Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان


Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
اتــن قطــر، ســوگــواری برلیــن؟! PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - اجتمـــاعی
نوشته شده توسط ل. کریمی استالفی   
سه شنبه ، 27 دی 1390 ، 15:33

ل. کریمی استالفیمعاملات زیر زمینی حاکی از آنست که، انگلیس ها در زیر بنا و امریکایی ها در رو بنا، به وساطت چادر پوشان عربی، برای استحکام حصار فرو ریختۀ طالبان، این جانیان آدمکش و سیاه اندیشان قرن بیست و یکم، در قطر جانفشانی دارند.
توافقاتی که ازین معاملات سری و زیر زمینی به بیرون درز کرده، بما می رساند که، امارات متحده عرب، اولین کشوریکه حکومت طالبان را برسمیت شناخت، همراه با پاکستان، عربستان سعودی به همکاری انگلیسها، میخواهند تا حزب اسلامی حکمتیار و طالبان را با هم متحد سازند و ولایات جنوب کشور مان را به طالبان واگذار کنند.

 با وجود این همه جانقشانی ها، طالبان گفتند که :

1 ـ ما قانون اساسی را نمی پذیریم.

2 ـ کسانیکه از گروه طالبان به پروسه صلح پیوسته یا می پیوندد بقتل می رسانیم.

3 ـ با افغانهای هموطن مسلمان نـه، بلکه با امریکایی های کافر مذاکره میکنیم.

4 ـ به حملات خود تا خروج امریکایی ها هم ادامه می دهیم.

این همه زور گویی های کاذب و این همه به چالش کشانیدنهای پروسۀ صلح از طرف طالبان، هیچ یک از طرفداران نظام قبیله سالاریی را شگفت زده، هیجانی و مآیوس نساخت. اما ملاقات یکی دو نفر امریکایی با سه نفر از جبهۀ ملی، در مورد تغیر نظام ریاستی به پارلمانی، بسیاریی ها را به ماتم و سوگواری نشاند و از زبانها، آواز فحش و دشنام شنیده شد. آنها تجزیۀ افغانستان و صدمه به وحدت ملی را، در نظام فدرالی بهانه آورده، سرنا ها به هر کوه و برزن نواختند.

سوگمندانه کسی حتا لبی تر نکرد که، اگر ولایات جنوب به طالبان واگذار شود، تجزیۀ حتمی افغانستان متصور بوده و وحدت ملی برای همیش ازین سر زمین رخت می بندد.

در کشور افغانستان بنابر تنوع ملیتها، زبانها، مذاهب و گرایشهای قومی، هرگز سیستم سیاست ریاستی با صلاحیتهای بیشمار رییس جمهور، ولو ازهرقومی که باشد و بلاخره آنرا به سمتی و سویی می لغزانند، خلاف منافع و مصالح ملی میباشد، بناً سیستم ریاستی که از روزاول جناب کرزی صاحب به آن پافشاری داشت، درد ملت را دوا نکرد و نمیتواند بکند.

نظام ریاستی یک نظام کاملاً « اریستوکراسی + الیگارشی »، انحصار طلبی، خود گزینی، تعین سیاست و تمرکز قدرت بدست افراد تبارگرأ، ازویژه گیهای نظام ریاستی که آنرا میتوان با پادشاهی مطلق العنانی تشبه کرد، می باشد.

در سیستم سیاست نظام ریاستی، رییس جمهور شامل قوۀ مقننه نبوده و این رییس جمهوراست که تمام ارگانهای ذیصلاح را انتخاب و نتنها اعضای کابینه نزد رییس جمهور مسوول میباشند، بلکه پارلمان نیز به اصطلاح نزد قوۀ مجریه (دهن پُراو) است. اقتدار و صلاحیت پارلمان که عالیترین مرجع و مظهرارادۀ مردم میباشد، مُقید ساخته میشود و واژۀ دموکراسی درسیستم ریاستی نمایشی بیش نیست. زیر پا کردن بسیاری از فیصله های پارلمان از طرف رئیس جمهور موئید این ادعاست.

در سیستم ریاستی و قدرت مرکزی و مرکز گرایی، صلاحیت والیان نیز محدود بوده، مرد م و ارگانهای دولتی بخاطر اجرای کارهای نه آنچنان مشکل، مجبورند بطرف مرکز بدوند.

با آنچه که گفته آمدیم درآخرین تحلیل، برای ایجاد یک کشور سالم، دارای حقوق شهروندی، تأمین عدالت اجتماعی، ثبات دایمی واز بین بردن اختلافات قومی، چه باید کرد ؟.

آری... ما باید برای فردای عاری ازهمه محرومیت ها، منطقی باندیشیم که چطور زنده گی انسانی را در جامعۀ فقر زده و به غم فرو رفتۀ خویش بسازیم. به نظر بنده یگانه راه بیرون رفت ازین همه بدبختی ها، همانا آوردن نظام فدرالی در کشورمی باشد و بس.

 من دریکی از مقالات خویش نوشتم : اگر پیاده شدن سیستم دموکراتیک فدرالی باثر پافشاری های قبیله سالاران در کشور تحقق نپذیرد، پس تکلیف مردمی که سالها به زنجیر اسارت سنت های قبیلوی بند هستند چه خواهد شد. یا همیشه از آرمانهای انسانی شان چشم پوشی کنند، یا به ذلت ابدی تن دهند. که مورد خشم عده ای عقبگرأ واقع شد.

 ملت ما سیستم های گونه گونه را پشت سرگذاشتند، که یکی ازآنها هم نتوانست مشکلات ومصائب ملت را برطرف سازد، بلکه روز تا روزمصائب اجتماعی بیشتر و وجب وجب خاک ما کربلا وهرروزما عاشورا شد. درحالیکه انتطار داشتیم با روی کارآمدن حکومت اسلامی، با درنظرداشت قوانین اسلام، تمام اختلافات قومی و زبانی حل میگردد، اما با تأسف که نتنها کم نشد، بلکه بیشترهم گردید.

 اگردقیقتر به مسایل کشورنگاه کنیم، دیده میشود که همین اکنون نظر به خواست زمان، افغانستان قسماً و ذهناً به سیستم فدرالی غیر رسمی و یا واضح بگوییم ملوک الطوایفی اداره می شود، که باعث صف بندی هایی شده، هرگاه این سیستم بصورت قانونمند تشکل یابد، بسیاری ازین بی بند باریها رخت می بندد.

داشتن شورا های ولایتی، نصب والیان ازاقوام همان ولایت، پیوند های تنگاتنگ ارگان های ذیصلاح ولایات با انجوهائیکه مستقیم وغیرمستقیم دست به یک سلسله اعمال خومختاری زده اند، گذشته ازهمه سرنهادن دولت افغانستان به پیش شرط ها ی یکمشت جلادان رهزن، سر بُر و بی هویت، مبنی بر واگذاری ده ولایت پشتون نشین کشور به آنها، خود گویای نوعی عدم تمرکز بحساب می آید. اما نکتۀ جالب توجه دراینجاست که استقرار نظام نه براساس قانون اساسی و پذیرش آگاهانۀ ساکنان کشور، بلکه باساس زورگویی و تفوق طلبی مستحکم شده، که این نوع جنگ و گریز، پذیرفتن ها و نا پذیرفتن ها خود باعث هرج و مرج گردیده است.

 شائسته آنست، کشورهائیکه همین اکنون در کشورما بازی سوختن و ساختن را پیش می برند، باید مطابق سیستم های کشور خود شان طومار سیستم ریاستی را برچینند و با فرهنگ نوین جهانی، سیستم فدرالی را جاگزین سازند، تا از یکطرف عطش قدرت طلبی طالبا ن فروکش کرده و ازطرفی مُشتی مداح و مداری که قوانین طالبان را خواهانند و آنها را « مقاومت ملی » می نامند، اصالت های طبعی خود را طبعی تر بنمایش بگذارند.

امید وارم که این تبصرۀ کوتاه مرا به طرفداری افراد و اشخاصی که به عملکرد ها و ائتلافهای آنها به دیدۀ شک مینگرم و نا باورم، نه لغزانند. هدف من روی نظام کشور است نه روی افراد و اشخاص، از کجا باورمند شویم که اینبار هم دستهای پنهانیی در کار نباشد و با تغیر نظام ریاستی باز هم، چپن و کلاه به دریشی و نکتایی مبدل و چوکی نخست وزیری ریزرف شده باشد.

Advertise your business here. Click to contact us.
  • صفوی


    استا لفی صاحب بزرگوار!
    بنازم شما را با انتخاب این نام" اتن قطر ، و در برلین سوگواری".باور کنید این عنوان نازنین آنقدر کار بردش قوی است که در حقیقت یک سرطبل در قطر اتن امید و پیروزی را بر سر می پرورانند ودرسر دیگر طبل صدای غم، صدای بی اعتمادی، صدای فراخوان،صدای سوگ ماتم که از یک قماش هستن د البته بایک کمی تفاوت( نکتای ولنگی) همه جاه را فراه گرفته است که گوی دنیا در حالت زوال است ویا هم ق یامتی در راه است، از جمله تلویز یون مسکینیار "محمد زائی فاسد ومفت خور"؟ ،تلویزیون ملا محمد عمر (خطاب) یعنی تلویزیون گلبدین راکتبار قاتل مردم افغانستان با بر نامه های غم انگیز فاشیست مشرب عارف عباسی ودرتحت قیادت داکتر سید عبد الله کاظم رئیس قبیله که در زمینه شیوهُ حکومت قبیله سالاری نهایت ک ار گشته است وبه دور نخواهد بود که دوکتورای افتخاری خویش راهم در این بخش کرفته باشد، یک باره زنگ خطر فشار داده اند وبه قیبیلهُ خود اثبات بکند که ما ناجیان وبیرق بر داران قبیلهُ خود هستیم ،که به هیچ گس وبه هیچ ملیت وقومی دیگری اجازه نمی دهیم که صدای شان برای گرفتن حقوق وآزادی شان بلند شود. چه بسا خجال ت آور است هنور که هنوز این طبقه فکر می کنند که در دوران نادر غدار وحمید گل مهمند فاشیست زندگی به سر می برند، نه آقایون خود خواه قبیله سالار کور خواندیدف،بیدار شوید ما در عصر دیگری زندگی می کنیم ، دیگر تاریخ بر نمی گردد وزمان سیاه قبیله آهسته و آهسته در حالت نزع است. ناگفته نماند که جناب داکتر قبیله سالارکه چند روز قبل نشت بن رادر صحبت تلویزیونی خویش با عصبانیت کامل با اخلاق قبیلوی "قصهُ مفت& #34; مانند اسلاف شان قلمداد کردند.

  • ناشناس

    داکتر صاحب صفوی عزیز !! . میتوان بصراحت لهجه گفت : آرام آرام همه چیز به اصل خود رجوع خواهند کرد ، بس یار کوچک اند آنانیکه بخواهند جلو سیل مطالبات بر حق توده های ملیونی زیر ستم را بگیرند .
    عجیب زم انه ای شده ، هر چند که دنیا تغیر کرده ، انسانه...ا تغیر کرده ، سکون وسکوت جای خود را به فریاد و جهش سپرده ، اما با دریغ ودرد باید گفت : که افکار علیلی بنابر ملحوظات و احساسات تبارگرایی و تبار منشی در بین قشری از صاحبان استعداد ما تا جایی سرایت کرده که آنها را از مسیر « نو گرایی » نیز منحرف ساخته است .
    انگشت شماری ازین نوع قلمفرسایان چنان با جدیت میکوشند تا دهن های ما را مهر زنند و قلم های ما نرا بشکنند ، اما غافلند که دیگر زمان مهر زدن ها حتا در « قرآن !» نیز گذشته است .
    شاملو عزیز ای نرا می دانست که سروده :.

    « راستی که به دورانی سخت ظلمانی عمر می گذاریم

    کلمات بیگناه
    نا بخردانه می نماید
    پیشانی صاف
    نشان بیعاریست
    آنکه می خندد
    هنوز خبر هولنا ک را
    نشنیده است
    چه دورانی !
    که سخن از درختان گفتن
    کم وبیش
    جنایتیست
    چراکه از اینگونه سخن پرداختن
    در برابر وحشت های بیشمار
    خموشی گزیدن است »
    آری ...
    گروهی فشار می آورند تا تحفهء تولد خود را در قبیله « تفنگ» ، راه وروش خود را در قبیله از « مدر سه » و مرگ خود را در قبیله « انتحار » بپذیریم و هیچ از ماحول خود ، دین ودنیای خود آگاهی و شناخت نداش ته باشیم .
    من گاه گاهی به برخی از بزرگان قلم بدست خود می اندیشم و میگویم : چقدر جای تآسف است ک ه چرا یکدیگر خود وواقعیت های جهان را درک نمی کنیم و نمی پذیریم ، آنانیکه برای مرهم گذاری به شکست های سیاسی و اجتماعی وگذشته های مطلق العنانی خود با تازیانه زدنها آرامشی برای خود و قبیله خود جستجو می
    کنند ، در پیله خود گم گشته اند .
نوشتن نظر
Your Contact Details:
 
Comment:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
Security کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

TOLO NEWS 24.05

FARAAKHABAR 23.05

KANKAASH 21.05

GOFTMAAN 24.05

تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ


پروفیســور رســـول رهیــن
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 67 مهمان آنلاین

قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.