نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| افغانستان با مشکلات جهانی شدن (بخش ششم) |
|
|
|
| مقـــــــالات - اجتمـــاعی |
| نوشته شده توسط عبدالواحد سیدی |
| جمعه ، 25 دی 1388 ، 13:20 |
|
موجی که در اینده جهان بعد از دوره صنعتی رویکرد پیدا خواهد کرد جامعه را انوه زدایی میکند به این معنی که همۀ نظام اجتماعی را در جهت تنوع و پیچیدگی سوق میدهد. امروز ما می بینیم چقدر سرمایه های کلانی در برنامه های جهانی شدن افغانستان در راه رشد سالم آن از بین میرود(نظر به آمار رسمی دولت امریکا که از تریبیونهای اطلاعاتی پخش شده است حدوداً شصت هزار ملیون دالر کمک را که چلهزار ملیون آن از طرف جامعه امریکا پرداخت شده است را نشان داده است) را از سال 2002 و قبل از آنکه بدرد رشد ملی بخورد حیف و میل گردیده است که این خود ناکامی همیاریهای جهانی را نشان میدهد تا تاوانی باشد برای جنگ سردی که مردم افغانستان برنده آن محسوب شده است تا با آن بتوانند وطن ویران خود را آباد و نا امنی را به سلامتی تبدیل نمایند. علی رغم این هدف بزرگ و همدردی انسانی که بذریعه افراددیگری از ملت های دیگر با پرداخت مالیات های سنگین بحکومت های شان از این در آمد های انباشته شده عایداتی و مالیاتی این پولها در راه همیاری های ظاهراً جهانی بمصرف رسانیده شود که ظاهراً هم دولت های پرداخت کننده و هم مالیه پردازان در اروپا و امریکااز پرداخت آن به ستوه امده اند که تا چه وقت این پولها در جاهای دیگر نظیر افغانستانو یا عراق صرف شود. لذا حتا یک فرد غربی هم بهیچ صورت حاضر نخواهد بود ما حصل رنج و تلاش شان بطور مستمر در چنین کشور ها بمصرف برسد.
(جای امید واری است که در همین یکی دو روز قبل، دولت امریکا هیئت بلند رتبه یی را تعین نموده است تا حساب پولهای بمصرف رسیده در افغانستان را که یک رقم کاملاً کیهانی هست بیابند و عاملین فساد و دست برد ها به این وجوه « باد آورده» را از نو مورد تفتیش جدی قرار دهند که اگر واقعاً کار در این عرصه جریان پیدا کند باید تمام عمرانات بدون کیفیتی که از بودجه همین وجوه بشمول جاده های اسفالت و عبور راه های عمومی افغانستان بمصرف شان رسیده است، از نزد شان تاوان گرفته شود و یا از نو اعمار گردد. در این مورد هم جهان و هم مردم افغانستان مشتاقانه متوجه عمل این هیئت باز جویی بین المللی هستند.)
در همه کشور ها چه صنعتی و چه فقیر و غنی و چه در حال رشد دیده میشود که مردم از نبود «هدف ملی » نبود روحیه فداکاری، و از هم پاشیدگی تدریجی «وحدت ملی» و رواج حیرت انگیز گروه گرایی و بروز اختلافات گروهی به اعتراضات و مرثیه خوانی می پردازند. بحث داغی که امروز در بین کشور های غربی جریان دارد و مانند مرض مسری جامعه ما را نیز درنوردیده است مسأله داغ روز که منظور گروه های سیاسی است موضوعاتی را نظیر مسأله سقط جنین، کنترول تسلیحاتی، تبعیض نژادی، تبعیض علیه بانوان و جنسیت، بیکاری، فقر عمومی، الودگی محیط زیست، نیروی هسته یی و باز داری آن، و امثال آن در سطح ملی و بین المللی آنچنان مطرح میگردند که نمیشود بی صدا از کنار این مسایل گذشت.
ما می بینیم بی خانه ها بخاطر بدست آوردن خانه با هم متحد می شوند باز نشسته ها برای عدم پرداخت بموقع معاش شان با هم گرد می آیند، زن آزاد خواهان و «مدافعین حقوق برابر زنان از مردان» تشکیل سازمان میدهندو حتی حکومت ها را زیر فشار قرار میدهند و حرکت های ضد فحشا آغاز بفعالیت میکنند. حتی در اروپا گروه های لختیها (کسانی که برهنه گردی میکنند) و ضد آن، سازمانهای نازیهای همجنس باز و سازمانهای رهایی بخش همجنس بازان که حتی روح کلیسا نیز مانع از حرکات آنها شده نتوانسته است، واقعاً که این حرکات طوری مایه شرمساری جهان شده است که حتی سازمانهای بزرگ ملی را به سختی در انسجام یکپارچگی آن نمیتواند حفظ کند. اتحادیه های که در طول دها سال با داشتن مرام نامه های دقیق فعالیت میکردند اکنون هر کدام شان از خط مشی سیاسی واحد خود طفره رفته(گریز کرده) و صرفاً برای بر آورده ساختن مقاصد خاص خود مبارزات انتخاباتی را براه می اندازند.
امروز در آمار هایی که در مورد اشتراک مردم در انتخابات ریاست های جمهوری و شورا های مملکتی موجود است، اضافه تر از دو ثلث مردم در این نوع انتخابات اشتراک نداشته اند. مادر کشور خود در شورای نمایندگان شاهد بودیم که اکثر تصمیمات که به سرنوشت آینده کشور تعلق داشت نسبت عدم حاضری یا عدم اشتراک شان به تعویق افتاده است. ما در انتخابات ریاست جمهوری افغانستان شاهد به کاندیداتورانی اضافه تر از چهل نفر بودیم که اکثر شان نه شناخته بودند و نه از کارآیی و پیشبرد مبارزات انتخاباتی می توانستند بدر آیند و نه بکار ریاست جمهوری آشنایی داشتند و نه درس و مکتب این کار را خوانده بودند که بدون آنکه رای کسب کنند در صحنه انتخابات افغانستان ظاهر شدند و بعداً هم اکثریت شان از صحنه ناپدید شدند در حالیکه اشتراک بی لزوم هریک آنها به صرف اظافه تر از ملیون دالر تمام شده است که در یک کشور فقیری مانند افغانستان قطره ای بمثابه دریا میباشد. که این نشاندهنده عدم تساند و به بازی گیری سرنوشت سیاسی کشور منجر میشود. امروز در افغانستان بیش از صد ها حزب و گروه خود را به ثبت رسانده اند که اکثر شان فاقد کار آیی و جذب مردم می باشند و آلوده به قومی گرایی ولسان مشربی و سمت نگری هستند. و از همین سبب دروازه های این احزاب برای همیش بسته می باشد که عدم کشادگی بر مبنای کشش و خواست حقیقی، مردم را در قبال اهداف و حرکات حزبی فاقد عقیده و ارمان میسازد. در اینجا و هر جای دیگر عمر این اتحادیه ها و احزاب نهایت کوتاه می باشد، و بدین ترتیب شتاب و تنوع باهم ترکیب می شوند و گروه های سیاسی جدید را بوجود می آورند که اینها هم یکی بعد دیگر از صحنه می پرند.
در اینجا و سایر جا ها تصوراتی در مورد ائتلافها ی سیاسی، اتحایه یا جبهه های متعدد که وجود دارند نیرو و حضور شان روز تا روز در جامعه کم رنگ می شود و رفته رفته مفهوم خود را از دست میدهد در سابق دولت ها بر منبای ائتلافهای پایه دار صادقانه در فضای تساند و همدردی و پیشرفت ایجاد میشد و دوام می آورد ولی حالا عمر حکومت های ائتلافی فاقد اندیشه سیاسی حتی در انگلستان، اسرائیل و ترکیه نیز کوتاه و حتی نا ممکن شده است. این ائتلافها هرگز نمی توانند تا انتخاب رئیس جمهور آینده دوام بیاورند یا بلافاصله بعد از انتخابات ریاست جمهوری از هم می پاشند و بدین ترتیب پشت رئیس جمهور تازه برای پیشبرد برنامه ها یش خالی می ماند. (همچنان است در ایالات متحده امریکا زمانیکه از دو حزب مطرح یکی برنده شد ارکان دولت را بدست می گیرد و حزب دومی بدون اینکه تیر خود را از ترکش خالی سازد یک قدم به عقب در پشت سر تصمیمات حزب حاکم قرار میداشته باشند که از این تیر های احتیاطی در بسا موارد دولت بسر قدرت و در یک سخن آمریکا را حمایت میکنند که نشانه ای از وحدت و یکپارچگی یک ملت بزرگ را در بر آوده سازی اهدافش دنبال میکند.)
این انبوه زدایی توانایی سیاستمداران را در اتخاذ تصمیمات حیاتی بیشتر محدود میسازد. هرگاه مسأله ائتلاف در میان باشد آنقدر خواستهای مئتلفین زیاد میباشد که دولت و یا سازمان و شورا هایی که با آنها ائتلاف کرده اند از سیل تقاضا ها و درخواستها ی آنان بستوه می آیند. این مردمان که موکلین خود را بقدرت رسانیده اند از برگه های انتخاباتی خود توسط تلفونهای همراه فوتو برداری کرده و به موکل خود نشان می دهد که او را با این برگه انتخاب کرده و به کامیابی رسانیده است و از آن بحیث سپر در بر آوردن اهداف شخصی استفاده مینمایند، به این ترتیب سیلی از تقاضا ها و درخواستها ی خاص موکلین توسط وکلا بسوی مجالس قانونگذاری و ادارات دولتی سرازیر میشوند که اکثراً باعث اتلاف و ضیاع وقت مامورین دولت و وکیلان نیز میشوند.
گذشته از آن ما می بینیم که جامعه با سرعتی شتابان با صد ها انباشته مطلوب و نامطلوب بسوی تحولات در حرکت است ممکن است در جریان این تحولات تأخیر در تصمیم گیری بمراتب بد تر از تصمیم نگرفتن باشد. قسمیکه دیده میشود وکلای ملت آنچنان گرفتار کار های شخصی و موکلین هستند که این آقایان همدگر شان را فقط در حال آمد و شد در شورا می بینند که بهیچوجهه فرصتی برای تبادل نظر و هم آهنگی نظریات پیدا نمیگردد. باوجودیکه شرایط هر کشوری فرق میکند اما آنچه در همه کشور ها مشابه است تهدیدی است که موج آینده متوجه نهاد های منسوخ و کهنه دنیای صنعتی گردانیده است. زیرا این نهاد های کهنه به هیچوجه پاسخگوی تنوع اجتماعی – سیاسی جدید نیستند بخاطری که این نهاد ها برای جامعه ای ساده تر و کند تر طراحی شده اندکه به گِلِ نشسته اند و کهنه شده اند و بزمان حاضر نمیتوانند تعلق داشته باشند. این رویکرد ها به بمثابه از بین رفتن همراهی عمومی در جامعه است و بنوبه خود بمعنای این است که حکومتها بتدریج بطرف حکومت اقلیت که بر مبنای ائتلاف زود گذر و نا مطمئن بنا شده است سوق داده میشوند.
فقدان اکثریت مردم در بافت های حکومتی، دموکراسی را صرفاً بیک ادعای پوچ و مسخره تبدیل خواهد کرد. این امر مردم را در برابر این پرسش قرار میدهد که با توأم شدن سرعت تحول و تکثر و تنوع گروهها، آیا هیچ نمایندۀ منتخبی میتواند ادعا کند که نمایندۀ آراء حوزه خود میباشد؟
در یک جامعه انبوه صنعتی که مردم دارای نیاز های بنیادی میباشند که از همین سبب همراهی عمومی هدف قابل دست رس بشمار میرفت. ولی جامعه انبوه زدایی شده امروز نه تنها دیگر مقاصد مشرک ملی ندارند بلکه حتی مقاصد مشترک منطقه یی یا ولایتی و شهری هم نمیداشته باشند. و این خود مبین آنست که این فرضیات که مدتهای طولانی در جامعه مستولی و حاکم بود امروز در حل مسائل فرا ملیتی جامعه امروز و مقابله با مسائل بهم پیوسته، و ناتوان در همگام شدن با حرکت شتاب آلودۀ نیاز ها و مقابله با تنوع و تکثر گروه بندیها، و خورد شده در زیر بار مشکلات، در حال متلاشی شدن جلو چشم همگان قرار دارند.
|
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




انبــوه زدایی جــامعــه





