Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان


Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
ببرک کارمــل مــزدور و وطنفــروش بی همتــا درتــاریخ کشــور PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - اجتمـــاعی
نوشته شده توسط نوراحمد رجاء   
چهارشنبه ، 24 آذر 1389 ، 06:56

نوراحمد رجاء بنـــام خدا
روزی حضرت سلیمان به کلاغ پیسه گفت: زیباترین پرندۀ دنیارا برایم بیاور؛ کلاغ پیسه پس ازگشتی دور ودراز برگشت و جوجه خودش را نزد حضرت سلیمان به نمایش گذاشت؛ وافزود: این بهترین موجودی است که درروی زمین پا بعرصۀ حیات گذاشته است.
باعرض معذرت از آن عده خوانندگانی که این نوشته نه سهوا بلکه قصدا درترکیب وکلمات زشت نوشته شده وادامه می یابد واین بدان ملحوظ است که (گوشت خرباب دهان سگ را دارد) و (آنقدر جوری که بانیکان بد است؛ بابدان نیکی چنانش میشمار)

اخیرا مزدوران وسرسپردگان روسیه که تاتوان داشتن علیه امپریالیزم جهانی در دو دهه قبل شعار سردادند و گلوی شان همانند بوق آسیا بصدا درمِیامد ورنگ صورت شان همانند کون مرغ سرخ میگردید؛ ودهان شان تاپس گوش ها گشاده میشد وجای پای امپریالیزم را به رگبارمسلسل می بستند.

هم اکنون همانها؛ سران شان؛ زعیم ها ورهبران شان در کشورهای امپریالیستی رخت اقامت افکنده ودراصطبل های امپریالیستی آخور بسته اند؛ وبراستی ثابت ساختند که تفاوت اندکی درشعارهای شان فاصلۀ میان کمونیستی و امپریالیستی را از میان برمیداشته است.

کمونیستها همواره شعار وطنپرستی را تزریق اجتماع مینمودند؛ همان وطنی که درگرو کودتا قباله اش به روسها داده شده بود؛ ولی دراصل اینک کلمه وطن به کلمه شکم جابدل نموده است؛ و شکم پرستان کمونیست نشیمنگاه امپریالیزم راچنان لیسیده وپر خورده اند؛ که درتمام سرزمین های امپریالیزم لمیدن همیشگی را به استجابت دعاگرفته اند.

سیرخوردن وپرخوردن آروغ های صداداری را ایجادمیکند؛ واین آروغ همان قصه وروایت حزب مترقی رابیادشان میدهد؛ هرچند براستی این مردم و این گروه واین حزب وسازمان؛ مردمان مترقی اند؛ فقط ترقی را درکشورهای امپریالیستی ودرجهت نوکری به امپریالیست ومفت خوری آموخته اند.

کمونیستها دریافته اند که چند روز کوتاه عمر ایجاب این دوندگی وشعارسردادن علیه امپریالیزم را نمیکرده است؛ وکمونیستهای افغانستان اگر اندکی دیرتر به این حقیقت دست یافته ویا رسیده اند که: (سگ امپریالیزم بودن به؛ که رئیس جمهور کمونیست شدن). که مبارکی به این رسیدن را برای شان برای همیشه خواستاریم.

 وماباور داریم که این زعیمان برجسته وکادرهای پیشرفته ونویسندگان وسخنرانان ورزیده به مقامی که در دربار وبارگاه امپریالیزم دست یافته اند؛ اصلا وابدا وهرگز از آن دست بردارنیستند.

واگرگاهی عوعو ویاعرعری بیاد دوران طلائی خیالی کمونیست شدن سرمیدهند؛ از روی مزاح وشوخی است؛ چنانیکه دلقک های کوچه گرد؛ درجمع مردمان وقتی به نمایش وریشخندی میپرداختند از سر دادن باد نشیمنگاه برای خنداندن وبیشتر استفاده بردن سود مالی جمع شدگان سود میبردند.

در زمان هارون الرشید کسی ادعای پیامبری کرد؛ اورا نزد هارون آوردند؛ هارون پس از سوال جواب کوتاه گفت اورا درمهمانخانه نگاهدارید؛ چند روز پس هارون الرشید؛ این مدعی را طلبید وپرسید کدام وحی برایت آمده است؟. او درجواب گفت بلی ! هارون پرسید چه وحی است؟ گفت این وحی برایم آمده است که من دربهترین جا قرار دارم وبهتراست که جایم را حفظ کنم.

درسرزمین ودربین مردم ما کسی برای راندگان کمونیست ورو آورندگان امپریالیزم؛(چه مزدوران کمونیست ویاحاکمان فعلی) جایگاه وپایگاه ومقام وارزش واهمیتِ قایل نیست؛ وحتی به مقام همان دلقک نمیرسند تاکسی به بی ادبی شان لبخندی بزند.

در اوانیکه هنوز رضا قلدر در ایران به قدرت نرسیده بود؛ هفت نفر از قبیلۀ رادربدل یک الاغ به ترکیه تباری عوض نمود؛ چند روز بعد آن ترک برگشته وسراغ رضاقلدر را گرفته وبر آن بوده که الاغش را بیاورد ونفرهایش را پس بگیرد؛وناراض بوده که لااقل خَرم مصدر کاری بوده واین هفت آدم در ازاء کار ارزش یک خر را ندارند. وبه برداشت مردم ما که کمونیستهای افغانستان چکیده همین قماش مردمی اند که ذکر شان رفت.

کمونیستهای که تاهنوزکمونیست مانده وبه آغوش ملت برنگشته واظهارندامت ندارند شامل مبحث اند؛ (ژان ژاک روسو) جملۀ زیبای دارد: (هرانسانِ ممکن است در روز یک تا پنج دقیقه خرگردد؛ اما انسان عاقل ودانا کسی است که از این لحظات حالت خریتش بیشتر ادامه نیابد).

آنچه جهان وجهانیان وخاصتا مردمان سرزمین ما از دستاورد کمونیست کشیده اند؛ به ریختن خون کثیف همه کمونیستها انتقام آنها گرفته نمیشود؛ اما اینکه دیگر نهاد وسازمان وجمعیتی ارزنده؛ رو آوردن به کمونیست را ندارند واین مکتب برای همیشه به کودال نیستی ونابودی فرورفته ودرموزیم تاریخ نام این مکتب باجنایت وتبهکاری وسیه روی به ثبت گرفته شده است؛ سبب آرامش بشر گردیده است.

گاهی اگر از کنار مُستراحی گذشته باشید؛ بوی گند مدفوعات سبب میشود که دماغ تان را گرفته واز آن بگذرید؛ حال آنکه مدفوع کننده رفته است؛ اما بوی گندیدگی بجا مانده است؛ به این استناد واین آدرس توجه ویامراجعه فرمائید:

(مرگ منجی ناکام شوروی: گنادی یانایف آخرین معاون رئیس جمهوری اتحاد جماهیر شوروی که کودتای نافرجامی را باهدف جلوگیری از فروپاشی این اتحادیه رهبری کرد.....

کودتای یانایف و همراهانش کارکرد معکوس پیدا کرد و با تحریک احساسات عمومی در فضای هیجانزده روسیه ای که مردمش پس از ده ها سال برای نخستین بار طعم "آزادی" را چشیده بودند، روند فروپاشی شوروی را تسریع کرد.

این کودتا همچنین به جای آنکه جناح سنت گراتر حاکم بر شوروی را به قدرت بازگرداند، ناخواسته بوریس یلتسین را به اریکه قدرت رساند که سیاست گذر ناگهانی از اقتصاد کمونیستی به سرمایه داری و بازار آزاد را جانشین برنامه اصلاحات گورباچف کرد.

....با این حال در پیامی که حزب کمونیست روسیه برای گرامیداشت یانایف صادر کرده هیچ اشاره ای به کودتا نشده و تنها از او با عنوان متخصصی برجسته و "رفیقی" قابل اعتماد یاد شده است).

http://www.bbc.co.uk/persian/world/2010/09/100924_u01_yanayev.shtml

وارث خون از خونش گذشته اما شاهدان ازشهادت وادامه روند دست بردار نیستند.

 

گاهی کسی براساس خلل دماغِ که عایدش گردیده و پس ازمداوا بهبودی حاصل کرده؛ مدتها ویاشاید درطول عمرش اظهار نوعی شرمندگی را از آن داشته باشد؛ شاید تصور دارد که در آن مدت کاری ناشایست انجام داده ومردم تاهنوز آن خاطرات را بیاد دارند.

امادیوانگی در بین کمونیستهای افغانستان نه تنها یک افتخار به حساب میآید که آنرا بعنوان ارث پدری وهدیه گرانقیمت نگاهداری میکنند؛ به این استناد توجه فرمائید:

(استالین در کشتار کاتین مقصر شناخته شد

بیش از 22 هزار زندانی لهستانی از جمله هشت هزار نظامی، در جریان جنگ جهانی دوم در شوروی تیرباران شدند

دومای دولتی که مجلس سفلای پارلمان روسیه است، شخص ژوزف استالین، دیکتاتور شوروی سابق را مسئول اعدام جمعی سربازان لهستانی در جریان جنگ جهانی دوم اعلام کرده است.

در اعلامیه مجلس دوما تصریح شده که شخص ژوزف استالین دستور تیرباران هزاران سرباز اسیر لهستانی را در سال 1940 صادر کرده بود.

این سربازان در جریان جنگ جهانی دوم با شلیک گلوله نیروهای شوروی در کاتین در روسیه کشته شدند.

کاتین پس از اشغال اتحاد جماهیر شوروی توسط نیروهای آلمان نازی، تحت کنترل این نیروها قرار گرفت.

در جریان بحث مجلس دوما در این باره، نمایندگان کمونیست با صدور اعلامیه مخالفت کرده و مسئولیت شوروی سابق در این کشتار را انکار می کردند.

ولی رئیس کمیته روابط خارجی مجلس دوما گفت وظیفه نمایندگان این است که دروغ ها را از سر راه بردارند).

ادامه در:

http://www.bbc.co.uk/persian/world/2010/11/101126_l04_russia_katyn.shtml

اما روش حرامزادگان کمونیست های افغان که حالا درکشورهم نیستند؛ این است که که به دروغ های کمونیستی ادامه بدهند.

کودتای هفتم ثور 1357 روز سیاه وننگینی است که از آن تاریخ تا آنگاهی که صلح وزندگی مسالمت آمیزدرکشور افغانستان حاکم وحتی یک دهه از زندگی وتامین امنیت بگذرد بدوش عاملین مزدور آن کودتا است.

اساسی ترین پلان کمونیستها رویکار آوردن نظام بیخدائی بود وبخاطر تامین این ایده ازهیچگونه کشتار وخونریزی وبیرحمی وقسی القلبی دریغ نورزیدند.

 وبراستی بهمان گفته داستایوسکی که: (اگر خدارا ازمیان برداریم هرکاری جائز است) تحقق این گفته را بدینصورت که خدا قابل پرستش نیست بایدکنار گذاشت شود وبجای آن نظام کمونیست؛ رهبران کمونیست؛ فرمان های صادر شده از زبان رهبران کمونیست؛ صاحب منصبان چه نظامی ویاملکی؛ اعضای بلند پایه کمونیست ودرنهایت هرخری که نامی ازکمونیست داشت وهر گاوی که شاخی از عضویت حزب را دارا می بود؛ چه دارای لیاقت بود ویانبود؛ چه ازنسل انسان ویامیمون؛ چه به شیر خر بزرگ شده بود؛ چه از انسان.

چه دستگیر پنجشیری ویا بولانا فرخاری ویاامان معاشر کودنی که مقام خریت را از آباء واجدادش به ارث برده است ویاکدام میمون زاده دیگری که در دار ودسته کمونیستها شامل بود علی الظاهر مردم مجبور به احترام برای شان شده بودند.

(خوانندگان خدا پرست و وطندوست توجه داشته باشند که لقب مولینا زیبنده مقام وشوکت همان مولینای بلخ؛ خِداوند عرفان ودانش است؛ همان مولینای که سبب افتخارهرمسلمان وخاصتاملت مسلمان ما وبویژه بلخی های متدین است؛ من برای کبیرفرخاری بولانا را نام نهادم که کلمه بول معلوم است ودرشان وشوکت کبیرفرخاری این ابله زاده وکفتارپیر ومیمون دم دار وشغال فراری وروباه حیله گر زیبنده ومبارک است).

در نظام کمونیست پرستش خدای یگانه محکومیت به نابودی داشت؛ اما گوساله های سامری همانند تره کی وامین وببرک و نجیب؛ خداوندانِ تحمیلی بودند.

ملت بزرگ ومسلمان ما پس ازسلسله قیام های همگانی به عوض پرستش این گوساله ها ستون فقرات ماهی های بزرگ را به نشیمنگاهی کمونیستها فروبردند وبهمان حالت ثابت نگاهداشتن که فریاد درد وفغان شان تاهنوز از حلقوم بجاماندگان شان از امریکا وکانادا وهرکجای دیگر بلند است.

ومن نمیدانم این ملت چطور بلدیت داشت که چنان چیزی را در تهیگاه کمونیستها فروبردند که درنگاهداری فریادشان تاآسمانهامیرود؛ وآنگاهی که ملت میخواهد بدیده ترحم بر آنها بنگرد وستون فقرات ماهی را بیرون آورد؛ بازفریادشان تاکهکشانها بالاترمیرود که نه همان ماندن بهتراست.

پرستش خدای یگانه بار بار قویتر و پرجوشش تر وپر تحرک تر درنهاد وضمیر هرانسان مسلمانِ دراین کشور نفوذی ناگسستنی تری را به ثمر آورد؛ واین ملت اجازه نداد که از یک انسان مزدور وکثیف ووطنفروش ویا یک انسان همانند خودش را به پرستش بگیرد؛ وفادار وپایدار به یگانه پرستی ثابت ماندند؛ که این ثبات عزم هرگز وهیچگاهی تزلزل پذیرنیست.

بولانا کبیر فرخاری درگوشه از مصاحبه اش اشاره به حاکمیت چند تا ریشو دارد؛ وبه ریش که مظهر سنت پیامبر اکرم (ص) وسنت وفرهنگی پذیرفته شده درشئونات ملی ومردمی است میتازد.

بلی در این سرزمین بحکم تاریخ وفرهنگ وعنعنه اسلامی وملی باید بقول بولانا فرخاری(چندتاریشو) حاکم باشند؛ اما این ریشداران هرگز اجازه نمیدهند که بی ریشان که عمری را درمفعولی باربری کرده وهمچون لنگ حمام دراختیار لواطه کاران خوشگذران بریش رسیده اند؛ ودرکودتای هفت ثور اکثریت آنها سعی وتلاش داشتند تاباکشتن به ریش رساندگان خود ننگ غلامبارگی را بپوشانند؛ که اگر این کشتار ادامه می یافت باید این کشور به زنستان تغیر نام میداد وعده افرادی از عضو حزب تازدون لکه های ننگ باید عدۀ زیادی از ناحیه ویاولسوالی خودرا ازدم داس وچکش کمونیست میگذراندند.

بولانا فرخاری بیشرمانه در قسمتی از نوشته خویش به این نازیده است که ببرک کارمل ازتریبون پارلمان به دفاع ازملت وکشور وسرکوبی نظام بپاخاسته بود.

ببرک به دفاع ازحزب کمونیست اراجیفی را رشته بافته بودکه درهمان جلسه به توسط نمایندگان ملت وبه راهنمائی مرحوم مولینا محمد نبی محمدی چنان لت وکوب شد که مانند خر عرعرمیکشید؛ و اورا ازکلکین پارلمان به بیرون پرتاب نمودند؛ که باسروکله خون آلود وشلواری تکه کنده شده به شفاخانه انتقالش دادند و از آن به بعد ببرک کارمل همچون موشی درکنجی ازپارلمان خزیده وجرئت نداشت از دهانش بلندتر صحبت کند.

دیوانگان کمونیست لباس به قد وقامت ببرک میدوزند؛ که بیشتر شباهت به پرطاووس ویا برگستوان را دارد؛ درحالیکه من گفته خود اورا شاهد میآورم:

 

(خاطراتی از آخرين ديدار با ببرک کارمل) مصطفی دانش کارشناس مسائل خاورميانه.

...موقع خداحافظی با لحنی خسته و دردآلود، از تنها حاصل عمر خود چنين ياد کرد: "بزرگترين درسی که در زندگی گرفتم اين بود که هيچ کشوری نمی تواند به اتکای نيروی خارجی به آزادی و استقلال و پيشرفت دست يابد. بايد به اراده مردم احترام گذاشت و از استقلال کشور دفاع کرد. هر ملتی بايد روی پای خود بايستد."

آيا اين درس برای کسی که از صحنه سياسی رانده شده، مهر "مزدور و خائن" بر پيشانی اش خورده و حالا در آستانه مرگ قرار گرفته بود، می توانست فايده ای داشته باشد؟

http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/2009/12/091223_v_babrak_karmel_danesh.shtml

حال خود قضاوت فرمائید به اساس گفتۀ خود ببرک که بامصطفی دانش کارشناس مسایل خاورمیانه داشته؛ اوپشت پالان خری بوده که به تن گیرد وخریت خودرا که پذیرفته به همگان ثابت بدارد؛ اما خردلالان خرصفت که همواره به چهارپا روانند؛ درصدد اند که لگام وپالان اورا عوض بدارند.

ملت ما درداخل کشور فارغ البال از اندیشه های مزخرف کمونیستی اند؛ ایده ومکتب ونظام کمونیست را نمیتوان درمکاتب؛ دانشگاه؛ اردو ویادربین مردم واجتماع مشاهده نمود؛ درحال حاضر جایگاه فعال اندیشه کمونیست را دربستر طویل دریای کابل میتوان بوسعت بسیارعمیقی آنرامشاهده نمود.

کسانیکه سالها ازکابل دورند ویاهموطنانیکه دریای کابل را ندیده اند تصور دارند که گویا همان شعر (لب دریای کابل شیشتنم شد) را تداعی کننده ام؛ که اینطورنیست.

دریای کابل یعنی لجن؛ مرداری تعفن؛ بدبویی جایگاه رشد میکرب بمعنای عام وتام آن.

گزینه که نه تنها به توالت عمومی بدل شده است که حتی باشندگان نزدیک به دریا وقتی درنیمه های شب به خالی نمودن توالت های شان میپردازند؛ مجموعه کثافات را درگوشه وکناری از این دریاسرازیرمیدارند.

دریای کابل محلی که سرتراشان موهای تراشیده شده را میریزند؛ جائیکه سگ شویان مصروفیت دارند؛ مکانیکه هر رهگذری اخلاط وآب دهان را بداخل آن تف میکند.

دریای کابل کانونیکه سگ های ولگرد وپشک های مرده وماشین زده را بداخل آن می اندازند؛ ذخیرگاه آبهای سبز گندیده که صدها مگل به آواز امان معاشر ببرک ببرک صدامیزنند.

دریای کابل ذخیره خانه موشها وخرموشهای که هرکدام صدها کیلو بول را در ذخیره خانه خود؛ ذخیره برای بولانا تخاری بصورت گوشت قاق روی هم انباشته اند.

دریای کابل انبارخانه که ازپوست پیاز وکچالو و زردک وچتلیات میوه های گندیده وپوسیده به اضافه آنچه سگ ها مدفوع وگربه ها قی نموده اند؛ تهیه وآماده انتقال به دستگیر پنجشیری است تااوبتواند بااستفاده از آنها حقایق تاریخی را قلمفرسایی وبرجنایات خود وهمراهان جلاد کمونیستش راه نجات را به جستجو بگیرد.

دریای کابل جایگاه خالی نمودن شکمبه گاومیش ها وشستن کله پاچه های گاومیش ها وجمع واجتماع حشرات موذی ومهلکی که هرگاه بیننده از آنجا بگذرد؛ درلابلای هرشکمبه صدها کِرم وانگل درحال ترتیب مارش بزرگ ومتینگ عظیم کمونیستها را به همراهی همه سردمداران کمونیست آن ازنظرمیگذراند.

واگر از آغاز این دریارا باهمه سور وسات هایش بصورت بایگانی ردیف کنیم؛ تاریخ؛ آغاز ادامه وپایان کارومکتب کمونیست را بصورت عملی ونظری اش ازنطفه گذاری کمونیستها تاکودتای ثورودستاوردهای نفرتبارش وفرار و رو آوردن شان به امپریالیزم مشاهده میکنیم.

تکرارآ: دریای کابل بافاضل آب های آمیخته درحال حاضر بیانگر یک اصل است؛ وآن اینکه این دریا باداشته های فعلی وبرنامه های عملی که عرض گردید؛ نشانه ویادگار وتداوم بخش وموزیم وتاریخ وبرنامۀ کودتای هفتم ثورویاهمان بهشت رویاهای کمونیست را نمایانگر است.

وبه این نتیجه دست می یابیم که کمونیستها پس از آغاز وادامه دوران مبارزاتی شان علیه امپریالیسم؛ پذیرای شکست قطعی گردیده وبصورت زن منکوحه امپریالیزم صدای به بلندای انقلاب اکتبر وکودتای هفتم ثورسرداده وهم اکنون مصروفیت ترو خشک کردن اولادهای امپریالیزم درخانه شوهر روز گذرانی؛ وخوش زندگانی دارند.

ومن الله التوفیق.

نوراحمد رجاء

23-9-1389 برابر14-12-2010

این ایمیل آدرس توسط Spambot ها محافظت شده، برای مشاهده آن باید جاوا اسکریپت را فعال کنید

 

 

Advertise your business here. Click to contact us.
  • ناشناس
    اولا سلام به جناب نوراحمد رجا با این مقاله زیبا و خواندنی اش.
    جناب رجابا تائید سخنان زشت که شایسته همین کمونستهای ملحد و چاکک برچم ها و خلقیهای بیغیرت است ایا شما میدانید که هنوزهم بقایای این کمونستا ن منکر از خدا که ذره یی به خداوند و اخرت باور ندارند در کشور عزیز ما به مقامهای بلند نصب اند. اگر نم یدانید یک مراتبه به وزارت تحصیلات عالی سربزیند و بیبینید که درانجا معین تدریسی ملحد کسانیکه را که در وزارت اورده است به جز از کمونست ایا کدام مسلمان دربین شان بیدا میشود. خدارا شکر گزار هستم که دربارل مان فعلی هیچ کمونستی جا ندارد ورنه انهابا استفاده از این ازادی مسلمانها بیسیار مدمغ شده و حتی از طری ق تلویزیزیونها و بصورت اشکارا در دفاتر دولتی به کمونست بودن خویش افتخار میکردند.
    خداوند این بیغرت ه ا را برای همیشه گم کند شما گله کردید که در خانه های امبریالیزم اند خداکند که درهمانجا مردار شوند و د وباره هرگز به خاک ما نیایند و اگر بیایند مانند سایر این بی دینها جز ظلم و استفاده سو و خیانت کدام کا ر نمیکنند.

    ن د از دانشگاه کابل
  • ناشناس

    آقای رجا!

    سلام
    چلچلۀ رگبار کلمات وجملات بهم پیوسته ات بر پیکر پوشیده ومتلاشی شده ای کمونی سم همچو ن اعدام دوبارۀ استالین بعد از مرگ آن در روسیه بود
    که خرشچف ،جسد کندیده ای آنرا دوب اره محاکمه ساخت وگفت که :« استالین مرد خشن وجنایتکاری بود که در تاریخ نباید نظیر آن بوجود آید »
    ابته گفتارت در مورد بولانا فرخاری وامان معاشر که هنوز در خواب خرگوشی قرار دارند ، امید وارم آنها را بیدار کرده باشد .
    اگرچه طوریکه از نوشته جات فرخاری بر می آید هنوز این گاو پیر پنبه دانه خواب می بیند.
    وتعجب است که اکثرا در نوشته جات منظوم خویش هنوز هم بر اهل دین وشعایر دینی زخم زبان حوا له کرده وگویا در دوران کودکی از طرف کدام ریش دار نا پاک بر او خیلی فشارو ستم روا داشته شدهد است .

    بهر صورت اگر کبیر فرخاری همان طرفیکه از او دلخور بوده است آزردگی اش بیان دارد ما با حرفی نداریم زیرا بحکم طبیعی :
    «هر که را دردی رسد نا چار گوید وای وای »
    اما این گراز پیر مفلوک وقتی به جست وخیز می افتد هیچ کسی از زخم نیش آن در امامن نیست ، وامان معاشر نیز بر مصاحبه ای خود بیشتر اورا نشادری ساخته بود
    محمد - افغانی
  • ناشناس











    ________________________________________
    جنون انسان دشمنیء پس کسوتان شیطان
    یادداشت ارسال کنندهء این مطلب
    اخگر از هامبورگ


    نوراحمد رجاء که تا صنف نهم مکتب خوانده است از اخوانیها و جهادی های م تعصب هرات مربوط باند تورن اسماعیل است .تورن اسماعیل در زمان فرمانروایی مشترک مافیا و ناتو مدتی وزیر برق افغانستان بود.
    رجا در زمان جنگ تحمیلی امریکا که از آن بنام جهاد یاد میکنند از قصابی حیوانات به قصابی انسانها ارتقاء بافت و پس از پیروزی جهادیها و استقرار رژیم اشرار در کابل نماینده برهان الدین رب انی در دوشنبه شد و در آنجا به گفته خودش فرض دینی خود را ادا کرد ؛ خانم افغانی را رها و با چهار خواهر تاجکی صیغه یا ازدواج کرد.
    او را با رسوایی از دوشنبه اخراج کردند اما بزودی درپناه همان تورن در کابل و هرات قرار گرفت.

    یادداشت آتی نوشته محترم کامران است.

    ...................................... .................................................................................................... ...




    []کــــامــــران


    آنگاه که از دریچه جهان نما ی دست ساخت عقل مخلوق خداوند هستی، با ب ال آرزومندی همیشگی (تبسم بر لبان کودکان ، نشان امید برجبین بزرگان، سرور در چشم مادران ، نشاط در خاطر پدران، شور وشوق در روان خواهران و برادران ) همراه با خیال نیک پنداران آن وادی پرورشیء داشته هایمان پر پرواز میکشم،و بسوی سرزمین مردم داغدیده ، بلا کشیده و مصیبت چشیدهء که هنوز کام ها ی شان از اعطای ن امردمیِ سبز شعاران تلخ است سفر میکنم. میخواهم بدانم بر احوال تن رنجور آنجا که وطنم است وآنان که باهم فرزندان آن قلمرو بزرگِ فرهنگ مشترک استیم چه میگذرد.

    در این سفر تنی از پس کسوتان شیطان لعین یعنی همان انسان دشمنان درنده خوی که با حرفهء تفنگ مشربی و سرشتِ شیطان باوری، هنوز پیش لشکر آتش افروزی شیط ان اند، پر پروازم را به چنگال شیطانی اش کشید.

    این هیولای شیطانی که درراه سفر آرزو های نیک، برای ک شتن حقیقت کمین کرده ، نامی است همخوان با صفت فاعلیء که زبان نوشته اش از او تصویر «رجاء» یعنی طمع،میک شد، و او را به معرفی میگذارد. طمعی که رضایتش انسان دشمنی است. بیشهء کمین کرده آقایرجاءکه روزگاری مسی ر مکتب ومدرسه، بیمارستان و موسسات عام المنفعه بود اکنون در چهرهء دیگردر فضای انترنت کمین کرده است. ا ین آدمک در این کمینگاه اکنون خامهء های انتحاری خلق میکند تا حقیقت را در فضا نابود سازد. آقای رجاء اخ یرأ یادداشتی را زیر عنوان «شگرد شگفت انگیزمبصر» در سایت انترنتی خاوران به دست نشرسپرده و به بهانه گز ارش خبری یک تن از خبر نگاران آزاد غربت سرای ما بنام ( امان معاشر) چنگ ودندان انسان دشمنی را به باور های جمعیء جمعیتی از مردم دوستان وطن تیز نموده و لجام گسیخته به آنان تاخته و چون باداران اش با روح شی طانی اش قبور رفته گان به دنیائی باقی را نیزبا بی حیائی گشت زده است.

    بعد از آنکه روح ستیزه جوی آقا ی رجاء خواننده را به سراپای صفحه نوشتاری او ونظریات سایر باز دید کننده گان می کشاند. نظرات متفاوت را میتوان به خوانش گرفت، که بسیار جالب هم است واگر واقعأ آقای رجاء به «شرنگش» خوش نیست باید دیگر از بر اه انداختن چنین نوشته های مستهجن بپرهیزد. اگر خیرش نمیرسد شر نرساند. ودر عین حال امیدوارم که سخنان س ایر ابراز نظر کننده گان در یادداشت من تکرار نشود.

    به خورد نَــفس «رجاء» چه باید پیش کش کرد . طمع سیری ناپزیراو حتی کلمات را گاهی می بلعد و گاهی هم از حرص به آن می افزائید. گوئی کلمات هم متاع چورو چ پاول اند. بر خلاف عادت میخواهم از صورت نگارش آقا ، آقا را به قضاوت خواننده بگذارم.درحقیقت نمیخواستم به بی ترکیبی واژه ها ولغات یادداشت های مستهجن «رجاء» با قبول اینکه کسی از سهوء واشتباه خالی نخواهد ب ود منجمله خود من نیز، به همین منوال انگشت بگذارم. اما از آنجاکه آقای رجاء در نقش صدر نشینان ادبیات ن وشتاری ، شخص فاضل خود را جا زده باید از تبعات تحقیر به دیگران بهرهء خود را بگیرد. «شگرد شگفت انگیز م بصر» عنوان پر کششی است که خواننده را ذوق زده میکند تا در متن نوشتار ورود بی تاخیر نمائید. اما دریغا که به عاریت گیری کلمات آدم را زود افشا میسازد وعیب مرد سخن گفته بر ملا. همین است که میخواهم بنویسم ا گر از حق نگذریم در این یادداشت آقای رجاء ده ها لغات با پسوند های غیر ترکیبی از مفاهیم تهی شده ، ده ه ا لغات درست بکار نرفته، ده ها لغات غلطی املائی و انشائی دارد که بطور نمونه « چند تا» از آنرا باز نوی سی میکنم.اضافات غیر گرامری «تراوش - ات ، مصداق – یت ، گودال – ی ....» که در لغت نامه ها معنی ندارد ل غاتی که با مورد بکار نرفته «جوهر قلم تراوش روی صفحه ، لمس کردن بوی عریانی، وابستگی به دلبستگی، مراکز عصبی، نگارنده سر آنرا ندارد، خون و عصب رگ وچشم جسم جان، با هوی و هوس وو..... که تقریبأ همه نوشتهء آ قا » لغات بکار رفته با اغلاط املائی وانشائی «خرد یعنی خورد،«لغو بیهوده» را بکلی ندانستم که چیست؟ بکن ه یعنی به کنه، بصوب یعنی به صوب، بوضوح یعنی به وضوح،ووو....» از علامه گذاری ها به نسبت عدم دسترسی به «آفیس» های مجهزتر که خودم نیز به آن مواجه استم میگذرم. هر چند که خواننده گان میدانند اشباهات علامه گذاری های آقای رجاء به اساس این مشکل نیست. مثلأ به عوض (، به تکرار ؛ گذاشتن اشتباه و مشکل (آفیس ) نی ست.ولی توجه خواننده فاضل را به ترکیب کلمات وریخت جملات وتوجیهات در اولین ویا آغازین «پراگراف» های نو شته آقای رجاءجلب مینمایم باقی را خواهشمندم خواننده گان گرامی لطف نموده در اصل نوشتهء آقای رجاء مطالع ه فرمایند.

    ر«نمیخواهم حرارت سخنم مصروف ومشغول درخت بیدی گردد که تراوشات آن نه تنها ثمر دهنده وگرم کننده نیست که حتی دود غلیظش نفس گیر وکور کننده است

    اربابان سخن از لابلای نگارشات بنده بوضوح در م یابند

    اندیشمندان متعهد ومتدین وحتی آنانیکه از نوک قلم شان جوهری به صفحه کاغذ تراوش دارد ولو اینکه اندیشه تعهد دینی نداشته باشند اما بیداری وجدان قضاوتخانه ی فکر وکمال شانرا احاطه نموده باشد فرق بین اوج گذاران به عزت انسانی از یکطرف وقلم بدستان ذلت کشی را که بین خوب وبد حق وباطل روشنائی وظلمت فرقی نمی نهند ودر بیراهه های فساد وتباهی قلمفرسائی میکنند تفکیک گذارند

    تنها در این برزخ یک امر ویک فک ر حکمیت معکوسی را میپیماید که نگارنده مستی باشد که از نوک قلم آن شراب بچکد واز اندیشه اش خمیازه های عربده کشی ومطالب لغو وبیهوده که بوی عریانی ازآن لمس گردد»

    خواننده گرامی! این پراگراف های آغازین د ر نوشته «شگرد های شگفت انگیز» جناب رجاء است که واقعأ من مفاهیم آنرا درک کرده نتوانستم فکر میشود همان گونه که از خشت های اول عاقبت یک دیوار معلوم میشود. از این جهت برای خود ضیاع وقت میدانم تا تمام واقعأ سیاه مشق های رجاء را باز نویسی نمایم. اما بطور oلاصه چند نکته در مورد همین اولین خطوط نوشتهء جناب ر جاء

    حرارت سخن مصروف مشغول درخت بید شدن دود غلیظ نفس گیر آن چه نوع توجیه ادبی...
  • ناشناس
    (ستیز من تنها با تاریکیست. من برای نبرد با تاریکی شمشیر روی تاریکی نمی کشم، چراغ می افروزم.) (زرتشت)
نوشتن نظر
Your Contact Details:
 
Comment:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
Security کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

TOLO NEWS 24.05

FARAAKHABAR 23.05

KANKAASH 21.05

GOFTMAAN 24.05

تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ


پروفیســور رســـول رهیــن
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 67 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.