نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| افغانستان و جهانی شدن (بخش سوم) |
|
|
|
| مقـــــــالات - اجتمـــاعی |
| نوشته شده توسط عبدالواحد سیدی |
| چهارشنبه ، 16 دی 1388 ، 22:52 |
|
از بستر کمونیزم و مارکسیزم آغشته به ناسیونالزم ملی گرایانه از دو تبار پشتون و غیر آن. از بستر ایدیالوژی اسلامی از آدرس جوانان مسلمان افغانستان که بعداً به احزاب هفت گانه و هشت گانه در سالهای جهاد عرض وجود کردند.
رویداد یازده سپتمبر یا یا دروغ بزرگ امریکا در برابر دو کشور افغانستان و عراق که در اولی القاعده و رهبران طالبان را می جست و در دومی سلاحهای کشتار جمعی را می جست که شرح ناموفق بودن در هر دو تلاش که با حدیث صداقت استوار نبود بجایی نرسید که هر دو حالت ناموزون انفعالی امریکا جهان شمول بوده و تبصره بالای آن وقت گیر و بی فایده است. صرف چیزی که اهمیت دارد ما روند ساختار تشکل ملت سازی را در دو جو مختلف به نقطه محراقی پژوهش خود قرار میدهیم.
باز هم اولی از آدرس کمونیزم و مارکسیزم و دومی از نشانه امپراطوری بازار بعد از سالهای 1960 تا 70 افغانستان شاهد برپایی برنامه های سیاسی از نشانی کشور به اصطلاح «شوراها» بود. زمانیکه این ایدیالوژی در افغانستان پهلو باز میکرد جوانان ما به واژه های از قبیل اقوام محروم، اقوام برادر، جهانی شدن و همبستگی پرولتاریای جهانی، نجات زحمت کشان از یوغ فیودالیزم و امثال آن عنوان میشد. از سایر فعالیتهای این واژگان بجز اقوام محروم و برادر سایر اصطلاحات جا باز نکردندو صرفاً اقوام برادر در کشور از سوی حزب به سر قدرت عنوان میشد که در نتیجه آن این حزب (خلق) در بین خود بدو فریکسون خلق و پرجم برهبری نور محمد ترکی و پسانتر ها حفیظ الله امین و در جناح پرچم برهبری ببرک کارمل، و دکترنجیب الله راه خود را با ساز مانهای برون مرزی و فرا جهانی از ادرس شوروی باز گذاشتند.
دومی جوانان مسلمان افغانستان که از زمان مرحوم محمد داود خان سر کوب آن آغاز شده بود نتوانست در مقابل حملات مرگبار و بی رحمانه حزب خلق که قبلاً همدگر خود را خوب می شناختند در داخل کشور مقاومت ثابت داشته باشند، زیرا ماشین قدرت بدست حزب خلق بود. روی این ملحوظ آنان منحیث اولین مهاجرین افغانستان، خاک وطن را ترک گفته به همسایه های شرقی و جنوبی جهت سازماندهی فعالیتهای سیاسی خویش متصل شدند.
سال 1981/1359 نقطه درد ناکی در تاریخ دپلوماسی امریکا محسوب میشد چرا که دولت نو پای خمینی کلیه منسوبین سفارت امریکا را در تهران به محاصره و گروگان کشیده بود که تلاش های کارتر در مقابل نفس های تند پیروان« خط امام » امریکا را بیشتر نا توان ساخت که با تعویض زعامت امریکا به ریگن امریکا موقعیت و ستراتیژی نظامی خود را در منطقه اسیای جنوبی که با شرق اوسط همسایه بود، تغیر داده از طریق سازمانهای اطلاعاتی خویش توانست در پاکستان ریشه های عمیقی را ایجاد کند.
از فعل و انفعالاتی که بین حکومت امریکا و پاکستان و مجاهدین افغان که درین بیست و اند سال سر فصل اخبار و اطلاعات جمعی بوده است صرف نظر کرده و به مطالبی می پردازیم که بعد از بن در افغانستان پایه میباشد.
دهه 21 میلادی که ما در آخر دهۀ اول آن قرار داریم خیلی مطالب را در ستراستراتیژیهای جهانی و موازنه و برهم زنی قدرت های کبیر در قبال داشت که از آن جمله کامیابی مجاهدین از طریق ترک قوای اشغالگر شوروی از افغانستان سقوط دولت دست نشانده شوروی در کابل و کشایش اولین قدم های مجاهدین در افغانستان به منظور کسب ساختار های قدرت دولتی در افغانستان که از همان آغاز با چالش های داغ نظامی و کشایش جنگهای دامنه دار که از بیرون سازماندهی و حمایت گسترده میشد در تمام کشور مخصوصاً ویرانی کابل گردید.و در ساحه بین المللی سقوط ابر قدرت شوروی در نتیجه این انفعالات، فرو افتادن دیوار برلین و وحدت اروپا با یکجایی بلوک شرق و تحولات عمیق در کشور های بالقان و غیره میباشد.
تمام فعل و انفعالاتی را که در عرصه های سیاسی از آغاز حکومت مجاهدین تا بحالا در افغانستان جریان دارد از نشانی تبار و اقوام بظهور رسیده اند. جنبش عبدالرشید دوستم یکی از خط های پر قدرت قرمزی بود که اگر رهبری درست میشد میتوانست به سود اقوام اوزبیک کار های موثر و دوامداری را در عرصه ایجاد موازنه سیاسی بین اقوام که حالا بیک تبار تکیه کرده است بانجامد. دولت مجاهدین برهبری آقای پروفیسور ربانی نیز قبل از اینکه استقرار یابد با دو شاخ، پر قدرت حزب اسلامی برهبری انجنیر گلبدین حکمتیار و جنبش شمال برهبری عبدالرشید دوستم و شاخه ای از حزب وحدت اسلامی که آنهم از گریبان ملت هزاره نتوانست ثبات را در کشور بیاورد و از غارت و قتل و جنگهای سلیقه ای جلو گیری نماید. طالبان که از ادرس اسلام ناب سخن میگفت و در قدم اول این دکتورین را داشت که میخواهد جنگ و برادر کشی را در بین اقوام و قوتهای افغانستان خاتمه بدهد و بعد از کامیابی زعامت را به محمد ظاهر شاه،شاه سابق بسپارد. اما دیده شد که نه تنها طالبان نتوانستند جنگ ها را خاتمه بدهند بلکه این جنگ ها بصورت گسترده باعث کشتار خود شان (طالبان اصلی که در بین آن علمای دینی و قاریان قرآن به وفور بود) و سایر اقوام کشور در چندین جنگ هولناک گردیدند.
اگر ما قادر باشیم که به اسناد پشت پرده سیاستهای جهانی که شاید یک سده بعد در موزیمها به نمایش و در دسترس قرار گیرد، درست رسی داشته باشیم می دیدیم که در پس این همه فعل و انفعالات که باعث زوال حزب خلق (وطن) مجاهدین، طالبان و همین حالا دولت انتخابی آقای کرزی و فلج دها احزابی که در فوق ذکر شد چه دستهای از بیرون از سرحدات و ماورای منطقه در کار میباشند؟
راوبط بافتهای محلی: در افغانستان سازمانهای قدیمی وجود داشته اند که دولت علیه افغانستان این سازمانها، از قبیل وزارتخانه ها، و اداراتی که بحوزه های جدا گانه چون امور مالی، امور خارجه، دفاع و امنیت داخلی و خارجی، کشاورزی، بازرگانی،، اداره پست و ارتباطات و فن آوری های مربوط به آن، حمل و نقل، تخصیص داده شده اند، ادارات محلی و ملی افغانستان و سایر مجالس قانونگزاری کمیته ها و کمیسیونهای خاصی دارند که به مسایل این حوزه ها می پردازند. ولی دولت و حکومت هر گز نتوانسته است روابط درونی این بافت ها را با داشتن حتی متفکر ترین و و مقتدر ترین انها، قادر به حل ان نیست،مشکل روابط درونی بافتها است:یعنی اینکه فعالیتهای تمامی این واحد ها را چطور با هم هم آهنگ کرد. تا بجای آثار و نتایج متناقض و متنافی و شلوغ کاری، برنامه های منظم و منسجم ارائه دهند.
تجربه های دولت داری در گذشته این را نشان میدهد که کلیه مشکلات اجتماعی و سیاسی با شئون اداری کشور که همچون تار و پود بهم بافته شده اند جامعه را یکی از دیگری متأثر و یا با هم پیوستگی و ربط میدهند. برای مثال انرژی بر اقتصاد اثر میگذارد و اقتصاد به نوبۀ خود بهداشت،و آموزش و پرورش، و زندگی خانوادگی و کار و هزاران چیز دیگر اثر گذار میباشد. هر قدر کوشش شود تا این پدیده ها بصورت مستقل عمل کنند که برای جدا سازی آن که خود ماحصل ذهنیت اقتصاد بازار است، فقط به سر در گمی و فاجعه می انجامد که اکثراً تساند و دوستی های ادارات و موسسات بین المللی از طریق ایجاد دفاتر رایزنی و مشورت فعال عرصه را برای تصمیم گیری حکومت و پایگاه های قدرت تصمیم گیری تنگ میسازد که اکثراً فاجعه آفرین و درد ناک است همین امروز از طریق رسانه های تصویری شاهد بر بیانیۀ آقای رئیس جمهور کرزی به زبان انگلیسی بودم که میگفت «یا بگذارند یا ترکم دهند» که این رایزنهای بالقوه خارجی میخواهند در سیستم های دولت داری دولتی مزورانه خودشان را از مجرا های غیر اخلاقی و مخالف با عرف بین المللی و رابط بین الدول که در کنوانسونهای جدا گانه حد و حدود ان از طرف جامعه ملل مشخص است بر دولت قانونی افعانستان که حق مسلم ملت افغانستان است مسلط و یا بعباره پوست کنده تر دولتی در میان دولت ایجاد کنند. از همین سبب است که قدرت های خارجی بار بار میخواهند در تمام سازمانهای که درفوق نام گرفته شد نفوذ داشته باشند.
از نگاه دانشمندان حقوق دولت این مسأله فقط در سر در گمی و فاجعه می انجامد که حاصل ذهنیت جهان صنعتی است، این ساختار ها نا همزمان اعم از داخلی و سازمانهای نامرئی بیرون مرزی که در بین ساختار های داخلی ذینفوذ هستند این را میرسانند که ساختار تشکیلات دولتی کنونی هر گز نمیتواند به منازعات پایان نا پذیر حقوقی و قومی بر سر قدرت و بیرون هشتن هزینه ها (هر اداره یی سعی میکند مشکلات خود را با بقیمت ایجاد مشکل برای دیگری حل نماید ) که به ایجاد عوارض جانبی متعارض و فساد منجر میشود. و بهمین علت است که هر تلاش دولت برای حل مشکلات به ایجاد مشکلاتی جدید و غالباً بد تر از مشکلات اولیه منتهی میگردد. باوجودیکه حکومت آقای کرزی کوشیده است این مشکل رابطه درونی بافتها را از طریق تمرکز بیشتر حل کنند و شخصیت های پر قدرت جدیدی را وارد صحنه های سیاسی کشور میسازد و همیشه آرزو میکند این رهبران انتخاب شده توسط وی، بدون توجه به عوارض جانبی مخرب سعی کنند تا جامعه را متحول بسازند ولی سر انجام دیده میشود که عمر حکومت شان نیز با تداعی به این ارمان سپری و ختم می شود پیش از اینکه این عوارض جانبی مخرب از بین رفته باشد که حتی تمرکز قدرت هم نتوانسته است گره کشا باشد.
در چنین حالاتی ما در دور گذشته حکومت آقای کرزی شاهد اقدام دیگری از جانب شان که از روی درماندگی انجام شده است و آن ایجاد کمیسیونهای مشترک وزارتخانه ها بوده است که وظیفه داشتند تصمیمات را هم آهنگ نمایند و یا مورد تجدید نظر قرار دهند، ولی دیدیم که این کا ر نتیجۀ ایجاد مجموعۀ دیگری از فلتر ها یا صافیهای است که تصمیمات باید از انها بگذرند. که این کار نتیجتاً پیچ و خم های اداری را از این هم پیچیده تر ساخت که باعث کندی روند پیشرفت کشور توسط کسانی شده است که جهان را در عینک سیستم های بین المللی بازار که چند سالیست ما را به آن چسپانده اند می باشیم.
|
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
تاجیــــکان درگــذرگـــاه تــاریـــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
یگـــانگی زبـــان فــارســی
پیـــدایش قبـــایل افغـــان(پشـــتون)

پیـــدایش قبـــایل افغـــان(پشـــتون)
درخراســـان(افغــانســـتان)
دکتر صاحبنظر مرادی
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




روابط درونی جهان با بافتهای محلی






