ ایده ومکتب ونظام کمونیست را نمیتوان درمکاتب؛ دانشگاه؛ اردو ویادربین مردم واجتماع مشاهده نمود؛ درحال حاضر جایگاه فعال اندیشه کمونیست را دربستر طویل دریای کابل میتوان بوسعت بسیارعمیقی آنرامشاهده نمود. کسانیکه سالها ازکابل دورند ویاهموطنانیکه دریای کابل را ندیده اند تصور دارند که گویا همان شعر (لب دریای کابل شیشتنم شد) را تداعی کننده ام؛ که اینطورنیست. دریای کابل یعنی لجن؛ مرداری تعفن؛ بدبویی جایگاه رشد میکرب بمعنای عام وتام آن. گزینه که نه تنها به توالت عمومی بدل شده است که حتی باشندگان نزدیک به دریا وقتی درنیمه های شب به خالی نمودن توالت های شان میپردازند؛ مجموعه کثافات را درگوشه وکناری از این دریاسرازیرمیدارند. دریای کابل محلی که سرتراشان موهای تراشیده شده را میریزند؛ جائیکه سگ شویان مصروفیت دارند؛ مکانیکه هر رهگذری اخلاط وآب دهان را بداخل آن تف میکند. دریای کابل کانونیکه سگ های ولگرد وپشک های مرده وماشین زده را بداخل آن می اندازند؛ ذخیرگاه آبهای سبز گندیده که صدها مگل به آواز امان معاشر ببرک ببرک صدامیزنند. دریای کابل ذخیره خانه موشها وخرموشهای که هرکدام صدها کیلو بول را در ذخیره خانه خود؛ ذخیره برای بولانا تخاری بصورت گوشت قاق روی هم انباشته اند. دریای کابل انبارخانه که ازپوست پیاز وکچالو و زردک وچتلیات میوه های گندیده وپوسیده به اضافه آنچه سگ ها مدفوع وگربه ها قی نموده اند؛ تهیه وآماده انتقال به دستگیر پنجشیری است تااوبتواند بااستفاده از آنها حقایق تاریخی را قلمفرسایی وبرجنایات خود وهمراهان جلاد کمونیستش راه نجات را به جستجو بگیرد. دریای کابل جایگاه خالی نمودن شکمبه گاومیش ها وشستن کله پاچه های گاومیش ها وجمع واجتماع حشرات موذی ومهلکی که هرگاه بیننده از آنجا بگذرد؛ درلابلای هرشکمبه صدها کِرم وانگل درحال ترتیب مارش بزرگ ومتینگ عظیم کمونیستها را به همراهی همه سردمداران کمونیست آن ازنظرمیگذراند. واگر از آغاز این دریارا باهمه سور وسات هایش بصورت بایگانی ردیف کنیم؛ تاریخ؛ آغاز ادامه وپایان کارومکتب کمونیست را بصورت عملی ونظری اش ازنطفه گذاری کمونیستها تاکودتای ثورودستاوردهای نفرتبارش وفرار و رو آوردن شان به امپریالیزم مشاهده میکنیم. تکرارآ: دریای کابل بافاضل آب های آمیخته درحال حاضر بیانگر یک اصل است؛ وآن اینکه این دریا باداشته های فعلی وبرنامه های عملی که عرض گردید؛ نشانه ویادگار وتداوم بخش وموزیم وتاریخ وبرنامۀ کودتای هفتم ثورویاهمان بهشت رویاهای کمونیست را نمایانگر است. وبه این نتیجه دست می یابیم که کمونیستها پس از آغاز وادامه دوران مبارزاتی شان علیه امپریالیسم؛ پذیرای شکست قطعی گردیده وبصورت زن منکوحه امپریالیزم صدای به بلندای انقلاب اکتبر وکودتای هفتم ثورسرداده وهم اکنون مصروفیت ترو خشک کردن اولادهای امپریالیزم درخانه شوهر روز گذرانی؛ وخوش زندگانی دارند. ومن الله التوفیق. نوراحمد رجاء 23-9-1389 برابر14-12-2010 این ایمیل آدرس توسط Spambot ها محافظت شده، برای مشاهده آن باید جاوا اسکریپت را فعال کنید
!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved." |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




بنـــام خدا





