نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| آرزو، روئیدنی، همچون نیلوفر |
|
|
|
| مقـــــــالات - اجتمـــاعی |
| نوشته شده توسط میر احمد لو مانی |
| چهارشنبه ، 13 آبان 1388 ، 14:26 |
|
و اگر در چنین لجن زار (فرهنگ استبدادی ارتجاعی قبیله یی)، نیلوفر ی در حال شکفتن، در حال شکل گرفتن و در حال فریاد بر آوردن به سوی خورشید میباشد ؛. ان را نشکنید و در نطفه خفه اش ننمایید.
جامعه استبدادی مرد سالار ما، همواره دیدگاه مریض و جنون آمیزی نسبت به جنس زن داشته اند! و زن را صرف جهت ارضاء شهوت و تولید نسل در فرهنگ عمومی خویش پذیرفته اند.
زن بوده است و حرم سرا ها! زن بوده است و کاروان های اسارت و برده گی. زن بوده است و دنیای تلخ بیوه بودن و زهر تلخ جگر گوشه ها ی شهید و زن بوده است و دامان وی پرورشگاه، امید گاه و بستر گرم و فقیرانه یتیم و.....!
در حالیکه در افغانستان همه مناسبات ها بر محور استبداد می چرخیده است. اما شدت این استبداد بر حیات و زنده گی مادران مان مضاعف بوده است. به خصوص بر مادرانی از ملیت هزاره.
در میان نسل جدید بر خواسته از میان دود و خون و آتش، یکی هم محترم بانو لیلی آرزو میباشد.که ؛ گاهی با گویش شیرین فارسی هزاره گی (زبان بومیان نقاط مرکزی افغانستان) همچون بلبل ی بر شاخسار های سوخته، نغمه سرایی مینماید و گاهی با نثر شیوا گوشه ها یی از درد و رنج و الم آدمیت را به باز گویی می گیرند. که، بدون شک باز گویی رنج و محنت آدمی کاریست پیامبر گونه.
هدف از نبشتن این گفتار، تامل است بر نشر مطلبی بنام (مصاحبه روزنامه پیمان ما با لیلی آرزو) که در چند سایت اینترنت ی به نشر سپرده شده بود. در این گفتگو بانو آرزو، گوشه ها یی از حقایق تلخ زنده گی اش را به باز گویی گرفته بودند. که این بازگویی ها برای تعداد از مردان به اصطلاح (غیرت) مند ما نا خوش آیند واقع گردیده بود. و در این باب سخن ها (یاوه سرایی ها) به درازا کشیده بود و......
در جامعه یی که در فرهنگ ان شنیدن صدای پای زن حرام است، زن بودن درد ی است عظیم و بی نهایت سخت. و در چنین فرهنگ ی (آرزو) شدن همتی میخواهد والاتر از همت مردانه تمام مردان ما.
این که، آرزو در کدام مقطع از تاریخ زنده گی اش " کی " و چی " بوده است برای ما هیچ گونه اهمیتی نه می داشته باشد. بلکه افتخار امروزی ما این است که، ما در میان بانوان فرهنگی ملیت هزاره، شخصیت همچون آرزو را، موجود داریم.
در شرایط (جنگهای تنظیمی کابل) که خیلی از کفتار های خون آشام، انسان و انسانیت را به سلاخی گرفته بودند. در آن شرایط تحت نام هر ملیت ی حفظ " جان " و " حیثیت " یک امر ضروری و واجب به حساب می آمده است. و گذشته از آن زهر تلخ و کشنده استبداد با یک برنامه ریزی کاملا دقیق و از پیش تعیین شده یی، در پی حذف هویت مان بوده است. و اگر امروز، روزنه یی برای فریاد و ابراز موجودیت هویت مان میباشد، باید از حضور پر رنگ جوامع جهانی در این سرزمین خون، استبداد و آتش باید، سپاس گذاری نمود.ن زهر تلخ استبداد ااااااااااننننننننن ور نی با چنین طوفان استبداد فاشیست ی، نه میدانم که حالا چی به سر مان می آمد. که میداند که؛ چقدر از خواهران مان که حالا همچون آرزو باید قامت راست مینمودند، در جریان سلاخی کابل در دوران جهاد، نا شکفته، پرپر گردیدند؟!
لیلی قامت بلند آرزوی میلیون ها زن هزاره میباشد. بگذار تا در دامن استعداد خداداد ی که در وجود وی نهفته است، رشد و بار ور گردد. و بگزار لیلی زبان گویای میلیون ها انسان درد مند و ستم دیده یی باشد، انسان ها یی که، در شوره زار تلخ استبداد منسوخ گردیده و مسکوت ماندند. و بگذار لیلی در پرتو همت والا و انسانی خویش به قامت سیما سمر در اوج نبوغ، استعداد و تفکر انسانی به قله های بلند و بلند تر، به صعود بپردازد و..... لیلی آغی ؛ تفکر، اندیشه و قلم ات پرتوان باد.
!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved." |
نامــزد وکیــل شــایسته

استاد محمد جعفــر کــوهســتانی
نامــزد وکیــل برای شــورای مــلی
ســال ١٣٨٩ ولایت کــابل
فهــرست کــاندیدان مــردم

لست نهــائی کــاندیدان مــردم
در انتخــابات شورای مــلی سال ١٣٨٩
ویدیـو هـای نشر شده

گــــزارشــــات نشـــر شــده
ویــــدیــــو ئـــی خـــــــاوران
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




در سرزمینی که استبداد از درو دیوار آن میبارد و فرهنگ ارتجاعی همچون زهر "سم" مرگ میفشاند. بودن و انسان بودن همتی میخواهد خدا گونه، آن هم بخصوص برای انسان ها یی از تبار ؛ زنان.




