نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| امنيت ملي در دوران كرزي |
|
|
|
| مقـــــــالات - اجتمـــاعی |
| نوشته شده توسط فریدون فرهمند |
| سه شنبه ، 12 خرداد 1388 ، 08:26 |
|
از نگاه امنيت فردي دولتمردان ما خيلي دستاورد هاي براي خود داشته اند و در هر سه مورد امنيت جاني، مالي و اقتصادي تدابير زياد براي خود انديشيده اند. اما از نگاه امنیت ملّی، از زمان سقوط طالبان تغییر چندانی در وضعیت امنیت کشور مشاهده نمیگردد. از قبل هم صحنهی سیاسی کشور میدان برخوردها و منازعات ناسالم قدرت با تکیه بر اختلافات قومی و قبیلهای بوده، و بعد از سقوط طالبان هم عرصه سیاست، کشور همان میدان منازعات قدرت است. حتی دراین اواخر از رییس جمهوری که نماینده همه ملت افغان است، رفتارهایی را می بینیم که به صراحت بیانگر این است که یک سیاست قومی را در دست گرفته، البته نه برای دلسوزی و وفاداری نسبت به آن قومیت خاص ـ بلکه این دستور کارش در انتخابات بعدی است، که می خواهد با تحریک احساسات قومی به اهداف خود، که جلب حمایت آنها است برسد، که بسیار جای تأسف و نگرانی است. و تا زمانی که مساله امنیت به صورت ملی پیگیری نگردد، و هر کدام از سیاستمداران و مردم در سطح ملی به فکر امنیت نباشند، یقینا وضع امنیتی بهتر از این نخواهد شد. بناء گفته مي توانيم كه وضیت امنیتی با گذشت هر روز بدتر میشود، و از این رو نگرانی شهروندان بیشتر گردیده است، در رابطه با ریشهی افزایش ناامنیها عمدتا این رویکردها وجود دارد؛ سازمان یابی مجدد طالبان و دست یافتن این گروه به مهارت و توانایی های جدید تاکتیک نظامی، برخورد دوگانه با پدیدهی جنگ در افغانستان از سوی کشورهای که هدف خود را نبرد با تروریسم در افغانستان اعلان کردهاند و ضعف بیش از حد دولت افغانستان و فساد گسترده در ساختار امنیتی کشور و تلفیق این سه مورد. بدون تردید وضع امنیتی روند منفی داشته و قوس نزولی پیموده است . در اوایل دوره جدید تحولات شاهد نابودی و از بین رفتن طالبان بودیم، هم از لحاظ نظامی از بین رفته بودند و هم از لحاظ سیاسی حیثیت خود را در بین مردم از دست داده بودند، ولی عملکرد ضعیف دولت و اتکای بیش از حد آن به قوتهای خارجی، به خصوص امریکا و انگلیس و عملکرد دو جانبه این کشورها در برابر دولت افغانستان، باعث شد که طالبان یک قدرت نسبی در جنوب پیدا کنند. يكي از علت هاي ناامني در كشور را ميتوان موقعيت استراتيزيك افغانستان در منطقه دانست و از سالها بدين سو همسايگان ما هميشه در فكر منافع خود بوده و در جهت تامين امينت در كشور توجه نكرده اند و از طرف جنوب ما بيشتر شاهد مداخلات بوده ايم و یکی از اشتباهات عمدهای را که دولت افغانستان و قدرتهای حاضر در افغانستان مرتکب گردیدهاند، این بود که نقش همسایهها و قدرتهای منطقهای را در افغانستان تعریف نکردند و دولت خود را بیشتر وابسته به امریکا نشان داد، این موجب شد که بعضی کشورهای همسایه روند مداخله جویانه را تعقیب کنند. طبیعی است که سهم فعالی که کشورهای همسایه در امور افغانستان می توانند بگیرند تا حدودی چشمگیر تر از قدرت های غربی است. اشتباهاتی را که دستگاه دیپلوماسی کشور داشت این بود که نتوانست توجه کشورهای منطقه را به سیاستهای مستقل خود جلب کند. اعلامیه استراتیژیک که بین افغانستان و امریکا امضا شد یکی از عمده ترین اشتباهاتی بود که باعث شد کشورهای منطقه مثل روسیه، چین، پاکستان، ایران و کشورهای آسیای میانه در تشویش شوند و آنها حضور نظامی امریکا را در افغانستان به نفع امنیت ملی خودشان نمیبینند. با این پیش زمینه قدرتهای منطقهای رویکرد خوبی نسبت به آمریکا و حضور نظامی آن ندارند، افغانستان را اشغال شده میپندارند و حتی کشورهای عربی و اسلامی نیز میپندارند که افغانستان همانند عراق اشغال شده است و از همین رو است که کمکهای آنها به نظام طالبانی در دوران حاکمیت آنها، خیلی بیشتر از کمکهای آنها به دولت کنونی افغانستان بوده است. برای حل مشکل امنیتی مهمترین عاملی که باید در نظر گرفته شود، مردم است. هر حکومتی برای این که بتواند موجودیت خود را تثبیت کند و به مشروعیت دست یابد، ابتدا باید فلسفه وجودی خود را برای مردم روشن کند و بعد اعتماد آنان را به دست بیاورد. وقتی به اظهارات رهبران سیاسی کشور نظر انداخته شود، یک نکته استنباط می گردد و آن این که سیاستمداران کشور ما مصالح و مفاسد مرتبط با سرنوشت سیاسی کشور و زندگی مردم را از آیینه خود می بینند و به این نظر هستند که تامین موقف سیاسی آنان، به معنای کامروایی مردم نیز تلقی می گردد. در شرایطی که مردم از نبود امنیت، سرقت و اختطاف، گرسنگی، فقر، بیکاری و نا امیدی عارض از نبود چشم انداز مثبت برای آینده، نگران و مشوش می باشند، بزرگان سیاسی فارغ از نگرانی های عمومی، فقط به فکر تثبیت موقف سیاسی خویش بوده و آن را به معنای رهایی مردم از مشکلات فوق عنوان می کنند. دولت آقای کرزی در ابتدای کار با یک اقتدار به میدان آمد، هم مورد قبول مردم بود و هم مورد اعتماد. اما امروز میبینیم یک شکافی بین مردم و دولت به وجود آمده، که همین فاصله می تواند بستر مناسبی برای رشد ناآرامی ها باشد. جدایی دولت و ملت، تفاوت چشمگیر بین سطح زندگی دولتمردان و مردم، گسترش فقر و محرومیت در کشور، همهی این ها مردم را نسبت به دولت بی اعتماد و حتی بدبین میسازد. وقتی مردم به دولت و مسوولین دولتی نتواند اعتماد نکنند، یقینا با دولت و نیروهای امنیتی همکاری نمیکنند، و فعالیت های تروریستی تنها درصورتی مهار می گردند که مردم با دولت همکاری داشته باشند، و در صورت آگاهی از هر نوع فعالیت مخرّب، به نیروهای امنیتی اطلاع بدهند، و خودشان نیز جذب گروه های تروریستی نشوند، و در مقابل جذب نیروهای امنیتی و دولتی شوند. پس گفته مي توانيم كه دولت يك پلان عمومي براي امنيت عامه مردم ندارد، درين اواخر شاهد برخورد خيلي جدي امنيت ملي با جنايتكاران بوديم كه در نتيجه يك تعداد آنان دستگير شدند و اين قوه قضايي كشور و دولتمردان افغانستان است كه با اين باند ها خيلي بزدلانه و سطحي برخورد مي كنند. وقتي رييس جمهور درين قضايا سهل انگاري مي كند خصوصا در قسمت اعدام چنين اشخاص پس طبعا گراف جرايم و جنايات روز بروز سير صعودي خود را مي پيمايد. مردم افغانستان بعد از تحمل خسارات هنگفت مادي و معنوي بالاخره مصمم شدند تا در آينده داراي قانون، رئيس جمهور، حکومت، شوراي ملي، قضا و در کل دولت منتخب باشند و از همين طريق به صلح دايمي و انکشاف متوازن دست يابند و بالاخره با اشتراک شان در انتخابات رياست جمهوري، رئيس جمهور شان را انتخاب و فصل جديدي از زنده گي مشترك شانرا آغاز نمودند. اما مقايسه شود که آيا آرزوهايي که مردم داشتند و زحماتي را که به خاطر رسيدن به همچو فرايند متقبل گرديدند، برآورده شده و آيا تعهدات اظهار شده عملی گرديده يا فقط بخاطر شکار احساسات و همدردی مردم بوده است؟ آيا امنيت نسبت به گذشته بهتر شده؟ آيا در دسترخوان مردم کدام تأثير مثبت رونما گرديده يا چطور؟ آيا صفوف بيکاران کوتاه شده يا نه؟ آيا ضرورت حضور نظاميان خارجي کم گرديده يا خير؟ آيا انکشاف متوازن وجود دارد يا مواد مخدر، فساد اداري، جنايت و... از بين رفته يا مهار گرديده است يا نه؟ نه تنها اين سوالات بلكه ده ها چرا هاي ديگر است كه دامنگير اين دولت نابكار و غرق در فساد و ناامني است و فقط شخص رييس جمهور و تيم كاري او مسئول و جوابگو است و دولت افغانستان است كه بايد اين كشتي سرگردان در بحر ناامني را به ساحل آسايش و رفاه و امنيت رهسپار گرداند. بايد يك نكته ديگر را نيز بايد تذكر داد كه نيروهاي خارجي نيز در بوجود آوردن فضاي نا امن در كشور نقش بسيار خوب را بازي كرده اند، آنان بخاطر دوام و بقاي خود در كشور ما به قول معروف آب را گل نموده و ماهي مي گيرند، تا حضور هر چه بيشتر داشته باشند و ازين كالبد ناشكافته افغانستان هر آنچه در توان شان باشد بگيرند و به تاراج ببرند. نیروهای خارجی بدون هماهنگی بین هم و با نیروهای امنیتی داخلی عمل کردند، خاصتا تنشهای که میان نیروهای امریکا و انگلیس روی داد. و تضاد منافع بوجود آمد به جای اشتراک منافع. این می رساند که علاوه بر این که اینها با دولت افغانستان هماهنگی نداشتند، بین خودشان هم چندان هماهنگ نبودهاند و این ناهماهنگی مشکل امنیتی را حاد نمود. اما نقش مردم در تامين امنيت در كشور به چي ميزان بوده است؟ در هر جريان سياسي كه در كشور آمده مردم افغانستان بيش از همه آسيب پذير بوده اند و در زمان بعد از طالبان هم تنها مسئله كه به آن هيچ توجه نشده و فقط از آن به عنوان يك ابزار استفاده سياسي نموده اند، مردم است. دولت آقاي كرزي هم از آغاز زمامداري اش تنها بر قدرت نظامی و تسلیحاتی نیروهای ائتلاف تکیه كرده و تمام تلاشش بر این بوده که با ابزار نظامی هر مخالفتی سرکوب گردد و هر جریان مخالفی نابود شود، و در این میان تفاوتی میان تروریستان و سایر مردم نبوده است. در واقع از همان ابتدا وقتی نیروهای خارجی میخواستند وارد کشور شوند، اولین چیزی که مطرح شد، امنیت و منافع خود این کشورها بود و آنچه از همان آغاز نادیده گرفته شد و امنیت کشور و مردم ما بود. اینها به افغانستان آمدند چرا که طالب و القاعده تهدیدی است برای امنیت این کشورها، و امروز هم که از تروریستان و دهشت افگنان حمایت می کنند، برای این است که منافع خود را در بی ثباتی و ناآرامی افغانستان می بینند. و ما برای این که بتوانیم از این بحران خارج شویم، اول باید ببینیم چه عواملی به حاکمیت ملی، امنيت ملي و دیگر ارزشهای اساسی ملی ضربه می زنند، با آنها مبارزه کنیم. ببنیم خواسته ها و منافع ملی ما کدامند، درجهت دستیابی به همین منافع و در راستای امنیت همین مردم حرکت کنیم، تا به کامیابی برسیم.
طرح اربكي كه از جانب بعضي ها بحث هاي روي آن صورت مي گيرد به هيچ وجه به منافع افغانستان نبوده و نيست و طرح احمقانه است زيرا از يك طرف مردم شمال را بنام هاي دي دي آر و غيره خلع صلاح مي كنند و از جانب ديگر مردم جنوب را بنام طرح اربكي مسلح ميسازند كه بيش از پيش بالاي دولت مركزي قوي تر شوند. استقلال عمل دولتمردان خیلی مهم است. تا افغانستان در نظر کشورهای اسلامی و قدرتهای منطقهای و همسایه اشغال شده جلوهگر شود، اطمینانی برای همکاری از سوی آنها نیز وجود نخواهد داشت. و ذهنیت ها در رابطه به دولت افغانستان منفی بوده و زمینهی مداخله بیشتر خواهد شد. در صورتيكه هر جنايتكار به جزايي متهم گرديده و از طرف دادگاه به اعدام و يا ديگر جزا هاي سنگين محكوم مي گردند بايد بطور علني حكم اجرا گردد تا هم مجرم به جزايش برسد و هم باعث پند و عبرت ديگران گردد. قابل توجه این که اگر تغییر در سیاست های دولت های حاضر در افغانستان رونما نشود و دولت نیز متکی به مردم نگردد؛ مردم مجبور خواهند شد تا براي ايجاد امنيت و زندگي آرام، ساختار را بکلی دگرگون نموده تا آنچه سعادت، استقلال و آرمان برای این ملت شمرده می شود، تحقق یابد. به هر حال عاقلان گفته اند "جلو زيان را هر وقت بگيري فايده است" يعني هر قدر وقتي که پيشروست بايد به قناعت مردم پرداخت و از گذشته تجربه گرفت و آن اين که بايد اقدمات درجه بندي و کار به اهلش سپرده شود و از نيروي مردم خود در تمام عرصه ها استفاده به عمل آيد تا بيکاري، فقر، بد امني، مواد مخدر و... ختم يا حد اقل در کنترول قرار گيرد. |
| آخرین به روز رسانی در پنجشنبه ، 14 خرداد 1388 ، 09:31 |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




قبل از نوشتن در مورد امنيت بايد يك تعريفي از امنيت داشته باشيم كه امنيت چيست و ما كدام بعد آنرا مد نظر داريم؟ آيا ما امنيت فردي را در نظر داريم كه هر كس ميتواند امنيت خود را بگيرد و يا اينكه امنيت ملي مطرح است.





